وب سایت نشر آثار و اندیشه ها

 

 

فصل ششم: تألیفات و دانش‌نوشته‌های علمی

 تألیفات و دانش‌نوشته‌های علمی

فصل ششم: تألیفات و دانش‌نوشته‌های علمی

 

فصل ششم: تألیفات و دانش‌نوشته‌های علمی

پیش از این، جلساتی را در محضر حضرت آیت‌اللّه نکونام بوده‌ایم. ضمن تقدیر و تشکر از محضر استاد، از ایشان استدعا داریم در تعقیب بحث‌های گذشته در این جلسه ـ که هفتمین جلسه‌ای است که مزاحم ایشان می‌شویم ـ تألیفات خود را معرفی بفرمایند و این‌که از چه زمانی به تألیف کتاب روی آوردند؟

بسم اللّه الرحمن الرحیم، و به نستعین، إنّه خیر ناصر و معین.

پیش‌تر گفتم به سبب توفیقاتی که خداوند متعال قرین راهم کرده بود، در سن یازده سالگی خود را در مسایل معنوی و بسیاری از جهات فارغ دیدم. از شش سالگی شعر می‌گفتم که بخشی از آن موجود و آماده انتشار است. از نخستین شعرهای خود می‌توانم به بیت زیر اشاره کنم که در طفولیت گفته‌ام و هم‌اکنون نیز به آن غبطه می‌خورم:

نکو خون جگر در جام دل ریز

که زین محبوبه ناید جز عنادی

تخلص من در شعر از همان ابتدا «نکو» بوده است. شعرهایی که می‌گفتم، از فراز و نشیب‌ها و عشق و محبتی که در دلم می‌جوشید، حکایت دارد. عشقی که هنوز هم به قوت خود باقی است و هیچ گاه افول نیافته

(261)

است. بعدها در عرفان برایم تحلیل شد که «عاشق کشی حلال است»، اما روزی که این شعر را سرودم، به تفصیل این حقیقت را نمی‌دانستم. شعرهای کودکی‌ام نخستین اثر مکتوب بنده است که با اشعار سال‌های بعد در قالب ده جلد کتاب آماده انتشار است. ویژگی‌های منحصر به فرد سروده‌هایم را در کتابی به نام «نفیر عشق» توضیح داده‌ام که به چاپ رسیده است. هم‌چنین نخستین اثری که در مسایل علمی نگاشته‌ام، کتاب «اخباری و اصولی چه می‌گویند؟» است. این کتاب را در سن شانزده سالگی و در رد بر «اخباری‌گری» نوشته‌ام. همان روزها کسی قصد داشت این کتاب را چاپ کند، ولی چون من نزد استاد اخباری‌ام درس خوانده بودم و ایشان هنوز در قید حیات بود، به پاس حرمت ایشان، این کار را نکردم. این کتاب در سال 86 چاپ شد. در این کتاب، به احترام آن استاد، نامی از ایشان نیاورده‌ام و تنها به بررسی و نقد افکار و اندیشه‌های وی و این طایفه پرداخته‌ام.

پیش‌تر گفتم که در نوجوانی در فن تجوید چیره‌دست بودم. آن زمان، کتابی در این فن نوشته بودم که بسیار قوی و کامل بود و حتی اهل علم بدان نیاز داشتند. این نوشته باقی نماند و با دسته‌ای از نوشته‌هایم به سرقت رفت و در گمانم نمی‌گنجید که در این دیار سرقت نوشته هم پیش آید! بعدها علم تجوید را در این حدّ فن لازمی ندانستم.

غالب کتاب‌هایم را شب نوشته‌ام و در روز بیش‌تر درس و بحث داشته‌ام. اگرچه همیشه مشغول کار بوده‌ام. شعرهایم ارمغان آخر شب‌ها و بعد از نیمه شب است و در روز کم‌تر شعر گفته‌ام، مگر آن که زمینه آن

(262)

پیش می‌آمده است. بیش‌تر شب‌ها را نخوابیده‌ام و تا صبح به تحقیق و نگارش مشغول بوده‌ام. مسایل ذهنی و علمی را نیز بیش‌تر در تنهایی و تاریکی دنبال کرده‌ام. غیر از مواقع ضروری چندان نیازمند و یا وابسته به نور و روشنایی نبوده‌ام. کتاب‌های درسی را بیش‌تر پیش مطالعه می‌کردم و با اساتیدم مباحثه می‌کردم و هر درسی را که می‌توانستم، درس می‌دادم و مباحثه نمی‌کردم. ارث لمعه را مطالعه می‌کردم و خودم را نزد استاد تست می‌کردم که چه مقدار از عبارات آن را هموار کرده‌ام. حاشیه ملا عبدالله را با سیوطی حفظ کردم. پیش از این نیز گفتم که حافظه‌ام بسیار قوی است؛ به‌گونه‌ای که نیازی به نوشتن درس‌های اساتید پیدا نمی‌کردم. من در طول عمر خود حتی یک خط از حرف‌های اساتیدم را ننوشته‌ام و نیازی به نوشتن نداشته‌ام، از این رو تقریری از استادی ندارم و بر نوشته‌های خود تکیه دارم.

ویژگی اساسی تألیفاتم را می‌توان «پیرایه‌زدایی» در حوزه معرفت دینی و مسایل فلسفی و اجتماعی دانست. از طفولیت به این باور رسیده بودم که بسیاری از قواعد، قوانین و احکامی که به نام دین یا علم در کلام، فلسفه، عرفان و فقه و در سنت‌ها و مباحث اجتماعی وجود دارد، قابل نقد است و شماری از آن نیز مستند نیست و دلیل و حجیت ندارد. از این رو نقد قوی و پیرایه‌زدایی از این متون را هدف نخستین تدریس و نوشته‌های خود قرار دادم و هیچ‌گاه در پی نقالی و تألیف و جمع‌آوری متن از این کتاب و آن کتاب نبوده‌ام. گاه شده است که چند شب بر بحثی تمرکز می‌کردم تا بحثی نقدناپذیر را ارایه کنم. در ارایه بحث‌ها نیز لازم‌ترین کار را مدّ نظر

(263)

داشته‌ام و بحث‌هایی که به نیکی ارایه شده یا مشکلی عمده نداشته را بر نمی‌گزیدم و به موجودی آن بسنده می‌کردم.

از نوشته‌های بنده در فقه که چاپ شده است می‌توان «تحریر التحریر» و «حقیقة الشریعة فی فقه العروة» را نام برد. این دو کتاب نسبت به نظایرش دارای امتیازاتی است. از جمله این‌که: متن کتاب «تحریر الوسیله مرحوم امام و «عروة الوثقی» همراه با اندیشه فقهی ما بازنگاری شده و مشکلات ویرایشی آن دو تصحیح گردیده است. هم‌چنین ساختاری نوین را در فقه ارایه می‌کند و افزون بر این، احکام آن به صراحت آمده و دو کتابی را که مسایل احتیاطی آن بسیار است و مطالب صریح و فتاوای شفاف ندارد، به فتاوای صریح تحویل برده است. کتاب «حقیقة الشریعة» و همین‌طور «تحریر التحریر» ساختار جدیدی را در فقه پیش رو می‌گذارد و با اصل خود یعنی کتاب «العروة الوثقی» و «تحریر الوسیله»» هم از لحاظ ساختار، هم از زاویه قوت متن و هم به اعتبار محتوا تفاوت‌های بسیاری دارد. این تفاوت‌ها در رساله «توضیح المسایل» نیز خود را نشان می‌دهد. این رساله دو جلدی هم‌چون گزیده آن هماهنگ با ادبیات و زبان مخاطبان و گفته‌خوانان روز، روان، گویا و شیواست و سعی شده از هرگونه پیچیدگی به دور باشد. این رساله بر خلاف نظریه رایج در لسان فقها و با تأکید بر اندیشه فقهی ما بر این‌که «تشخیص موضوع خارجی حکم بر عهده فقیه است» نگارش یافته است؛ چرا که فقاهت و درک عمیق از دین، جز از طریق تماس با رخدادهای زمان و شناخت موضوع خارجی و دریافت پاسخ دین در هر مورد جزیی به دست نمی‌آید و دور ماندن از فهم

(264)

موضوعات، اسلام‌شناسی عزلت‌گزین را در پی می‌آورد. فقاهت باید در متن حرکت سیال زندگی بشر جریان داشته باشد تا پویایی و کارآمدی خود را به دست آورد و با شناخت موضوعات خارجی و نگاه وسیع به زمان حال و آینده بتواند نیاز این عصر و آینده را دریابد که نظام فقهی ارایه شده از ناحیه ما توانسته است عهده‌دار آن گردد. در این چند کتاب، برای فقه دارای سه رکن بنیادین در نظر گرفته شده است:

1) تشخیص مورد و موضوع خارجی حکم؛

2) دریافت معنا و مراد شریعت به شیوه نظام‌مند؛

3) شناخت ملاک واقعی و چرایی تشریع حکم با پرهیز از هرگونه قیاس، استحسان و پنداربافی و مصلحت‌سنجی‌های بی‌اساس.

در آن جا گفته‌ایم: «غفلت از سه اصل یاد شده، فقه را به شبکه کوتاه‌نگری و حصر توجه به ظاهر واژه، قاعده یا صورت دلیل و قصور در پژوهش گرفتار می‌آورد و در نتیجه، فقیه خود را در ارایه حکم ناچار از چنگ زدن به «احتیاط» می‌بیند؛ چنان‌که همین کوتاهی در ژرف‌پژوهی همراه با ضعف اراده در انتخاب گزینه درست و حقیقی، علت بسیاری از برداشت‌های نارسا و دریافت‌های ناقص و در نتیجه زیاده‌روی در تمسک به احتیاط شده است. همان‌گونه که گفته شد یکی از علل بسیاری از موارد احتیاط، ضعف اراده علمی و عدم توانمندی در انتخاب گزینه درست و حقیقی است.

این در حالی است که حکم فقیه باید روشن و صریح باشد تا مقلدان را در دست‌رسی به حکم شرعی، سردرگم و پریشان نسازد؛ اما این سیره که با

(265)

توجه به مستند حکم در بیان فتوا از عباراتی مانند: «بنا بر احوط»، «بنا بر احتیاط»، «محل تأمل است» یا «محل اشکال است» استفاده شود و با بیانی کلی، شناخت موارد «احتیاط واجب» از «احتیاط مستحب» را به مخاطب واگذارد، مکلف را از شناخت وظیفه خود دور می‌سازد و در واقع، چون مجتهد از ادبیات مناسبی در ارتباط با مخاطب و گفته‌خوان خود به‌ویژه مخاطبان جوان و نوگرا برخوردار نیست، نمی‌تواند با مردم و واقعیت‌های زمانه ارتباط عادی و کامل برقرار نماید». بنده در دو کتاب «حقیقة الشریعة» و «تحریر التحریر» و نیز در «رساله عملی»، «احکام نوین»، «احکام پزشکی»، «مناسک حج»، «بلندای فقه شیعه» و دیگر کتاب‌های فقهی خود به این نکته توجه داشته و در همه موارد، فتوای صریح خود را بیان داشته‌ام تا مکلف به راحتی بتواند وظیفه خود را در هر موضوعی بشناسد. در برخی از مسایل نیز نوآوری به معنای دقت در کشف حکم دیده می‌شود. برای نمونه، بنده در بیست سالگی تقلید نمی‌کردم و وقتی ساکن قم شدم، اولین نماز خود را تمام گزاردم؛ اگرچه دسته‌ای از فقها می‌گفتند: باید مدتی را در محلی بمانید تا عرف بداند شما قصد توطن کرده‌اید و سپس نماز را تمام بخوانید. اما بنده ملاک آن را قصد شخص می‌دانستم و نه اطلاق عرف. قصد توطن امری نفسی است نه خارجی تا نیازمند تصدیق عرف باشد، که ساختار این نظریه را باید در بحث‌های فقهی جست.

درست است که گاه شمار درس‌هایی که بنده در روز داشته‌ام به بیش از ده درس می‌رسید، اما این درس‌ها وقت چندانی برای مطالعه نمی‌برد و گاه دشوارترین درس‌ها را در ده تا پانزده دقیقه مطالعه می‌کردم. از این رو

(266)

بیش‌ترین وقت را برای تحقیق در حوزه دین‌شناسی و نگارش کتاب داشته‌ام. من نزدیک به چهل سال است که در حوزه علمی قم تدریس دارم و به‌ندرت پیش آمده که درسی را به تکرار گفته باشم. تنها منظومه حاجی سبزواری و مکاسب و کفایه بوده که دو یا سه بار تکرار شده است. از منظومه حاجی در سال‌هایی که تدریس داشتم، تنها چند سالی از آن ضبط گردیده و بقیه از دست رفته است. آماده‌سازی این دروس برای انتشار نیز بخشی از وقت مرا می‌گیرد.

«نگارش»، در حال حاضر عمده‌ترین کار بنده است و بیش‌ترین وقت را از من می‌گیرد. از این رو شمار تألیفاتم بسیار است و بخشی از آن ـ که نزدیک به یکصد جلد کتاب است ـ به چاپ رسیده و بخش اعظم آن در مرحله آماده‌سازی برای چاپ و یا تکمیل است. هیچ‌یک از این کتاب‌ها به مسایل تکراری و غیر ضروری دین و جامعه نمی‌پردازد، بلکه اساسی‌ترین و تأثیرگذارترین مسایل حیات معنوی و اخروی و نیز نظام عقیدتی یا علمی انسان‌ها را در تمام حوزه‌های علوم انسانی و هم‌چنین اموری که بیش‌ترین نقش را در جامعه دارد، برمی‌رسد. کتاب‌های فقهی بنده که تنها دو رساله عملی «حقیقة الشریعة فی فقه العروة» و «تحریر التحریر» از آن چاپ شده چندین جلد است که مهم‌ترین بحث‌های روز مانند «ولایت فقیه»، «حکومت اسلامی»، «غنا و موسیقی»، «قمار» و «احکام قضایی» را با نگاهی نو می‌کاود.

نوشته‌های بنده در عرفان نیز همین ویژگی را دارد و سعی بر آن بوده تا عرفانی شیعی و هماهنگ با آموزه‌های اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام در

(267)

این کتاب‌ها ترسیم گردد. متأسفانه در عرفان اسلامی، عارفانی که اهل عرفان بوده‌اند، به پیروی از جناب «محیی‌الدین عربی» پرداخته‌اند و کارهای آنان بیش‌تر حاشیه‌ای، ذیلی، شرحی و توصیفی بوده است و عرفان در شیعه تاکنون نتوانسته حیات و نشاط علمی و ولایی خود را باز یابد؛ اگرچه عرفان نظری جناب ابن عربی ـ که میراث اسلامی به شمار می‌رود ـ برای عصر خود بزرگ بوده و تا اندازه‌ای رشد یافته است، اما این موجودی پاسخ‌گوی نیازهای اندیشاری و کرداری بلند توحیدی و فرهنگ عمیق ولایی شیعه نیست. باید در این زمینه به ژرف‌اندیشی، پژوهش و تربیت محققان همت گمارد تا شاید آنان نظامی به سامان از عرفان اسلامی را پایه گذارند و کاستی‌های عرفان موجود را که تا دورترین خانه‌ها راه یافته و آثار و نشانه‌های خود را در قلب و جان مردم نهادینه نموده است، برطرف نمایند.

متأسفانه عرفان شیعی و متون درسی آن، صورت و چهره عرفان اهل سنت را دارد. هرچند عارفان شیعی همواره در عرفان آزادی عمل داشته و خود را گرفتار حد و مرزی جز عصمت و ولایت نساخته‌اند، ولی مرز و حصر اصطلاحی عرفان شیعی هنوز حالت حِکمی فرهنگ امامت و عصمت را نیافته است و جای بسی تأثر است که چنین مردمی با چنان محتوای گویایی، به قول معروف: نان خود را بر سر سفره دیگران تناول می‌کنند و همت تهذیب این امر را بر خود روا نمی‌دارند و در رفع این نقیصه نمی‌کوشند.

هم‌اینک در عرفان اسلامی، متنی جامع، سالم، گویا و پیراسته از مطالب

(268)

غیر علمی وجود ندارد؛ برای مثال: با این که نوشته‌های جناب محیی‌الدین و قونوی از بهترین متن‌های عرفانی است، اشکالات اعتقادی، فلسفی، عرفانی و عقلی فراوانی را در خود جای داده است و هیچ یک متنی ولایی، فلسفی، جامع و کامل نیست و سعی ما بر این بوده است تا نخست به نقد و بازاندیشی متون اصیل و مادر در عرفان بپردازیم و سپس متنی منقّح و پیراسته را ارایه نماییم. ما درصدد چنین امر بزرگی هستیم، اگر عنایات الهی یار گردد و زمینه‌های مقدمی آن آماده است و ترسیم درست و نهایی آن را می‌طلبد.

نظیر این مشکلات در دیوان حافظ نیز دیده می‌شود که نقد مشکلات آن را در کتابی با عنوان «نقد صافی» آورده‌ام که به نوعی به نقد و پیرایش این دیوان فراگیر در قالب غزل می‌پردازد. سرگردانی، انزوا، زهد منفی و بی‌میلی به مظاهر مادی عالم و آدم که در این دیوان بر آن تاکید می‌شود، مسیر مشخص و روش زنده و پویا را از علاقه‌مندان به آن سلب می‌نماید و ما بر آن بوده‌ایم که با نقد داده‌های آن به زبان شعر، عرفان فعال و مسؤولیت‌پذیر و پیشرو را به تصویر بکشیم. توصیه به انزوا طلبی عارفان و قلندر مسلکی و درویش پیشگی در بسیاری از کتاب‌های عرفانی ـ اعم از منثور یا منظوم ـ دیده می‌شود و این کتاب‌ها با تمام ظرافت‌ها و نازک‌اندیشی‌هایی که دارند، متأسفانه انبوهی از مباحث زاید، تکراری و اندیشه‌های باطل و بی‌اساس هیأت، کلام و فلسفه و بسیاری از مکاشفات خیالی را در خود جای داده‌اند. این نابسامانی‌ها موجب تحیر یا گریز هر اندیشمند تازه واردی می‌شود و این گریز و تحیر خود قضاوت‌های ناروا و

(269)

بی‌حسابی را به دنبال داشته است.

از دیگر مشکلات و آسیب‌های عمده‌ای که در کتاب‌های عرفانی دیده می‌شود و ما در نوشته‌های خود بر تصحیح آن همت گمارده‌ایم، تصوری است که مؤلفان این کتاب‌ها از «وحدت شخصی وجود» داشته‌اند که توضیح چگونگی آن را باید در جای خود دید.

شایان ذکر است عرفان توحیدی ـ که روح حیات بشری است ـ با کمال تأسف و اندوه، اسیر دستِ آلوده استعمار گشته و در نتیجه، این موهبت الهی نیز در پنجه خشن استعمار، آلوده به تظاهر، خودنمایی و تنگ‌نظری یا بدعت‌ها شده است.

استعمار در کنار عارفان بزرگ اسلام و مردان عظیم و چهره‌های برجسته ربانی، عناصر ساختگی و مرشدان سودجوی عارف‌مآب فراوانی را قرار داده تا راه حقیقت و مرام طریقت ـ که حقیقت و کمال شریعت است ـ در نزد همگان تاریک و بی‌ارزش گردد و چون عنصری زشت و نازیبا ظاهر شود تا جایی که علم عرفان و آموزش آن همانند دیگر مواهب الهی از دست اهل آن بیرون شده و اندک اندک و به مرور زمان به صورت حزب و دسته‌ای در حاشیه دین و دنیا، با نام اسلام، اسیرِ فعالیت‌های سیاسی استعمار گشته است.

توحید، وحدت و پاک‌باختگی آن مردان الهی با چهره خانقاه و بوق و «من تشا» و ریش و سبیل «بوق علی شاه!» و «دوغ علی شاه‌ها!»، معامله و معاوضه شده و جایگاه بلند خود را به آن واگذار نموده است؛ چنان که در میادین عرفانی، دیگر خبری از عرفان توحیدی و حتی عرفان دیروز یافت

(270)

نمی‌گردد. در این محافل عرفانی همه چیز جز عرفان یافت می‌شود و در پایان آن محافل نیز برای خالی نبودن عریضه، مردم ساده و ناآگاه را به شامی ساده و چند شعر و بیان کراماتی چند ـ راست یا دروغ ـ از پیشینیان سرگرم می‌کنند. این در حالی است که فراوانی از این سردمداران در خدمت استعمار و بازی‌گران سیاسی‌اند و دسته‌ای از آن‌ها فقیر نمایانی هستند که باید نام آن‌ها را در شمار فقرای میلیونر و میلیاردر و یا بالاتر از این آمار و ارقام قرار داد؛ هرچند این سخن در باور افراد ناآگاه نگنجد و در واقعیت آن تردید داشته باشند. استعمار چنان این بدنامی‌ها را نهادینه و فرهنگ نموده که اگر صاحب دمی چیزی داشته باشد، هرگز حاضر به اظهار آن نمی‌باشد و با آن‌که در قرآن کریم و روایات، از حضرات معصومین علیهم‌السلام ذکرها و مناجات‌های بسیاری به ما رسیده و نیز در حالی که اسلام، دین عشق و حال است، ولی هرگز کسی جرأت ندارد که از آن استفاده نماید تا جایی که در بعضی موارد، بر زبان راندن الفاظی هم‌چون «هو» که اسم اعظم الهی است مجوّز شرعی ندارد. ما این اذکار را در نوشته‌ای به نام «اسماء الحسنی» آورده و آثار و نتایج استفاده از هر ذکر را توضیح داده‌ایم. اذکاری که می‌تواند بسیاری از بیماری‌های روحی و روانی را درمان بخشد و یا مددکار انسان در نیل به معارف توحیدی باشد که این مجموعه می‌تواند در قالب دائرة المعارف بزرگی تحقق یابد.

از همان آغاز که دست به قلم بردم، چنین اهدافی را در نظر داشتم و بر آن بودم که دلایل لازم در این زمینه را فراهم کنم. تاکنون بخشی از کار انجام گرفته که با توجه به وسعت کار، توان و وقت زیادی را طلب می‌کند و

(271)

امیدوارم بتوان متن‌هایی منقح را در تمام رشته‌های دین‌پژوهی آماده کرد و نظام علمی جدیدی را پی‌ریزی نمود.

از دیگر آثاری که به چاپ رسیده است، می‌توان «معاد جسمانی» و نیز «خلود دوزخ و آتش و عذاب جاوید» را نام برد. من در اوان جوانی به تأثیر از عارفان پیشین در شعری گفته بودم:

لطف تو باید که ابلیس و نکو از درگهت

شادمان آیند و خرسند پس دگر آتش چرا

اما چون به حقایق قرآن کریم رسیدم، دیدم این شعر با متن کلام وحی سازگار نیست. بر این اساس مسأله خلود را به تفصیل، هم از دیدگاه قرآن کریم و هم از نظرگاه رویکردهای مختلف علمی، فلسفی و عرفانی مورد تحقیق قرار دادم تا دیدگاه قرآن کریم را با ارایه دلیل عقلی به اثبات رسانم.

باید دانست یکی از علل دین‌گریزی توده‌های آگاه، وجود پیرایه‌ها در دین است و پیرایه‌هاست که مردم آگاه و آزاد اندیش را از دین می‌راند و آنان را نسبت به انجام تکالیف دینی بی‌رغبت می‌سازد. هدف نخستین من در این کتاب‌ها ـ که تنها نوشته‌های خرد آن به چاپ رسیده ـ این مسأله مهم بوده است. همان‌گونه که گذشت، شمار این نوشته‌ها ـ که اغلب حاصل شب بوده ـ بسیار است؛ چرا که بیش‌تر شب را بیدار بوده و به تفکر و اندیشه در مسایل علمی پرداخته‌ام. از این رو تعجبی ندارد که شمار آن‌ها را فراوان بخوانم و صد جلد چاپ شده آن را نوشته‌های خرد و ریزی از آن مجموعه بشمارم.

