وب سایت نشر آثار و اندیشه ها

سوره حمد

سوره حمد

1 ـ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ.

آغازگر والا؛ خدای تمام کمال، همیشه فراخ رحمت‌ورز ویژه مهرپرداز.

2 ـ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ.

تمامی ستایش ویژه خدای تمام کمال، پروردگار عالمیان است.

3 ـ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ. مالِک یوْمِ الدِّینِ.

همیشه فراخ رحمت‌ورزِ ویژه مهرپرداز. دارنده توانمندی نمایانی آشکار.

4 ـ إِیاک نَعْبُدُ وَإِیاک نَسْتَعینُ.

خدایا، تنها تو را می‌پرستیم و تنها تو را یاری می‌خواهیم.

5 ـ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ.

راه میانه زود رسنده را به ما بنمای.

6 ـ صِراطَ الَّذینَ اَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ

راه محبوبانی که به کمال و تمامِ نعمت، گرامی‌شان داشته‌ای؛

7 ـ غَیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاالضَّالِّینَ.

نه سزاواران روی‌گردانی و نه گمراهان.

سوره بقره

سوره بقره

جزء یکم

جزء یکم

1 ـ «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ. الم».

آغازگر والا؛ خدای تمام کمال، همیشه فراخ رحمت‌ورزِ ویژه مهرپرداز. پدیده‌های سه‌گانه: الف، لام، میم.

2 ـ «ذلِک الْکتابُ لا رَیبَ فیهِ، هُدی لِلْمُتَّقینَ».

آن کتاب دیررس، هیچ تردید تنیدگی‌زا در آن نیست. هدایت‌گر کسانی است که در پرتو الهام، صاحب عنایت و التفات ویژه‌اند.

3 ـ «الَّذینَ یوْمِنُونَ بِالْغَیبِ، وَیقیمُونَ الصَّلاهَ، وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ ینْفِقُونَ».

کسانی که به «پنهانی» می‌گروند و نماز برپا می‌دارند و از آن‌چه بر اساس نیاز روزی‌شان داده‌ایم، رفته‌رفته به دیگران می‌دهند.

4 ـ «وَالَّذینَ یوْمِنُونَ بِما اُنْزِلَ إِلَیک، وَما اُنْزِلَ مِنْ قَبْلِک، وَبِالاْآخِرَهِ هُمْ یوقِنُونَ».

و آنان که می‌گروند به آن‌چه سوی تو فرود آمده و به آن‌چه پیش از تو پایین شده است. و به بازپسین، آنان‌اند که ایستادگی دارند.

5 ـ «اُولئِک عَلی هُدی مِنْ رَبِّهِمْ وَاُولئِک هُمُ الْمُفْلِحُونَ».

این عزیز گروندگان بر هدایتی از پروردگارند و اینان‌اند که رستگارند.

6 ـ «إِنَّ الَّذینَ کفَرُوا سَواءٌ عَلَیهِمْ ءَ اَنْذَرْتَهُمْ اَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یوْمِنُونَ».

کسانی که کفر پیشه کردند، برایشان یکسان است بیمشان دهی یا بیمشان ندهی! نمی‌گروند.

7 ـ «خَتَمَ اللَّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَعَلی سَمْعِهِمْ وَعَلی اَبْصارِهِمْ غِشاوَهٌ، وَلَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ».

خداوند بر دل‌های آنان و بر گوششان مهر زده و بر چشم‌هایشان پرده‌ای سخت است. و برای آنان دردمندی سنگینی (برآمده از حظوظ) است.

8 ـ «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْیوْمِ الاْآخِرِ، وَما هُمْ بِمُوْمِنینَ».

افرادی هستند که می‌گویند ما به خدا و به روزِ پایان، ایمان آورده‌ایم و حال آن‌که ایمان‌آورنده نیستند.

9 ـ «یخادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذینَ آمَنُوا، وَما یخْدَعُونَ إِلاَّ اَنْفُسَهُمْ، وَما یشْعُرُونَ».

خداوند و کسانی را که گرونده‌اند به ظاهرنمایی حیله می‌زنند، و جز خویشتن را نمی‌فریبند و حال آن که نازک‌اندیش نمی‌شوند.

10 ـ «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضا وَ لَهُمْ عَذابٌ اَلیمٌ بِما کانُوا یکذِبُونَ».

در دل‌هایشان بیماری است. پس خداوند بر ایشان بیماری را افزون‌بار کرد و برایشان عذابی بسیار دردآور (متناسب با حظوظ) است به‌سبب آن که همواره دروغ می‌گفتند.

11 ـ «وَإِذا قیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الاْءَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ».

و چون به ایشان گفته شود: در زمین تباهی پدید نیاورید، گویند: فقط ماییم درست‌گر.

12 ـ «اَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ، وَلکنْ لا یشْعُرُونَ».

آگاه باش که همینان همان تباه‌کنندگان‌اند، ولی نازک‌اندیش نمی‌شوند.

13 ـ «وَإِذا قیلَ لَهُمْ آمِنُوا کما آمَنَ النَّاسُ قالُوا اَ نُوْمِنُ کما آمَنَ السُّفَهاءُ اَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَلکنْ لا یعْلَمُونَ».

و چون به ایشان گفته شود: همانند توده‌ها ایمان آورید، گویند: آیا همانند عقل‌پریش‌ها ایمان آوریم؟! آگاه باش که همینان همان نابخردان‌اند، ولی نمی‌دانند.

14 ـ «وَإِذا لَقُوا الَّذینَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا، وَإِذا خَلَوْا إِلی شَیاطینِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَکمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِوُنَ».

و چون کسانی را که گرویده‌اند دیدار کنند، گویند: ایمان آورده‌ایم و چون با شیطان‌های (وهم‌انداز)شان تنها شوند، گویند با (طرح) شماییم و تنها مسخره‌کنندگانیم.

15 ـ «اللَّهُ یسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ یمُدُّهُمْ فی طُغْیانِهِمْ یعْمَهُونَ».

خداوند ایشان را به سخره می‌گیرد؛ در حالی که می‌کشاندشان در سرکشی‌اشان، سرگردانشان می‌کند.

16 ـ «اُولئِک الَّذینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَهَ بِالْهُدی فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ، وَما کانُوا مُهْتَدینَ».

اینان کسانی‌اند که گمراهی را با دادن هدایت خریدند، کسب مدت‌دار (بازرگانی)شان سود نکرد، و پیرو هدایت نیستند.

17 ـ «مَثَلُهُمْ کمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ نارا، فَلَمَّا اَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ، وَتَرَکهُمْ فی ظُلُماتٍ لا یبْصِرُونَ».

مثلشان همانند مثل کسی است که خواسته آتشی برافروزد: چون پیرامونش را روشن ساخت، خداوند نورشان را برد و در تاریکی خالی‌اشان گذارد. چیزی نمی‌بینند.

18 ـ «صُمٌّ بُکمٌ عُمْی فَهُمْ لا یرْجِعُونَ».

کرها، گنگ‌ها، کورهای‌اند! دیگر این‌ها برنمی‌گردند.

19 ـ «اَوْ کصَیبٍ مِنَ السَّماءِ فیهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ یجْعَلُونَ اَصابِعَهُمْ فی آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ، وَاللَّهُ مُحیطٌ بِالْکافِرینَ».

یا همانند رگباری از آسمان که در آن تاریکی‌هاست و صدایی کوبنده و نوری جهنده از صاعقه‌ها. سرانگشتانشان را در گوش‌هایشان فرو می‌برند برای دور کردنِ جان دادن! و خداوند بر همه کافران چیره است.

20 ـ «یکادُ الْبَرْقُ یخْطَفُ اَبْصارَهُمْ، کلَّما اَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فیهِ، وَإِذا اَظْلَمَ عَلَیهِمْ قامُوا، وَلَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَاَبْصارِهِمْ، إِنَّ اللَّهَ عَلی کلِّ شَیءٍ قَدیرٌ».

برق چه پرشتاب چشم‌هایشان را می‌گیرد و تلاش دارند چون برایشان روشنایی دهد، گام‌هایی روند و چون تاریکشان سازد، بایستند. و اگر خداوند خواسته بود، شنوایی و بینایی‌شان را برده بود. به‌حتم خداوند بر هر امری توانمند است.

21 ـ «یا اَیهَا النَّاسُ، اعْبُدُوا رَبَّکمُ الَّذی خَلَقَکمْ وَالَّذینَ مِنْ قَبْلِکمْ، لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ».

ای توده‌ها! بندگی کنید پروردگارتان را ـ همان که شما و کسانی را که پیش از شما بودند (و بزرگی داشتند) آفرید ـ شود که خویشتن‌داری کنید.

22 ـ «الَّذی جَعَلَ لَکمُ الاْءَرْضَ فِراشا، وَالسَّماءَ بِناءً، وَاَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً، فَاَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقا لَکمْ، فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ اَنْدادا وَاَنْتُمْ تَعْلَمُونَ».

کسی که برای شما زمین را گستره و آسمان را برساخته نهاد. و از آسمان آبی را فروهشت، و میوه‌ها را به آن پدید آورد تا (بر اساس نیاز) رزقی برای شما شود. پس برای خداوند هماوردهایی قرار ندهید و حال آن که (چیزهایی) می‌دانید.

23 ـ «وَإِنْ کنْتُمْ فی رَیبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَاْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ، وَادْعُوا شُهَداءَکمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ، إِنْ کنْتُمْ صادِقینَ».

و اگر در آن‌چه بر بنده خود رفته رفته فرو فرستاده‌ایم تردید اضطراب‌آور دارید، سوره‌ای از جنس آن بیاورید و گواهان خود غیر خدا را بخوانید، چنان‌چه راست‌گفتارید.

24 ـ «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَهُ اُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ».

پس اگر نکردید و هرگز نخواهید کرد، آتشی که سوختش توده‌ها و سنگ‌هاست به سختی عنایت کنید؛ همان که برای کافران آماده شده است.

25 ـ «وَبَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ اَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الاْءَنْهارُ کلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَهٍ رِزْقا قالُوا هذَا الَّذی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ، وَاُتُوا بِهِ مُتَشابِها، وَلَهُمْ فیها اَزْواجٌ مُطَهَّرَهٌ، وَهُمْ فیها خالِدُونَ».

