وب سایت نشر آثار و اندیشه ها

تولیدات و مانع تراشی ها

توليدى بنده اكنون آن است كه هشتصد كتاب نوشته ‏ام. آيا تعداد هشتصد كتاب عجيب نيست و براى عقل آدمى قابل هضم است؟ در انگلستان چنانچه شخصى يك كتاب بنويسد به او حقوق نويسندگى عطا می ‏كنند ولى آيا به ما هم حقوق داده می ‏شود؟! يا آنكه می ‏گويند مواظب باش از جاى خود نجنبى، شما بسيار خطرناك هستيد. اما چه خطرى؟ تمامى مطالبى كه من نوشته ‏ام از آنِ انقلاب، نظام، كشور، دين، رفاه مردم و معنويت اجتماعى است و به درد اين آب و خاك می خورد. خدا شاهد است سعی می نمایم  سر سوزنى مطالب منفى و نامناسب در نوشته ‏ها نسبت به دين، نظام و مردم نباشد. زيرا ما قرن‏ها می خواهيم زندگى نماييم «كأنك تعيش ابداً» پس می بايست دفاع از اين هستى داشته باشيم، اما طلبه وقتى مأيوس باشد و انگيزه و حس مسؤوليتى در او ايجاد نشده باشد می گويد توليد ما چه گرهى را باز می ‏كند و به چه دردى می خورد از اين رو متخصص، نويسنده، فيلسوف و فقيه موفق دانشمند نمی ‏توانيم تربيت كنيم بنابراين بايد طلبه ‏ها را ملزم نمود تا موقع تحصيل و درس خواندن توليدگر باشند يعنى در اين سال تحصيلى مشخص باشد كه اين طلبه چه چيزى توليد خواهد نمود تا خداى ناكرده در انجام وظايف خود شانه خالى نكرده و درس را مانع و بهانه قرار ندهند.

من از کودکی يعنى شش سالگى شعر می ‏سرودم، ديوان شعرم به ده ها جلد [50000 بیت] رسيده است اما همه را در گونى كردم خدا آقاى الهى قمشه ای را رحمت كند ايشان می ‏فرمود: تا رساله چاپ نكردى سراغ چاپ شعرهايت نرو چنانچه شعرها را چاپ كنى برخی بی ‏مقدمه می گويند بی سواد است... . حال آنكه شعرايى همچون حافظ، مولانا و فردوسى از دانشمندان كشور ما بودند نه از بی ‏سوادان. اينها چه افكار پوسيده و بی ‏بنيانى است كه دامن‏گير برخى افراد می ‏شود.

در هر حال مقصوم آنكه اكنون بر طلبه‏ ها لازم است كه شروع به نگارش نمايند، بنويسند و نقد و بررسى كنند. همان طور كه سابق گفتم ما استادى داشتيم كه می ‏گفت: بنويس حتى اگر چيزى هم به ذهنت نيامد حداقل يك فحش به من بنويس تا دلم خوش باشد كه تو تكانى به خود داده‏ اى. می ‏گويند هويدا زمانى به تيمارستان می ‏رود، فرد متشخصى به هويدا می ‏گويد قربان مرا بی ‏دليل بازداشت كرده ‏اند من عاقل و دانشمند هستم و كتابى پانصد صفحه‏ اى را نوشته‏ ام. - حال قضيه ما شده كه می ‏گوييم هشتصد نوشته داريم - هويدا می گويد كتابت را بياور و آن شخص هم می ‏گويد بفرماييد قربان اين كتاب من است پس از آن هويدا می ‏گويد اين شخص را چرا گرفته‏ ايد. از اين رو او را آزاد می ‏كنند اما هويدا كتاب را كه با خود به منزل برده بود شب آن را براى مطالعه باز می ‏كند ولى می ‏بيند در تمامى اين صفحات چنين نوشته شده كه تلق تتلق تلق تتلق سپس می ‏گويد عجب ديوانه‏ اى بوده آن شخص.

اين روزها برخى طلبه‏ ها می ‏گويند چه بنويسيم وقتى اين همه آيه و حديث در مقابل شماست از يك آيه قرآن كريم يا از يك روايت آغاز كنيد، من حاضرم ده ها عنوان كتاب به شما بدهم ولى شروع به نوشتن نماييد زمانى كه اين همه مور و ملخ در دنياست راجع به آنها شروع به نگارش و نويسندگى كنيد تا سال به سال توليدات شما در هر نقطه‏ اى از زمين خريدارى شود. گاه می ‏شود فردى بيست سال درس طلبگى خوانده اما سواد نوشتن يك نامه براى عمه خود را هم ندارد حوزه علميه را با ضاد می ‏نويسد يا مصباح الاُنس را مصباح الاَنَس می خواند، زمانى كه وكيل می ‏شود نيز از خط خرچنگ قورباغه شخصى كپى می گيرند و به ديوار نصب می ‏كنند كه مردم، اين شخص می خواهد وكيل شما شود. وقتى نگارش و توليد در ميان نباشد پس از مدتى تمامى اين محفوظات از خاطر انسان محو می ‏شود. پس بايد ماهى را رها كرد و تور را در دست گرفت. يك طلبه می ‏بايست از صبح تا به شب كار و كوشش داشته باشد و اعلام كند كه چنين پروژه توليدى، درسى و تحقيقى را داشته و آن را در هر تعداد صفحات چاپ و بسته ‏بندى نموده و به فروش بگذارد تا احتياجى به اين شهريه‏ ها پيدا نكند.

 

 

 

 

تمامی حقوق این سایت محفوظ می باشد و استفاده از مقالات ، کتاب ها و... تنها با ذکر منبع بلامانع است