(272)

آیا این آثار برای چاپ آماده شده است؟

همان‌طور که گفتم، نزدیک به یکصد جلد از این آثار در سال 1386 چاپ شده و تاکنون نزدیک به یکصد و پنجاه جلد دیگر آن برای چاپ آماده گردیده و دیگر آثار نیز در دست آماده‌سازی برای انتشار است. برخی از آن‌ها نیز کارهایی نیمه کاره است که نگارش آن ادامه دارد و جزو طرح‌های کلان است. کتاب زن ـ که پیش از این، مجموعه چهار جلدی آن چاپ شده است و پیش‌بینی می‌شود به سی جلد برسد ـ نمونه‌ای از این دسته است. در این مجموعه افکار و اندیشه‌های عالمان دینی از صدر اسلام تاکنون مورد نقد و پیرایش قرار گرفته است. کتاب «زن؛ مظلوم همیشه تاریخ» چهار جلد از این مجموعه است. اگر عمری باشد، این طرح‌های کلان ـ که بیش از چند صد مورد است ـ ان‌شاء اللّه به اتمام برسد وگرنه با وضعیت فعلی و ایجاد مشکلات و مانع تراشی از این سو و آن سو و کمبود امکانات و نیروی لازم، باید آن را به «رجعت» واگذاشت. آقا امیر مؤمنان علیه‌السلام نیز: «فلأنا بطرق السماء أعلم منّی بطرق الأرض»(1) سر دادند و رفتند، اما چه مقدار از آن را نشان دادند؟! ایشان آن را در رجعت انجام می‌دهند و ما نیز ان‌شاء اللّه اگر توفیق آن را یافتیم می‌آییم و طرح‌های نیمه‌کاره خود را هم‌چون آن حضرت به اتمام می‌رسانیم و آرای ولایی، عصمتی و شیعی در هر دانشی را ارایه خواهیم کرد. در ظلّ عنایت آقا امام زمان ـ عجل اللّه تعالی فرجه الشریف ـ و به برکت نظام اسلامی و خون شهدایی که برای سرافرازی اسلام ریخته شده، امید است شیعه در زمینه

  1. نهج البلاغه، ج 2، تحقیق محمد عبده، چاپ اول، 1412 ه ق. قم، دارالذخائر، ص 130.

(273)

دورسازی دشمنان از حریم تشیع در تمامی موقعیت‌ها و رشته‌های علمی رشد یابد و به نیرویی پیشرو تبدیل گردد و ما نیز به قدر توانی که داریم، کاری انجام دهیم.

گاه شده در پیش از انقلاب و پس از آن نیز برای حفظ نوشته‌ها ناچار شده‌ام آن‌ها را در کیسه‌های پلاستیک و پیت گذاشته و زیر خاک چال نمایم. هنوز بخشی از این نوشته‌ها دست نخورده باقی مانده است. فرشته‌شناسی، شیطان‌شناسی و بحث از جن نمونه‌هایی از نوشته‌هایی است که بکر باقی مانده است. در مدرسه فیضیه، اوایل دهه هشتاد ـ که می‌توان آن را نقطه عطفی در مسیر رشد علوم و دانش‌ها پس از انقلاب اسلامی دانست و فضای علمی آزادتر از گذشته شده بود ـ درس شیطان‌شناسی و جن را شروع کردم، اما برخی از افراد گفتند: «در فیضیه از جن سخن گفته می‌شود!» ما نیز پیش از هر اقدامی گفتیم بهتر است فقط از فقه و اصول سخن بگوییم! این برخورد پس از چاپ هشتاد جلد کتاب خرد و ریز و نه کتاب‌های درشت پیش آمد و یکی از عالمان، همت بر مقابله با بنده گزارد و چنان تندروی کرد که حتی دستگاه‌های مسؤول در نظام را به اقدام بر ضدّ انتشارات ما تحریک نمود و آنان نشر و توزیع کتاب‌های چاپ شده از بنده را مشکل‌دار کردند و امکان چاپ هر کتاب دیگری را نیز برای ما به تعویق انداختند. آیا در چنین فضایی که آزاداندیشی علمی پاس داشته نمی‌شود، می‌توان به طرح چنین مسایلی پرداخت و از جن، ملک و ابلیس گفت؛ گفته‌هایی که کتاب یا سندی جز اندیشه‌های خاص ندارد. هم‌اکنون توزیع و نشر کتاب‌های چاپ شده مشکل دارد و این امر با آزاداندیشی علمی که

(274)

شعار داده می‌شود منافات دارد و متأسفانه برخی از عالمان دینی نمی‌توانند صداهای جدید را بشنوند؛ هرچند این صداها پشتوانه فکر ژرف و موشکافی‌های شگرف را داشته باشد.

با توجه به این‌که در آثار شما نوآوری‌هایی به‌ویژه در فتاوا دیده می‌شود که خلاف مشهور حوزه‌هاست و داشتن فتوای خلاف مشهور در عرف حوزه‌ها خلاف ارزش دانسته می‌شود و شما به برخورد برخی از عالمان با بعضی از آثارتان اشاره کردید، چه رویکردی در تعامل یا تقابل با این فضا خواهید داشت؟ آیا انزوا و عزلت را اختیار می‌کنید یا بر نشر آثار خود پای می‌فشارید و یا سیاست دیگری را پیش می‌گیرید؟

در پاسخ به این پرسش، تقیه یا محافظه‌کاری را کنار می‌گذارم و صریح و شفاف با شما سخن می‌گویم. باید انصاف داد و صادقانه گفت که حوزه علمی امروز حوزه‌ای تقلیدی است. این حوزه اقتدار علمی ندارد و نظام درسی و تحصیلی آن محقق‌پرور نیست و افراد محقق آن ـ به‌ویژه در مرتبه عالمان مسن ـ اندک و انگشت‌شمار هستند. گرچه نیروهای جوان‌تر حوزه آزاداندیشی بیش‌تری دارند، اما مشکلات این زمان و هم‌چنین این سامان و ساختار افکارشان قدرت تحقیق دقیق را از آنان گرفته است. بی‌شک نوآوری در حوزه‌ای خلاف ارزش است که دانش‌محور نباشد و روح آزاد اندیشی در کالبد آن دمیده نشده باشد. در حوزه موجود ما نوآوری خلاف ارزش است؛ چنان‌که همین حوزه افکار فلسفی حضرت امام رحمه‌الله را سبب کفر و نجاست می‌دانست و کوزه مرحوم شهید آقا مصطفی را آب کشید! حوزه‌ای که تقلیدی باشد و از تحقیق خالی و تهی

(275)

باشد، افکار عالمان پیشین را پاس می‌دارد و به خود زحمت و اجازه نمی‌دهد که آن را نقد نماید. چنین حوزه‌ای به آرای عالمان گذشته رنگ تقدس می‌دهد تا جایی که نظرگاه مقابل آن را قداست شکنی و رویارویی با مقدسات می‌داند. درست است که عالمان گذشته خود مقدس بوده‌اند، اما چنین نیست که اندیشه‌های آنان عصمت داشته باشد و آنان دیدگاه حضرات معصومین علیهم‌السلام را دریافته و از همان خبر داده باشند. حضرت امام رحمه‌الله نوآورترین عالم جامع عصر است که در بعد حرکت سیاسی خویش دارای نوآوری‌هایی بود، ولی بسیاری از عالمان مشهور ـ که استوانه‌های آن روز حوزه بودند ـ یا با ایشان همراهی نمی‌کردند و یا با ایشان به مخالفت پرداختند. ما در رویکرد و تعامل با چنین جریان‌هایی تجربه انقلاب حضرت امام رحمه‌الله را داریم. تحجّر و تعصب غیر عالمانه به موریانه‌هایی می‌ماند که به تدریج ریشه درختی را که بر آن لانه زده است، می‌خورد. خوارج دوران حضرت امیرمؤمنان رحمه‌الله و نیز ابوموسی اشعری‌ها خود را در هر دوره‌ای نشان می‌دهند و مالک‌اشترها که اندک می‌باشند نیز همواره بوده‌اند. وقتی جریانی تحجّر مآب بر جامعه حاکم می‌گردد و با نیروهای دارای ذهن پویا و فعال برخورد می‌کنند، حرکتی در بستر جامعه به وجود می‌آید. در طول این حرکت، برخی از نیروهای وابسته به جبهه تحجّر ـ که سلامت باطن دارند ـ خود را باز می‌یابند و از این جبهه جدا می‌شوند و نیروهای غیر وابسته نیز به طور طبیعی نیروهای آزاد اندیش هستند که پیرو عقل سلیم می‌باشند و در صورتی که خرد آنان سلامت دلایل ارایه شده را بیابد، به آن می‌پیوندد و هرچه از زمان بگذرد، جریان واپس‌گرا ـ که پوچی

(276)

عقیده و باور دارد ـ موقعیت و چیرگی ظاهری خود را بیش‌تر از دست می‌دهد و جریان خردگرا آفتابی‌تر می‌شود. البته، گاه این امر پس از مرگ صاحبان اندیشه رخ می‌دهد. فلسفه ملاصدرا که در زمان خود نهضتی انقلابی ضدّ عالمان اخباری نقل‌گرا بود، نمونه‌ای از آن است. مغز متفکر این نهضت در زمان خویش به انزوا رفت و ملاصدرا در غربت کهک زندگی کرد و در غربت آن روز جان سپرد ـ به‌گونه‌ای که حتی مشخص نیست به طور قطع قبر وی در کجاست ـ اما امروز ایشان جریان حاکم بر فلسفه حوزه‌ها گردیده است. باید توجه داشت آگاهی و سلامت نیروهای جوان حوزوی بسیار بالاست و طلاب هوشمند و باسواد آن بسیار وارسته و شایسته‌اند و به همین جهت، روزی افکار واپس‌گرا و ارتجاعی را کنار می‌گذارند. البته، آنان باید از نظر فکری و علمی، خود را اقتدار بخشند و از تقلیدگرایی دور شوند و نیز از تقلید کورکورانه ـ که گاه رنگ قداست به خود می‌گیرد ـ دور گردند و دست‌کم احتمال دهند که ممکن است حقیقت جز آن چیزی باشد که اکنون می‌پندارند و به آن اطمینان دارند.

متأسفانه، برخی از حوزویان فرسوده امروز، نوآوری را ضد ارزش می‌دانند و کاری ندارند که این نوآوری از سر دقت و تحقیق است و سلامت دلیل پشتوانه آن است یا خیر. این در مَثَل، مانند آن است که اگر بینایی وارد شهر کورها شود، چشم داشتن وی در آن‌جا نقص شمرده می‌شود! در نوجوانی به کلیسا می‌رفتم و مسیحیت را نزد برخی از کشیشان درس می‌گرفتم. آنان هنگام دعا کردن چشم خود را می‌بستند و می‌گفتند: نمی‌شود کسی مسیحی باشد و چشم خود را باز نگاه دارد و آن را عیب

(277)

می‌دانستند، اما من که برای تحقیق رفته بودم، چشم خود را باز می‌کردم و کسانی را نیز می‌دیدم که چشمانشان باز است و می‌فهمیدم که این‌ها مسلمان هستند.

مشکل حوزه‌های ما نیز همین است که بعضی از قشرهای کهنه و ظاهرمدار، نوآوری را عیب می‌داند. البته نوآوری باید دارای پشتوانه دلیل و حجت باشد و نظام منطقی استنباط و کشف حکم در آن مراعات شده باشد و این امر با سخن گفتن بدون مبنا و بنا و شکستن حدود و نداشتن نظام علمی تفاوت دارد. شیخ انصاری در فقه به پیامبری می‌ماند و متون وی دارای استاندارد علمی حوزه‌ها بوده و مورد پذیرش حوزه‌ها نیز قرار گرفته است. ایشان فتاوای خلاف مشهور بسیاری دارد و مواردی که وی با فقیهان گذشته مخالفت نموده، فراوان است. برای مثال، وی صوت مرجّع و مطرب را از این لحاظ که ترجیع و تطریب دارد، بی اشکال می‌داند و این سخن با هزار سال تاریخ فقه موسیقی مخالف است. وی غنا را به اعتبار لهوی بودن آن حرام می‌شمرد و نه غنایی بودن آن که می‌خواهد بگوید صدای غنایی دلیلی بر حرمتش نیست و بیان بودن هم دلیلی بر حرمت نمی‌شود.

به هر روی، عالمان پیشین ما بسیار وارسته، شایسته و مردمی بودند، ولی توان و سطح علم و تحقیق در آنان محدود و ضعیف بوده و برای دریافت یک گزاره علمی به بررسی چند کتاب بسنده می‌کردند. این‌جانب نه شهرت را حجت می‌دانم و نه اجماع را با همه اقسامی که دارد؛ مگر اجماع عالمان صدر غیبت کبری و قرن چهارم (اجماع قدمایی) در صورتی که مدرکی نباشد که چنین اجماعی هم دارای مصادیق گویا و

(278)

متعدد نمی‌باشد. این در حالی است که بسیاری از اجماع‌ها ادعایی بیش نیست و وجود خارجی ندارد: به قول معروف در لسان اصولیون «المحصل لا یحصل والمنقول لا ینقل». بسیاری از اجماع‌ها ادعایی است که یا از سر تحقیق کافی نبوده و یا به سبب تقیه عنوان شده است. سوگمندانه باید اعتراف داشت حوزه‌ای که نوآوری و شکوفایی روشمند را ضد ارزش بداند، ناقص و ناتوان است و نمی‌تواند بار علم را در رهبری نسبت به توده‌های مسلمان و آگاه به مقصد برساند. حوزه باید همواره مولّد و نوآور باشد و باب تحقیق و تولید دانش را بسته نبیند و با استناد و کارشناسی لازم به ارایه گزاره‌های علمی بپردازد؛ به‌گونه‌ای که قابل احتجاج و پی‌گیری باشد. بسیاری از احکام فقهی فاقد استناد و حجیت است؛ هرچند سلف صالح یا مشهور آن را به تکرار بیان کرده باشند. مواردی از آن را در نوشته‌های خود خاطرنشان شده‌ام. نوآوری، تولید علم و از سر تحقیق سخن گفتن نیازمند شجاعت است و بنده تقیه در دانش‌های بشری و زمینی را در حال حاضر روا نمی‌بینم؛ چرا که دنیا به سرعت در حال رشد علمی است و روزی می‌رسد که به احکام فاقد دلیل و حجت، از نظرگاه علم اشکال می‌کند و آن را به باد نقد و انتقاد می‌گیرد؛ روزی که ممکن است این کار با دست‌هایی بیرون از حوزه صورت بگیرد. جا دارد که امروز نهضت علمی و نقادانه با گام‌های بلند نیروهای داخلی حوزه آغاز شود و مشکلات حوزه به امداد نیروهای خودی ـ که قصدی جز خدمت به دین ندارند ـ ترمیم گردد تا فردا کار به اغیار سپرده نشود. البته، مستند سخن گفتن و پرهیز از تقلید کورکورانه از گذشتگان سخنی است و لزوم پاسداشت

(279)

حرمت آنان سخنی دیگر است و این دو با هم تنافی ندارد.

گاه پروا و احتیاط مؤمنانه عالمان شیعی در تحقیقات علمی آنان دخیل شده و به آن زیان زده است و عرصه احتیاط را در ارایه احکام شرعی برای آنان چنان وسیع نموده که تحقیق فقهی روح علمی خود را از دست داده است؛ در حالی که وارستگی باید در خدمت رشد علم باشد؛ نه آن‌که روحیه تحقیق را از انسان بگیرد و ضعف اراده در انتخاب گزینه درست را به او بدهد. گاه شده است که دستگاه‌های اجرایی و قضایی به دلیل احتیاط در فتوا از سوی فقیهان یا فقر فتوا ناکارآمد گردیده و با مشکلاتی دامنه‌دار رو به‌رو شده‌اند.

حوزه‌ها باید با نوآوری ـ که پیدایش و پالایش نظریه‌هاست ـ به ترمیم کارهای ناقص گذشتگان و تثبیت داده‌های سالم و درست آنان بپردازد و گزاره‌های کاذب را از آن حذف کند و یافته‌های جدید خود را بر آن بیفزاید. تحقیق علمی، به گفته عالمان: «باید با استفراغ وسع و نهایت فحص و تلاش صورت گیرد» و چه اشکالی دارد که عالمی در روند استنباط نظام‌مند حکم دینی به نتیجه‌ای نو برسد و مشکلات علمی گذشته را به صواب و درستی برساند؟ آیا کشف نقص کار گذشتگان عیب دانسته می‌شود و پافشاری بر عیب آنان نیکوست؟! اگر چنین باشد، می‌توان گفت: در فرهنگ حوزه نوآوری باید زشت و قبیح باشد. ما تلاش برای یافت حقیقت و رسیدن به فتوای اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام را اشکال و عیب نمی‌دانیم و آن را سرسپردگی به خاندان وحی، عصمت، ولایت و حرکت در مسیر عقلانیت ناب و زلال می‌شمریم. البته این بحث نظیر بحث از

(280)

وطن‌پرستی و دین محوری در پیش از پیروزی انقلاب اسلامی است که برخی وطن‌پرستی را بر دین محوری غلبه می‌دادند و شعار ملی را «خدا، شاه، میهن» قرار داده بودند. خداوند موضوعی حقیقی و معنوی است که مرز نمی‌شناسد و دسته‌ای شاه را باغبان بوستان کشور می‌دانستند و میهن نیز کشور است و برای دین رنگی قایل نبودند و آن را از حد یک سلیقه فراتر نمی‌بردند. این ماجرای پیش از انقلاب بود. با حاکمیت جمهوری اسلامی، این دین بود که محور شعارها قرار گرفت و بسیاری از دست‌اندرکاران آن زمان، کشور را برای دین می‌خواستند و وطن در سایه آن معنا می‌شد. برخی نیز تبلیغ از وطن‌دوستی را شرک می‌دانستند و برای وطن‌خواهی اساسی قایل نبودند. آنان برای اسلام مرز نمی‌شناختند و آن را هر جایی می‌دانستند و بر اساس آن، مرز کشورهای دیگر را به رسمیت نمی‌شناختند. اما حقیقت این بود که در زمان ستم‌شاهی این طاغوت بود که خود را سایه وطن‌پرستی تبلیغ می‌کرد و وطن ابزاری برای حفظ خود بود. هم‌چنان که برخی از کارگزاران، حزب خود را در پناه دین قرار می‌دادند و دین ابزاری برای حفظ خود بود. برخی دین و کشور را فرع و خود را اصل قرار می‌دهند. این در حالی است که در واقع کشور و یا وطن ظرف است و اسلام و تشیع یا مردم مظروف آن می‌باشند به طوری که ظرف بی مظروف اگرچه کم‌ارزش است ولی مظروف بدون ظرف امکان تحقق ندارد. برای زندگی درست و حفظ دین‌داری به «کشور» نیاز است و ارزش کشور هم به نوع درست زندگی و داشتن دین حق در آن است. پس «کشور ایران» با «دین» و «مردم» برای ما سه اصل به هم پیوسته می‌باشد که اصل و

(281)

فرع ندارد و پیوستگی آن سه ارزش و بقای آن را تأمین می‌کند. البته مراد از این سه امر حقیقت واقعی و هویت حقیقی آن است که تأمین سلامت و سعادت جامعه و مردم در لوای دین است نه برداشت‌های شخصی و گروهی افراد. البته برداشت‌های افراد از این سه امر ممکن است با مطامع و غرض‌هایی همراه باشد که یا خیر است یا شرّ. حقیقت این است که وطن ما ایران است و تشیع از آن جدایی ندارد و با مردم یک حقیقت است که سه عنوان دارد. کشور و وطن زمینه و بستر دین‌داری است و هم‌چون باغی است که باغبان آن آموزه‌های دینی است و مردم میوه‌های آن درخت هستند. اسلام به عنوان دین حق می‌خواهد مردم جامعه و کشور را متحول کند و آنان را رشد دهد. باغبان هیچ وقت خاک باغ را به توبره نمی‌کند و آن را به باد نمی‌دهد. «اسلام» هم‌چون نهالی است که در زمین و بسترِ «کشور»، خود را نمایان می‌سازد و «مردم» را رشد و تعالی می‌دهد و آنان را به قوت و سلامت می‌رساند. با آن‌که اسلام مرز نمی‌شناسد، اما هر کشوری مرز خود را دارد و ما باید مرزها را به رسمیت بشناسیم. اصل را باید بر آبادانی و توسعه کشور با حاکمیت گزاره‌های دینی قرار داد و مردم را بندگان خدا دانست که پیرو و حامی دین هستند. دین و مردم از رهبری دینی حمایت می‌کنند و رهبر منافع مردم و کشور را در نظر می‌گیرد و هیچ گاه خود افراد در مکتب ما اصالت ندارند و هیچ گاه فردی اصل قرار نمی‌گیرد و حاکمیت ما حاکمیت اسلام است و افراد عنوانی دارند و شخص مسلمان یا فقیه یا حاکم اصالت ندارد. این عنوان شخص است که حاکمیت دارد و نه خود حاکم یا فقیه به عنوان یک شخص انسانی. اگر کسی خود را در نظام اسلامی اصل

(282)

بداند، به شرک مبتلاست. اهتمام به وطن در قیاس با دین همانند اهتمام به وضو و طهارت برای نماز است. همان‌طور که وضو زمینه ورود به نماز است و نماز بدون آن محقق نمی‌شود، وطن نیز بستر حضور و شکوفایی دین است و اگر کشوری قوانین درست نداشته باشد، این کشور به کارایی بالا نمی‌رسد. برتری دین بر وطن نیز مانند برتری نماز بر وضوست. بله، این بحث‌ها برای کسی رخ می‌نماید که بخواهد خود را اصل قرار دهد و دین یا وطن را پناه‌گاه و سپری دفاعی برای خود و برای رسیدن به امیال و غرایز شخصی خویش بخواهد و بر آن باشد که چیزی برای خود فراهم آورد.