و خوش‌خبری ده کسانی را که گرویدند و نیکی‌ها را به کردار کشیدند: به‌حتم برای آنان باغ‌هایی است که از زیر آن نهرها جاری است. چون از آن باغ‌ها میوه‌ای (بر اساس نیاز) روزی‌شان شود، گویند: این همان است که پیش از این قسمت ما شده است و گوناگون به ایشان داده شود. و برای آنان همسرانی پاک‌نهاد است و ایشان در آن بهشت‌ها دایم ماندگارند.

26 ـ «إِنَّ اللهَّ لا یسْتَحْیی اَنْ یضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَهً فَما فَوْقَها، فَاَمَّا الَّذینَ آمَنُوا فَیعْلَمُونَ اَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ، وَاَمَّا الَّذینَ کفَرُوا فَیقُولُونَ ماذا اَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً یضِلُّ بِهِ کثیرا، وَیهْدی بِهِ کثیرا، وَما یضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقینَ».

چنین است که خداوند شرم نمی‌کند که مَثلی بیاورد: پشه‌ای و برتر از آن را، ولی کسانی که گرویدند با تاملی می‌دانند که این مَثل حق از پرودگارشان است، و کسانی که کفر ورزیدند، می‌گویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟! بسیاری را با آن گمراه و فراوانی را با آن هدایت می‌کند و با آن گمراه نمی‌شوند، مگر زیاده‌روان.

27 ـ «الَّذینَ ینْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ میثاقِهِ وَیقْطَعُونَ ما اَمَرَ اللَّهُ بِهِ اَنْ یوصَلَ وَیفْسِدُونَ فِی الاْءَرْضِ اُولئِک هُمُ الْخاسِرُونَ».

کسانی که پیمان خدا را پس از پیوند آن نقض می‌کنند و آن‌چه خداوند به پیوست آن قرمان داده است می‌گسلند و در زمین تباهی پدید می‌آورند اینان همان زیان‌کاران‌اند.

28 ـ «کیفَ تَکفُرُونَ بِاللَّهِ وَکنْتُمْ اَمْواتا فَاَحْیاکمْ ثُمَّ یمیتُکمْ ثُمَّ یحْییکمْ ثُمَّ إِلَیهِ تُرْجَعُونَ».

چگونه به خداوند کفر می‌ورزید و حق را پنهان می‌دارید؟! در حالی که مردگانی بودید که شما را زنده ساخت، سپس دوباره شما را می‌میراند و بعد از آن زنده می‌گرداند، سپس به سوی او باز می‌گردید.

29 ـ «هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکمْ ما فِی الاْءَرْضِ جَمیعا ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَهُوَ بِکلِّ شَیءٍ عَلیمٌ»

او کسی است که برای شما تمامی آن‌چه را در زمین است آفرید، سپس سوی آسمان، میانه گرفت و هفت آسمان را همسان و استوار آفرید و او به هر چیزی بسیار داناست.

30 ـ «وَإِذْ قالَ رَبُّک لِلْمَلائِکهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الاْءَرْضِ خَلیفَهً، قالُوا اَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یفْسِدُ فیها وَیسْفِک الدِّماءَ، وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِک وَنُقَدِّسُ لَک، قالَ إِنِّی اَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ».

و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: چنین است که من همواره در زمین جانشینی را گمارنده‌ام. گفتند: آیا در آن می‌نهی کسانی را که در آن فساد پدید می‌آورند و خون‌ها می‌ریزند؟! در حالی که ما (چنان پاکیم که) تو را به ستایش پاک می‌دانیم و تو را به پاکی می‌ستاییم. گفت: چنین است که من می‌دانم آن‌چه را که نمی‌دانید.

31 ـ «وَعَلَّمَ آدَمَ الاْءَسْماءَ کلَّها، ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکهِ فَقالَ اَنْبِئُونی بِاَسْماءِ هوُلاءِ إِنْ کنْتُمْ صادِقینَ»

و به آدم تمامی نام‌ها را آموخت، سپس ایشان (چهارده نور پاک اهل بیت عصمت و عشقی که به ایشان داشت) را بر فرشتگان نمود و بعد (سکوت را شکست) گفت: خبر دهید مرا از نام‌های ایشان، اگر راست‌گفتارید.

32 ـ «قالُوا: سُبْحانَک لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا، إِنَّک اَنْتَ الْعَلیمُ الْحَکیمُ».

گفتند: پاک تویی، هیچ دانشی برای ما نیست، جز آن‌چه تو به ما آموخته‌ای. چنین است که فقط تو همیشه دانا، همیشه محکم‌کار هستی!

33 ـ «قالَ: یا آدَمُ، اَنْبِئْهُمْ بِاَسْمائِهِمْ، فَلَمَّا اَنْبَاَهُمْ بِاَسْمائِهِمْ قالَ اَ لَمْ اَقُلْ لَکمْ إِنِّی اَعْلَمُ غَیبَ السَّماواتِ وَالاْءَرْضِ وَاَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَما کنْتُمْ تَکتُمُونَ».

گفت: ای آدم، نام‌های ایشان را به فرشتگان بگوی! پس چون آنان را از نام‌هایشان خبر داد، گفت: آیا به شما نگفتم منم که نهانی آسمان‌ها و زمین را می‌دانم و آگاهم آن‌چه را آشکار می‌کنید و آن‌چه را پیوسته پنهان می‌داشتید؟!

34 ـ «وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکهِ اسْجُدُوا لاِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ اَبی وَاسْتَکبَرَ وَکانَ مِنَ الْکافِرینَ».

و آنی که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید، پس سجده کردند، جز ابلیس، سر پیچید و بزرگی ورزید و از کافران بود.

35 ـ «وَقُلْنا: یا آدَمُ، اسْکنْ اَنْتَ وَزَوْجُک الْجَنَّهَ، وَکلا مِنْها رَغَدا حَیثُ شِئْتُما، وَلا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَهَ، فَتَکونا مِنَ الظَّالِمینَ».

و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در باغ آرام گیرید و از آن، هرچه می‌خواهید به فراخی بخورید، و نزدیک این درخت نشوید که از ستم‌گران می‌شوید.

36 ـ «فَاَزَلَّهُمَا الشَّیطانُ عَنْها، فَاَخْرَجَهُما مِمَّا کانا فیهِ، وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُکمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ، وَلَکمْ فِی الاْءَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتاعٌ إِلی حینٍ».

پس شیطان آن دو را به سوی درخت لیزش داد و آن دو را از آن‌چه در آن بودند، بیرون کرد و گفتیم: پایین روید، برخی از شما با بعضی دیگر دشمن آشکار است و برای شما در زمین جایگاه و بهره‌ای تا زمانی اندک است.

37 ـ «فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کلِماتٍ، فَتابَ عَلَیهِ، إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ».

پس آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت، پس او را توبه داد؛ چنین است که او توبه‌پذیر ویژه مهرپرداز است.

38 ـ «قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمیعا، فَإِمَّا یاْتِینَّکمْ مِنِّی هُدی، فَمَنْ تَبِعَ هُدای فَلا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلا هُمْ یحْزَنُونَ».

گفتیم: تمامی از آن فرود آیید! پس هر گاه برای شما از من هدایتی آمد، پس هر کس هدایت مرا پیرو شود، نه دلهره‌ای از آینده بر ایشان است و نه بر گذشته اندوهگین می‌شوند.

39 ـ «وَالَّذینَ کفَرُوا وَکذَّبُوا بِآیاتِنا اُولئِک اَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ»

و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ شمردند، اینان‌اند همراهان آتش، ایشان همیشه در آن ماندنی‌اند.

40 ـ «یا بَنی إِسْرائیلَ اذْکرُوا نِعْمَتِی الَّتی اَنْعَمْتُ عَلَیکمْ، وَاَوْفُوا بِعَهْدی اُوفِ بِعَهْدِکمْ، وَإِیای فَارْهَبُونِ».

ای پسران یعقوب! نعمتم را که بر شما دهشی داده‌ام یاد کنید و پیمان مرا کامل به‌جای آرید تا پیمان خود را کامل بگزارم و تنها مرا پرشکوه زیبا مهر بیابید.

41 ـ «وَآمِنُوا بِما اَنْزَلْتُ مُصَدِّقا لِما مَعَکمْ، وَلا تَکونُوا اَوَّلَ کافِرٍ بِهِ، وَلا تَشْتَرُوا بِآیاتی ثَمَنا قَلیلاً، وَإِیای فَاتَّقُونِ».

و بگروید به آن‌چه فرو فرستادم که آن‌چه را با شماست تصدیق‌گر است و نخستین کفرورز به آن مشوید و بهایی اندک را به آیات من مخرید و تنها مرا عنایت کنید.

42 ـ «وَلا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ، وَتَکتُمُوا الْحَقَّ، وَاَنْتُمْ تَعْلَمُونَ».

و حق را به لباس باطل (بازمانده از غایت اخیر) مپوشانید و حق را پنهان مدارید، در حالی که (بسیاری چیزها) می‌دانید.

43 ـ «وَاَقیمُوا الصَّلاهَ، وَآتُوا الزَّکاهَ، وَارْکعُوا مَعَ الرَّاکعینَ».

و نماز را به‌پا دارید و زکات را بپردازید و با رکوع کنندگان جماعت گزارید.

44 ـ «اَ تَاْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ اَنْفُسَکمْ وَاَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکتابَ، اَ فَلا تَعْقِلُونَ».

آیا مردم را به نیکی کردن فرمان می‌دهید و خویشتنِ خویش را فراموش می‌کنید، در حالی که کتاب الهی را می‌خوانید؟! آیا خرد نمی‌ورزید!

45 ـ «وَاسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاهِ، وَإِنَّها لَکبیرَهٌ إِلاَّ عَلَی الْخاشِعینَ». و از بردباری و نماز مدد بگیرید و چنین است که نماز سنگین است، جز بر محبان حرمت‌گزار.

46 ـ «الَّذینَ یظُنُّونَ اَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ، وَاَنَّهُمْ إِلَیهِ راجِعُونَ».