باید فراموش نکرد که کشور عزیز ما ایران، بعد از بیش از هزار و چهارصد سال که از هجرت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌گذرد، توانسته است برای نخستین بار از فضای معطر آموزه‌های دینی که ریشه در فرهنگ شیعی دارد استفاده نماید. این فضای بارور و بالنده را باید مغتنم دانست. فضایی که در طول تاریخ و فضای موجود آن هزینه بسیاری برای فراهم شدن آن پرداخت شده است. ما ده‌ها هزار شهید داده‌ایم و هزاران خانواده داغدار عزیزان جوان خود شده‌اند. جانبازان بسیاری در این راه، سلامتی خود را از دست داده‌اند و فراوانی از آنان شب‌ها را تا به صبح به ناله و درد می‌گذرانند و آسایش و آسودگی جسمی برای آنان نیست. آه‌های آنان خواب را از چشمان همه می‌رباید. من وقتی جانبازان سرافراز کشور را می‌بینم از آنان خجالت می‌کشم. یکی از شاگردان ما طلبه‌ای جانباز است که روزی پانزده قرص مصرف می‌کند. این در حالی است که سیستم بدنی ما با خوردن یک

(283)

قرص به هم می‌ریزد. این جانباز در کنار قرص‌هایی که مصرف می‌کند گوشت بوقلمون، کبک یا آهو نمی‌خورد و چیزی بیش از دم‌پختک یا شفته‌پلو نمی‌تواند تهیه کند. این انقلاب، رهبری حضرت امام خمینی رحمه‌الله را با خود داشت که مردی ملکوتی بود. روحش شاد باد. این انقلاب مجاهدت‌های مردم را با خود دارد. این انقلاب و این حوزه برای همین مردم است. حوزه قم نیز یک روزه به دست نیامده و با تلاش هزار ساله عالمان دینی است که موجودی امروز را دارد. محصولات فرهنگی و دینی امروز حوزه با قلم زدن حرف به حرف و سطر به سطر محققان و متفکران حوزوی در طول تاریخ به دست آمده است. با جهاد علمی و معنوی طلابی که پیش از انقلاب، با چشم خود دیدم که به دست کماندوهای شاه در مدرسه فیضیه تکه تکه و پاره پاره می‌شدند. گاه چند کماندو بر سر طلبه‌ای می‌ریختند و تا او را به کامیون نظامی خود می‌رسانند چیزی از او باقی نمی‌گذاشتند جز لاشه‌ای پر از خون. درست است ما مشکلاتی داریم، اما این‌جا ناسوت است و نمی‌شود زندگی آسوده و بدون مشکلی داشت. امروزه برخی از کارگزاران که خود را همه‌کاره انقلاب می‌دانند و در هر کاری دخالت می‌کنند، از بی‌دردان دیروز می‌باشند که هیچ نقشی در انقلاب نداشته‌اند. افرادی که هیچ هزینه‌ای برای پیروزی انقلاب پرداخت ننموده‌اند و حاشیه‌نشین و بیننده بی‌درد دیروز اما پر مدعای امروز هستند. شریکان دزد و رفیقان قافله که در آن کدخدایی می‌کنند. فرزندان راستین انقلاب در طول مبارزه و دفاع به شهادت رسیدند و آنان که امروز پهلوی خود را به پهلوی انقلاب گذاشته‌اند، افرادی دست‌نخورده و آک

(284)

هستند که فرزندان دیروز انقلاب را به‌راحتی کنار می‌گذارند بدون آن‌که حتی افکار و ایده‌های انقلاب را در ذهن داشته باشند. اینان چون تازه به سیاست آمده‌اند، تازه نفس هستند و زور بیش‌تری دارند و آنان که قهرمان میدان رزم دیروز هستند و در پیچ و خم مشکلات و رخدادهای سخت انقلاب ضعیف شده‌اند را به راحتی بر زمین می‌زنند. در چنین فضایی این خیانت به انقلاب و اسلام است که ما تشنج‌آفرینی نماییم و بلوا ایجاد کنیم. ایجاد تشنج در امروز انقلاب معصیت است. حتی اگر کسی به ما زور می‌گوید، مجوز ایجاد تشنج نیست و باید آن را به خاطر خداوند تحمل نمود. اگر کسی زور می‌گوید ما باید او را بسان دیوانه‌ای بدانیم که فهم و عقل ندارد و بی‌درد است اما ما باید آن را تحمل کنیم؛ همان‌گونه که بر سر مبارک پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله خاکستر و شکمبه ریختند اما ایشان با آن‌که می‌توانستند کسانی را بفرستند تا از عاملان آن انتقام بگیرند اما چنین ننمودند و آن را برای خداوند تحمل نمودند. باید ملاحظه داشت و تحمل نمود تا تشنجی ایجاد نشود و دشمن فضا را برای توطئه آماده نبیند.

اما در رابطه با ماندگاری انقلاب اسلامی باید گفت ماندگاری این انقلاب مرهون مجاهدت‌های علمی و فرهنگ‌سازی حوزه‌های علمی است. انقلاب اسلامی در صورتی که فرهنگ خود را از طریق حوزه‌ها بارور نسازد و از عالمان ربانی و مجتهدان واقعی دین بهره نبرد، ضمانت بقای خود را از دست می‌دهد. در صورتی که حوزه‌های علمی منبع تغذیه فرهنگ دینی در کشور نباشند و تنها ورودی‌های ویژه جامعه آزاد باشد که برای نظام اسلامی فرهنگ‌سازی نماید، به مرور زمان و رفته رفته

(285)

نقش دین در نظام اسلامی کم فروغ می‌گردد و جامعه از دین فاصله می‌گیرد. مراد ما از حوزه‌های علمی نیز تنها آخوندها و لباس بر تنان نیستند، بلکه م حتوای غنی و درست و بدون پیرایه علوم دینی و فرهنگ والای شیعی و معارف اهل بیت علیهم‌السلام است که در مصادیق گویای فرهیختگان تحقق می‌یابد که در این صورت ممکن است هر فرد صالح، شایسته و متخصص بتواند عهده‌دار تبیین آن شود. ما نباید اندیشه آن را داشته باشیم که این نظام را باید حفظ کنیم چون نظامی است آخوندی، بلکه باید بگوییم این نظام چون نظامی اسلامی است، حفظ آن بر ما واجب است. البته، ما در الفاظ نزاعی نداریم و روحانیت و اسلام معنایی برابر می‌دهد و روحانیت شخصیتی حقیقی ندارد و به اعتبار عنوان حقوقی در نظر گرفته می‌شود. ما باید تلاش کنیم این کشور و این نظام مسلمانی به رشد و تعالی خود ادامه دهد. نقش عالمان دینی در این نظام، نقش کارشناسی و تخصصی است و آنان هستند که می‌توانند اسلامی یا غیر اسلامی بودن طرح و برنامه‌ای را به دست آورند. البته کسی که عالمی دینی است باید دینی یا غیر دینی بودن چیزی را با روش‌های علمی آن به دست آورد و نه با دگم‌بازی، ارتجاع، استبداد، قلدری و تعصب که همه در ناآگاهی و نادانی ریشه دارد. حوزه‌ها برای رسیدن به این مهم نیازمند تحولی اساسی در ساختار مدیریتی و آموزشی خود هست و باید به‌روز و مدرن گردد بدون آن‌که از سبک‌های رایج آموزشی غیر صحیح تأثیر پذیرد که با نظام اجتهاد و استنباط و تربیت نیروی متفکر و خلاق که قدرت نظریه‌پردازی داشته باشد سنخیتی ندارد. ما باید جایگاه حوزه‌های علمی در نزد مردم را به چنان سطحی ارتقا دهیم

(286)

که مردم با شنیدن نام عالمان حوزه‌های علمی، افرادی دانشمند و پردان و توانا را به ذهن آورند و مجموعه‌ای قوی در علم و دانش را به خاطر آورند، نه افرادی مرتجع و واپس‌گرا که طالبانیسم را تداعی کند. حوزه‌ها باید مهد علم، تمدن و روشن‌فکری باشد. البته این واژه‌ها هم‌اکنون مسموم شده است و باید آن را با احتیاط و در جای خود به کار برد و ما معانی مسموم آن را اعتبار نمی‌نماییم. ما، هم به تدین علمی و بدون پیرایه نیاز داریم که سعادت اخروی ما در گرو آن است، و هم به تمدن شفاف که سلامت دنیوی را تضمین می‌کند. ما نباید در پی تجدد و دگراندیشی باشیم، بلکه باید پی‌گیر بنایی تازه در تمدن باشیم. تمدن نیز بدون پشتوانه فرهنگی و علمی شکل نمی‌گیرد. ما به کسی متدین می‌گوییم که در حوادث و به گاه فتنه‌های فردی یا عمومی، خودنگه‌دار است و حریم‌ها و مرزها را نادیده نمی‌انگارد و خداوند را به فراموشی نمی‌سپرد، نه کسی که از منزل به محراب و از محراب به منزل می‌رود و محراب برای او نانخور است، نه محل عروج و بر شدن به مراتب برتر. کسی متدین است که خود را در پیشامد بلاها نبازد و سختی‌ها و مشکلات نتواند او را از مسیر حق باز دارد و حق را با تهدیدها و ارعاب‌ها و یا وعده‌ها ترک ننماید و دنیا چنان چشم او را پر ننماید که نتواند حق را ببیند یا نخواهد که ببیند و خودنگه‌داری او نیز به سبب ایمان و تقوای وی باشد، نه به انگیزه‌ای دیگر. برای رسیدن به تمدن نیز باید تحمل‌پذیر باشیم و با آزاداندیشی، میدان را برای تولید علم دینی باز بگذاریم و با هم بحث نماییم نه آن‌که بر یک‌دیگر فریاد بر آوریم و چماق تفسیق و تکفیر بر هم وارد آوریم و فضا را با سم مهلک و کشنده

(287)

تهمت و افترا آلوده سازیم و جوان‌مردی را به دیار فراموشی و غفلت وا نهیم و وفایی به هیچ آموزه‌ای دینی نداشته باشیم.

حوزه باید محتوای علمی خود را باز یابد و در مسیر فرهنگ‌سازی برای خود و دیگران اقدام کند؛ همان‌گونه که روزی شیخ بهایی رحمه‌الله در همین حوزه‌ها برای پایتخت آن روز ایران منار جنبان را می‌سازد که هنوز برای گردشگران و دانشمندان خارجی جاذبه دارد. همان‌طور که عالمی دیگر در شمال کشور چشمه‌ای را ایجاد کرده است که دو ساعت به دو ساعت آب آن از جوشش می‌افتد و دوباره فوران می‌کند. میزان فوران آن نیز در تابستان و زمستان متفاوت است. این چشمه دارای سیستمی علمی است و کرامت هم نمی‌باشد و باید برای آگاه‌سازی مردم از نوع مهندسی آن تلاش کرد. روحانیان دیروز به سلاح علم مجهز بودند و هم‌اکنون این ابزار را به نوعی از دست داده‌اند. عالم باید جامع و کارآزموده باشد تا بتواند در فضای علمی امروز نفس بکشد و دین خود را ارایه نماید.

در محفلی از ما دعوت شد تا در چند جلسه برای بسیاری از هنرمندان و مدیران رسانه ملی از فلسفه هنر بگویم. این بحث‌ها برای آنان بسیار جاذب و جالب بود. در بررسی و ارزیابی این جلسات می‌گفتند شما تنها روحانی هستید که توسط این هنرمندان پذیرفته شده‌اید و آنان برای شما لطیفه‌ای نساخته‌اند و این امر حسن نیت آنان نسبت به شما را می‌رساند و احساس آنان این بوده است که شما نیز از جنس خود آنان می‌باشید. من برای آنان از چیزهایی می‌گفتم که در هیچ کتابی نخوانده بودند. حوزه علمی اگر بخواهد برای هنرمندان سخنی داشته باشد نمی‌تواند موسیقی را

(288)

نداند و مبانی فلسفی هنر و ساخت فیلم را نشناسد. ما کتابی در آموزش مقامات موسیقی ایرانی چاپ کردیم که بعضی از حوزویان بر ما خرده می‌گیرند که چرا موسیقی را ترویج نموده‌اید. حوزه‌ها باید همه چیز را بدانند و بر هر دانشی تسلط داشته باشند و هر زبانی را بدانند تا بتوانند در دنیای علمی امروز سخن دین را برای متخصصان هر رشته تبیین کنند. اگر من ادعا نمایم که می‌توانم به موسیقی‌دانان کشور اموری را آموزش دهم که در کتاب‌ها و در رشته آموزشی آنان نیست آیا برای حوزه افتخار نیست. مجتهد تا موسیقی را نشناسد نمی‌تواند از احکام آن سخن بگوید. حوزه‌های قدیم ما حتی سحر و جادو را نیز می‌شناخته است تا بتواند با ساحرانی که بر علیه دین فعالیت می‌کنند یا دست به امور غیر مجاز می‌یازند برخورد مناسب داشته باشد. این در حالی بوده است که عالمان شیعی همواره در دست حاکمان جور و طاغوتی اسیر بوده‌اند و صاحب دولت و حکومت صالحان نبوده‌اند. در آن زمان ما عالمانی داشته‌ایم که سحر و جادو را می‌شناختند. برخی از آنان موسیقی‌دان و مهندس بوده‌اند اما به سبب نداشتن دولت و حکومت، آن را پنهان می‌کرده‌اند. طلبه‌های امروز ما باید بسیار واقع‌بینانه بیاندیشند و روشن، باز، مدرن و امروزی باشند و تدین را در کنار تمدن داشته باشند. ما بارها گفته‌ایم که طلبه باید تمامی مفاسد و گناهان را بشناسد بدون آن‌که آلودگی به آن پیدا کند؛ همانند پزشکی که بیماری‌ها را می‌شناسد بدون این‌که بیمار شود. ما استادی داشتیم که انواع شراب‌ها را به ما یاد می‌داد. از کنیاک تا عرق سگی را یکی یکی توضیح می‌داد و عوارض هر کدام را بیان می‌نمود. من هم‌اکنون با چشم

(289)

بسته می‌توانم انواع شراب‌ها را تشخیص دهم. مجتهد اگر چیزی نداند و فقط ادعای وی گوش فلک را کر نماید، نه‌تنها کمکی به پیشبرد دین ندارد، بلکه مانع تعالی آن نیز می‌باشد.

من در کودکی و نوجوانی هر چیزی را به اشاره استاد معنوی خویش آموزش می‌دیدم و برای آن نیز هزینه‌های بسیاری پرداخت می‌نمودم. من بسیاری از اهل فساد را با تخصصی که در زمینه فساد آنان داشتم از این کار باز داشتم. بسیاری از آنان را هم‌چون ساحران فرعون به سبوح قدوس باز گرداندم. با درویش‌ها و علی اللهی‌ها نیز بحث‌های زیادی داشته‌ام. برخی از آنان حتی تصرفات غیبی نیز داشتند. بعضی حتی آتش و زغال گداخته می‌خوردند. من به آنان گفتم حاضرم با شما مباهله کنم. آنان در یکی از ماه‌های رمضان گرد هم آمدند. برخی از درویش‌ها تا ناف ریش داشتند و سبیل آنان تا زیر لحیه بود. آنان با آن همه غروری که داشتند در آن بحث همانند گنجشکی شده بودند که در آب افتاده بود. یکی از آنان آکاردیومی آورد تا بنوازد، یکی نیز تاری در دست داشت، او تا می‌خواست شروع به نواختن کند به او گفتم نشد، باید نخست بگویی در چه دستگاهی می‌خواهی بنوازی و سپس شروع کنی. او گفت من اسم آن را نمی‌دانم. من غرور آنان را با همین موسیقی شکستم. دستگاه شوشتری، افشاری، همایون، سه‌گاه و دیگر دستگاه‌ها را برای آنان توضیح دادم و او به صورت کامل گیج شد و گفت من همین دستگاه ضربی را نیز نمی‌توانم بنوازم. بعد گفتم دیگر چه کسی می‌خواهد بنوازد و هیچ کس زبان باز نکرد. بعد از آن از عرفان گفتم و آنان که خود را خوب می‌شناختند پا را از گلیم خود فراتر

(290)

نگذاشتند و در لاک خود فرو رفتند و بعد از آن به همان مسجدی می‌آمدند که پیش از آن به آن سنگ می‌زدند و با امام جماعت آن دعوا می‌کردند. این در حالی بود که یکی از اعاظم که مرحوم شده است به نجاست این افراد فتوا داده بود؛ چرا که وی افکار آنان را نمی‌شناخت. آنان نه کافر بودند و نه نجس، بلکه مربی سالمی نداشتند که آنان را تربیت کند. اگر شما موسیقی و عرفان ندانید نمی‌توانید چنین گروه‌هایی را به سوی معارف درست شیعی دعوت نمایید. ما موسیقی را می‌دانستیم تا بتوانیم با آن از حریم دیانت دفاع کنیم. در عرفان نیز آنان طفل راه به شمار می‌روند و عرفان توحیدی و ولایی شیعی که متأسفانه تاکنون در جایی به تفصیل تبیین نشده است به هیچ وجه با عرفان آنان قابل قیاس نیست. ما وقتی از فضایل و مناقب حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام بر اساس مبانی عرفانی خود سخن می‌گفتیم آنان بی‌هوش می‌شدند و شیعیان آن منطقه بهت‌زده آنان را می‌نگریستند. ما نباید افراد جامعه را به‌راحتی از خود برانیم و ریزش‌ها را بسیار نماییم. مغزهای بسیار و توان‌های فراوانی در حالی خاک ایران را ترک کردند که به آن عشق داشتند و نمی‌توانستند دوری از این خاک را تحمل نمایند اما برخی از برخوردها ترس را به جان آنان ریخت و آن شد که نباید می‌شد. من در ابتدای انقلاب یکی از اساتید بزرگ حوزه را دیدم که به فیضیه می‌آمد و شب را در آن‌جا می‌خوابید و می‌گفت فرزندان من تلویزیون نگاه می‌کنند که آهنگ‌های غنایی دارد. حوزه ما دارای چنین خشکی و جمودی بود و رفته رفته ملایم و نرم شدند اما همین امروز هم به ما اشکال می‌کنند که چرا در موسیقی کتاب نوشته‌اید. برخی نیز در ابتدا استفاده از تلویزیون

(291)

رنگی را مجاز نمی‌دانستند. این افراد چون دگم و بسته هستند و در لایه‌ی‌های زندگی گیر کرده‌اند و چیزی ندیده‌اند از صفحه تلویزیون نیز منفعل می‌شوند و این با جامعیتی که برای طلبه لازم است منافات دارد. طلبه باید چنان قوی باشد که مردم به‌خوبی لمس کنند که آگاهی‌های وی به مراتب بیش از آنان است و آنان به تخصص و دانش وی نیاز دارند. اگر مردم دانش ما را محدود ببینند از ما و از دینی که داریم می‌گریزند. هم‌اکنون به ما خرده می‌گیرند چرا از شوشتری و ابوعطا سخن گفته‌ایم. کسی که این خرده را بر ما می‌گیرد به هیچ وجه شوشتری و ابوعطا را نمی‌شناسد، اما اگر پیشتازان موسیقی ایران را نزد من بیاورند، من موضوع و حکم موسیقی را چنان با تخصص کامل برای آنان توضیح می‌دهم که اگر چیزی را حرام بدانم ایشان با بصیرت کامل می‌پذیرد و ما را به ناآگاهی متهم نمی‌کند. روزی در محضر علامه الهی قمشه‌ای رحمه‌الله بودم و آقای خوانساری که از بزرگان موسیقی ایران بود بر ایشان وارد شد. آقای الهی گفت من امروز می‌خواهم ایشان را پیاده کنی و بعد از موسیقی ما تمجید کرد. در موسیقی اگر بخواهید کسی را ضربه فنی کنید به گوشه‌ها می‌روید و ما چنین کردیم و آقای الهی بسیار خرسند بود که طلبه‌ای نوجوان می‌تواند در برابر یکی از موسیقی‌دانان چنین استقامتی داشته باشد. وی بسیار ذوق‌زده و خوش‌حال شده بود و این از صفا و از مسلمانی ایشان بود. آقای خوانساری در آن جلسه گفت شما برای بچه‌های ما کلاس آموزشی بگذارید اما من گفتم این درس‌ها فقط برای طلبه‌هاست و ما وقف طلبه‌ها هستیم. در فصل جوانی به قم آمدم. بسیار سرحال و جوان

(292)

بودم. در آن زمان، همین کتاب کوچکی که الان چاپ شده؛ یعنی آموزش مقامات موسیقی ایرانی را به طلبه‌ها درس می‌دادم. این کتاب بیش از صد صفحه نیست ولی کسی نمی‌تواند آن را بدون استاد و آموزش بخواند. ما نیز آن را به طلبه‌های مستعدی که در فقه یا فلسفه توانمند بودند آموزش می‌دادیم. موسیقی و رقص از شعبه‌های فلسفه است و دانستن آن برای کسی که می‌خواهد فلسفه بیاموزد لازم است. حوزه‌ها برای تعالی خود نیازمند آن است که دانش‌های تجربی مانند نجوم را در دوره آموزشی خود داخل نماید. سحر، جادو، علوم غریبه، دانش استخاره و تعبیر خواب نیز چنین است. ما باید همواره نیروهایی توانمند در هر یک از این رشته‌های قدرتی داشته باشیم تا اگر کسی خواست ما را به مناظره دعوت نماید از پس وی بر آییم. حوزه بدون در اختیار داشتن چنین دانش‌هایی قدرت بحث خود را از دست می‌دهد. متأسفانه دگمی چیره امروز بر حوزه و متولیان ناآگاه و بسته مانع عملیاتی شدن چنین اموری در حوزه می‌شوند. البته این بازخوردها در سنین فرتوتی افراد است و طلبه‌های جوان ما ذهنی باز و شفاف دارند و به حرف‌های مرتجعان و واپس‌گرایان توجهی ندارند اما نبود نظام آموزشی منسجم نیز ممکن است راه آنان را طولانی سازد و انحرافات و اعوجاج‌هایی را موجب گردد.