کسانی که اطمینان دارند که به‌طور حتم پروردگارشان را دیدار می‌کنند و همواره بازگردنده به سوی اویند.

47 ـ «یا بَنی إِسْرائیلَ اذْکرُوا نِعْمَتِی الَّتی اَنْعَمْتُ عَلَیکمْ، وَاَنِّی فَضَّلْتُکمْ عَلَی الْعالَمینَ».

ای فرزندان یعقوب، یاد کنید نعمتم را که بر شما دادم و این‌که من شما را بر جهانیان برتری دادم.

48 ـ «وَاتَّقُوا یوْما لا تَجْزی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیئا، وَلا یقْبَلُ مِنْها شَفاعَهٌ، وَلا یوْخَذُ مِنْها عَدْلٌ، وَلا هُمْ ینْصَرُونَ».

به سختی عنایت کنید روزی را که جانی به‌جای جانی، کم‌ترین چیزی را به کار نمی‌آید و وساطت هم‌نشینی پذیرفته نمی‌شود و جایگزینی برای آن نمی‌گیرند و نه ایشان توانمند می‌شوند.

49 ـ «وَإِذْ نَجَّیناکمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یسُومُونَکمْ سُوءَ الْعَذابِ، یذَبِّحُونَ اَبْناءَکمْ، وَیسْتَحْیونَ نِساءَکمْ، وَفی ذلِکمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّکمْ عَظیمٌ».

و زمانی که شما را از خاندان نزدیک فرعون، آزادی بخشیدیم. شما را به بدترین درد متناسب با حظوظ می‌چرانیدند؛ پسرانتان را گلو می‌بریدند و زنانتان را برای شرم‌آوری می‌خواستند و در آن بلایی سهمگین از پروردگارتان است.

50 ـ «وَإِذْ فَرَقْنا بِکمُ الْبَحْرَ، فَاَنْجَیناکمْ، وَاَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ، وَاَنْتُمْ تَنْظُرُونَ».

و لحظه‌ای که دریا را به روی شما گشودیم، پس شما را نجات دادیم و خاندان نزدیک فرعون را غرق ساختیم، در حالی که می‌نگریستید.

51 ـ «وَإِذْ واعَدْنا مُوسی اَرْبَعینَ لَیلَهً، ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَاَنْتُمْ ظالِمُونَ».

و زمانی که موسی را چهل شب نوید دادیم، سپس از پسِ او گوساله برگرفتید، در حالی که ستم‌کار بودید.

52 ـ «ثُمَّ عَفَوْنا عَنْکمْ مِنْ بَعْدِ ذلِک، لَعَلَّکم تَشکرونَ».

پس از مهلتی، درگذشتیم از شما، به امید آن‌که به قدردانی ادب و احترام گزارید.

53 ـ «وَإِذْ آتَینا مُوسَی الْکتابَ وَالْفُرْقانَ، لَعَلَّکمْ تَهْتَدُونَ».

و هنگامی که موسی را کتاب و گشاینده دادیم، به امید آن که هدایت پذیرید.

 54 ـ «وَإِذْ قالَ مُوسی لِقَوْمِهِ: یا قَوْمِ، إِنَّکمْ ظَلَمْتُمْ اَنْفُسَکمْ بِاتِّخاذِکمُ الْعِجْلَ، فَتُوبُوا إِلی بارِئِکمْ، فَاقْتُلُوا اَنْفُسَکمْ، ذلِکمْ خَیرٌ لَکمْ عِنْدَ بارِئِکمْ، فَتابَ عَلَیکمْ، إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ».

و زمانی که موسی به همراهان مدبر خود گفت: ای همراهان مدبرم! چنین است که شما با گرفتن گوساله، به خویشتن ستم کردید، پس به سوی کاردانتان بازگردید، خویشتنِ خویش را بکشید، آن برای شما نزد خبره‌تان بهتر است، پس شما را توبه داد؛ چنین است که او بسیار توبه‌پذیر ویژه مهرمدار است.

55 ـ «وَإِذْ قُلْتُمْ: یا مُوسی، لَنْ نُوْمِنَ لَک حَتَّی نَرَی اللّهَ جَهْرَهً، فَاَخَذَتْکمُ الصَّاعِقَهُ وَاَنْتُمْ تَنْظُرُونَ».

و وقتی که گفتید: ای موسی! به تو ایمان نمی‌آوریم تا آن که خدا را آشکار ببینیم؛ پس شما را آذرخش گرفت، در حالی که شما به دقت می‌نگریستید.

56 ـ «ثُمَّ بَعَثْناکمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکمْ لَعَلَّکم تَشکرونَ».

سپس شما را بعد از مرگتان برانگیختیم، به این امید که از روی قدردانی، ادب و احترام گزارید.

57 ـ «وَظَلَّلْنا عَلَیکمُ الْغَمامَ، وَاَنْزَلْنا عَلَیکمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوی، کلُوا مِنْ طَیباتِ ما رَزَقْناکمْ، وَما ظَلَمُونا وَلکنْ کانُوا اَنْفُسَهُمْ یظْلِمُونَ».

و بر شما سایه‌ای فراگیر (از درختان سرسبز) گستردیم و بر شما منت (نعمت نان) و گوشت فرو فرستادیم: بخورید از مرغوب‌های آن‌چه بر اساس نیاز روزی‌تان کردیم، و به ما ستم نکردند، بلکه بر خویشتن خویش ظلم کردند.

58 ـ «وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْیهَ، فَکلُوا مِنْها حَیثُ شِئْتُمْ رَغَدا، وَادْخُلُوا الْبابَ سُجَّدا، وَقُولُوا حِطَّهٌ، نَغْفِرْ لَکمْ خَطایاکمْ، وَسَنَزیدُ الْمُحْسِنینَ».

و زمانی که گفتیم: وارد این آبادی (بیت المقدس) شوید، پس هرچه از آن می‌خواهید، به فراخی و وفور بخورید، و دروازه را در حال سجده داخل شوید و افتادگی پیشه کنید، اشتباه‌های شما را بر شما ببخشاییم و نیکونهادان را افزونی بخشیم.

59 ـ «فَبَدَّلَ الَّذینَ ظَلَمُوا قَوْلاً غَیرَ الَّذی قیلَ لَهُمْ، فَاَنْزَلْنا عَلَی الَّذینَ ظَلَمُوا رِجْزا مِنَ السَّماءِ بِما کانُوا یفْسُقُونَ».

کسانی که ظلم پیشه کردند، باوری را دگرگون کردند به غیر از آن‌چه به ایشان گفته شد؛ ما نیز بر آنان که ستم کردند، از آسمان تنیدگی فرو فرستادیم، به سبب آن‌چه همواره ناروایی می‌کردند.

60 ـ «وَإِذِ اسْتَسْقی مُوسی لِقَوْمِهِ، فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاک الْحَجَرَ، فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَهَ عَینا، قَدْ عَلِمَ کلُّ اُناسٍ مَشْرَبَهُمْ، کلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ، وَلا تَعْثَوْا فِی الاْءَرْضِ مُفْسِدینَ».

و هنگامی که موسی برای همراهان مدبر خود در پی آب برآمد، پس گفتیم: عصایت را به سنگ زن، ناگاه دوازده چشمه از آن جوشیدن گرفت، هر گروهی آبشخور خود را دانست. از رزق خدا بخورید و بیاشامید و در زمین با تباه‌کنندگان، پنهانی فساد پدید نیاورید.

61 ـ «وَإِذْ قُلْتُمْ یا مُوسی، لَنْ نَصْبِرَ عَلی طَعامٍ واحِدٍ، فَادْعُ لَنا رَبَّک یخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الاْءَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَقِثَّائِها وَفُومِها وَعَدَسِها وَبَصَلِها. قالَ اَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذی هُوَ اَدْنی بِالَّذی هُوَ خَیرٌ، اهْبِطُوا مِصْرا، فَإِنَّ لَکمْ ما سَاَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَیهِمُ الذِّلَّهُ وَالْمَسْکنَهُ، وَباوُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ، ذلِک بِاَنَّهُمْ کانُوا یکفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَیقْتُلُونَ النَّبِیینَ بِغَیرِ الْحَقِّ، ذلِک بِما عَصَوْا وَکانُوا یعْتَدُونَ. ذلِک بِاَنَّهُمْ کانُوا یکفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَیقْتُلُونَ النَّبِیینَ بِغَیرِ الْحَقِّ، ذلِک بِما عَصَوْا وَکانُوا یعْتَدُونَ».

و زمانی که گفتید: ای موسی! ما بر یک گونه خوراکی شکیبا نیستیم؛ برای ما پروردگارت را بخوان که از آن‌چه زمین می‌رویاند، مانند سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز بیرون آورد. گفت: آیا می‌خواهید تغییر چیزی را که کم‌ترین است، به چیزی که بهترین است؟! به شهر فرود آیید که چنین است که هرچه خواستید، برای شماست. و خواری و درماندگی بر آن‌ها نقش بست و خواهان خشمی سنگین از خداوند شدند. آن برای این است که به آیات خداوند همواره کفر می‌ورزیدند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند. آن بر این پایه بود که سرکشی نمودند و همواره تجاوز می‌کردند.

62 ـ «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَالَّذینَ هادُوا وَالنَّصاری وَالصَّابِئینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الاْآخِرِ وَعَمِلَ صالِحا فَلَهُمْ اَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ، وَلا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلا هُمْ یحْزَنُونَ».

چنین است کسانی که گرویدند و کسانی که یهودی شدند و مسیحیان و پیروان حضرت داود: آن‌ها که به خدا و روز پایانی ایمان آوردند و درستی کردند، در نتیجه برای آنان مزدشان نزد پروردگارشان است. نه دلهره‌ای از آینده بر ایشان است و نه بر گذشته اندوهگین می‌شوند.

63 ـ «وَإِذْ اَخَذْنا میثاقَکمْ وَرَفَعْنا فَوْقَکمُ الطُّورَ، خُذُوا ما آتَیناکمْ بِقُوَّهٍ وَاذْکرُوا ما فیهِ لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ».

و هنگامی که از شما پیمان گرفتیم و طور را بر بلندایتان برافراشتیم، آن‌چه را به شما دادیم به توان‌مندی (نظری و عملی) بگیرید. آن‌چه را در آن است، نهادینه سازید، به این امید که خودنگه‌دار شوید.

64 ـ «ثُمَّ تَوَلَّیتُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِک، فَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکمْ وَرَحْمَتُهُ لَکنْتُمْ مِنَ الْخاسِرینَ».

سپس چندی بعد از آن روی گرداندید، و اگر عنایت خداوند بر شما و مهرورزی او نبود، به حتم از کاسته‌شدگان بودید.

65 ـ «وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذینَ اعْتَدَوْا مِنْکمْ فِی السَّبْتِ، فَقُلْنا لَهُمْ کونُوا قِرَدَهً خاسِئینَ».

و شما کسانی را که در روز شنبه با زرنگی تجاوز کردند می‌دانید، در نتیجه به آنان گفتیم: میمون‌هایی (نیرنگ‌باز) و طرد (چِخ) شده شوید.

66 ـ «فَجَعَلْناها نَکالاً لِما بَینَ یدَیها وَما خَلْفَها وَمَوْعِظَهً لِلْمُتَّقینَ».

پس آن را برای اموری که در نزدشان حاضر و در پَسِشان است بازدارنده‌ای و برای صاحبان توجه و الهام‌پیشگان پنددهنده‌ای قرار دادیم.

67 ـ «وَإِذْ قالَ مُوسی لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ یاْمُرُکمْ اَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَهً قالُوا اَ تَتَّخِذُنا هُزُوا، قالَ اَعُوذُ بِاللَّهِ اَنْ اَکونَ مِنَ الْجاهِلینَ».

و هنگامی که موسی به همراهان مدبر خود گفت: چنین است که خداوند به شما فرمان می‌دهد گاوی را قربانی کنید. گفتند: آیا ما را به سخریه می‌گیری؟! گفت: به خدا پناه می‌برم از این که از ناآگاهان باشم!

68 ـ «قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّک یبَینْ لَنا ما هِی؟ قالَ: إِنَّهُ یقُولُ إِنَّها بَقَرَهٌ لا فارِضٌ وَلا بِکرٌ، عَوانٌ بَینَ ذلِک، فَافْعَلُوا ما تُوْمَرُونَ».

گفتند: پرودگارت را برای ما بخوان تا برای ما روشن کند این گاو چیست؟ گفت: چنین است که او می‌گوید: به حقیقت آن ماده‌گاوی است نه فرتوت و نه بسیار کم‌سال، میانه‌ای است بین آن؛ پس آن‌چه را امر می‌شوید، انجام دهید!

69 ـ «قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّک یبَینْ لَنا ما لَوْنُها؟ قالَ: إِنَّهُ یقُولُ إِنَّها بَقَرَهٌ صَفْراءُ، فاقِعٌ لَوْنُها، تَسُرُّ النَّاظِرینَ».

گفتند: پرودگارت را برای ما بخوان، تا برای ما آشکار بیان کند رنگ آن چیست؟ گفت: چنین است که خداوند می‌گوید: به حقیقت آن ماده‌گاوی است زرد، رنگش روشن و نمایان است، بینندگان را شادمانی و طراوت می‌بخشد.

70 ـ «قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّک یبَینْ لَنا ما هِی؟ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَینا، وَإِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ».

گفتند: پرودگارت را برای ما بخوان تا واضح بیان کند آن چیست؟ چنین است که گاو بر ما مشتبه (و ناشناس) شده و ما اگر خدا بخواهد، به حتم از پیروان هدایت‌پذیر توییم.

71 ـ «قالَ إِنَّهُ یقُولُ إِنَّها بَقَرَهٌ لا ذَلُولٌ تُثیرُ الاْءَرْضَ، وَلا تَسْقِی الْحَرْثَ، مُسَلَّمَهٌ، لا شِیهَ فیها، قالُوا الاْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ، فَذَبَحُوها، وَما کادُوا یفْعَلُونَ».

گفت: چنین است که او می‌گوید: به حقیقت آن گاوی است که نه رام شده زمین را شخم بزند و نه کشت را آب دهد، سالم است، هیچ لکه‌ای در آن نیست (رنگش یک‌دست است.) گفتند: اکنون حق را آورده‌ای! پس آن را قربانی کردند و زیر بار کار نمی‌رفتند.

72 ـ «وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسا فَادَّارَاْتُمْ فیها، وَاللَّهُ مُخْرِجٌ ما کنْتُمْ تَکتُمُونَ».

و زمانی که جانی را به قتل رساندید و در آن دوره گرفتید (و نزاع کردید)، و خداوند بیرون‌کشنده بود آن‌چه را که پنهان می‌داشتید.

73 ـ «فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها، کذلِک یحْی اللَّهُ الْمَوْتی، وَیریکمْ آیاتِهِ لَعَلَّکمْ تَعْقِلُونَ».

پس گفتیم: بعضی از آن را به او بزنید؛ چنین خداوند مردگان را زنده می‌کند و آیاتش را می‌نماید، به این امید که خردورزید.

74 ـ «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکمْ مِنْ بَعْدِ ذلِک، فَهِی کالْحِجارَهِ اَوْ اَشَدُّ قَسْوَهً، وَإِنَّ مِنَ الْحِجارَهِ لَما یتَفَجَّرُ مِنْهُ الاْءَنْهارُ، وَإِنَّ مِنْها لَما یشَّقَّقُ فَیخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ، وَإِنَّ مِنْها لَما یهْبِطُ مِنْ خَشْیهِ اللَّهِ، وَمَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ».

سپس دل‌هایتان بعد از آن سخت شد و آن چونان سنگ یا سخت‌تر است. چنین است که بعضی سنگ‌ها نهرها از آن جوشش کند و چنین است که بعضی از آن‌ها چون بشکافد و آب از آن بیرون می‌آید و چنین است که بعضی از آن‌ها از دلهره بزرگی خدا فرو هلد، و خداوند از آن‌چه می‌کنید، هیچ‌گاه کم‌ترین اهمال‌کننده نیست.

75 ـ «اَ فَتَطْمَعُونَ اَنْ یوْمِنُوا لَکمْ وَقَدْ کانَ فَریقٌ مِنْهُمْ یسْمَعُونَ کلامَ اللَّهِ ثُمَّ یحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ، وَهُمْ یعْلَمُونَ».

آیا طمع می‌ورزید که به شما ایمان آورند و حال آن‌که گروهی از ایشان سخن خدا را می‌شنوند، سپس آن را دگرگون می‌کنند، پس از این‌که آن را خردپذیر یافتند و می‌دانند (چه می‌کنند).

76 ـ «وَإِذا لَقُوا الَّذینَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ قالُوا اَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَیکمْ لِیحَاجُّوکمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّکمْ اَ فَلا تَعْقِلُونَ».

و چون با کسانی که گرویده‌اند برخورد کنند گویند: ایمان آورده‌ایم و چون بعضی از ایشان با برخی دیگر خلوت کنند، می‌گویند: آیا با آن‌چه خداوند بر شما گشوده، به ایشان سخن تازه می‌گویید تا با شما به آن سخن در حضور پروردگارتان استدلال کنند؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟!

77 ـ «اَ وَلا یعْلَمُونَ اَنَّ اللَّهَ یعْلَمُ ما یسِرُّونَ وَما یعْلِنُونَ».

آیا نمی‌دانند که به حقیقت خداوند می‌داند آن‌چه را که راز می‌دارند و آن‌چه را آشکار می‌کنند؟!

78 ـ «وَمِنْهُمْ اُمِّیونَ لا یعْلَمُونَ الْکتابَ إِلاَّ اَمانِی، وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یظُنُّونَ».

و بعضی از ایشان درس‌ناخوانده‌اند، «کتاب» را جز بافته‌هایی نمی‌دانند و ایشان نیستند، جز این که توهم می‌کنند.

79 ـ «فَوَیلٌ لِلَّذینَ یکتُبُونَ الْکتابَ بِاَیدیهِمْ ثُمَّ یقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیشْتَرُوا بِهِ ثَمَنا قَلیلاً، فَوَیلٌ لَهُمْ مِمَّا کتَبَتْ اَیدیهِمْ، وَوَیلٌ لَهُمْ مِمَّا یکسِبُونَ».

پس بدترین عذابِ متناسب با حظوظ برای کسانی است که کتاب را با دست‌های خویش می‌نویسند، سپس می‌گویند: این از جانب خداست؛ از آن رو که بهایی اندک را به آن بخرند. پس بدترین عذاب متناسب با حظوظ، برای ایشان است از جهت چیزهایی که دستانشان نوشته است و بدترین عذاب متناسب با حظوظ برای ایشان است از جهت چیزهایی که به دست می‌آورند.

80 ـ «وَقالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ اَیاما مَعْدُودَهً، قُلْ اَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدا، فَلَنْ یخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ، اَمْ تَقُولُونَ عَلَی اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ».

و گویند: آتش ما را نمی‌ساید، جز چند روزی قابل شمارش. بگو: آیا در حضور خداوند پیمانی گرفته‌اید؟! پس خداوند از پیمانش تخلف نمی‌کند، یا درباره خداوند چیزی را که نمی‌دانید باور دارید.

81 ـ «بَلی مَنْ کسَبَ سَیئَهً وَاَحاطَتْ بِهِ خَطیئَتُهُ فَاُولئِک اَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ».

آری، کسی که بدی به دست آورد و اشتباهاتش او را فرو گیرد، پس همینان همراهان آتش‌اند، و ایشان در آن دایمی‌اند.

82 ـ «وَالَّذِینَ آمَنُوا، وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ، اُولَئِک اَصْحَابُ الْجَنَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ».

و کسانی که ایمان آوردند و درستی کردند، همینان همراهان بهشت‌اند، ایشان در آن دایمی‌اند.

83 ـ «وَإِذْ اَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ، وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَانا، وَذِی الْقُرْبَی وَالْیتَامَی وَالْمَسَاکینِ، وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا، وَاَقِیمُوا الصَّلاَهَ، وَآتُوا الزَّکاهَ، ثُمَّ تَوَلَّیتُمْ إِلاَّ قَلِیلاً مِنْکمْ، وَاَنْتُمْ مُعْرِضُونَ».