حوزه باید سعی نماید بیش‌ترین آموزه‌های دینی را کشف نماید و آن را مستدل سازد و نیز پیرایه‌هایی که به مرور زمان بر اثر فهم ضعیف برخی از افراد یا رسومات نادرست اجتماعی به دین وارد نموده است را شناسایی و به صراحت، غیر دینی بودن آن را اعلام دارد. هم‌چنین برای تحقق این مهم،

(293)

باید میدان را برای مجتهدان آزاداندیش باز گذارد و چماق تکفیر و تفسیق را از دست متولیان کهن‌سال خود بگیرد و در بحث و مناظره سعه صدر در بحث و مناظره داشته باشد. هم‌چنین باید سعی شود مناظره‌هایی بسیار حساس به صورت مستقیم در دید رسانه‌ها داشته باشد تا کسی به پشتوانه قدرت مخفی خویش کسی را که در دانش توانمند است؛ هرچند طلبه‌ای جوان باشد، به محاق نکشاند. برخورد ما با روشن‌فکران و اهل تخصص‌های تجربی یا انسانی نیز باید به همراه بزرگ‌منشی باشد و محیط گفت‌وگو و بحث با آنان باید از دعوا و جنجال خالی باشد. اگر ما چنین کنیم آنان در دامن کشورهایی هم‌چون آلمان، فرانسه، کانادا، آمریکا و دیگر کشورهای غربی پناه نمی‌گیرند تا با استفاده از امکانات رسانه‌ای آنان بر علیه دین یا انقلاب اسلامی به تبلیغ بپردازند. بسیاری از زیان‌هایی که بر انقلاب و حوزه‌ها تحمیل می‌شود برآمده از چیرگی تفکرات واپس‌گرایانه و طالبانیسمی است. در دنیای علمی امروز، کسی تمدن دارد که قدرت بحث و سخن داشته باشد، نه آن‌که چماق انسان‌های اولیه را به دست گیرد و با شعارهایی که برای جامعه جهانی قابل فهم نیست، بالا و پایین کند و شاخ و شانه بکشد. شیوه تفاهم و دیالوگ، یکی از دروس مورد نیاز برای طلبه است. در این تحول نیز باید قصد قربت داشت و انگیزه‌های نفسانی و غِلّ، غرور و خودنمایی را دور ریخت و به خدا و دین اندیشید که وظیفه پاس‌داری از آن بر دوش ما می‌باشد. ما باید بتوانیم یاد بگیریم با مردم خود مهربان باشیم و بر کسی فریاد نیاوریم و دست خود را برای کسی محکم به هم نفشریم و آن را مشت ننماییم. دست ما باید همیشه برای همه مردم

(294)

جهان باز باشد و کسانی که مشکل دارند و می‌خواهند به معرفت ناب دست یابند و برای نیازهای روحی خود پاسخی در خور بیابند باید چنان از ما آسودگی خاطر داشته باشند که حتی اگر نظام اسلامی نیز آنان را تحت تعقیب قرار داد به دامان عالمان دینی پناهنده شوند و در زیر لوای مهر و عطوفت آنان آرام گیرند. عمامه باید نماد مهر و محبت باشد و قبا باید آیین عشق و خردورزی گردد و عالم باید صفای سادگی و پاکی معنویت و عطر روح‌افزای ملکوت را میهمان قلب‌ها و دیده‌ها نماید و باور راستین مردم این باشد که عمامه تاجی است که بر سر فرشته‌صفتان قرار می‌گیرد. آنان که جانی دارند به پاکی آب و آیینه و به طراوت فضایی بارانی بر آبشاری که درختان انبوهی را در کنار خود دارد. همانان که از بلندای وجودشان، دانش‌های راستین جوشش دارد که منبع آن صحیفه فاطمی است و نسیم خنکای معرفت علوی از وجود آنان بر می‌خیزد. معرفتی که شهد ولایت را به کام سوختگان در کویر غیبت می‌ریزد و بر یتیمان آل محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله مهر پدری دارد و از آنان دست‌گیری می‌کند چونان فرزندی معنوی که در آغوشی گرم، دست نوازش بر سرِ پر درد خود می‌بیند. ما نباید به بی‌سوادی و خشونت و نداشتن تمدن متهم گردیم. همان‌گونه که در ابتدای این سخن عرض نمودم ما نسبت به خون شهیدانمان مدیون هستیم و فردای قیامت از آن پرسیده می‌شویم و نسبت به حفظ میراث آنان؛ که فرهنگ تشیع است، بازخواست می‌شویم. ما نباید برخوردی که مرحوم صاحب جواهر رحمه‌الله با شیخ احمد احسایی داشت را پیش گیریم که نتیجه آن چنین شد که فتح‌علی شاه قاجار از شیخ احمد دعوت کرد و با تقلید از او، شیخیه را رواج

(295)

داد که آثار آن هنوز در گوشه گوشه مراکز کشور، به‌ویژه کرمان وجود دارد و برخی از آنان در مراسم شستن و کفن و دفن مرده‌های خود چکمه و لباس قرمز می‌پوشند. بسیاری از فرقه‌های انحرافی از علمایی بوده است که به جای شنیدن پاسخ و به جای بحث، مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفتند و به خاطر رنجشی که از فقیهان دینی پیدا می‌نمودند از آنان کنار می‌گرفتند و متأسفانه گاه به کمین ایادی استعمار گرفتار می‌شدند. زور و قلدری منشأ پیدایش بسیاری از فرقه‌های انحرافی است. مرحوم شیخ فضل اللّه نوری به هنگام اعدام، نامه‌ای به عنوان وصیت‌نامه نوشت و سفارش نمود این نامه در جایی باز شود که صاحب کفایه و سید ابوالحسن اصفهانی حضور داشته باشند. او اعدام شد اما این دو نفر در یک مجلس با هم نمی‌نشستند و به وصیت وی عمل نمی‌کردند. جناب نوری بر آن بود تا به این دو عالم بزرگ دینی اعلام دارد این اختلاف شما بود که مرا به دار اعدام کشید، وگرنه استعمار نمی‌توانست مرا اعدام کند. این دو مجتهد نمی‌توانستند با هم دیالوگ و گفت‌وگو داشته باشند. انقلاب ما نتیجه هزار سال رنج‌ها و محنت‌های شیعه و عالمان آن است. پیش از انقلاب، نوامیس ما امنیت نداشتند و برای این‌که کسی را تهدید به انجام کاری کنند دختر او را به‌راحتی می‌دزدیدند. متأسفانه، امروزه برخی از کارگزاران بی‌درد می‌خواهند این همه تلاش پر برکت پر از محنت و درد را به‌راحتی ضایع کنند و هدایت‌های ربانی دیانت را نادیده انگارند و مردم را از الطاف الهی دور دارند که انشاء اللّه خداوند آن‌ها را ناکام می‌سازد و پیروزی با دین و مردم خواهد بود. البته باید توجه داشت دین و انقلاب، هنوز مانع بزرگ

(296)

عالمان مرتجع را در پیش روی خویش دارد. واپس‌گرایانی که نه اطلاعاتی از دنیا دارند و نه از آخرت چیزی را به اطمینان و یقین می‌دانند، اما هرچه تصور نمایید ادعا و امکانات دارند. ما باید فضا را باز نماییم و به مردم و به دانشمندان خود اجازه گفتن دهیم. بگذاریم تمامی ذایقه‌ها از تجربه‌های روشمند و علمی خود بگویند و هر سلیقه‌ای متاع خود را به بازار عرضه دارد و دین درست و علم و آگاهی محور تشخیص گزاره‌های صادق از کاذب باشد.

در این‌جا چنان‌چه مقدور است فهرستی از آثار فکری خویش ـ اعم از فقهی، اصولی، عرفانی، فلسفی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ـ را لطف بفرمایید تا این مرکز نمایه‌ای از آن را در اختیار داشته باشد؟

نخستین کتابی که از بنده منتشر شد، کتاب «اصول الحاد و خدا انکاری همراه با نقد و تحلیل» بود. در این کتاب با رویکردی عقلی و در قالبی کفرگرایانه به موضوع خدا نگریسته‌ام و نخست از زبان کافری ملحد سخن گفته و آن‌چه دلیل نقض بر وجود خدا بوده و به‌گونه‌ای می‌توانسته در انکار خداوند مؤثر باشد، آورده‌ام. این کتاب هم اشکالاتی که به مبدء فاعلی وارد است و هم اشکالاتی که به علت غایی باز می‌گردد را به بحث می‌گزارد و برخلاف روش بزرگان و اعاظم که در بحث توحید و خداشناسی به عنوان نماینده‌ای توحیدی وارد بحث می‌شوند و از همان ابتدا موضع اثبات‌گرایانه دارند و در آغاز کتاب خویش خطبه توحیدی می‌آورند، ما نخست با چهره‌ای انکارگرا سخن گفته، سپس در بخش پاسخ‌ها پنبه تمام دلایل انکارگرایان را رشته کرده‌ایم و در پایان کتاب، تک بیت غزل عشق،

(297)

یعنی آیه شریفه: « شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِما بِالْقِسْطِ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکیمُ»(1) را آورده‌ایم.

دومین کتاب که تاکنون چهار جلد آن منتشر شده «زن؛ مظلوم همیشه تاریخ» است. این کتاب ـ که پیش‌بینی می‌شود به سی جلد برسد ـ دیدگاه تمام کسانی که به نوعی در رابطه با زن و نقش‌ها و کارویژه‌های وی نظریه‌پردازی کرده‌اند ـ خواه در آیات و روایات باشد یا در سخنان عالمان دین و یا گفتار دانشمندان داخلی یا بیگانه ـ به بحث، تحلیل و نقد می‌گذارد و کاستی‌های آرای بسیاری از عالمان و دانشوران را می‌نمایاند و نظرگاه‌هایی خاص و نو در این باب دارد که مستند به دلایل عقلی و فلسفی و مسایل روان‌شناسی و هماهنگ با آیات قرآن کریم و سنت حضرات معصومین علیهم‌السلام است که چهار جلد منتشر شده تنها بحث‌های کلان و کلی آن آمده است. در این چهار جلد، تمامی اشکالاتی که به نظرگاه‌های دینی و احکام فقهی زنان وارد شده، آمده است و با بیان حکمت و فلسفه این احکام، از دیدگاه شریعت دفاع شده است. از این رو می‌توان آن را نوشتاری بدیع و نوبنیاد در ساختار فقه با عنوان «کتاب النساء» دانست.

چندین جلد کتاب نیز به ارایه راهبردهایی برای نظام‌مندی حوزه‌های علمی و گذر از چالش‌های پیش روی آن نگاشته‌ام. این‌جانب نزدیک به چهل سال است که در این‌باره می‌اندیشم و در این رابطه فکر می‌کنم. در این‌جا نمایه‌ای از این آثار ـ که پیش از این در مؤسسه ظهور شفق تنظیم شده است ـ تقدیم می‌گردد.

  1. آل عمران / 18.

(298)

این نمایه در پایان همین کتاب آمده است.

شما از مؤسسه «ظهور شفق» نام بردید. این مؤسسه تنظیم و نشر آثار شما را به عهده دارد. در این خصوص نیز توضیحاتی بفرمایید.

مؤسسه ظهور شفق با هدف آماده‌سازی آثار و کتاب‌های این جانب در سال 78 تأسیس شده است. البته بنده تأسیس آن را به ناچار پذیرفتم؛ زیرا مرکزی که بتواند نوشته‌ها و نوارهای درسی را بی‌نقص و اشکال، بدون طمع‌ورزی و تنها به انگیزه نشر علم برای چاپ آماده کند، وجود نداشت یا من سراغ نداشتم. به‌ویژه آن که مجموعه‌ای آزاداندیش و رها از تعصب علمی یا شخصی کم‌تر یافت می‌شود. البته بنده در پی تأسیس دانشگاهی هستم که طی دوره‌ای چهار ساله، اندیشه‌های ما را در تمام رشته‌های علوم انسانی آموزش دهد و مواد درسی آن بر اساس این افکار تنظیم گردد تا با تکیه بر محققان، کارشناسان و مبلغان فرهیخته، اسلام ناب و خردمندانه را به دنیا ارایه نماید؛ اسلامی مستند به دلایل معقول و بی‌پیرایه که هر عقل سلیمی در هر جای دنیا از آن استقبال کند؛ نه این‌که حالت فرار و نفرت به او دست دهد. اسلامی کاربردی در جامعه امروز که نیازهای بشری را درک و بر آورده نماید. اسلامی علمی با محتوایی متقن و غنی که به هر نقدی پاسخ‌گو باشد. ما نسبت به اجرایی شدن اسلام در زمان غیبت عصمت تکلیف داریم و باید پی‌گیر آن باشیم. انجام این مهم بدون پشتوانه ممکن نیست و در حال حاضر این نظام اسلامی است که باید آن را هدف برتر خود بداند. البته توفیق آن با خداست و ما به اندازه توان خود تلاش و پی‌گیری می‌کنیم.

(299)

با توجه به گذشت وقت، ضمن عذرخواهی از تصدیع وقت جناب عالی، از این‌که وقتی را در اختیار این مرکز قرار دادید، تشکر می‌کنیم. امید است در جلسات آینده، خاطرات شما از دوران مبارزات و رژیم ستم‌شاهی و نیز خاطرات بعد از پیروزی انقلاب را به تفصیل بشنویم تا سندی ماندگار از آن دوران در اختیار آیندگان قرار دهیم. وما توفیقنا إلاّ بالّله، علیه توکلت و علیه أنیب.

(300)

نمایه آثار

 

نمایه آثار

مؤسسه و انتشارات ظهور شفق که افتخار نشر آثار حضرت آیت‌اللّه العظمی نکونام (مد ظله العالی) را دارد تاکنون هشتاد و شش عنوان کتاب را منتشر نموده است. ویژگی بارز آثار یاد شده آن است که به پژوهش و تولید علم و نوآوری در حوزه‌های مختلف دین‌پژوهی؛ اعم از فقه، اصول، عرفان، فلسفه، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و نیز فلسفه اخلاق، فلسفه دین، سیاست، تاریخ و سیره می‌پردازد و با داشتن نظریات نوین و بدیع، پاسخ‌گوی ذهن محققان و پژوهشیان حوزه‌های مختلف علوم دینی است و شبهات روز جامعه علمی و به ویژه محافل دانشگاهی و دانشجویی را به بحث می‌گذارد و از طرفی، برخی از این آثار به تحقیق و پژوهش در زمینه شناخت آسیب‌های انقلاب اسلامی و حوزه‌های علمی و به ارایه نظریه در زمینه راه گذار از بحران‌ها و چالش‌های پیش روی آن پرداخته است. چالش‌هایی که هم‌اینک ذهن پژوهشگران و کارشناسان مسائل سیاسی و علاقمندان به انقلاب اسلامی و حوزه‌های علمی را به خود معطوف داشته است.

البته متأسفانه، بخش اعظمی از این آثار هنوز به جامعه علمی ارایه نشده است. آثاری که در راستای گسترش فرهنگ ناب اسلامی و به‌ویژه نقد و بررسی و پیرایه زدایی و حل مشکلات علمی در حوزه دین‌پژوهی نگارش یافته است.

(301)

این مؤسسه و انتشارات در حوزه نشر کتاب‌های تخصصی خود مورد استقبال مراکز علمی قرار گرفته و این امر ناشی از آسیب‌شناسی عمیق معظم‌له و یافتن پاسخ‌های مناسب برای آن می‌باشد.

امر دیگری که بایسته خاطرنشانی است این است که دین‌داری در عصر حاضر با چالش میدان دار نبودن نظریه پردازان حکیم و توانمند روبه‌روست. فقدان حکمت نظری و ضعف اندیشاری سبب می‌شود افراد چیستی و چگونگی دین را در نیابند و دلزدگی و یأس از دین یا دینمداران را احساس نمایند. دین و ایمان در عصر حاضر نیازمند عقلانیت است و عقلانیت دینی نیازمند شکوفایی و بازپروری توسط کارشناسانی توانمند و آگاه به مقتضیات زمان و مکان است. متولیان دینی باید با پرهیز از هر گونه التقاط و اختلاط حلال و حرام، معارف ناب دینی و حقایق آن را متناسب با عصر حاضر به گفته‌خوانان آگاه خویش بیاموزند و گزاره‌های معرفتی آن را در برابر دنیای استکبار و کفر به مردم بشناساند، و در این صورت، متولیان امور دینی جامعه نمی‌توانند فقط به نوشتن رساله‌ای خشک و سجاده بسنده کنند. آنان باید مهندسی فرهنگ دینی را ترسیم نمایند و این امر تنها با مدیریت ایدئولوگ‌های توان‌مند قابل پی‌گیری است، گرچه امری مشکل می‌باشد و آثار معظم‌له در این مسیر بایسته طراحی و سامانمندی شده است و تأکید و سفارشی است بر این نکته، که ایرانی خردگرا و ولایت‌مدار می‌تواند و باید با همت خویش فرهنگ برتر صد ساله پس از این را به نام فرهنگ برتر و مترقی شیعی و ولایت و محبت حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام رقم زند. این امر نیاز به طراحی دقیق و ایدئولوگ‌ها و نظریه‌پردازان و

(302)

لیدرهایی توانمندی دارد که با چشمان نافذ خویش چالش‌های صد سال آینده دنیا را که در مسیر هدایت دینی و گسترش بنیان‌های اندیشار شیعی وجود دارد ببینند و از امروز برای گذار از آن‌ها بیاندیشند. آنان باید برای پاس‌داری از زحمات طاقت‌فرسای عالمان دینی و نگاه‌بانی از سرمایه عظیم انقلاب اسلامی و حرمت خون شهیدان، نخست پیرایه‌ها را از دین بزدایند و با خرافه‌هایی که دنیای علمی صد ساله آینده آن را بر ما خرده خواهد گرفت مبارزه کنند و حلال و حرام دین را به وضوح بیان دارند و سپس بر ترویج آن سرمایه‌گذاری نمایند. شایان ذکر است این آثار به ششصد جلد می‌رسد که تاکنون دویست و پنجاه جلد از آن یا منتشر شده و یا برای نشر آماده گردیده است. نام برخی از این کتاب‌ها با تشریح موضوع آن در ادامه می‌آید.

(303)

فصل یکم : فقه و احکام

 

فصل یکم : فقه و احکام

حقیقة الشریعة فی فقه العروة (2 جلد)

موضوع: بازنگاری متن کتاب «العروة الوثقی» هماهنگ با فتاوای حضرت آیت‌اللّه العظمی نکونام (مدّ ظلّه العالی) که رساله عملیه معظم‌له به زبان عربی و به صورت تفصیلی است.

تحریر التحریر (3 جلد)

موضوع: بازنگاری کتاب تحریر الوسیله حضرت امام خمینی قدس‌سره که اصل آن وسیله مرحوم سید است و هماهنگ با فتاوای حضرت آیت‌اللّه العظمی نکونام (مدّ ظلّه العالی) می‌باشد و رساله عملی ایشان در تمام ابواب فقه و به زبان عربی است.

توضیح المسائل (2 جلد)

موضوع: رساله عملی با نگارش نو و چیدمانی بدیع که فلسفه چیدمان تازه آن در کتاب «چارچوب نوین فقه شیعه» و «الفهرس الحدیث للفقه الشیعی» به تفصیل آمده است.

گزیده توضیح المسائل

موضوع: گزیده‌ای از رساله توضیح المسائل با نگارش نو و چیدمانی تازه.

بلندای فقه شیعه(9 جلد)

(304)

موضوع: پاسخ به پرسش‌های فقهی بر گرفته از کتاب مجمع المسائل حضرت آیت اللّه العظمی گلپایگانی رحمه‌الله مطابق با فتاوای استاد فرزانه حضرت آیت‌اللّه العظمی نکونام (مدّ ظلّه العالی) و بررسی تطبیقی دو دیدگاه فقهی شیعی.

احکام نوین

موضوع: تبیین پاره‌ای از احکام مسایلی که با رشد فن‌آوری‌های نو و توسعه ارتباطات پدید آمده است.

مسایل نوپدید

موضوع: پاسخ به آخرین پرسش‌های مکلفان که با پیدایش فن آوری‌های نو و گسترش ارتباطات پدید آمده است.

مناسک حج

موضوع: احکام اعمال و مناسک حج به زبان فارسی.

مناسک الحج

موضوع: احکام مناسک و اعمال حج به زبان عربی.

فقه‌نوشت غنا و موسیقی (خوانندگی و نوازندگی از براندازی تا برازندگی) (6 جلد)

موضوع: پژوهشی نو در شناخت موضوع، ملاک و حکم غنا و موسیقی بر اساس آیات قرآن کریم و سنت حضرات معصومین علیهم‌السلام و نقد و بررسی فتاوای فقیهان از ابتدای عصر غیبت تا کنون.

این کتاب بر آن است که به تفصیل و به صورت موضوعی و تطبیقی و با تکیه بر شناختی که مولف محترم از انواع صدا و موسیقی و دست‌گاه‌های

(305)

آواز دارد و هم‌چنین با ژرف‌پژوهی در منابع فقهی و آیات و روایات، حکم انواع صوت، صدا، موسیقی، غنا و ترجیع را به صورت گسترده و استدلالی تبیین نماید و دیدگاه فقیهان عصر غیبت از ابتدا تاکنون و همه جوانب موسیقی را به بحث گذارد. نظر به آگاهی و اشراف کاملی که نگارنده بر دانش موسیقی دارد، انتظار می‌رود این کتاب به مناقشات و مشاجرات این باب با رویکردی منصفانه خاتمه بخشد و می‌توان آن را در این زمان فصل الخطاب این بحث دانست.

سرگرمی‌های دنیوی و فقه‌پژوهی دینی

موضوع: پژوهشی نو در تبیین احکام بازی‌ها و سرگرمی‌ها و بررسی موضوع، مناط و حکم باطل، لعب، لغو و لهو از دیدگاه قرآن کریم و روایات با رعایت سیر منطقی و آراستگی در ارایه مباحث و پرهیز از تشتت‌گرایی.

تاریخ تأثیرگذار غنا و موسیقی بر فقه

موضوع: بررسی تاریخ زمان صدور حکم غنا و موسیقی در روایات و سیر تحولات و تبدلات تاریخی و حکایت گذشته و مقتضیات مکانی و زمانی آن از صدر اسلام تاکنون که در استنباط حکم شرعی آن تأثیرگذار است

رقص، کف، سوت و بشکن

موضوع: پژوهش گسترده در دلایل فقهی منع رقص، کف، سوت و تحلیل و نقد آن و ارایه حکم بی‌پیرایه شرع با رعایت اصول و قواعد نظام روشمند استنباط.

(306)

غناخوانی زنانی

موضوع: این کتاب چگونگی حکم صدای زن از جهت جهر و اخفات و غنا خوانی و نوحه‌گری او بر می‌رسد و نظریه لزوم خانه‌نشین نمودن وی و دور داشتن او از نگاه نامحرمان و در نتیجه از جامعه و موقعیت‌های اجتماعی را به نقد می‌گذارد و روایاتی را که بر جواز یا منع غناخوانی زنان رسیده است را به تفصیل بازخوانی می‌نماید و ثابت می‌کند که غنا از آن جهت که غناست و نیز آواز زن هرچند غنایی و طرب‌انگیز و دارای ترجیع باشد، در حضور مردان بیگانه با پرهیز از هر چیزی که معصیت باشد و با دوری از فرا خواندن به خود به‌گونه معصیت‌آمیز و محرک است که اشکال ندارد و تنها تهییج و برانگیختن به معصیت در صوت است که مورد نهی واقع شده است.

زن و آزادمنشی دینی

موضوع: ارایه نمونه‌هایی از آزادمنشی و تعامل با زنان در قرآن کریم و تبیین جایگاه کرامت و حرمت زنان و نحوه حضور آنان در اجتماع از دیدگاه قرآن کریم.

التعلیقة علی المکاسب المحرمة

موضوع: نقد و بررسی آرای شیخ انصاری در کتاب المکاسب المحرمة به زبان عربی و آماده‌سازی زمینه برای نقد بسیاری از فتاوایی که دلایل محکمی ندارد.

ثمان الرسائل الفقهیه

موضوع: هشت رساله فقهی در حجاب، عدم لزوم اذن پدر در ازدواج

(307)

دختر باکره، مجسمه‌سازی و... به زبان عربی.

چارچوب نوین فقه شیعه

موضوع: طرحی نو در چیدمان ابواب فقه و کتاب‌های آن و نقد و بررسی ساختار و چیدمان ارایه شده از ناحیه فقیهان گذشته.

الفهرس الحدیث للفقه

موضوع: طرحی نو در چیدمان ابواب فقه و کتاب‌های آن و نقد و بررسی ساختار و چیدمان ارایه شده از ناحیه فقیهان گذشته به زبان عربی.

الولایة والحکومة

موضوع: بررسی اقسام ولایت و مصادیق و شرایط آن و نگاهی نو بر کتاب ولایت فقیه امام خمینی رحمه‌الله به زبان عربی.

الفهرس الحدیت لآیات الاحکام

موضوع: شمارش آیات فقهی قرآن کریم که بسیار بیش از شمار معروف است.

القواعد الفقهیه

موضوع: بررسی مهم‌ترین قاعده‌های فقهی و چگونگی کاربردی نمودن آن به زبان عربی.

التعلیقات الفقهیه

موضوع: تعلیقه بر شماری از مهم‌ترین کتاب‌های فقهی.

نوشابه‌های الکلی

موضوع: شناخت موضوع، آثار و احکام شراب و تبیین آثار و عوارض آن.

(308)

شیوه اجرای حدود

موضوع: تأملی خردگرایانه در شیوه اثبات جرم و چگونگی اجرای حدود در جامعه اسلامی.

اصول

درآمدی بر علم اصول، رجال و درایه

موضوع: بررسی تاریخ علم اصول و آرای اصولیان نام‌آور از ابتدای عصر غیبت تاکنون به طور خلاصه و توضیح اصطلاحات دو دانش رجال و درایه.

علم الأصول و علمائه الخمسة

موضوع: بررسی تاریخ علم اصول و عالمان برجسته آن و بحث از بایستگی‌ها و آسیب‌های علم اصول به زبان عربی.

خارج اصول

 

خارج اصول

موضوع: متن درسی خارج اصول حضرت آیت‌اللّه العظمی نکونام (مدّ ظلّه العالی) که شرح و نقد کاملی بر کتاب «کفایة الاصول» است که در چندین مجلد می‌باشد.

دو مسلک اخباری و اصولی

 

دو مسلک اخباری و اصولی

اخباری چه می‌گوید؟

موضوع: بازشناسی فرهنگ اخباری‌گری با ارایه محورهای مهم و عمده باورهای اخباریان که امروزه خود را در طرحی نو می‌نمایاند.

(309)

اصولی چه می‌گوید؟

موضوع: شناخت آموزه‌های مدرسه اصولیان و ارایه دفاع برای آنان در برابر اخباریان و بررسی نظام اجتهاد و روش استنباط عالمان اصولی.

اخباری و اصولی چه می‌گویند؟

موضوع: بازشناسی و نقد فرهنگ اخبارگرایی و اصول مداری و بررسی نظام اجتهاد و استنباط احکام دین.

فصل دوم: قرآن پژوهی

 

فصل دوم: قرآن پژوهی

درآمدی بر شناخت قرآن کریم

موضوع: بیان چگونگی تشرف به حضور قرآن کریم و انس با آن و بررسی شیوه فهم حقایق قرآن کریم.

روش‌های تفسیری از دیدگاه قرآن کریم

موضوع: بررسی روش‌های تفسیری و تبیین روش تفسیری مورد نظر قرآن کریم

اسباب التنزیل

موضوع: تحلیل عقلی روایاتی که در شأن نزول آیات آمده است.

قرآن کریم و زمینه‌های اقتصادی

موضوع: فهرست آیات اقتصادی قرآن کریم همراه با ارایه فرهنگ موضوعی آن.

(310)

تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم

موضوع: ژرف‌پژوهی در تاریخ قرآن کریم، بررسی «تحریف ناپذیری» و «حجیت» آن و نگاهی به دلایل و شواهد تحریف.

فصل سوم: معرفت دینی

 

فصل سوم: معرفت دینی

سیر اندیشه

موضوع: پاسخ به شبهه‌های اعتقادی که در دوره‌های مختلف زندگی برای انسان پیش می‌آید، نقد افکار سوفسطائیان، پوزیتویست‌های منطقی و دموکراسی موجود و تبیین و توصیف توحید عرفانی و مراتب آن.

بداهت معرفت خداوند

موضوع: بررسی چگونگی وجود خدای بزرگ و ریشه‌یابی مشکل انکارگرایان در تصور خود از خداوند.

خداپرستی و فطرت

موضوع: پژوهه‌ای در بررسی بداهت اثبات خداوند و موقعیت براهین اثبات خدا؛ به‌ویژه برهان فطرت.

اسلام؛ هویت همیشه زنده

موضوع: تلاش برای پاسخ به این پرسش که چرا الگوی مطلوب اسلامی

(311)

در سطح کلان جامعه ما برپا نشده است.

انسان و جهان زندگی

موضوع: بیان عملکرد درست انسان در دوره‌های متفاوت زندگی و شیوه تعامل و تعادل قوا و اداره منزل و نقش «محبت» در زندگی.

آفرینش انسان و ماتریالیسم

موضوع: مطالعه بر چیستی انسان و نقد و تحلیل علمی رویکردهای مادی گرایانه در شناخت انسان ـ به ویژه ماتریالیسم ـ و نقد نظریه داروین.

پیشوایان راستین اسلام

موضوع: تببین تاریخی و بررسی عقلانی عوامل پیدایش حادثه سقیفه و قیام خونین کربلا و تحلیل تاریخ اسلام تا عصر غیبت.

عصمت؛ موهبتی الهی

موضوع: پژوهشی نو در چیستی عصمت و رابطه آن با اختیار آدمی و ارزش کردار وی.

کاوشی نو در معجزه و کرامت

موضوع: بررسی چیستی شرایط معجزه و وجوه شش‌گانه آن با ارایه راهی نو در شناسایی امور قدرتی.

ضرورت معرفت به مقام نوری اهل‌بیت علیهم‌السلام

موضوع: تأکید بر ضرورت شناخت حقیقت و مقام نوری اهل‌بیت علیهم‌السلام .

کوثر؛ ناموس حضرت حق

موضوع: تبیین جایگاه حضرت فاطمه علیهاالسلام در سلسله ظهورات

(312)

هستی، کیفیت نورانیت آن حضرت و بررسی عوامل شهادت ایشان.

مراتب ولایت

موضوع: چیستی ولایت و اثبات پذیری، مراتب و ساحت‌های آن و پاسخ به شبهات مسأله «ولایت فقیه».

عوالم مینا

موضوع: شیوه شناخت حقیقت واژه‌هایی چون عرش، کرسی، لوح، قلم و مانند آن.

هدایت دینی

موضوع: بازشناسی مکاتب نیست‌انگاری، مادی‌گرایی و الهی و ارایه طرح درست و بایسته «هدایت دینی».

الگوهای اندیشه دینی

موضوع: تحلیل و نقد سه روش کلامی، فلسفی و عرفانی در دریافت حقایق و ارزیابی موفقیت داعیه داران آن‌ها در شناخت هستی.

بایسته‌های دین پژوهی و معناشناسی دین

موضوع: تبیین طرح کلی و بایسته دین‌پژوهی و بررسی مبادی مهم دین‌شناسی و علوم پایه آن.

جملگان جاوید (5 جلد)

موضوع: دانش‌نامه‌ای جامع و مختصر که مهم‌ترین سرفصل‌های آن عبارت است از: خداشناسی، ولایت‌شناسی، انسان‌شناسی، دین‌شناسی، گناه‌شناسی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، زن شناخت و دنیاشناسی.

سبع الرسائل الاعتقادیة

(313)

موضوع: هفت مقاله اعتقادی در تبیین توحید، فاعلیت حق تعالی، امر بین الامرین و... به زبان عربی.

المسکة فی ما ورد عن أهل البیت النبوّة علیهم‌السلام (2 جلد)

موضوع: گزیده مهم‌ترین احادیث اعتقادی از مبدء تا معاد؛ به‌ویژه احادیث باب ولایت در چینشی نو و به زبان عربی. فرهنگ تحلیلی این روایات که به بیست مجلد می‌رسد در دست نگارش است.

فصل چهارم: فلسفه و حکمت

 

فصل چهارم: فلسفه و حکمت

خدا انکاری و اصول الحاد

موضوع: بررسی اصول انکار مبدء فاعلی و مؤلفه‌های انکار علت غایی، بیان «وجودی بودن» شرور و آفات و ارایه نظریه‌ای نو در اختیار و آزادی آدمی.

اصول الحاد

موضوع: ارایه دلیل‌واره‌هایی که برای انکار خداوند و مبدء غایی می‌توان گفت.

معاد جسمانی

موضوع: رویکرد تازه در اثبات معاد جسمانی و روحانی هماهنگ با دیدگاه قرآن کریم که در ضمن به نقد نظریات عارفان، کلامیان، فلسفیان و

(314)

به‌ویژه نظریه جناب محی الدین عربی و جناب ملاصدرا می‌پردازد.

معاد جسمانی؛ حقیقتی دینی و فلسفی

موضوع: تحلیل معاد جسمانی و نقد دیدگاه‌های رایج در تبیین آن و ارایه نظریه‌ای نو.

خلود دوزخ و آتش و عذاب جاوید

موضوع: بررسی و تحلیل آرای شماری از اندیشمندان عرفان، فلسفه و کلام که به نفی مسأله خلود می‌پردازند و تبیین نظریه درست در این زمینه با رویکردی خردگرا.

فلسفه نوین

موضوع: تبیین اصول اندیشه فلسفی نوظهور پس از مکتب «نوصدراییان» که گزاره‌های گوناگونی را با تکیه بر خردگرایی و شهود خردپذیر و نفی اندیشه‌های خردستیز ارایه کرده است.

پنج مقاله حکمی

موضوع: تأملی بر مفاهیم «آزادی»، «استقلال»، «پیروزی»، «شکست»، «خیر»، «شر»، «ثابتات ازلی» و «اعیان ثابته».

الجسم البسیط وانقساماته

موضوع: تحلیل و نقد رویکردهای عقلی در شناخت جسم به دو زبان فارسی و عربی.

فصل پنجم: عرفان پژوهی

 

فصل پنجم: عرفان پژوهی

(315)

صحیفه عشق

موضوع: شرح معنوی دعای مکارم الاخلاق صحیفه سجادیه.

مقامات عارفان

موضوع: شرح تفصیلی و گسترده نمط نهم و دهم «الاشارات و التنبیهات» و نقد و ارزیابی داده‌های آن.

عرفان و مقامات

موضوع: شرح عرفانی نمط نهم و دهم «الاشارات والتنبیهات» و نقد و بازپیرایی کوتاه و مختصر آن.

شرح فصوص الحکم (30 جلد)

موضوع: این کتاب به توضیح داده‌های کتاب فصوص الحکم جناب ابن عربی و شرح قیصری می‌پردازد و با بازپیرایی و بازنگری آن سعی در تصحیح قضایای اعتقادی و گزاره‌های عرفانی آن دارد و می‌توان آن را دائرة المعارف و دانش‌نامه‌ای جامع در شناخت عرفان اسلامی و تبیین عرفان شیعی و منبعی مطمئن برای عرفان پژوهان و علاقمندان به این دانش دانست.

نسخه عرفان

موضوع: بررسی شرح حال و شخصیت عارفان حقیقی و دل خسته‌ای که غزل عشق را با خط خون بر صحیفه عالم می‌نگارند.

نغمه‌های عرفانی

موضوع: بیان برخی از حقایق عرفانی با نثر آهنگین و تحلیل شماری از روایات موجود در کتاب‌های عرفانی.

(316)

غیب، شب و بیداری

موضوع: شیوه‌های دسترسی به عوالم غیب و نقش شب و میزان خواب در این زمینه.

عارف و کمال

موضوع: بررسی چیستی عرفان ناب و آسیب‌ها، چالش‌ها و نحله‌های منحرفی که آن را تهدید می‌کند و نقد کمال خواهی اخلاقیان.

چارچوب سیر کمالات

موضوع: شیوه صحیح آموزش و پژوهش داده‌های فلسفی و مدیریت زندگی معنوی و مادی سالکان.

دایره هستی

موضوع: بررسی سیر نزول و صعود آدمی و عواملی که بشر را به تفاهم موعود می‌رساند.

شرح منازل السائرین (15 جلد)

موضوع: شرح، بازنگری و نقد و بازپیرایی منازل السائرین بر اساس عرفان ناب.

شرح مصباح الانس (20 جلد)

موضوع: شرح، نقد و بازپیرایی کتاب مصباح الانس و ارایه مهم‌ترین اصول «عرفان محبوبی» و نقد داده‌های عرفان رایج اهل سنت که مبنای این کتاب است.

تصحیح التمهید فی شرح قواعد التوحید

موضوع: تصحیح کتاب «التمهید» همراه با تعلیقه و توضیح برخی از

(317)

اشکالات آن.

شرح تمهید القواعد (2 جلد)

موضوع: شرح، نقد، تحلیل و بازپیرایی کتاب تمهید القواعد با رویکردی حکمی و فلسفی و به‌ویژه نقد دیدگاه «تحریر تمهید القواعد».

فصل ششم: علوم سیاسی

 

فصل ششم: علوم سیاسی

چرایی و چگونگی انقلاب اسلامی

موضوع: بررسی عواملی که سبب شده است شیعه دارای حکومتی منسجم نباشد و تبیین نقش تفکر شیعی در پیدایش و پیروزی انقلاب و شناخت آسیب‌ها و چالش‌های پیش روی آن و شیوه گذار از آن.

نظام سلطه

موضوع: کاوشی در شناسایی چهره‌های گوناگون و متفاوت نظام سلطه ـ اعم از سلطه فرهنگی، اقتصادی و نظامی ـ و ارایه راه‌کارهای مقابله با آن.

تاریخ همیشه زنده

موضوع: تأملی خردگرایانه بر چیستی تاریخ و تحلیل حادثه سقیفه و حوادث پی‌آمد آن.

رهبران شیعه در عصر غیبت

موضوع: بررسی طرح‌های وحدت شیعه و اهل سنت، راه شناخت

(318)

رهبران راستین و ویژگی‌های آنان در عصر غیبت.

انقلاب اسلامی؛ چالش‌ها و طرح‌ها

موضوع: شناخت آسیب‌هایی که انقلاب با آن رو به‌روست و طرح‌هایی برای گذار از آن.

نظرگاه‌های سیاسی

موضوع: بررسی حقانیت، مشروعیت و کارآمدی نظام انقلاب اسلامی و عامل‌های تأثیر گذار و پیدایش آن و شیوه گذار از بحران‌های پیش روی انقلاب؛ به‌ویژه عوامل دین گریزی جوانان.

خمس الرسائل السیاسیة

موضوع: جایگاه و نقش عالمان دینی در انقلاب اسلامی و ضرورت زهد و تزهد آنان و تمسک به اصل اتحاد. این کتاب به زبان عربی است.

انقلاب فرهنگی

موضوع: بررسی چیستی و ویژگی‌های انقلاب فرهنگی و شیوه کارآمدی و نهادینه سازی آن در جامعه ایران.

برگی از آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی

موضوع: برگی از تاریخ شکوهمند انقلاب اسلامی و بررسی آسیب‌هایی که آن را در اوایل دهه شصت تهدید می‌کرد.

مدینه فاضله یا جنگل مدرن

موضوع: شناسایی طرّاحان سیستم‌های اجتماعی و سنت‌های حاکم بر جامعه و بررسی ویژگی‌های جوامع بسته و باز یا دنیای مدرنیته و مدینه فاضله.

(319)

روش حضرات معصومین علیهم‌السلام و حرکت‌های انقلابی

موضوع: بازشناسی رویکرد حضرات معصومین علیهم‌السلام به قیام‌های سیاسی زمان خود و ارزیابی قیام امام خمینی قدس‌سره با نگاه به داده‌های آن.

فصل هفتم: حوزه‌های علمیه

 

فصل هفتم: حوزه‌های علمیه

روحانیت و رهبری

موضوع: ارایه طرحی جامع در سازمان‌دهی نظام روحانیت.

عالمان دینی و ساده زیستی

موضوع: یادآوری لزوم ساده زیستی برای روحانیت شیعه و پرهیز از عافیت‌خواهی و دنیاطلبی.

علمای راستین؛ رهروان پیامبران

موضوع: اصول و راه و رسم طلبگی و شیوه‌های دانش اندوزی در حوزه‌های علمی.

حوزه؛ چالش‌ها و طرح‌ها

موضوع: بررسی کاستی‌های حوزه‌های علمی و ارایه طرح‌هایی برای برطرف‌سازی آن.

فصل هشتم: مردم و جامعه

 

فصل هشتم: مردم و جامعه

(320)

آسیب‌های اجتماعی

موضوع: شناسایی انواع آسیب‌های عمده‌ای که اخلاق فردی و جمعی هر جامعه را تهدید می‌کند؛ مانند: شراب، مواد مخدر، موسیقی حرام، رقص و قمار؛ با تأکید بر ضرورت شناخت تباهی‌ها برای عالمان و متولیان امور دینی.

دردمندی و مشکلات اجتماعی

موضوع: شیوه چاره‌جویی چالش‌ها و نمایه‌ای از بایسته‌های گشایش معضلات جامعه و حوزه‌های علمی.

گفت وگوهای اجتماعی

موضوع: مجموعه بیست و یک مصاحبه با حضرت آیت‌اللّه العظمی نکونام(مدّ ظلّه العالی) که در مسیر طراحی کارکردهای بایسته اجتماع و رهنمون به مراکز فکری و تأثیرگذار بر سیاست‌های کلان و خرد اجتماعی است.

زن؛ مظلوم همیشه تاریخ (4 جلد)

موضوع: ساختار کلی شناخت زن در تمام زمینه‌های موجود فردی و اجتماعی و بررسی متون دینی و تحلیل فقهی و عقلی روایات وارده در شناخت شخصیت زنان و احکام دینی آنان و نحوه حضور بایسته آنان در اجتماع و نقد و بررسی دیدگاه مدرنیته و فمینیسم و نظرگاه‌های سنتی به شخصیت زن.

کتاب زن (20 جلد)

موضوع: این طرح بررسی نظرگاه‌های تمام اندیشمندانی را که به نوعی

(321)

راجع به شخصیت زن سخن گفته یا قلم زده‌اند، بر عهده دارد و به نقد روی‌کردهای سنتی و مدرن در شناخت شخصیت زنان و نحوه حضور آنان در خانه و جامعه می‌پردازد و می‌توان آن را دانش‌نامه‌ای جامع در شناخت شخصیت زن دانست. هم‌چنین با روی‌کردی خردگرایانه، تحلیل کاملی از شبهاتی که در این زمینه بر متون دینی وارد می‌شود را ارایه می‌کند.

گفت‌وگوهای صمیمی

موضوع: تبیین چگونگی زیست معنوی و مادی و شناخت آسیب‌های خانوادگی و اجتماعی تا دیدن اموری غیبی چون جن، فرشته و... .

خاطره؛ نقشی بر چهره ذهن

موضوع: خاطراتی از شیوه سیر و سلوک استاد در دوران کودکی.

حضور حاضر و غایب

موضوع: شرحی کوتاه از زندگی و شخصیت بیش از یکصد و پنجاه چهره از اساتید معنوی یا علمی حضرت آیت‌اللّه العظمی نکونام (مدّ ظلّه العالی) که برخی از آنان از آیینه‌داران ملک و ملکوت و چهره‌های گویای حضرت حق بوده‌اند.

اصول و قواعد تعبیر خواب

موضوع: تلاش برای قاعده‌مند ساختن دانش تعبیر خواب و آموزشی نمودن آن.

داستانی از نابسامانی اجتماعی

موضوع: متن یک تئاتر که برخی از شبهات اعتقادی و ناهنجاری‌های اجتماعی را در قالب نمایش‌نامه خاطرنشان می‌سازد.

(322)

فصل نهم: ادبیات، شعر و موسیقی

 

فصل نهم: ادبیات، شعر و موسیقی

آموزش مقامات موسیقی ایرانی

موضوع: آموزش دستگاه‌ها و مقامات موسیقی ایرانی؛ مانند: افشاری، دشتی، ابوعطا، همایون، بیات ترک و... .

دیوان عشق (2 جلد)

موضوع: دفتر شعر در قالب غزل.

نقد صافی (3 جلد)

موضوع: نقد اشعار و عرفان حافظ در قالب غزل.

درد عشق

موضوع: دفتر شعر در قالب مثنوی.

خون دل (2 جلد)

موضوع: دفتر شعر در قالب رباعی.

دیدار یار

موضوع: دفتر شعر در قالب قصیده.

نفیر عشق

موضوع: بررسی ویژگی‌های اشعار حضرت آیت‌اللّه العظمی نکونام (مدّ ظلّه العالی) به قلم معظم‌له و عمده‌ترین مباحث معرفتی در مجموعه‌های شعری ایشان و تحلیل برخی از نقدهایی که بر دیوان‌های عرفانی وارد

(323)

است.

(324)

آثار آماده برای انتشار

 

آثار آماده برای انتشار

همان‌گونه که گذشت کتاب‌های بسیاری نیز برای چاپ آماده است که در صورت رفع موانع و توان چاپ، امید است در آینده به جامعه علمی کشور عرضه گردد. در این‌جا نام برخی از این آثار با تشریح موضوع آن می‌آید:

خداشناسی

 

خداشناسی

خدایی که می‌پرستیم

موضوع: از روزگاران قدیم و همزاد با آدمی و از هنگامی که انسان خود را دیده و به خود آمده، نخستین چیزی که بیش از هر چیز دیگر او را به خود مشغول داشته، اندیشه پروردگار، معبود، خدایان و حق تعالی بوده است. هر کس به نوعی و به صدایی با خدای خود مناجات داشته و فارغ از اندیشه‌های دیگر و خدایان دیگران به سر می‌برده است، بدون آن‌که نسبت به نفی و اثبات خدایان دیگران یا خدای خود، زحمت تحقیق و رنج بررسی چندانی را هموار نموده باشد.

کتاب حاضر می‌گوید: ذهن آدمی با تمامی وسعت و گستردگی، جای نزول حضرت حق تعالی نیست و حق تعالی جز در ظرف وجودی خود، جایی برای نزول ندارد؛ تنها دل جوار حق تعالی را به دست می‌آورد، قرب حق را می‌یابد و در حریم حضرت حق منزل می‌گزیند.

(325)

کوشش در اثبات و تصور حضرت حق چندان کارگشای جان آدمی نیست؛ هرچند تحقیق و بررسی به حساب می‌آید، باید برای جان خویش انس حق را پی‌گیری شد و با «دل» در کمین زیارت آن جناب نشست و درصدد قرب آن حضرت بود و بدون قال و مقال و بدون سر و صدا و دور از ریا و فریاد، دل را در طریق وصول حق قرار داد و در پی حضور او بود و بی زبان و دور از هر تصور و اثبات، خود را در حریم حضرت حق و در محضر آن جناب قرار داد. این‌گونه است که کتاب حاضر، مطالب خود را در قالب «دل‌نوشته» عرضه می‌دارد تا مسیر فهم خداوند از طریق دل را راه‌گشا باشد.

آثار قرآنی

 

آثار قرآنی

کتاب خدا

موضوع: هم‌اینک نه دانشگاه قرآنی ما و نه رشته تخصصی تفسیر هیچ یک در جای بایسته خود قرار ندارد و نسبت به علوم موجود در قرآن کریم و کاری که در این رابطه انجام می‌گیرد، باید نام آمادگی قرآنی را بر آن نهاد و چنین نام‌گذاری با کاستی‌هایی که دارد کوچک شمردن قرآن کریم است. ما عظمت قرآن کریم را در نیافته‌ایم و هرچه که در این زمینه کار شده، هنوز به پوسته، ظاهر و سطح قرآن کریم نیز نرسیده است و چنان‌چه کار محتوایی در این زمینه انجام نگیرد، کلاس‌های صوت، لحن، تجوید و قرائت و حفظ آن و نیز ایجاد رشته‌های تخصصی تفسیر و دیگر علوم مرتبط، برای جامعه کارگشا نخواهد بود، بلکه حرکت در فضای حاضر و وضع موجود و مرسوم، پرده‌ای بر حقایق آن می‌اندازد.

(326)

قرآن کریم راه ورود به تکوین است و دانش آن را در خود دارد. بهترین منبع دانش برای هر کسی قرآن کریم است اما باید این سفارش قرآن کریم را پیش چشم داشت که:«خُذِ الْکتَابَ بِقُوَّةٍ»(1) و با ساده‌پنداری و سهل‌انگاری با این تنها کتاب خدا مواجه نشد.

ما قرآن کریم را نشناخته‌ایم و عظمت آن را در نیافته‌ایم و کتاب حاضر تلاشی است اندک و خرد برای معرفی قرآن کریم و راه ورود و آشنایی به این کتابِ دانش‌های بی‌پایان است.

تفسیر سوره حمد

موضوع: رویکردی نو در تفسیر قرآن کریم و ارایه نکته‌های تفسیری بسیار بدیع از سوره حمد.

دانش استخاره با قرآن کریم (5 جلد)

موضوع: آموزش اصول، قواعد، رموز و اصطلاحات استخاره با قرآن کریم به صورت کامل و نظام‌مند و تطبیق آن بر همه آیات که در

جهان اسلام برای نخستین بار نگاشته می‌شود و در این باب

بی‌نظیر خواهد بود.

درآمدی بر دانش استخاره با قرآن کریم

موضوع: آموزش مبادی لازم در استخاره با قرآن کریم و بیان برخی از اصول، قوانین، قواعد، رموز و اصطلاحات دانش استخاره با قرآن کریم.

استخاره مختصر آیه‌ها و سوره‌های قرآن کریم

موضوع: آموزش استخاره سوره‌های قرآن کریم که استخاره‌ای

  1. مریم / 12.