و زمانی که از فرزندان یعقوب پیمان گرفتیم که جز خدا را بندگی نکنید و نیکی به پدر و مادر، خویشاوندان، یتیمان و نیازمندان را و با مردمان نیکو سخن گویید و نماز به‌پا دارید و زکات بپردازید، سپس جز اندکی از شما پشت کردید و شما نیز روی می‌گردانید.

84 ـ «وَإِذْ اَخَذْنَا مِیثَاقَکمْ لاَ تَسْفِکونَ دِمَاءَکمْ، وَلاَ تُخْرِجُونَ اَنْفُسَکمْ مِنْ دِیارِکمْ، ثُمَّ اَقْرَرْتُمْ وَاَنْتُمْ تَشْهَدُونَ».

و هنگامی که از شما پیمان گرفتیم که خون‌هایتان را نریزید و خویشتن خویش را از دیارتان بیرون نکنید، سپس پیمان بستید و شما ناظر بودید.

85 ـ «ثُمَّ اَنْتُمْ هَوُلاَءِ تَقْتُلُونَ اَنْفُسَکمْ، وَتُخْرِجُونَ فَرِیقا مِنْکمْ مِنْ دِیارِهِمْ، تَظَاهَرُونَ عَلَیهِمْ بِالاْءِثْمِ وَالْعُدْوَانِ، وَإِنْ یاْتُوکمْ اُسَارَی تُفَادُوهُمْ، وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیکمْ إِخْرَاجُهُمْ، اَفَتُوْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکتَابِ وَتَکفُرُونَ بِبَعْضٍ، فَمَا جَزَاءُ مَنْ یفْعَلُ ذَلِک مِنْکمْ إِلاَّ خِزْی فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَیوْمَ الْقِیامَهِ، یرَدُّونَ إِلَی اَشَدِّ الْعَذَابِ، وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ».

سپس شما همین گروه خویشتن خویش را می‌کشتید و گروهی دیگر از خویش را از منطقه خود بیرون می‌کردید، پشت در پشت هم، همکاری جمعی برای جنایت طبع‌آزار و تجاوز آشکار بر ایشان داشتید و اگر اسیرانی نزد شما آیند، بازخریدشان می‌کنید و حال این که اخراج آنان بر شما حرام شده است. آیا به قسمتی از کتاب ایمان می‌آورید و قسمتی دیگر را کافر می‌شوید؟! پس مکافات کسی از شما که این کار را کند، جز خواری و افسردگی شدید در زندگی دنیا نیست و روز قیامت به سوی بدترین عذاب متناسب با حظوظ خویش باز گردانده می‌شوند و خداوند از آن‌چه می‌کنید، در کم‌ترین سهو و اهمال‌گری نیست.

86 ـ «اُولَئِک الَّذِینَ اشْتَرَوُا الْحَیاهَ الدُّنْیا بِالاْآَخِرَهِ، فَلاَ یخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ، وَلاَ هُمْ ینْصَرُونَ».

اینان کسانی هستند که زندگی دنیا را به دادن آخرت خریدند؛ پس عذاب متناسب با حظوظی که دارند، بر ایشان ملایم نشود و نیز توانمند نشوند.

87 ـ «وَلَقَدْ آتَینَا مُوسَی الْکتَابَ، وَقَفَّینَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ، وَآتَینَا عِیسَی ابْنَ مَرْیمَ الْبَینَاتِ، وَاَیدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ. اَفَکلَّمَا جَاءَکمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَی اَنْفُسُکمُ اسْتَکبَرْتُمْ، فَفَرِیقا کذَّبْتُمْ، وَفَرِیقا تَقْتُلُونَ».

و چنین است که به موسی کتاب دادیم و از پس او فرستادگانی پی در پی آوردیم و عیسی پسر مریم را روشناها دادیم و او را با روح قدسی به شدت حمایت کردیم. آیا هرگاه شما را فرستاده‌ای آمد که مورد خواهش خویشتن خویش شما نبود، بزرگی می‌ورزید؟! در نتیجه گروهی را دروغ‌گو خواندید و دسته‌ای را به قتل رساندید.

88 ـ «وَقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ، بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِکفْرِهِمْ، فَقَلِیلاً مَا یوْمِنُونَ».

و گفتند: (مقصر تویی) دل‌های ما فقط پوششی محافظت‌کننده (سرشته) است؛ بلکه خداوند آنان را به‌سبب کفرشان دور کرد، پس اندک افرادی می‌گروند.

89 ـ «وَلَمَّا جَاءَهُمْ کتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَکانُوا مِنْ قَبْلُ یسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کفَرُوا، فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کفَرُوا بِهِ، فَلَعْنَهُ اللَّهِ عَلَی الْکافِرِینَ».

و چون کتابی از ناحیه خدا نزد ایشان آید که تصدیق‌گر است آن‌چه را با آنان است و حال آن‌که از پیش همواره بر کسانی که کفر ورزیدند چیرگی می‌جستند، پس چون آنان را آمد آن‌چه را که شناختند، به آن کفر ورزیدند. پس دوری خدا باد بر پنهان‌دارندگان!

90 ـ «بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ اَنْفُسَهُمْ اَنْ یکفُرُوا بِمَا اَنْزَلَ اللَّهُ بَغْیا اَنْ ینَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلَی مَنْ یشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ، فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَی غَضَبٍ، وَلِلْکافِرِینَ عَذَابٌ مُهِینٌ».

خویشتن خویش را چه بد به آن خریدند؛ زیرا آن‌چه را که خداوند فرو فرستاده کفران نمودند، از روی زیاده‌خواهی و خودخوری به این که خداوند از عنایتش به بعضی از بندگانش که می‌آفریند فرو می‌فرستد؛ پس خشمی را با خشمی قرین کردند و برای پنهان‌کاران عذابی متناسب با حظوظ و ذلت‌بار است.

91 ـ «وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمَا اَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُوْمِنُ بِمَا اُنْزِلَ عَلَینَا، وَیکفُرُونَ بِمَا وَرَاءَهُ، وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقا لِمَا مَعَهُمْ، قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ اَنْبِیاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ، إِنْ کنْتُمْ مُوْمِنِینَ».

و چون به ایشان گفته شد به آن‌چه خداوند فرو فرستاده ایمان آورید، گویند: به آن‌چه خداوند بر خود ما فرستاده ایمان می‌آوریم و غیر آن را پنهان می‌دارند و حال آن که حق و آن‌چه را با ایشان است تصدیق‌گر است. بگو: اگر مومن بودید، پس چرا پیش‌تر پیامبران خدا را می‌کشتید؟!

92 ـ «وَلَقَدْ جَاءَکمْ مُوسَی بِالْبَینَاتِ، ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَاَنْتُمْ ظَالِمُونَ».

و به حقیقت موسی شما را با همان روشناها آمد؛ چندی بعد، پس از او، در حالی‌که ستمگر بودید، گوساله را برگرفتید.

93 ـ «وَإِذْ اَخَذْنَا مِیثَاقَکمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَکمُ الطُّورَ، خُذُوا مَا آتَینَاکمْ بِقُوَّهٍ، وَاسْمَعُوا، قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَینَا، وَاُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکفْرِهِمْ، قُلْ بِئْسَمَا یاْمُرُکمْ بِهِ إِیمَانُکمْ، إِنْ کنْتُمْ مُوْمِنِینَ».

و هنگامی که از شما پیمان گرفتیم و «طور» را بر بلندای‌تان برافراشتیم، آن‌چه را به شما داده‌ایم، به توانمندی (نظری و عملی) بگیرید و بشنوید. گفتند: (بدون پیش‌فرض و به صورت مطلق) شنیدیم و (چنان بر ما سنگین شد که) گریزپای شدیم و به‌سبب کفرشان، گوساله به تمامی در دل‌هایشان فرو رفت. بگو: اگر مومن‌اید، ایمانتان به بد چیزی، شما را الزام می‌کند.

94 ـ «قُلْ إِنْ کانَتْ لَکمُ الدَّارُ الاْآَخِرَهُ عِنْدَ اللَّهِ خَالِصَهً مِنْ دُونِ النَّاسِ، فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کنْتُمْ صَادِقِینَ».

بگو: اگر سرای پایانی در محضر خداوند تنها برای شماست، نه دیگر مردمان، مرگ را در حظوظ نفسانی خویش وارد کنید، چنان‌چه راست‌گفتارید.

95 ـ «وَلَنْ یتَمَنَّوْهُ اَبَدا بِمَا قَدَّمَتْ اَیدِیهِمْ، وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ».

و نمی‌توانید آن را هیچ‌گاه در حظوظ خود داخل کنید، به‌سبب آن‌چه دست‌هایتان پیش فرستاده است و خداوند به ظالمان همیشه داناست.

96 ـ «وَلَتَجِدَنَّهُمْ اَحْرَصَ النَّاسِ عَلَی حَیاهٍ، وَمِنَ الَّذِینَ اَشْرَکوا یوَدُّ اَحَدُهُمْ لَوْ یعَمَّرُ اَلْفَ سَنَهٍ، وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ اَنْ یعَمَّرَ، وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَا یعْمَلُونَ».

و راستی آنان را به حتم بر هر زندگی حریص‌ترین (جان‌سخت‌ترین) می‌یابی. و از کسانی که شرک ورزیدند، هریک به شدت خوشامد دارد که هزار ساله شود، در حالی که عمر دادن، دورکننده‌اش از عذاب متناسب با حظوظ نیست. و خداوند به آن‌چه می‌کنند، از نهاد خود توان دیدن دارد.

97 ـ «قُلْ مَنْ کانَ عَدُوّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَی قَلْبِک بِإِذْنِ اللَّهِ، مُصَدِّقا لِمَا بَینَ یدَیهِ، وَهُدًی وَبُشْرَی لِلْمُوْمِنِینَ».

بگو: کسی که دشمن آشکار جبرئیل شود، چنین است که او به اذن خدا قرآن را رفته رفته بر دل تو فرود آورد که آن‌چه را در میان دو دستش بود تصدیق‌گر است، و خیرخواه و خوش‌خبری دلگشا برای مومنان است.

98 ـ «مَنْ کانَ عَدُوّا لِلَّهِ وَمَلَائِکتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِیلَ وَمِیکالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرِینَ».

کسی که دشمن آشکار خدا و فرشتگانش و فرستادگانش و جبرئیل و میکائیل شود، پس چنین است که خداوند هم دشمن آشکار برای کافران است.

99 ـ «وَلَقَدْ اَنْزَلْنَا إِلَیک آیاتٍ بَینَاتٍ، وَمَا یکفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ».

و به حقیقت ما به سوی تو همه آیات روشن را به یکباره فرود آوردیم، و به آن کافر نمی‌شوند، جز زیاده‌روان.

100 ـ «اَوَ کلَّمَا عَاهَدُوا عَهْدا نَبَذَهُ فَرِیقٌ مِنْهُمْ، بَلْ اَکثَرُهُمْ لاَ یوْمِنُونَ».

و آیا هرگاه میثاقی بر عهده گرفتند، گروهی جدا شده از آن‌ها آن را با بی‌اعتنایی افکند، بلکه بیش‌تر آن‌ها ایمان نمی‌آورند.

101 ـ «وَلَمَّا جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِیقٌ مِنَ الَّذِینَ اُوتُوا الْکتَابَ کتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ، کاَنَّهُمْ لاَ یعْلَمُونَ».

و چون ایشان را فرستاده‌ای از سوی خدا آمد که آن‌چه را با آنان بود تصدیق‌گر است، جمعی از کسانی که کتاب داده شده‌اند کتاب خدا را با بی‌اعتنایی به پشتِ پشتشان انداختند. گویا ایشان هیچ چیزی نمی‌دانند.

102 ـ «وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیاطِینُ عَلَی مُلْک سُلَیمَانَ، وَمَا کفَرَ سُلَیمَانُ، وَلَکنَّ الشَّیاطِینَ کفَرُوا، یعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ، وَمَا اُنْزِلَ عَلَی الْمَلَکینِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ، وَمَا یعَلِّمَانِ مِنْ اَحَدٍ حَتَّی یقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَهٌ، فَلاَ تَکفُرْ، فَیتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یفَرِّقُونَ بِهِ بَینَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ، وَمَا هُمْ بِضَارِّینَ بِهِ مِنْ اَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ، وَیتَعَلَّمُونَ مَا یضُرُّهُمْ، وَلا ینْفَعُهُمْ، وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الاْآَخِرَهِ مِنْ خَلاَقٍ، وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ اَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یعْلَمُونَ».

و آن‌چه را شیطان‌ها در حکومت سلیمان پیروی تمام می‌کردند، دنباله‌رو شدند و سلیمان کفر نورزید، بلکه شیطان‌ها کفر پیشه کردند، مردمان را سحر و آن‌چه بر دو حاکم بابل، هاروت و ماروت فرستاده شده بود می‌آموختند و آن دو چیزی به کسی یاد نمی‌دادند مگر این‌که می‌گفتند: ما استرس‌زاییم؛ پس کفر نورز. از آنان چیزهایی آموزش می‌دیدند که با آن، میان مرد و همسرش جدایی می‌افکندند و آنان ضرری به کسی وارد نمی‌آوردند، مگر به اذن خدا. و چیزهایی آموزش می‌دیدند که به ایشان ضرر می‌زد و سودی نمی‌بخشید و به حقیقت دانسته بودند کسی که آن را بخرد، برای او در آخرت کم‌ترین بهره مخصوصی نیست. و چه بسیار بد است چیزی که خویشتن خویش را به آن فروختند؛ چنان‌چه می‌دانستند!

103 ـ «وَلَوْ اَنَّهُمْ آمَنُوا، وَاتَّقَوْا، لَمَثُوبَهٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَیرٌ، لَوْ کانُوا یعْلَمُونَ».

و اگر چنین بود که ایشان ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، پاداشی خیر از ناحیه خداوند است، اگر همواره می‌دانستند.

104 ـ «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَقُولُوا رَاعِنَا، وَقُولُوا انْظُرْنَا، وَاسْمَعُوا، وَلِلْکافِرِینَ عَذَابٌ اَلِیمٌ».

ای کسانی که گرویدید! تعصب فردی یا جمعی را باور نداشته باشید و لحاظ خود را باور کنید، (به صورت مطلق و بدون پیش‌شرط) بشنوید و برای کافران عذابی متناسب با حظوظ، بسیار پر دردزاست.

105 ـ «مَا یوَدُّ الَّذِینَ کفَرُوا مِنْ اَهْلِ الْکتَابِ، وَلاَ الْمُشْرِکینَ اَنْ ینَزَّلَ عَلَیکمْ مِنْ خَیرٍ مِنْ رَبِّکمْ، وَاللَّهُ یخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یشَاءُ، وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ».

از مقربان کتاب، کسانی که کافر شدند و نیز مشرکان با شراشر نهاد خود دوست ندارند کم‌ترین خیری از پروردگارتان بر شما فرود آید و خداوند کسی را که می‌آفریند، به رحمت خود ویژگی می‌دهد. خداوند دارای فزون‌بخشی انبوه است.

106 ـ «مَا نَنْسَخْ مِنْ آیهٍ اَوْ نُنْسِهَا نَاْتِ بِخَیرٍ مِنْهَا اَوْ مِثْلِهَا، اَلَمْ تَعْلَمْ اَنَّ اللَّهَ عَلَی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ».

هیچ آیه‌ای را دگرگون نمی‌کنیم یا جا نمی‌گذاریم، مگر این‌که بهتر از آن یا همانندش را می‌آوریم؛ مگر نمی‌دانی که خداوند بر هر چیزی بسیار تواناست؟

107 ـ «اَلَمْ تَعْلَمْ اَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْک السَّمَاوَاتِ وَالاْءَرْضِ، وَمَا لَکمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِی وَلاَ نَصِیرٍ».

مگر نمی‌دانی چنین است که خداوند، حاکمیت آسمان‌ها و زمین تنها برایش هست و برای شما، از غیر خدا، هیچ سرپرست و یاوری نیست؟

108 ـ «اَمْ تُرِیدُونَ اَنْ تَسْاَلُوا رَسُولَکمْ کمَا سُئِلَ مُوسَی مِنْ قَبْلُ، وَمَنْ یتَبَدَّلِ الْکفْرَ بِالاْءِیمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِیلِ».

یا می‌خواهید از رسولتان پرسش کنید، همان‌گونه که موسی پیش‌تر پرسیده شد و کسی که کفر را به‌جای ایمان گیرد، به حقیقت راه هموار را گم کرده است.

109 ـ «وَدَّ کثِیرٌ مِنْ اَهْلِ الْکتَابِ لَوْ یرُدُّونَکمْ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِکمْ کفَّارا حَسَدا مِنْ عِنْدِ اَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَینَ لَهُمُ الْحَقُّ، فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّی یاْتِی اللَّهُ بِاَمْرِهِ، إِنَّ اللَّهَ عَلَی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ».

فراوانی از مقربان کتاب با شراشر خود علاقه دارند شما را از پس ایمانتان کافر گردانند، به سبب حسدی که از جانب خویشتن خویش دارند، پس از آن‌که حق برای‌شان روشن شد؛ پس گذشت کنید و درگذرید تا آن که خداوند امرش را بیاورد. چنین است که خداوند بر هر چیزی بسیار تواناست.

110 ـ «وَاَقِیمُوا الصَّلاَهَ، وَآتُوا الزَّکاهَ، وَمَا تُقَدِّمُوا لاِءَنْفُسِکمْ مِنْ خَیرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ، إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ».

و نماز را به‌پای دارید و زکات را بپردازید و آن‌چه را که از خیر برای خویشتن خویش پیش فرستاده‌اید، نزد خداوند می‌یابید. چنین است که خداوند به آن‌چه می‌کنید از نهاد خود توان دیدن دارد.

111 ـ «وَقَالُوا لَنْ یدْخُلَ الْجَنَّهَ إِلاَّ مَنْ کانَ هُودا اَوْ نَصَارَی، تِلْک اَمَانِیهُمْ، قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکمْ إِنْ کنْتُمْ صَادِقِینَ».

و گفتند: وارد بهشت نمی‌شود، مگر کسی که یهودی باشد یا مسیحی. این از حظوظ نفسانی آن‌هاست. بگو دلیلتان را بیاورید، اگر همیشه راست‌گفتارید.

112 ـ «بَلَی مَنْ اَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ، وَهُوَ مُحْسِنٌ، فَلَهُ اَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ، وَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ».

چرا (چنین است)، کسی که چهره ظاهرش را برای خدا گردن نهد، در حالی که نیکونهاد است، پس برای او مزدش نزد پروردگارش است و نه دلهره‌ای از آینده بر ایشان است و نه بر گذشته اندوهگین می‌شوند.

113 ـ «وَقَالَتِ الْیهُودُ لَیسَتِ النَّصَارَی عَلَی شَیءٍ، وَقَالَتِ النَّصَارَی لَیسَتِ الْیهُودُ عَلَی شَیءٍ، وَهُمْ یتْلُونَ الْکتَابَ، کذَلِک قَالَ الَّذِینَ لاَ یعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ، فَاللَّهُ یحْکمُ بَینَهُمْ یوْمَ الْقِیامَهِ فِیمَا کانُوا فِیهِ یخْتَلِفُونَ».

و یهود به محکمی گویند: مسیحیان بر چیزی نیستند و مسیحیان به قوت گویند: یهودیان بر چیزی نیستند و حال آن که ایشان کتاب خویش می‌خوانند. این‌چنین، کسانی که نمی‌دانند همانند گفته ایشان را گفته‌اند؛ پس خداوند روز قیامت میان آنان در آن‌چه پیوسته و پی‌درپی گفت‌وگو دارند حکم می‌کند.

114 ـ «وَمَنْ اَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ اَنْ یذْکرَ فِیهَا اسْمُهُ، وَسَعَی فِی خَرَابِهَا، اُولَئِک مَا کانَ لَهُمْ اَنْ یدْخُلُوهَا إِلاَّ خَائِفِینَ، لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْی، وَلَهُمْ فِی الاْآَخِرَهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ».