(327)

ناشناخته حتی در میان خواص است و در دانش تفأل برای رمزگشایی و آینده‌نگری کاربرد فراوانی دارد.

اقتراح قرآن‌شناخت

موضوع: کتاب حاضر از مکتب صدرا می‌گوید و راز ماندگاری و چیرگی این مکتب را در قرآنی بودن صدرالمتألهین می‌داند و از این که فقیهان مراجعه صرف به روایات دارند گله‌مند است؛ چرا که نقش قرآن کریم را در فقاهت کم‌رنگ می‌کند. افزون بر این، رشته‌های علوم قرآنی در دانشگاه‌ها نیازمند نقد و بازسازی است. آسیب دیگر در مراجعه به قرآن کریم دامی است که متکلمان در آن افتاده‌اند و آن اکتفا به ظاهر در استفاده از قرآن کریم است. برخی نیز هم‌چون ابن‌عربی آموزه‌های قرآن کریم را با تأویل‌گرایی افراطی به تحریف معنوی کشانده‌اند. برخی از فلاسفه اسلامی نیز به بهانه آزادی اندیشه از داده‌های عقلی قرآن کریم غفلت کرده‌اند. هم‌چنین کتاب حاضر به ریشه‌یابی معضل خرافات و باورهای آلوده به پیرایه می‌پردازد و در پایان بر آن است تا تأثیر علم لدنی و خدادادی امام رضا علیه‌السلام در موضع‌گیری‌های سیاسی را نشان دهد.

مگوهای گویا

موضوع: در سرمای سرد پاییز 89، پیوست گریزها و گذارها نسبت به کتاب «تحریف‌ناپذیری قرآن کریم و حجیت آن» کتاب مگوهای گویا انجام پذیرفته است. این کتاب با تشریح چگونگی ماجرا و دفاع از کتاب یاد شده، چند و چون ماجرا را در جهت رفع برخی از توهمات، ارایه می‌دهد.

آیه‌های آسمانی (4 جلد)

(328)

موضوع: خاطرنشانی نکات کلیدی و تازه‌ای که می‌توان از برخی آیات قرآن کریم به دست آورد. این مجموعه در چهار جلد می‌باشد.

اهل بیت علیهم‌السلام

 

اهل بیت علیهم‌السلام

بشارت اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله

موضوع: یکتاترین حقیقت در عالم هستی، حق تعالی است که تمام هستی و حقیقت هستی است و غریب‌ترین شخصیت عالم، حضرت نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله است که نه در زمین یار و غم‌خواری داشت و نه در آسمان توانی برای شناخت آن چهره عالین بود. حق تعالی نیز او را تنزیلی از تمامی صفات خویش داد و ایشان را در ناسوت به دور وا داشت و چه مشکل است که انسان باری را به تنهایی بر دوش کشد، آن هم بار و غم تمام عالم و آدم را و از طرفی غم‌خوار نیز نداشته باشد. کتاب حاضر تلاشی برای تبیین این معناست.

حضرت علی علیه‌السلام و ولایت مستصعب

موضوع: آن‌چه بوده و آن‌چه هست علی علیه‌السلام است. آن‌چه می‌آید و آن‌چه می‌ماند علی علیه‌السلام است. ما از دنیا تنها دل به همین معنا بسته‌ایم. تنها کسی که به دنیا نیامد و از دنیا هم نرفت علی علیه‌السلام بود. علی علیه‌السلام در خانه پروردگار خویش؛ کعبه، نزول اجلال داشت و در آن تولد یافت و در محراب مسجد کوفه که محراب خویش و خانه پروردگار است به شهادت رسید و به سوی پروردگار خود عروج نمود. امیرمؤمنان علیه‌السلام به دنیا نیامد که از دنیا برود و در نطفه او دنیا ریخته نشد و طعم دنیا در کامش ننشست و این

(329)

وصف، تنها مخصوص آن حضرت است. امیرمؤمنان علیه‌السلام به تمام صفات، از جانب خدا آمد و به سوی خدا، بدون وصف دنیا رفت. کسی نتوانست بر دنیا چیره و بر آن سوار شود مگر خداوند و رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله . اما حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام دنیا را به تمام قامت حقیقت ترک نمود؛ زیرا آن حضرت علیه‌السلام نفس رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و ظهور رحمت خاص و رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نفس حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام و ظهور رحمت عام بر تمامی عالمیان است که دنیا نیز به رحمت نیازمند است و تمامی دنیا حتی شقی‌ترین کافران در ید رحمت آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وآله است.

حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام ظهور رحمت خاص است و از این روست که آن حضرت باب ایمان است و ایمان از اسلام است و روندگان آن کم‌تر و مسیر آن سخت‌تر و بر شدن بر آن بالا رفتن از برترین و بلندترین قله است که سیر و تماشای آن با وحدت شخصی حقیقت حضرت حق تعالی ممکن خواهد بود.

نقطه هستی

موضوع: سخن گفتن از نقطه هستی که مرتبه ویژه بزرگ بانوی عالم هستی؛ حضرت زهرا علیهاالسلام است بسیار ظریف و پیچیده است. تبیین آن‌چه خداوند منان به اولیای الهی خود داده است زبان ندارد و واژگان از بیان آن قاصر است و فهم نیز به کنه آن نمی‌رسد تا آن را به واژه کشد. این کتاب در ضمن هر کوثری بر آن است تا قلب‌ها را با بخشی از فضایل معنوی حضرت زهرا علیهاالسلام طراوت و خجستگی دهد.

امام حق، امام عشق

(330)

موضوع: خاطرنشانی نکاتی از ولایت حضرت زهرا علیهاالسلام که امام حق است و حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام که امام عشق است. نکاتی که از پیچیده‌ترین بحث‌هاست و تاکنون منطقی برای فهم آن نگاشته نشده و اصول و قواعد آن تبیین نگردیده است و تنها در تیررس محبوبان حقیقی حضرت حق می‌باشد.

حسین علیه‌السلام پیامبر عشق

موضوع: کتاب حاضر ده سرخ‌نوشت است که برخی از ابعاد قیام خونین حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام را بیان می‌دارد. نخست آن که این قیام خونین که نتایج بسیار فراوانی را برای جامعه مسلمین داشته، به سبب حمایت افرادی معدود از رهبر دینی خود بوده که شمار آنان تنها به چهل نفر می‌رسیده و تعداد آنان در روز عاشورا با همراهی جناب حر و تابعان وی بیش از هفتاد نفر گردیده است. سرخ‌نوشت دیگر آن از حق محضی حضرت عشق می‌گوید و این که در حادثه نینوا این دست حق است که باید دیده شود و این چهره عشق و عاشق‌کشی حق است که آفتابی و نمایان می‌شود و این استقامت امام حسین علیه‌السلام در عشق‌ورزی است که تابلوی گویای سرخی عشق می‌گردد. هم‌چنین سرخ‌نوشت‌های دیگر برخی از اصول و آداب عزاداری و تعزیه را با تأملاتی فلسفی و روان‌شناسانه بیان می‌دارد.

دولت منجی

موضوع: در این کتاب از معنای انتظار و زندان گفته می‌شود. انتظار و زندان دو هم‌سنگر هستند که گاه با هم همگام می‌شوند و گاه می‌شود که از

(331)

یک‌دیگر جدا می‌گردند. ما شیعیان نیز در حصار غیبت هستیم و در زندان تاریک غیبت در بند می‌باشیم. زندانی که در دوره آخرالزمان قرار دارد. در آخرالزمان، اسم اسلام گسترده و جهانی می‌شود؛ ولی مسما و حقیقت آن از میان مردم رخت بر می‌بندد. کتاب حاضر به تشریح وظایف شیعیان در این زمانه سخت و هنگامه عظیم می‌پردازد و ویژگی‌های دوره آخرالزمان را بر می‌رسد. زمانی که فتنه چون شتری مست هر کسی را هدف می‌گیرد و چون درنده‌ای دندان در پوست و گوشت او فرو می‌برد و آن‌چه از دست می‌رود و فراموش می‌شود حق و حق‌خواهان هستند. این کتاب از عصر غیبت و از زمان ظهور و دولت منجی (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) می‌گوید؛ این در حالی است که هر کسی با فکر خود در این زمینه قدم بر می‌دارد و در کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته شده است حقیقت به اندازه خردی نویسنده آن کوچک شده است. کتاب حاضر با تبیین وظایف خواص شیعه در عصر حاضر، بسیاری از داعیه‌ها را پاسخ می‌دهد.

خیمه لطف ظهور

موضوع: این روزها سخن از دیده شدن برخی از نشانه‌های ظهور به‌ویژه سفیانی، بسیار به گوش می‌رسد. در برخی از کتاب‌ها نیز برای ظهور وقت تعیین می‌نمایند. این کتاب چنین ادعاهایی را خالی از حقیقت و واقعیت می‌داند و به تبیین برخی از شاخصه‌های عصر ظهور بر اساس آیات قرآن کریم می‌پردازد.

آثار فقهی و اصولی

 

آثار فقهی و اصولی

(332)

قمار (گروگذاری، شرط‌بندی و بخت‌آزمایی)

موضوع: ساختار نفس آدمی به‌گونه‌ای است که نمی‌تواند در جایی آرام بگیرد و بدون آن که کسی یا چیزی را پیش خود احضار نماید و به آن مشغول گردد نمی‌تواند بیکار بنشیند. در این میان، آنان که ساختار مغزی متفاوتی با دیگران دارند به گاه سرگرمی به سراغ بازی‌هایی می‌روند که خطر را بر آنان به هجوم وا می‌دارد. یکی از این سرگرمی‌ها «قمار» است. برخی از قماربازان با به میدان آوردن همه موجودی خویش، از قوه‌ای که آنان را به خطر کردن وا می‌دارد پیروی می‌کنند. قمار هم‌اینک به دو شکل سنتی و مدرن دیده می‌شود. برخی از قماربازان، شکل مدرن آن را با کمک رایانه شکل می‌بخشند و برخی از بازی‌های رایانه‌ای را می‌توان از مصادیق قمار دانست. آیا می‌شود گفت بر اساس برخی از نظام‌های فقهی در کشور ما، انواع قمارها توسط بانک‌های دولتی، شرکت‌ها و نیز سازمان صدا و سیما تبلیغ و اجرایی می‌گردد. جوان بودن و نوپایی جامعه ایران که در شکل مدرن آن عمری ندارد و نیز نبود نظریه‌پردازانی جامع در حوزه امور دینی که بر سرگرمی‌ها نیز تخصص داشته باشند از علل کمبود انواع سرگرمی‌ها و تنوع در جامعه ایران است. با این وجود، مردم جامعه ما در پرداختن به سرگرمی‌های محدودی که دارند نیز دچار تناقض هستند. از طرفی سرگرمی‌هایی عرضه می‌شود که دولت از آن حمایت دارد و از سوی دیگر، بسیاری از افراد در حکم شرعی چنین سرگرمی‌هایی سرگردان هستند و روحیه تعبد و دین‌پذیری آنان، دغدغه شرعی نبودن آن، همواره بر ایشان سنگینی می‌کند. کتاب حاضر بر آن است تا برای نخستین

(333)

بار به صورت مستقل به این مسأله بپردازد و چیستی قمار و انواع آن در جامعه کنونی که نظام اسلامی بر آن حاکمیت دارد را به صورت مصداقی روشن نماید. بدیهی است فقیه برای دست‌یابی به چنین مهم و رسیدن به این امر باید موضوع و مصداق قمار را با همه گوناگونی که دارد به‌خوبی بشناسد تا بتواند حکم حلیت یا حرمت آن را از منابع استنباط به دست آورد. البته شناخت صفات و خصوصیات قمار برای شناخت موضوع آن کافی است اما بدون آشنایی به مبادی و مقدمات آن نمی‌توان مصادیق قمار و نیز حکم حلال یا حرام بودن آن را شناخت.

نوشتار یاد شده به بررسی ملاک و معیار حرمت قمار نیز می‌پردازد و می‌گوید تنیدگی و استرس حاصل از قمار و نیز بغض و کینه به طرف مقابل در این بازی تند و تیز است. هم‌چنین گرویی که به میان آورده می‌شود گاه تمامی اموال شخص و نیز همسر و دختر و ناموس قمارباز را در بر می‌گیرد که باید تمامی آن را به گفته قماربازان «تِخ» کنند. این امور از معیارهای حرمت قمار است. این کتاب راهنمایی جامع برای جامعه علمی و جوان ما در دست‌یابی به حکم شرعی قمار و انواع مسابقات، شرط‌بندی‌ها، گروگذاری‌ها و بخت‌آزمایی‌ها می‌باشد.

احکام موضوعات نوپدید

موضوع: پاسخ به آخرین استفتائات و پرسش‌های فقهی که در میان جامعه رایج است.

روابط نرم، تعامل دیجیتال

موضوع: این کتاب دارای چهار گفتار است. در گفتار نخست گفته

(334)

می‌شود: دانش اخلاق از دانش‌های محجور در حوزه‌ها در این زمان است و اندیشمندان حوزوی در حال حاضر کم‌تر با نگاهی تخصصی به آن روی می‌آورند. هم‌اینک مهندسی این دانش و کشف رابطه آن با دیگر علوم و نیز نسبت آن با دین نیازمند تحقیق‌های ژرف‌پژوهانه است. این کتاب در بردارنده پاسخ به پرسش‌هایی است که کارگروه اخلاق و تربیت دفتر تبلیغات اسلامی در این رابطه داشته است.

گفتار دوم، حکم فقهی شرکت‌های هرمی و تجارت الکترونیکی در شبکه جهانی اینترنت تبیین شده است.

گفتار سوم این کتاب پاسخ به مجموعه استفتاءاتی با موضوع نشر مکتوب و دیجیتال کتاب و احکام آن را ارایه می‌دهد.

گفتار پایانی نیز از احکام روابط زن و مرد مانند عقد موقت و شرایط اجرایی آن، غنا و موسیقی، نماز نافله، سلام دادن به زنان و نگاه به فیلم‌های مستهجن می‌گوید.

معارف

 

معارف

تپش ایمان و کفر

موضوع: این کتاب می‌کوشد واژه‌های «ایمان» و «کفر» را به درستی معنا نماید تا فرهنگ دینی و معنوی جامعه در این جهت، از حالت خمودی و انحطاط رهایی یابد و بر آن است تا در گام نخست، «ایمان» و «کفر» را که از آن به «بسط» و «قبض» یاد می‌کند، به تحقیق و بررسی گزارد و حقیقت و چیستی آن را به دست آورد.

(335)

خصال سلامت و سعادت

موضوع: از منابع شناخت آموزه‌های اخلاقی، بعد از قرآن کریم، کتاب‌های روایی است. از مهم‌ترین کتاب‌هایی که در زمینه روایات اخلاقی می‌توان نام برد کتاب «خصال» مرحوم شیخ صدوق است. این کتاب اقیانوس ژرفی است که لؤلؤهای بسیار اخلاقی را می‌توان از آن به دست آورد و طرحی علمی و تحقیقی از روایات آن به دست داد. کتاب حاضر تحلیل و تبیین برخی از روایات کتاب خصال است که به اموزش مهم‌ترین مهارت‌های زندگی می‌پردازد.

آیین خردمندی

موضوع: در کتاب شریف اصول کافی، عالی‌ترین مضامین در رابطه با عقل وجود دارد. در این کتاب هم عقل معنا شده و هم مصادیق و ویژگی‌های آن آمده و تفاوت آن با زشتی و شیطنت و مرز عقلانیت با زیرکی مذموم و شیطنت و نیز معیارهای شناخت عقل تبیین شده است؛ به‌گونه‌ای که با در دست داشتن آن می‌توان درون فرد و میزان عقل او را به دست آورد.

کتاب حاضر به شرح و تبیین برخی از مهم‌ترین روایات کتاب «عقل و جهل» اصول کافی می‌پردازد.

توحید کافی

موضوع: این کتاب به تبیین و شرح برخی از روایات «کتاب توحید» اصول کافی می‌پردازد و بیان می‌دارد توحید زنده شدن حقیقت در دل است؛ حقیتی که دل آن را می‌بیند نه مفهوم، توهم و صورت معنایی. حقیقتی

(336)

که ما با وجود خود و با دل خویش می‌بینیم، نه با چشم، توحید است.

دانش بسنده

موضوع: کتاب «کافی» یکی از چهار کتاب روایی است که بزرگان و فقیهان دین بر اساس روایات آن فتوا می‌دهند. در کتاب اصول کافی پس از بحث «عقل و جهل» کتاب «فضل علم» آمده است. روایات کتاب فضل علم با لازم بودن آموزش و وجوب تعلیم برای مسلمانان شروع می‌شود. کتاب حاضر با شرح و تبیین مهم‌ترین روایات این بخش از کتاب «اصول کافی»، چیستی علم و شیوه دانش اندوزی و راه و رسم آن را آموزش می‌دهد.

دنیای جنیان و نیرنگ آدمیان

موضوع: این کتاب می‌خواهد از «جناب ابلیس» بگوید. کسانی که شیطان و نیز دنیا را کوچک می‌شمارند، آن را نمی‌شناسند. کسی که دشمن را کوچک می‌شمارد به حتم از او شکست می‌خورد. کسی دشمن را دست‌کم می‌گیرد که ناآگاه باشد و به میزان کافی کارآزمودگی و تجربه نداشته باشد. کتاب یاد شده، نخست از اجنه می‌گوید و با ورود به دنیای شیاطین، بر آن است تا خواننده را به حضور ابلیس بزرگ بار دهد. در فصل نخست، بحث شیطان‌شناسی می‌آید و به‌طور ویژه بر شناخت ابلیس حصر توجه می‌شود و در فصل دوم از شیطنت‌های آدمیان و نیرنگ‌های آنان گفته می‌شود و به‌طور ویژه، برخی از شیطنت‌هایی که می‌تواند دامنگیر عالمان دینی شود، یادآوری می‌گردد.

شوکران عصیان

موضوع: یکی از خصایص عالم ناسوت، نقص و عصیان آن است.

(337)

مشکل می‌شود بنده‌ای غیر معصوم در ناسوت باشد و بتواند از گناه دوری گزیند. تأمل فلسفی بر رابطه گناه با آدمی کم‌تر اتفاق افتاده است که این کتاب به این مهم پرداخته است. یکی از مباحثی که در سایه‌روشن‌های این کتاب آمده است توجه به زمینه‌های تحقق گناه و جهات خارجی و امور غیری تأثیرگذار در آن است که سبب بروز و ظهور گناه می‌شود و جهات فاعلی، فعلی و ذاتی آن خاطرنشان می‌گردد. نتیجه این بررسی این است که مکافات و جزای گناهان نمی‌تواند فردی و محدود باشد؛ بلکه باید تمامی جهات یک گناه یا موقعیت یک گناه‌کار را بررسی نمود تا بتوان برای مکافات او عدالت نسبی را اعمال کرد وگرنه قاضی و مجری، خود گناه‌کار چیره‌دست و برتری است که عنوان اجتماعی و قداست فردی خود را از گناه به دست می‌آورد.

از دیگر سایه‌روشن‌های نوشتار یاد شده، لزوم پرهیز از برخورد غیرعاقلانه و خشن با گناه و گناه‌کار است. کسانی که می‌خواهند به زور، تهدید، زدن و تخریب با گناهی خانگی یا اجتماعی مبارزه نمایند؛ نه تنها مشکلی را حل نمی‌کنند؛ بلکه به مشکلات دامن می‌زنند و گناه‌کاران حرفه‌ای تربیت می‌نمایند و با این کار فحشا را گسترش داده و جامعه را در گرداب هولناکی قرار می‌دهند. در این جامعه، جایی برای عدالت و منطق باقی نمی‌ماند و عادل و فاسق هر یک آلوده به عنوان یک‌دیگر می‌شوند.

یکی از سایه‌روشن‌های مهم این کتاب، یادآوری آثار و عوارض وضعی گناه است. هنگامی که کار زشتی در آدمی پیدا می‌شود، باید خود را برای ضرر و زیان گناه از جهات عمومی و خصوصی، کلی و مردمی نفس خود و

(338)

عکس‌العمل حق تعالی آماده نماید و بداند هرچه بیش‌تر به سوی بدی و طغیان جهت‌گیری نماید، این‌گونه انتقام طبیعی در این سه موضع کلی به طور روشن‌تر ظاهر می‌گردد.

«مرگ» و سپس «زندگی در ابدیت»

موضوع: این کتاب از «ابد» می‌گوید. کسی که چشم بر «ابد» و حق بدوزد، هرگز تحت تأثیر این‌گونه امور قرار نمی‌گیرد و در کشاکش حوادث و ناملایمات، خود را استوار و برقرار می‌بینداگر کسی «ابد» را در خود یافت و به نوعی، حقیقتِ آن را مشاهده نمود، دیگر مشکل دنیا ندارد. کسی که گرفتار «ابد» باشد، دنیا گرفتارش می‌کند. هم‌سویی با «ابد» می‌تواند دنیا را به قدری کوچک نماید که قابل رؤیت باشد و همین معناست که مؤمن را به قدری توانا می‌کند که هیچ امر دنیوی نمی‌تواند او را به زانو در آورد و دار و ندارش را به هیچ انگارد و تنها به حق می‌اندیشد. همین معنا می‌باشد که اولیای الهی را سرمست از باده عزت و استقامت می‌کند و هر امر دنیوی را به هیچ می‌گیرد و تنها به حق فکر می‌کنند و بس.

هم‌چنین این کتاب از «مرگ» می‌گوید. مرگ دیدنی است تا شنیدنی اما دیدن مرگ، دیدنی است. مرگ و دیدن مرگ هر دو دیدنی است، ولی میان این دو تفاوت است. دومی ممکن است بازگویی داشته باشد، ولی اولی هرگز. برای رسیدن به «ابد» باید از پل «مرگ» گذشت. برای گذر از این پل پر تلاطم، باید آمادگی داشت. مرگ امری است واقعی و حقیقی که تحقق و وقوع آن نسبت به آدمی راست است و باید آن را باور داشت و از پیش نسبت به آن آمادگی کامل پیدا کرد تا در زمان تحقق، مضطرب و مشوش

(339)

نشد.

البته این کتاب با آن که از خود مرگ و زندگی در ابدیت و برخی از ویژگی‌های قیامت می‌گوید، نیم‌نگاهی نیز به نقد اجرای مراسم سوگواری و چگونگی دادن خیرات برای مردگان دارد.

فلسفه

 

فلسفه

حکمت‌نامه فلسفه

موضوع: این کتاب در هر یک از حکمت‌های خود به مهم‌ترین بحث‌های مقدمی و مبادی فلسفی می‌پردازد. برخی از این مباحث عبارت است از: انواع حکمت، چیستی فلسفه، تفاوت علم و فلسفه، مخالفان فلسفه اسلامی، آسیب‌های داخلی فلسفه اسلامی، تقلید فلسفی، فلسفه شرق و غرب، فلسفه صدرایی، شروع شناخت، شک، تردید و اطمینان به واقع، حق‌انگاری مطلق و نسبیت‌گرایی، نفس الامر و وصول به حقیقت حق تعالی.

هم‌چنین در این کتاب از: ارایه و وصول به حق تعالی، قضا و قدر، جبر و اختیار، فلسفه کژی‌ها، نظام احسن و درک حقیقت هستی، فاعل طبیعی و علمی و نیز اتحاد عاقل و معقول سخن به میان می‌آید.