و کیست ستم‌کارتر از کسی که از یاد شدن نام خدا در مسجدهایش باز می‌دارد و در ویرانی آن تلاش می‌کند؟ اینان جز با ترس و هراس نمی‌توانند وارد آن‌ها شوند. برایشان در دنیا ذلت و افسردگی مزمن و در آخرت عذابی متناسب با حظوظ و سخت سنگین است.

115 ـ «وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ، فَاَینَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ، إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِیمٌ».

و مشرق و مغرب تنها برای خداست. پس هر جا که روی گردانده شوید، همان‌جای دوردست، تمام روی خداست. چنین است که خداوند فراخ‌نهاد و بر همه چیز داناست.

116 ـ «وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدا، سُبْحَانَهُ، بَلْ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالاْءَرْضِ، کلٌّ لَهُ قَانِتُونَ».

و گویند: خداوند فرزندی گرفته است. شگفت است! خدا و فرزند؟! بلکه برای اوست آن‌چه در آسمان‌ها و زمین است. همگی برای او به ادب فرمان‌برند.

117 ـ «بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالاْءَرْضِ، وَإِذَا قَضَی اَمْرا فَإِنَّمَا یقُولُ لَهُ کنْ فَیکونُ».

نوآور آسمان‌ها و زمین است. و چون به امری حکم کند، چنین است که به آن فقط می‌گوید: «باش» و آن بی‌درنگ می‌شود.

118 ـ «وَقَالَ الَّذِینَ لاَ یعْلَمُونَ لَوْلاَ یکلِّمُنَا اللَّهُ اَوْ تَاْتِینَا آیهٌ کذَلِک قَالَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ، تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ، قَدْ بَینَّا الاْآیاتِ لِقَوْمٍ یوقِنُونَ».

و کسانی که نمی‌دانند گویند: چرا خداوند با ما سخن نمی‌گوید یا آیه‌ای نزد ما نمی‌آید؟! کسانی که پیش از ایشان بودند، این‌چنین مانند گفته ایشان را گفتند. دل‌هایشان همانند است. آیات را برای صاحبان تدبیر که استوارند، به‌خوبی روشن کرده‌ایم.

119 ـ «إِنَّا اَرْسَلْنَاک بِالْحَقِّ بَشِیرا وَنَذِیرا، وَلاَ تُسْاَلُ عَنْ اَصْحَابِ الْجَحِیمِ».

چنین است که ما تو را با حق خوش‌خبر و بیم دهنده فرستادیم و از همراهانِ آتشِ شعله برکشیده پرسش نمی‌شوی.

120 ـ «وَلَنْ تَرْضَی عَنْک الْیهُودُ وَلاَ النَّصَارَی حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ، قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدَی، وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ اَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِی جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ مَا لَک مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِی وَلاَنَصِیرٍ».

و یهود و نه مسیحیان از تو خرسند نمی‌شوند مگر این‌که زیر بار قانونشان بروی. بگو: هدایت خدا همان هدایت ویژه است. و اگر در پی خواسته‌های آنان بروی، پس از آن چه برای تو از تمام دانایی آمده است، از جانب خدا هیچ سرپرست و یاری‌کننده‌ای نیست.

121 ـ «الَّذِینَ آتَینَاهُمُ الْکتَابَ یتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ، اُولَئِک یوْمِنُونَ بِهِ، وَمَنْ یکفُرْ بِهِ فَاُولَئِک هُمُ الْخَاسِرُونَ».

کسانی که به آن‌ها کتاب را داده‌ایم، آن را به‌بایستگی پی‌درپی می‌خوانندش. اینان به آن می‌گروند و کسانی که به آن کفر می‌ورزند، همینان آن کاسته‌شدگان هستند.

122 ـ «یا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکرُوا نِعْمَتِی الَّتِی اَنْعَمْتُ عَلَیکمْ، وَاَنِّی فَضَّلْتُکمْ عَلَی الْعَالَمِینَ».

ای فرزندان یعقوب، یاد کنید نعمتم را که بر شما (بدون تلاشی از شما) دادم و این‌که من شما را بر جهانیان برتری دادم.

123 ـ «وَاتَّقُوا یوْما لاَ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیئا وَلاَ یقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ، وَلاَ تَنْفَعُهَا شَفَاعَهٌ، وَلاَ هُمْ ینْصَرُونَ».

و عنایت کنید روزی را که جانی به‌جای جانی، کم‌ترین چیزی را به کار نمی‌آید و جایگزینی از آن نمی‌گیرند و نه وساطت هم‌نشینی به آن سود می‌دهد و نه ایشان توانمند می‌شوند.

124 ـ «وَإِذِ ابْتَلَی إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکلِمَاتٍ، فَاَتَمَّهُنَّ، قَالَ: إِنِّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَاما، قَالَ: وَمِنْ ذُرِّیتِی؟ قَالَ: لاَ ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ».

و زمانی که ابراهیم را پروردگارش به کلمه‌هایی (برای سنجش) تحویل برد، پس آن‌ها را به کمال تمام کرد، گفت: چنین است که تو را برای مردمان پیشوا قرار دادم. گفت: و از فرزندانم نیز؟ گفت: عهد من به هیچ یک از ظالمان نمی‌رسد.

125 ـ «وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیتَ مَثَابَهً لِلنَّاسِ وَاَمْنا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلّی وَعَهِدْنَا إِلَی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ اَنْ طَهِّرَا بَیتِی لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکفِینَ وَالرُّکعِ السُّجُودِ».

و هنگامی که بیت (کعبه) را پاداشگاهی برای مردمان و آرامگاهی قرار دادیم، و از مقام ابراهیم نمازگاهی برگزینید. و با ابراهیم و اسماعیل دوستانه قرار بستیم که خانه‌ام را با شوینده‌هایی برای طواف کنندگان، مجاوران و رکوع‌کنندگانِ سجده‌گر (بسیار فروتن) پاک سازید.

126 ـ «وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدا آمِنا، وَارْزُقْ اَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الاْآَخِرِ، قَالَ وَمَنْ کفَرَ فَاُمَتِّعُهُ قَلِیلاً، ثُمَّ اَضْطَرُّهُ إِلَی عَذَابِ النَّارِ، وَبِئْسَ الْمَصِیرُ».

و زمانی که ابراهیم گفت: پروردگارم، این را سرزمینی آرام‌کننده قرار ده و همراهانش را که به خدا و روز قیامت گرویدند، از بهره‌هایش بر اساس نیاز روزی ده، گفت: هر که کفر ورزید نیز اندکی بهره‌مند گردانم، سپس به سوی آتش ناچارش می‌کنم و چه بد شدنی است!

127 ـ «وَإِذْ یرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا، إِنَّک اَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ».

و هنگامی که ابراهیم ستون‌هایی مشخص از «بیت» را بالا برد و نیز اسماعیل: پروردگار ما، از ما بپذیر؛ چنین است که تو و فقط تو بر همه چیز شنونده و داننده‌ای.

128 ـ «رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَینِ لَک، وَمِنْ ذُرِّیتِنَا اُمَّهً مُسْلِمَهً لَک، وَاَرِنَا مَنَاسِکنَا، وَتُبْ عَلَینَا، إِنَّک اَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ».

پروردگار ما! و قرار ده ما را گردن‌نهنده برای خود و از فرزندان ما هم‌اندیشانی که برای تو گردن نهند و عباداتمان را به ما بنمایان و بر ما توبه‌پذیر؛ چنین است که تو و تنها تو بسیار توبه‌پذیر ویژه مهرپردازی.

129 ـ «رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِک، وَیعَلِّمُهُمُ الْکتَابَ وَالْحِکمَهَ، وَیزَکیهِمْ، إِنَّک اَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکیمُ».

پروردگار ما! درونشان فرستاده‌ای از ایشان را برانگیز. آیه‌هایت را بر ایشان بخواند و به آن‌ها کتاب و (دانش و کار) محکم بیاموزد و پیوسته بر پاکی‌شان بیفزاید؛ چنین است که تو و تنها تو گران‌قدر و همیشه محکم‌کار هستی!

130 ـ «وَمَنْ یرْغَبُ عَنْ مِلَّهِ إِبْرَاهِیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ، وَلَقَدِ اصْطَفَینَاهُ فِی الدُّنْیا، وَإِنَّهُ فِی الاْآَخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ».

و کیست که از همفکری ابراهیم بی‌میل شود، جز آن‌که جان خویش را عقل‌پریش سازد و حال آن که او را در دنیا به خلوص و صمیمیت برگزیدیم و چنین است که او در آخرت از درست‌پردازان خالص است.

131 ـ «إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ اَسْلِمْ، قَالَ اَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ».

زمانی که پروردگارش به او گفت: بدون دغدغه تن ده. گفت: برای پروردگار عالمیان تن می‌نهم.

132 ـ «وَوَصَّی بِهَا إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَیعْقُوبُ، یا بَنِی، إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی لَکمُ الدِّینَ، فَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَاَنْتُمْ مُسْلِمُونَ».

و ابراهیم به فرزندانش و یعقوب نیز سفارش کردند: ای فرزندانم، چنین است که خداوند این طریق را برای شما برگزیده است؛ پس به‌حتم نمیرید، مگر آن‌که تن‌دهندگان باشید.

133 ـ «اَمْ کنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ یعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِی، قَالُوا نَعْبُدُ إِلَهَک وَإِلَهَ آبَائِک إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ إِلَها وَاحِدا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ».

یا هنگامی که مرگ، یعقوب را حاضر شد، بیننده بودید چون به فرزندانش گفت: پس از من چه چیزی را بندگی می‌کنید؟ گفتند: خدای تو را و خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را بندگی می‌کنیم؛ خدای یکتا و ما برای او تن می‌نهیم.

134 ـ «تِلْک اُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ، لَهَا مَا کسَبَتْ وَلَکمْ مَا کسَبْتُمْ، وَلاَ تُسْاَلُونَ عَمَّا کانُوا یعْمَلُونَ».

آنان همفکرانی بودند که گذشتند، برایشان چیزی است که به دست آوردند و برای شما چیزی است که به دست می‌آورید و شما از آن‌چه آنان همواره انجام می‌دادند، پرسش نمی‌شوید.