عرفان اسلامی و اخلاق عرفانی

 

عرفان اسلامی و اخلاق عرفانی

دانش سلوک معنـوی

موضوع: این کتاب، جامع‌ترین نوشتاری است که عرفان عملی را در

(340)

ضمن اصل‌هایی توضیح می‌دهد و آن را دانش و علم نموده است. برخی از این اصول عبارت است از: حفظ مرزهای تخصصی علوم با عرفان، داشتن قدرت تبدیل و جابه‌جایی، داشتن استعداد سلوک، حفظ وظیفه کاری و دوری از خودخواهی، سلوک؛ مسیری بدون بازگشت، سلوک؛ میدان عمل، صبوری و بردباری، باور به رؤیت شخصی خداوند، لزوم داشتن استادی کارآزموده، نفی کم‌ترین شک و شرط، حفظ نظم، انضباط و وقت‌شناسی، کتمان؛ اصل اولی در سلوک، دردمندی؛ اصل دوم سلوک، صلوات؛ اذن دخول سلوک، مداومت بر قرائت و مطالعه قرآن کریم، ذکر «لا اله الا اللّه»، یافت اسم «رب»، ریاضت، ارادی نمودن تمامی کردار و رفتار، قدرت استجماع، وفق نفس، تغذیه و خوراک و... .

معرفت محبوبی و سلوک محبی

موضوع: دو واژه «محب» و «محبوب» اهمیت بسیاری در عرفان اسلامی دارد. این کتاب بر آن است تا تفاوت‌های سالک محب و عارف محبوب را بیان دارد و چگونگی سیر سالک محب و ویژگی‌های محبوبان را به صورت کلی یادآور شود تا این دو اصطلاح که در عرفان به سبب ناآگاهی و راه نیافتن، به آن کم‌توجهی و بی‌مهری بسیار شده است جای‌گاه خود را تا حدودی باز نماید.

نوشتار یاد شده آداب هم‌نشینی و انس محبان با محبوبان را می‌گوید تا جان محب نقش محبوب را به خود گیرد و در این مسیر حرکت نماید و چیزهایی را مشاهده و به‌تدریج باور نماید تا وضوح حق برای او بیش‌تر ملموس گردد. در این مسیر باید همواره به نقطه نهایی که حق باشد توجه

(341)

داشت و آن را با هیچ چیز معامله ننمود و دو دیگر آن‌که به چیزی تعلق خاطر و وابستگی نداشت و تمام تعلقات را از خود دور ساخت و خویش را از زنجیرهای اسارت رهانید.

فصل آخر نیز عهده‌دار تبیین یا خاطرنشانی برخی از مسایل است که طبیعت سلوک دانسته می‌شود و کسی که از آن بی‌بهره باشد در گامی غیر از طریق طبیعی سلوک گام زده و به انحراف رفته است.

فرهنگ عرفان

موضوع: فرهنگ حاضر پاره‌ای از اصطلاحات عرفانی است که با هدف دوری دانش بلند عرفان از آشفتگی و اعوجاج نگاشته شده و بر آن بوده تا معانی بلند و حقایق طولانی و مضامین رسای آن را هماهنگ با مبانی شیعی و به‌دور از کژی و کاستی‌هایی که گاه از موعظه و کلام و گاه از قلندری می‌رویدارایه دهد.

گفتارهای عرفانی

موضوع: کتاب حاضر دربردارنده پنج مصاحبه با موضوع عرفان است. این مصاحبه‌ها را گروه اخلاق و تربیت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفتر تبلیغات قم، همایش چهره‌های درخشان، رادیو فرهنگ و روزنامه خراسان انجام داده‌اند. در مصاحبه رادیو فرهنگ از عرفان حضرات چهارده معصوم علیهم‌السلام ، پیشنیه عرفان اسلامی و تفاوت آن با دیگر عرفان‌ها، بررسی داده‌های عرفانی دعای عرفه و عشق در وادی خونین کربلا گفته شده است. و روزنامه خراسان اهمیت و جایگاه روز عرفه و اعمال آن و نیز محتوای بلند و عارفانه دعای عرفه را موضوع

(342)

مصاحبه خود قرار داده است. همایش چهره‌های درخشان نیز در مصاحبه خود از چیستی عرفان و مؤلفه‌های عرفان واقعی و نیز از نزاع عقل و عشق و فقه و عرفان پرسیده است. شایان ذکر است این کنگره به نام عارف شهیر حضرت آیت‌اللّه سید علی آقا قاضی طباطبایی قدس‌سره برگزار شده بود که به این مناسبت، در خصوص آن بزرگوار نیز مطالبی طرح گردیده است.

در این کتاب، کاستی‌ها و آسیب‌های عرفان نظری و تأثیر آن بر عرفان عملی نیز به بحث گذاشته می‌شود.

قواعد هفت‌گانه سلوک الهی

موضوع: عرفان که به عنوان «عروس علوم» دانسته می‌شود یکی از رشته‌های تخصصی است که برای آن اصول و قواعد بسیاری است. این نوشتار برای کسانی به رشته نگارش درآمده است که می‌خواهند از نحوه سیر و سلوک الهی و وصول به معرفت حق تعالی آگاهی‌های چندی اما صائب و درست داشته باشند و بر لُب و مغزای عرفان اطلاع یابند. در این کتاب، هفت قاعده مهم سلوک توضیح داده می‌شود این قواعد، نخست از تفاوت میان عارفان محبوبی و سالکان محبّی می‌گوید. قاعده دوم از مبانی سلوک می‌باشد و این حقیقت را یادآور می‌گردد که انسان می‌تواند دارای سه موتور حرکتی باشد و این سلوک است که موتورهای قدرتمند معرفتی او را به حرکت وا می‌دارد. هم‌چنین این قاعده صعب بودن معرفت حق‌تعالی را بازگو می‌کند؛ چرا که خدایی که سالک تا پیش از سلوک با خود داشته خدایی مفهومی است و او در سلوک خود بر آن است تا به خدای

(343)

مصداقی دست یابد اما در این مسیر با تازیانه‌هایی مواجه می‌شود که در قاعده سوم توضیح داده می‌شود. سالکی که قدرت تحمل این تازیانه را در خود پدید آورد و با قدم حق آن را طی نماید به معرفتی می‌رسد که جز «او» نمی‌بیند و دیگرگرایی مجازی از او برداشته می‌شود که چگونگی آن در قاعده چهارم آمده است. اما وی بدون «عشق» به «توحید» راه نمی‌یابد و عشق و پی‌آمدهای آن در قاعده پنجم می‌آید. قاعده ششم نیز تأکید بر «حلال درمانی» سالک دارد که هر حرکت و سلوکی بدون آن عقیم و نازاست. پایان این قواعد نیز می‌گوید سالک برای هر حرکتی به بصیرت نیاز دارد و عرفان نظری همواره بر عرفان عملی تقدم و پیشی دارد و لازم است با بصیرت حاصل از عرفان نظری گام برداشت که آن هم باید از پیری سینه‌چاک و کارآزموده فرا گرفته شود وگرنه ممکن است به پیرایه‌ها و انحرافات آلوده گردد.

سراب عرفان یا هبای منثور

موضوع: کتاب حاضر نقد نقبی است بر دیدگاه برخی از متکلمان که در برابر معرفت الهی و و عرفان سر خصم و نزاع دارند و به آنان که مشی عرفانی دارند حمله می‌برند. این کتاب، نخست تأکید می‌کند که باید معنای اصطلاحات عرفانی را به‌درستی دریافت و سپس از آن بحث نمود. برخی از این کلامیان حتی در شناخت معنای تعدد و غیریت مشکل دارند تا چه رسد به بحث‌های صعب و سختی هم‌چون وحدت حق حقیقت وجود. آنان شناسه و معرفتی که از خداوند ارایه می‌دهند تمام سلبی است و معنای اثباتی ندارد؛ در حالی که چنین معرفتی باید با گزاره‌های اثباتی بیان گردد.

(344)

در هستی تنها یک وجود و یک ذات است که رخ می‌نماید و آن حق تعالی است و دیگر پدیده‌های هستی ظهور حق به شمار می‌روند که فعل پروردگار می‌باشند و آنان را ذات و استقلالی نیست. این پدیده‌ها که ظهورند نه آن که آفریننده‌ای برای آن‌ها نیست، دارای واقعیت می‌باشند و خیال نیست. واقعیت داشتن نیز منحصر در موجود بودن و ذات داشتن نیست، بلکه این ظهورات خلقی هستند که از وجودی واحد انشا شده‌اند بدون آن که وجودی بیابند. ذات مخصوص حق تعالی است و عالم فعل پروردگار و مخلوق به معنای ظهور است. ظهورهایی که عین آفریدگار نیستند، اما غیر به معنای دوگانگی و تعدد نیز نمی‌باشند. «غیر» را نیز نمی‌توان به معنای «خلاف» یا «تعدد» گرفت و این خبطی است که در برخی از کلامیان دیده می‌شود. آنان نه توانسته‌اند اصل وجود خدا را بر اساس مشی کلامی و روایی خود ثابت نمایند و نه توانسته‌اند بگویند خداوند چیست. این گروه در معرفی خداوند تنها از صفات سلبی بهره می‌برند که چیزی به دست نمی‌دهد تا در شناخت خداوند به استخدام گرفته شود و تنها می‌گویند خداوند عین آفریده نیست و غیر آن است و غیر را این گونه معنا کرده‌اند که او هر آن‌چه ما می‌فهمیم، می‌بینیم و می‌شنویم نیست و غیر از هر چیزی است که در ذهن ما و ملائکه و ذهن هر کسی که علم او به ما منتقل می‌شود هست اما نمی‌توانند به تبیین این معنا بپردازند و امری اثباتی از آن به دست دهند. در برابر، خدای عرفان ـ که عروس علوم است ـ این گونه معرفی می‌شود: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، اللَّهُ الصَّمَدُ، لَمْ یلِدْ وَلَمْ یولَدْ، وَلَمْ یکنْ لَهُ کفُوا أَحَدٌ»(1). خدایی که با صفات سلبی شناخته نمی‌شود بلکه

  1. اخلاص / 1 ـ 4.

(345)

اوصاف ایجابی دارد و صفات سلبی وی نیز به اوصافی ایجابی باز می‌گردد و سوره توحید شناسنامه این خداست. شناسه‌ای که دست‌کم ظرف سیطره را ثابت می‌نماید و تعرفی اثباتی از ذات و صفات حضرت حق دارد و صفات سلبی آن نیز به صفاتی اثباتی باز می‌گردد.

حکایت عشق

موضوع: «عشق» یکی از واژه‌هایی است که متأسفانه مسلمین گامی بلند برای درک و وصول به آن برنداشته‌اند. مفهومی که تبیین و شکوفایی آن می‌تواند جامعه انسانی را به سلامت دنیوی و سعادت اخروی برساند و به شکوفایی استعدادهای نهفته در درون آدمی بینجامد.

کتاب حاضر می‌خواهد از عشق بگوید. از عشق، از هستی و از دل. از عشقی که تمام رخ، چهره آدمی را نمایشگر است. آدمی با آمدن به دنیا و ناسوت است که عنوان بزرگی هم‌چون «دل» و «عشق» را به دست می‌آورد؛ ولی معلوم نیست بتواند از آن بهره کافی برد و ممکن است در میان خطرات به تباهی گراید. عشق حقیقتی معنوی است و شناخت حقایق معنوی چندان آسان نیست، چنان که حتی شناخت امور عادی نیز چندان آسان نمی‌باشد. این کتاب بر آن است تا ترسیم گویایی از چهره عشق و به‌ویژه عشق حق تعالی به بندگان و روش عشق‌ورزی بندگان داشته باشد تا بلکه افکار انحرافی که چهره خشن از دین ارایه می‌دهد را تصحیح نماید.

پندهای رفتاری

موضوع: موضوع علم اخلاق «نفس» آدمی است البته به اعتبار محتوای

(346)

صفات و کردار ارادی که از آن سر می‌زند و به صفت حسن یا قبح متصف می‌شود. موضوع نوشتار حاضر پندهای اخلاقی است که به بهبود رفتار آدمی کمک می‌بخشد. اخلاقی که بر مسلک عرفان است که هم‌چون اخلاق کلامی اشک، آه و ناله برای آن موضوعیت ندارد و هم‌چون اخلاق فلسفی تعمق و تفکر را اصالت نمی‌دهد، بلکه بر عمل و ریاضت و آشنایی فرد به معانی غیبی تأکید دارد و این هدفی است که در پندهای معنوی این کتاب مورد التفات قرار گرفته است؛ اگرچه صفات شایسته اخلاق کلامی و فلسفی هم‌چون داشتن اشک، آه، سوز و درد و نیز تفکر را به میزان ضرورت و لزوم به پند سخن آورده است.

روشنای دنیاداری و دنیامداری

موضوع: شناخت ناسوت و دنیایی که آدمی در آن زندگی می‌کند هم از لحاظ کمیت و هم از لحاظ کیفیت بسیار مهم است. این نوشته جایگاه مهم دنیا و مغالطه‌های دنیاداری و دنیامداری را به روشنی و در طی روشناهایی چند بیان می‌دارد. در این کتاب از مشکلات ناسوتی و از زیبایی‌های آن گفته می‌شود؛ از عشق، از امید، از زندگی بهتر و پویا، از زندگی پایدار و لذت‌بخش، از سادگی زندگی، از تجملات زندگی، از خون‌هایی که در دنیا برای دنیا ریخته می‌شود و از پایداری عاشقان و از عاشق کشی معشوقان؛ از مکرهای ناسوتی، از حیله‌های دنیامداران، از درندگی دنیاخواهان و از لذت‌ها، هوس‌ها و آرامش‌طلبی بندگان. این کتاب حکایتی است از چند و چون سوزها، گدازها، مرگ‌ها، بیماری‌ها، غصه‌ها، فکرها، آسیب‌ها، دردها، محنت‌ها، مبارزه‌ها، شکست‌ها، مقاومت‌ها، بی‌باکی‌ها، ناآگاهی‌ها،

(347)

درگیری‌ها، درنده‌خویی‌ها، مصلحت‌سنجی‌ها، سرگردانی‌ها، سرگرمی‌ها، سودطلبی‌ها، آزردگی‌ها، آزارها، فسادها و نیازهای ناسوتی آدمیان. این کتاب تلاش می‌نماید روشن نماید ملاک‌های دنیامداری چیست و تفاوت دنیامداری مذموم با دنیاداری نیکو در چیست.

گوهر بندگی و جوهر دارندگی

موضوع: موضوع نوشتار حاضر تبیین شیوه صحیح و درست بندگی و عبودیت حق تعالی است. این کتاب از حقیقت گوهر بندگی و راه و رسم دست‌یابی به آن، که جوهر دارندگی را نتیجه می‌دهد و از تفاوت بندگی و طمع‌ورزی می‌گوید و تفاوت مسیر بندگی با هوس‌مداری و دوری از عقل و بندگی را خاطرنشان می‌گردد و در این مسیر از بدعت‌های نفسانی و خلوت‌های شیطانی پرهیز می‌دهد.

هم‌چنین این نوشتار انکسار در عبودیت را از مؤلفه‌های مهم فرایند بندگی می‌داند و آسیب‌هایی چون خیره شدن طاعت‌مداران به طاعت و گرفتاری در دام سوداگری و افراط در اعمال عبادی، تفریط در ظاهرگرایی، افراط در باطن‌گرایی و نیز نهادینه شدن فرهنگ تک بعدی در ترویج ادعیه را هشدار می‌دهد.

بیان برخی از حکمت‌های عبادات و نیز تأکید بر لزوم قدرشناسی از فرصت زمانی ماه مبارک رمضان، اسرار شب قدر، آداب دعا و نیز اصول رؤیت غیب از دیگر مباحث این کتاب است.

گزاره‌های انسان‌شناسی

موضوع: کتاب حاضر مقدماتی را ارایه می‌دهد که انسان را به وی

(348)

می‌شناساند. این کتاب از زندگی انسان و موقعیت وی و چگونگی منش و روش او برای استحقاق مقام خلافت خبر می‌دهد و درباره خلق و خوی آدمی و اراده و نهایت انسان و برخی از راز و رمزهای جسم و روح او سخن می‌گوید. البته در این بین، از آن‌چه که می‌تواند رهزن آدمی در رسیدن به این شایستگی عظیم باشد نیز یاد می‌شود. کتاب حاضر تبیین حرکت حبی انسان از نطفه تا مرگ، توان نفسی و عقلی آدمی و میزان اقتدار نفس او، رابطه ظاهر و باطن آدمی، حقیقت روح او، آثار وضعی افکار و کردار آدمی، چگونگی طبع هوس‌طلب و حیله‌های پیچیده نفس و سایه غریب غمی که بر انسان‌ها سنگینی می‌کند تا تجربه‌پذیری، امید، توکل و پیش‌بینی شکست و داشتن قدرت پذیرش شکست را دنبال می‌نماید و نیز لزوم پیرایه‌زدایی از دین و دوری از ستم‌گری و ظاهرگرایی حاکمان دینی را خاطرنشان می‌شود.

زن و زندگی

 

زن و زندگی

پردیس زیبایی و تربیت

موضوع: این کتاب بر آن است تا برخی از مسایلی که در مورد زنان در آیات قرآن کریم و نیز در روایات آمده است را به‌گونه‌ای آزاد به بحث گذارد و بدون اشاره به آیه یا روایتی خاص، نگاه فلسفی به ذات زنانه زنان داشته باشد و روان‌کاوی آنان را به دست دهد تا فهم این متون با دقت بیش‌تری انجام گیرد.

این کتاب می‌گوید مرد بر اثر شداید گوناگونی که به طور مختلف در

(349)

اجتماع برای او پیش می‌آید، حالت ضربه‌پذیری بسیاری پیدا می‌کند و زن در صورت پاکی و خوبی، تنها نیرویی است که می‌تواند زمینه رفع تدریجی تمامی مشکلات موجود را برای او فراهم سازد و در صورت ناپاکی، بی‌وفایی و نادرستی می‌تواند به بهانه مشکلات، زمینه نابودی و یا شکست مرد را فراهم سازد.

هم‌چنین این کتاب خاطرنشان می‌شود زنان عجیب‌ترین، شگرف‌ترین و زیباترین آفریده الهی هستند، شناخت آنان چندان آسان نیست و آنان با ضعف و ظرافتی که دارند، می‌توانند قوی‌ترین مردان را به خاک مذلت بنشانند و آن‌ها را گرفتار سازند. در این کتاب درباره زن سخن بسیار گفته شده و این موجود حادثه‌آفرین از جهات مختلفی مورد توجه قرار گرفته است، که هر یک از آن جهات توانسته است بخشی از علوم مختلف را به خود مشغول نماید.

این نوشتار از خصوصیات زن و مرد سخن می‌گوید و سرنوشت فلسفی آنان را بیان می‌دارد و اساس زندگی آنان را با تمام تلخی‌ها و شیرینی‌های آن بازگو می‌کند.

بخش پایانی این کتاب خاطرنشان نکاتی مهم در باب روش تربیت کودک است.

همسردوستی مدیران، کارایی همکاران

موضوع: این کتاب در بردارنده چهار درس‌گفتار است. دو درس گفتار نخست آن در جمع مدیران لشکر علی بن ابی طالب علیه‌السلام با موضوع نحوه مدیریت در نظام دینی اسلام طرح گردیده است و برخی از اصول مدیریت

(350)

در آن تبیین شده است.

اما دو درس گفتار پایانی یکی حاصل نشستی است با حضور جمعی از فرهنگیان محترم و دیگری سخنرانی در جمع برخی از بانوان مدیر و مربی است که به مسایل آموزش و پرورش می‌پردازد.

همسران قانون معیار، عاشقان همسر یار

موضوع: مرزهای اذن شوهر برای زن در پرتو قانون با آن‌چه «عشق» بدان حکم می‌راند تفاوت دارد و این کتاب می‌خواهد هم مرزهای قانونی اذن شوهر برای همسر را تبیین نماید و هم از کیمیای عشق غفلت نورزد و تأثیر آن را بر زندگی همسران بازگو کند تا زمینه برای پاسخ گفتن به برخی از شبهاتی که به احکام اسلامی در خصوص حقوق زنان و رفع تبعیض از آنان وارد شده است فراهم گردد.

این کتاب ترکیبی از چند مصاحبه و چند سخنرانی است. این مصاحبه‌ها با صدا و سیمای مرکز کرمانشاه و نیز روزنامه خراسان انجام گرفته است.

حدود پوشش، عفت، احکام روابط اجتماعی زن و حضور اجتماعی وی، کار ویژه زنان، چند همسری، مصرف عطر برای زن، آرایش دختران پیش از ازدواج، خواستگاری دختر از پسر، سن بلوغ دختران، پنهان‌کاری‌ها و مخفی‌کاری‌هایی که زنان در رابطه با همسر خود دارند، آموزش زناشویی، اهمیت انتخاب همسر و کنترل نسل و به صورت کلی ریشه مشکلات جامعه زنان از موضوعاتی است که این کتاب به اختصار از آن یاد می‌نماید. هم‌چنین طرحی جدید برای ورزش زنان و حضور آنان در استادیوم‌ها پیشنهاد می‌دهد.

(351)

شگفتی‌های تن‌درستی و روح‌افزایی

موضوع: این سخن که: «روح سالم در بدن سالم است» از امور واقعی است. این گزاره در کتاب حاضر با برشمردن نمونه‌های بسیاری ثابت می‌شود. این کتاب از خوراکی‌ها می‌گوید و شایسته‌های خوراکی آدمی که سبب پرورش روح او می‌شود را به صورت اصول کلی می‌آورد تا راه‌نمایی باشد برای مهندسان دانش تغذیه و کارشناسان این دانش، که در برنامه‌های غذایی می‌نویسند، به شگفتی‌های روح و تأثیرپذیری آن از غذاهایی که به آن توصیه می‌کنند پی ببرند و به میزان کاستی‌هایی که دانش تغذیه در حال حاضر از آن رنج می‌برد آشنا شوند.

کتاب حاضر انواع خوراک‌هایی را که به بدن و روح انسان وارد می‌شود بر می‌رسد و به نقش خواب در ورود به عوالم غیبی و دست‌یابی به باطن عالم اشاره می‌کند. هم‌چنین برخی از بایسته‌های خواب و خوابیدن را یادآور می‌شود.

چشمه چشمه زندگی

موضوع: بیش از هشتصد نکته تازه علمی، عرفانی، فلسفی، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، پزشکی و طب و ... که از نکات گفته شده در دروس برگزیده شده است.

چگونه زیستن، چگونه مردن؟

موضوع: زندگی یک علم است و دارای اصول و قواعدی است که اگر کسی آن را نداند حیات سالمی ندارد و همواره با خلل‌ها و مشکلات بسیاری مواجه است و بدتر از آن، مرگ بدی هم خواهد داشت. کسی که

(352)

نمی‌داند در کجا باید نرم باشد و در کجا از اکسیر عشق استفاده نماید، در چه حالی غضب نماید و در چه حالی گذشت یا ایثار داشته باشد و در چه جایی سخت بگیرد و جدی باشد، همه چیز را با ناآگاهی‌های خود بر هم می‌ریزد. این کتاب قاعده چگونه زیستن و چگونه مردن را توضیح می‌دهد.

اجتماع، سیاست و اقتصاد

 

اجتماع، سیاست و اقتصاد

آزادی در بند

موضوع: در این کتاب، سخن از آزادی است. هر یک از بندها و سلول‌های کتاب حاضر نوعی آزادی و ریشه‌ها و شاخه‌های آن را به بحث می‌گذارد و از آسیب‌ها و آفت‌های آن، که ممکن است از ناحیه کارگزاران حکومتی بر آزادی وارد شود می‌گوید.

زنجیره برابری و سلسله ستم‌گری

موضوع: موضوع کتاب حاضر عدالت و برابری است که به بررسی راه‌کارهای حصول و تحقق آن با دوری از هر گونه ظلم و ستم می‌پردازد. برخی از مباحثی که در این کتاب در راستای اجرای سالم عدالت ارایه می‌شود عبارت است از این‌که هر کسی را کمالی ویژه است و عدالت آن است که آن شخص را به کمال ویژه او رساند. در این مسیر باید حفظ تعادل در کمال‌یابی داشت و عدالت را در اجرای عدالت رعایت نمود. اجرای عدالت نیاز به اقتدار دارد در عین حال که عدالت قهری امری آسیب‌پذیر، از دست رونده و ناپایدار است. برای اجرای عدالت در جامعه باید از سرمایه‌داران محاسبه نمود. هم‌چنین با کارگزاران فاسد برخورد

(353)

مقتدرانه و متوالی داشت. اسراف در تبلیغات انتخابات با پول شویی و بی‌عدالتی و دوری از ناامیدی در مسیر عدالت‌طلبی، تأکید بر تخصص‌محوری در کارها و مرحمت با ندیدن برخی از منکرات در ضعیفان و دوری از ضعیف‌کشی و ریشه‌یابی بزه‌کاری و برخورد با روؤسای باندهای قدرت، نفی عدالت اجتماعی و عدالت در قضا و فتوا از دیگر مباحث این کتاب است.

انقلاب اسلامی و جمهوری مسلمانان

موضوع: نظریه‌پردازی در مورد مسایل حکومتی و نحوه اداره دولت در توان یک نفر به‌تنهایی که حجم وسیعی از کار و مسؤولیت را بر عهده دارد نیست و این حوزه‌های علمی و دانشگاهی هستند که باید لیدر و راهنمای مسایل سیاسی در حوزه علوم مرتبط با آن باشند. کتاب حاضر در کلان‌ترین مسایل و موضوعات مطرح و پیش آمده در انقلاب اسلامی بحث می‌کند که در واقع هم به نقد انقلاب و مدیریت کارگزاران آن می‌پردازد و هم میزان کارآمدی آن را ارزیابی می‌نماید و آسیب‌هایی نیز که می‌تواند تهدیدی بر علیه انقلاب باشد را گوشزد می‌نماید و طرح‌هایی برای دفع آن پیشنهاد می‌دهد.

راهبردهای کلان نظام اسلامی و کارنامه آن

موضوع: کتاب حاضر مهم‌ترین مسایل مربوط به انقلاب اسلامی را به بحث می‌گذارد؛ مانند: پاداش مضاعف مجاهدان انقلاب که در راه آرمان‌های انقلاب اسلامی سختی‌های بسیاری را بر خود هموار نموده‌اند. ورودی، خروجی و نتیجه انقلاب اسلامی و نیز کارنامه آن، پاداش

(354)

طهارت روح برای کسانی که روحیه انقلابی خود را در دوران سازندگی، اصلاحات و بعد از آن حفظ نموده‌اند و آرمان‌های اولی انقلاب را فراموش ننموده یا از آن به انحراف نگراییده‌اند. تعهد و تخصص، علل ظهور و سقوط تمدن‌ها و جنگ و صلح از دیدگاه اسلام.

تدبیرهای سیاسی

موضوع: این کتاب دارای چهار تدبیر است: تدبیر نخست به تبیین زندگی سیاسی مرحوم صدرالمتألهین می‌پردازد که از معدود فیلسوفانی است که بر دیانت شیعه بوده و در فلسفه، عالمی بسیار برجسته است و شیعی بودن او نخستین امری است که خط مشی سیاسی وی را مشخص می‌نماید. دومین امری که زندگی سیاسی و همراه با مبارزه ملاصدرا را می‌رساند قیام وی بر علیه عالمان قشری‌گرای آن زمان است. فلسفه وی بر مبانی سیاسی نیز تأثیر خود را گذاشته است و همایشی در این زمینه برگزار شد که همایش سیاست متعالی از دیدگاه حکمت متعالی نام داشت و تدبیر نخست این کتاب به آن بهانه است.

تدبیر دوم کتاب حاضر، سه اصل را به بحث گذاشته است: یکی، معرفت حقیقی حق، دودیگر، ولایت، و در نهایت، داشتن قدرت ظاهری و باطنی با حضور فعال و مؤثر در جهان به واسطه علم و تکنولوژی با ظهور ایمان و اقتدار روحی.

تدبیر سوم از لزوم پیرایه‌زدایی فوری از فرهنگ دینی برای تحقق کارآمدی نظام جمهوری اسلامی می‌گوید.

تدبیر چهارم نیز اطاعت‌پذیری محبانه نسبت به صاحبان ولایت را

(355)

فرهنگ اهل ولایت می‌داند.

گذرها و گریزهای جامعه

موضوع: نگارنده در این کتاب از دیده‌های خود از دانش‌گاه «جامعه» سخن می‌گوید. وجه قوت این نوشتار آن است که به دیده‌های مستقیم نگارنده از «جامعه» و «مردم» آن مستند است. در همین ابتدا باید خاطرنشان شد مراد از جامعه، جامعه جهانی است و نباید آن‌چه در این کتاب نوشته شده است را به طور خصوص بر «جامعه ایران» حمل نمود. در این کتاب، نخست از شناسه جامعه گفته شده و راه‌کار تحقق جامعه و اجتماع سالم مردمی را نیازمند ترکیبی سالم در سایه عقیده و فکر دانسته است. آن‌چه سبب می‌شود انسان به اجتماع نیاز پیدا کند ضرورت رفع مشکلات مادی است وگرنه انسان با وجود حق تعالی نیازی به دیگران ندارد. یکی از مهم‌ترین بحث‌های مطرح که مربوط به نوع زندگی آدمی در ناسوت است، مسأله «تنهایی» است. در این کتاب از تمامی اصناف جامعه سخن به میان آمده و کارویژه هر گروه توضیح داده شده است.

این کتاب بر دو بخش کلی می‌باشد. بخش نخست از گذرهای جامعه می‌گوید و رهبری، شرایط رهبری، از جمله لزوم همراهی تواضع و اقتدار، ضرورت در متن بودن رهبری، ضرورت رهبری یگانه و فردی و نه شورایی را به بحث می‌گذارد و بایسته‌های زمامداری را به تفصیل توضیح می‌دهد و از بدترین آسیب حکومت‌های مذهبی و نیز چگونگی زندگی در شرایط زمان غیبت و هم‌چنین از برخی بایسته‌های معاشرت به صورت صمیمی با خواننده محترم هم‌کلام می‌شود.

(356)

اما در فصل دوم، استبداد، دروغ، اعتماد، ظلم، اختناق، مردم‌آزاری، گریز از دنیا، چیرگی ناشایستگان، خواری و ذلت مردمان، جهل فرهنگی، نفاق، آسیب‌های جوامع عقب‌مانده، ویژگی‌های حکومت‌های پلیسی، دزدان چیره‌دست، تجاوز، خیال‌پردازی، جهل عمومی و افول دین‌مداری، خودمحوری، پیشتازی حیله‌گران، رضا و تسلیم مردمی، تحقیر مردم، زورگویی به مردم، بلندپروازی و قدرت‌طلبی، برخی از مهم‌ترین مباحثی است که در ضمن گریزهای جامعه می‌آید.

حج سازمانی یا ابراهیمی؟

موضوع: این کتاب هم از بعضی اسرار معنوی حج و عبادات می‌گوید و هم بعضی کاستی‌هایی که به سازمان متولی این امر مهم اسلامی وارد است را خاطرنشان می‌شود تا تفاوت میان حج ابراهیمی که حجی واقعی و دارای ژرفاست با حج سازمانی و تشریفاتی که حجی سطحی و کم‌مایه است نمایان گردد.

ادعایی به وسعت فرهنگ شریعت، ارشادی از جنس ناسوت طبیعت

موضوع: کتاب حاضر دربردارنده پنج نشست از سال‌های 386 تا 1388 است که در دیدار با برخی از ارگان‌های فرهنگی انجام گرفته است.

اقتصاد سالم، اقتصاد بیمار

موضوع: ویژگی‌های اقتصاد سالم و نیز اقتصاد بیمار کدام است؟ اگر اقتصادی بیمار باشد، نسخه سلامتی آن را از کدام اقتصاددان باید گرفت؟ آیا اقتصاد ایران اقتصادی سالم و پویاست یا بیمار؟ راه برون‌رفت از اقتصاد بیمار به اقتصاد سالم چیست؟ کتاب حاضر با نگاه ویژه به جامعه ایران و

(357)

اوضاع اقتصادی آن در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به بررسی و تحقیق در عواملی می‌پردازد که می‌تواند باعث رکود در اقتصاد ایران گردد و راه برون‌رفت از آن را پیشنهاد می‌دهد.

در این کتاب، نفوذ دزدانی آبرومند و متشخص در بدنه تصمیم‌گیری کشور که بودجه بیت المال را در دست دارند و آن را به نفع خود و با پول‌شویی و رانت‌خواری بر می‌دارند، نفوذ تروریست‌های اقتصادی در میان کارگزاران و ایجاد کارتل‌های مالی، حاکمیت فرهنگ پول‌محوری، شیوع ربــاخواری، رسوخ فرهنگ راحت‌طلبی و فرار از کار دشوار، بی‌علاقگی به کار، چند شغلی بودن نیروی انسانی، شغل‌های کاذب و ارزش دانستن فقر و ناداری و ترویج فرهنگ گدا صفتی از عوامل رکود اقتصادی جامعه ایران دانسته شده است که برای رهایی از هریک از این عوامل پیشنهاداتی توصیه شده است.

روحانیت و حوزه‌ها

 

روحانیت و حوزه‌ها

آزاداندیشی حوزویان و استبداد طاغوتیان

موضوع: این کتاب به یکی از ویژگی‌های حوزه‌های علمی و عالمان اصیل آن اشاره دارد که همان «آزاد اندیشی» است، برخلاف بسیاری از کشورها که آزادی در آن آزاد نیست و در این کشورها هیچ فرد آزادی چنان آزاد نیست که هرچه را فهمیده و یافته است، بیان دارد؛ مگر آن‌که بخواهد به اساس خود حمله‌ور شود و این گونه است که حاکمیت اختناق و استبداد از عمده‌ترین مشکلاتی است که در مسیر متفکران آزاد اندیش قرار می‌گیرد.

(358)

این کتاب هشدار می‌دهد در صورتی که حکومت در دست مستبدان باشد و متولیان حوزه تنگ‌نظری داشته باشند، عالمان دینی ناگزیر می‌شوند اندوخته‌های علمی خویش را پنهان دارند و پرواضح است که بازنده اصلی این ماجرا پس از دین، مردم هستند که از چشمه جوشان دانش عالمان دینی ـ که چه بسا در بعضی از آنان از ناحیه حضرت حق موهوبی و اعطایی باشد ـ محروم می‌گردند؛ چرا که آن عالمان برای حفظ خود ناگزیر از تقیه می‌شوند و یا با فشارهای جریان حاکم و ناآگاهی توده‌ها سر به تیغ می‌سپارند.

صفانوشت حوزویان

موضوع: این کتاب به بررسی هست‌ها، نیست‌ها، بایدها و نبایدهای روحانیت شیعه و عالمان کشور ایران عزیز می‌پردازد. عالمان و روحانیت شیعه از حضرات معصومین و ائمه هدی علیهم‌السلام سرچشمه می‌گیرند و گذشته از آن‌که فلسفه وجودی آنان همان فرهنگ و مکتب حضرات معصومین علیهم‌السلام می‌باشد، غایت ایجادی آنان نیز آگاهی از دین و حمایت و حفاظت در استمرار خط مستقیم دین و ولایت است. بر این اساس است که می‌گوییم حوزه‌های علمی میراث‌دار فرهنگ اهل بیت علیهم‌السلام می‌باشند. البته، غربتی که حضرات معصومین علیهم‌السلام در زمان خود داشته‌اند به این گروه نیز انتقال یافته است. غربت الهی جز در حوزه‌ها یافت نمی‌شود. از غربت و غریبی آنان مشخص می‌شود که توجه خاص امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) نیز به حوزه‌هاست. به هر روی، صفایی که در حوزه‌های علمی است در هیچ جای دنیا نیست و غربتی که طلاب و عالمان دینی با آن درگیر

(359)

می‌باشند، در هیچ قشر و صنفی وجود ندارد که اینان هستند که ایتام نبی صلی‌الله‌علیه‌وآله و غربای امت‌اند. کتاب حاضر بر آن است تا در شناسایی این میراث‌داران اندیشه‌های نبوی و ولوی راهی گشوده، و اندکی از غبار مهجوریت آنان کاسته باشد و راهنمایی برای طلاب جوانی باشد که با صفا و معنویتی خاص و خام قدم در این وادی پر مهر می‌گذارند که سربازی امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) را شرف افتخار می‌یابند.

اقتصاد حوزه‌های علمی و شهریه عالمان دینی

موضوع: یکی از شؤون عالمان دینی و روحانیان شهریه‌ای است که ماهیانه دریافت می‌دارند. این کتاب درباره امور مالی و وجوهات شرعی حوزه‌ها می‌گوید. در کتاب‌هایی که زندگی عالمان دینی را توضیح می‌دهد بیش‌تر تعریف و تمجید دیده می‌شود و کم‌تر می‌شود کسی از معایب و کاستی‌های روحانیت سخن گوید یا نوع و روش زندگی یا تحصیلی آنان را به نقد کشد. در سال‌های اخیر در این رابطه چند فیلم سینمایی ساخته شد که با آن برخوردی نامناسب و سخت صورت گرفت و نه نقد نرم و عالمانه. کتاب حاضر در چنین فضایی است که نگاشته می‌شود و یکی از حساس‌ترین مسایل حوزویان یعنی شهریه آنان و نیز امور مالی و اقتصادی حوزویان که در دست بخشی از آنان قرار دارد را به بحث و بررسی می‌گذارد و در رابطه با آن نقدها و پیشنهادهایی را ارایه می‌دهد.

سیمای طلبگی

موضوع: کتاب حاضر دغدغه حل مشکلات حوزوی را دارد و بیش‌تر به نحوه تحصیل در حوزه علمی قم می‌پردازد و برخی از نقاط قوت و

(360)

نیز آسیب‌هایی را که متوجه آن است به شکلی بدیع و با دیده‌ای کارشناسانه بر می‌شمرد.

در این کتاب گفته می‌شود طلابی که به حوزه‌های علمی می‌آیند دیگر به خود یا به همسر یا به پدر و مادر و یا به دوستان و آشنایان خود تعلق ندارند و تمامی وجود آنان و هر یک از نفس‌های ایشان به آقا امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) تعلق دارد و این نان آقا امام زمان علیه‌السلام است که وجود آنان را ساخته و هر کسی کم‌ترین آسیب حیثیتی، جسمی یا روحی و روانی به آنان وارد آورد روز قیامت باید پاسخ‌گوی آن باشد؛ همان‌طور که طلبه، خود نباید این نفس‌ها را تضییع نماید و پیوسته باید مهم‌ترین کار را انجام دهد و نه تنها کاری مهم را.

طلبه امروز عالم الهی فردا

موضوع: کتاب حاضر مراتب توحید و کمال آدمی و سیرهای سه‌گانه وی؛ یعنی سیر نفسی، قلبی و روحی و تبیین ویژگی‌های آن و نیازهای امروز طلاب حوزه‌های علمی را تشریح می‌نماید. در این کتاب گفته شده است غایت درس‌های حوزوی و کمال طلبگی چیست و تفاوت علم حقیقی که وصف آن «یقذفه اللّه فی قلب من یشاء» است با معلومات آموزشی رایج که به ظاهر علم و دانش خوانده می‌شود کدام است.

این نوشتار از مهم‌ترین نیاز عقیدتی طلاب که توحید است و از دیگر نیازهای امروز طلاب که سبب می‌شود آنان در آینده از عالمان ربانی فرهنگ شیعی باشند سخن به میان می‌آورد.

سینای طلبگی حجره‌های معنوی

(361)

موضوع:محور بحث در این کتاب، نحوه سلوک طلبگی و ارزش آن بر اساس آیات قران کریم است. این کتاب می‌گوید ورود به «وادی طوی» مآل و غایت طلبگی است؛ چرا که با ورود به این وادی است که طلبه از دانشیان دیگر رشته‌ها ممتاز می‌گردد و به خانه امام صادق علیه‌السلام وارد می‌شود و دست مولا؛ آقا امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) را بر سر خود احساس می‌کند. «وادی طوی» مقامی بسیار سخت و سنگین است که حتی حضرت موسی علیه‌السلام نیز با ورود به آن دارای مشکل می‌گردد. طلاب عزیز برگزیدگان الهی در این عصر هستند. این آیه، شرح حال عزیزان طلبه و روحانیان اهل علم است.

این کتاب از آن‌چه برای عالم دینی در مرتبه نخست ارزش و تقدم دارد می‌گوید و کسب علم را بر ایمان سطحی ترجیح می‌دهد و سِمت اصلی حوزه‌ها را علم حقیقی می‌داند، نه نشر ایمان صوری. طلبه‌ای که در علوم ربانی گوی سبقت را نرباید و یا دست‌کم به علم تخلق پیدا نکند، اشتغال به طلبگی برای او از این لحاظ که هزینه‌ای را بر حوزه‌های علمی تحمیل می‌نماید اشکال دارد. البته مراد از علمی که تحصیل آن وظیفه طلبه است تنها حفظ مقدمات و معلومات نیست بلکه وی باید فراتر از آن به تولید علم دست یابد اما نه علمی که دانش منطق به تعریف آن می‌نشیند. علم همواره جزیی، حقیقی و خارجی است و از سنخ اکتشاف، ابتکار، ایجاد و انشاست و آن‌چه به عنوان اخبار فرا گرفته می‌شود تمام معلومات و از زمره امور املایی است و این انشاست که ایجاد می‌آورد.

کتاب یاد شده، نظام طلبگی را به‌خوبی تبیین می‌کند و روح آن را بیان

(362)

می‌دارد و مراحل مختلفش را به ترتیب می‌شمرد.

دانش اندوزی و خشونت ورزی

موضوع: مجموعه مصاحبه‌های استاد فرزانه حضرت آیت‌اللّه العظمی نکونام (مدّ ظلّه العالی) که مسیر بایسته دانش‌اندوزی در حوزه‌های علمی را طراحی و ترسیم می‌کند.

طلبگی و تعهد کاری

موضوع: بررسی برخی از مؤلفه‌های درستی و کمال هر کار با نگاه ویژه به حوزه‌های علمی، تبیین بایسته‌های تحصیل در حوزه‌های علمی و تعهد کاری طلاب و تأکید بر این نکته که طلبه باید به مهم‌ترین و لازم‌ترین کار و مسؤولیت خود بپردازد؛ نه به کاری مهم و حتی لازم.

اصول و قواعد تبلیغ دینی

موضوع: کتاب حاضر به تبیین 35 اصل از اصول تبلیغ دینی می‌پردازد و برخی از بایسته‌ها و آسیب‌های تبلیغ دین در عصر حاضر را بر می‌رسد.

در این کتاب گفته می‌شود تبلیغ دینی نخست وظیفه و شایسته پیامبران و اولیای الهی است و کسی که می‌تواند در ارض ملکوت با آنان هم‌نفس شود باید بر این مهم اقدام نماید وگرنه در تبلیغ به جای آن‌که مردم را به دین علاقمند سازد، سبب دین‌گریزی آنان می‌شود. مبلّغ دینی بهتر است دارای قدرت اجتهاد و استنباط باشد یا بتواند نظرات دقیق و تخصصی را از غیر آن تشخیص دهد. وی باید توجه داشته باشد اسلام دارای دو چهره عام و خاص است و با توجه به مراتب نفس آدمی، وی بتواند مرتبه هر کس را از لحاظ روحی به دست آورد و متناسب با آن از

(363)

چهره عام و خاص دین بگوید. هم‌چنین در تبلیغ، مهرورزی و نرمی یک حقیقت است و نه یک اصل تا خشونت و تندی فرع آن دانسته شود. در تبلیغ اصالت با نهادینه ساختن حقیقت اندیشه‌ورزی و تفکر است و استفاده از شور و احساس امری فرعی و تبعی است.

پیام‌رسانی دینی

موضوع: این کتاب از جدی‌ترین آسیب‌های تبلیغ دینی می‌گوید. برای نمونه، دین اسلام و تشیع در حال حاضر یکی از بدترین ضربه‌ها و آسیب‌ها را از مداحانی می‌بیند که بی‌سواد هستند و منبر روضه را با سن بازی‌گری یکی می‌گیرند؛ چرا که جامعه عادی ما با وجود چنین مداحانی به علوم حوزویان احساس نیاز ندارد و از معرفت دور افتاده است و تنها احساس و شور خود را با شنیدن چند شعر که هیچ گونه معرفت‌زایی ندارد و کمالی نمی‌آورد برانگیخته می‌کند و اشک یا خنده آنان پشتوانه معرفتی و علمی ندارد. دیگر آن که منابر حوزویان نیز به جای آن‌که درس‌گفتار باشد بسیار سطحی و دیگر حتی غیر اقناعی شده است و خردورزی و عقلانیت در گفته‌های برخی از آنان نیست و معنویتی نیز از آن نمی‌جوشد. برخی از حوزویان نیز منبر را با سن تئاتر اشتباه گرفته‌اند و به بازی‌گری و معرکه‌گیری بر روی منابر رو آورده‌اند. سطح سواد و علم جامعه نیز بالا رفته و مردم بر ساحل دریای اطلاعات و معلومات با استفاده از شبکه جهانی اینترنت نشسته‌اند. این کتاب بر آن است تا برخی از بایسته‌ها و آسیب‌های تبلغ دین را بیان دارد و شیوه پیام‌آوری مبلغان گران‌قدر دین را به محک نقد و به عیار ارزش گزارد تا بلکه تبلیغ دینی راه شایسته خود

(364)

را بیابد و دست‌کم کاستی‌هایی را که از آن رنج می‌برد بشناسد.

دانش علم‌جویی

موضوع: کتاب حاضر بر آن است تا شیوه آموزش و تحصیل را آموزش دهد و بایسته‌ها و آسیب‌های نظام آموزشی موجود را بیان دارد. بررسی اهمیت دانایی و رابطه آن با توانایی، چگونگی نشر دانش، تحدیدها و تهدیدهای دانش اندوزی، اهمیت به تعلیم استادمحور، تقبیح تحصیل زالوگونه و تبیین تلاش استکبار برای رکود دانش‌های معنوی برخی از موضوعاتی است که بر محور دانشی کردن آموزش در این نوشتار آمده است.

خاطرات

 

خاطرات

شمع زندگی

موضوع: شمع‌نوشته‌های این کتاب، خاطراتی است از روزهای زندگی حضرت آیت اللّه العظمی نکونام (مد ظله العالی) که برخی از ویژگی‌های معظم‌له و بعضی از برنامه‌ها و افکار ایشان را بیان می‌دارد.

شب خلوت و آذرخش سکوت

موضوع: تبیین برخی از مشکلات مسیر طلبگی. مشکلاتی که جبر برآمده از ناسوت یا «سرّالقدر» است. هم‌چنین از آزادی گفته می‌شود، اما آزادی به سکوت، و چه فریادی بلندتر از «خلوت» و چه آذرخشی برنده‌تر از «سکوت»!

دو میعادگاه عشق

(365)

موضوع: بازخوانی برگی از تاریخ زندگی حضرت استاد که برای ثبت در حافظه تاریخ و قضاوت وجدان‌های آگاه نگاشته شده است.

و... .

 

تمامی حقوق این سایت محفوظ می باشد و استفاده از مقالات ، کتاب ها و... تنها با ذکر منبع بلامانع است