135 ـ «وَقَالُوا کونُوا هُودا اَوْ نَصَارَی تَهْتَدُوا، قُلْ بَلْ مِلَّهَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفا، وَمَا کانَ مِنَ الْمُشْرِکینَ».

و گفتند: یهودی یا مسیحی شوید تا راه یابید؛ بگو: بلکه همفکری ابراهیم حق‌گرایی است و او هیچ‌گاه از مشرکان نبود.

136 ـ «قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا اُنْزِلَ إِلَینَا وَمَا اُنْزِلَ إِلَی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیعْقُوبَ وَالاْءَسْبَاطِ وَمَا اُوتِی مُوسَی وَعِیسَی وَمَا اُوتِی النَّبِیونَ مِنْ رَبِّهِمْ، لاَ نُفَرِّقُ بَینَ اَحَدٍ مِنْهُمْ، وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ».

بگویید: گرویدیم به خدا و آن‌چه به سوی ما فرستاده شده و آن‌چه به سوی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندانش فرستاده شده و آن‌چه به موسی و عیسی به‌طور ویژه داده شد و آن‌چه به پیامبران از ناحیه پروردگارشان داده شد، میان هیچ یک از ایشان جدایی نمی‌اندازیم و ما برای او تن‌نهنده‌ایم.

137 ـ «فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا، وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِی شِقَاقٍ، فَسَیکفِیکهُمُ اللَّهُ، وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ».

پس اگر ایمان آورند به مانند آن‌چه بدان ایمان آوردید، به حقیقت راه می‌یابند و اگر برگردند، پس فقط ایشان در محنت جدایی‌اند؛ پس خداوند به‌زودی تو را از ایشان کفایت کند، و او بر همه چیز شنوا و داناست.

138 ـ «صِبْغَهَ اللَّهِ، وَمَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَهً، وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ».

رنگ‌آمیزی خدا! و چه کسی از خداوند نیکو رنگ‌تر است! و ما برای او بندگی‌کننده‌ایم.

139 ـ «قُلْ اَتُحَاجُّونَنَا فِی اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّکمْ، وَلَنَا اَعْمَالُنَا وَلَکمْ اَعْمَالُکمْ، وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ».

بگو: آیا برای ما درباره خداوند دلیل می‌آورید؟! حال آن‌که او پروردگار ما و پروردگار شماست و برای ما کردار ما و برای شما کردارتان است و ما برای او همدل و صمیمی هستیم.

140 ـ «اَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیعْقُوبَ وَالاْءَسْبَاطَ کانُوا هُودا اَوْ نَصَارَی، قُلْ اَاَنْتُمْ اَعْلَمُ اَمِ اللَّهُ، وَمَنْ اَظْلَمُ مِمَّنْ کتَمَ شَهَادَهً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ، وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ».

یا می‌گویید: چنین است که ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندانش یهودی یا مسیحی بودند. بگو: آیا شما بر همه چیز دانایید یا خداوند؟ و کیست ظالم‌تر از آن‌که گواهی نزد خویش از خدا را به کلی نهفته دارد و خداوند از آن‌چه می‌کنید در کم‌ترین سهو و اهمال‌گری نیست.

141 ـ «تِلْک اُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ، لَهَا مَا کسَبَتْ وَلَکمْ مَا کسَبْتُمْ، وَلاَ تُسْاَلُونَ عَمَّا کانُوا یعْمَلُونَ».

آنان همفکرانی بودند که گذشتند. برایشان همان است که به دست آوردند و برای شما همان است که به دست آوردید و شما از آن‌چه آنان پیوسته کردند، پرسش نمی‌شوید.

جزء دوم

جزء دوم

142 ـ «سَیقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کانُوا عَلَیهَا، قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ، یهْدِی مَنْ یشَاءُ إِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ».

عقل‌پریش‌هایی از توده‌ها خواهند گفت: چه چیزی از قبله‌گاهشان که بر آن بودند گردانیدشان؟ بگو: تنها برای خداست مشرق و مغرب، کسی را که می‌آفریند، به سوی راه میانه هدایت می‌کند.

143 ـ «وَکذَلِک جَعَلْنَاکمْ اُمَّهً وَسَطا لِتَکونُوا شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ، وَیکونَ الرَّسُولُ عَلَیکمْ شَهِیدا، وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتِی کنْتَ عَلَیهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ یتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ ینْقَلِبُ عَلَی عَقِبَیهِ، وَإِنْ کانَتْ لَکبِیرَهً إِلاَّ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللَّهُ، وَمَا کانَ اللَّهُ لِیضِیعَ إِیمَانَکمْ، إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ».

و همان‌گونه شما را هم‌اندیشانی میانه قرار دادیم تا بر مردمان گواه شوید و رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز بر شما گواه باشد. و همین قبله‌ای را که بر آن بودی قرار ندادیم، جز برای آن که کسی را که رسول‌اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله پیروی می‌کند، از کسی که بر دو پشت خود دگرگون می‌شود، بازشناسیم؛ هرچند قبله بسیار سنگین است، مگر بر کسانی که خداوند هدایت کرده است و چنین نیست که خداوند ایمانتان را از بین برد؛ چنین است که خداوند بر مردمان بسیار نرم‌دل خصوصی مِهرنهاد است.

144 ـ «قَدْ نَرَی تَقَلُّبَ وَجْهِک فِی السَّمَاءِ، فَلَنُوَلِّینَّک قِبْلَهً تَرْضَاهَا، فَوَلِّ وَجْهَک شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ، وَحَیثُ مَا کنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکمْ شَطْرَهُ، وَإِنَّ الَّذِینَ اُوتُوا الْکتَابَ لَیعْلَمُونَ اَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ، وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا یعْمَلُونَ».

چنین است که فراوانی گردش چهره‌ات در آسمان را می‌بینیم، پس به‌حتم برای تو قبله‌ای می‌گردانیم که آن را خوشامد داری. بدین‌منظور چهره‌ات را به جانب مسجدالحرام گردان و هرجا هستید، چهره‌هایتان را به جانب آن بگردانید. و چنین است آنان که کتاب داده شده‌اند، به‌نیکی می‌دانند که او (پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله ) تمام حق از پروردگارشان است و خداوند از آن‌چه انجام می‌دهند، در کم‌ترین سهو و اهمال‌گری نیست.

145 ـ «وَلَئِنْ اَتَیتَ الَّذِینَ اُوتُوا الْکتَابَ بِکلِّ آیهٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَک، وَمَا اَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ، وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ قِبْلَهَ بَعْضٍ، وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ اَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ، إِنَّک إِذا لَمِنَ الظَّالِمِینَ».

و چنین است که اگر برای کسانی که کتاب داده شده‌اند هر گونه آیه‌ای آوری، قبله‌گاه تو را دنبال نکنند و تو نیز به هیچ وجه پی‌گرد قبله‌گاه ایشان نباشی و برخی از ایشان به هیچ وجه پیرو قبله برخی دیگر نیستند و چنان‌چه خواسته‌های آنان را پی گیری، پس از آن‌که تو را تمام دانش آمده است، چنین است که به حقیقت از ستمکاران هستی.

146 ـ «الَّذِینَ آتَینَاهُمُ الْکتَابَ یعْرِفُونَهُ کمَا یعْرِفُونَ اَبْنَاءَهُمْ، وَإِنَّ فَرِیقا مِنْهُمْ لَیکتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ یعْلَمُونَ».

کسانی که به آن‌ها کتاب داده‌ای، آن را می‌شناسند، همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند. و چنین است که گروهی از ایشان حق را به شدت پنهان می‌دارند و حال آن‌که می‌دانند.

147 ـ «الْحَقُّ مِنْ رَبِّک، فَلاَ تَکونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ».

تمام حق از پروردگارت است، پس از جدا شدگان مباش.

148 ـ «وَلِکلٍّ وِجْهَهٌ هُوَ مُوَلِّیهَا، فَاسْتَبِقُوا الْخَیرَاتِ، اَینَ مَا تَکونُوا یاْتِ بِکمُ اللَّهُ جَمِیعا، إِنَّ اللَّهَ عَلَی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ».

و برای هر چیزی اهتمام و رویگردی است که پیوسته پِی‌پَرستَش هست. پس در خیرها از یک‌دیگر پیشی گیرید. هرجا که باشید، خداوند همه شما را می‌آورد؛ چنین است که خداوند بر هر چیزی، هر چیزی که شود، تواناست.

149 ـ «وَمِنْ حَیثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَک شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ، وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّک، وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ».

و از هرجا که بیرون شوی نیز تمام روی‌ات را به جانب مسجدالحرام گردان، و چنین است که تمامی حق از پروردگارت است و خداوند از آن‌چه می‌کنید، در سهو و اهمال‌گری نیست.

150 ـ «وَمِنْ حَیثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَک شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ، وَحَیثُ مَا کنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکمْ شَطْرَهُ لِئَلاَّ یکونَ لِلنَّاسِ عَلَیکمْ حُجَّهٌ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ، فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِی، وَلاِءُتِمَّ نِعْمَتِی عَلَیکمْ، وَلَعَلَّکمْ تَهْتَدُونَ».

و از هرجا (و به هر سو) که بیرون شوی نیز تمام روی‌ات را جانب مسجدالحرام گردان، و به هرسو که می‌شوید، تمام روی خود را به جانب آن بگردانید تا برای مردمان علیه شما دلیلی نباشد، جز کسانی از ایشان که ظلم کردند؛ پس از شکوه ظاهری آنان نهراسید و عظمت مرا ببینید و برای آن‌که نعمتم را بر شما تمام کنم و به این امید که راه یابید.

151 ـ «کمَا اَرْسَلْنَا فِیکمْ رَسُولاً مِنْکمْ یتْلُو عَلَیکمْ آیاتِنَا وَیزَکیکمْ وَیعَلِّمُکمُ الْکتَابَ وَالْحِکمَهَ وَیعَلِّمُکمْ مَا لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُونَ».

همان‌گونه که در شما فرستاده‌ای از جنس خودتان فرستادیم که آیات ما را بر شما می‌خواند و در پاکی رشدتان می‌دهد و کتاب و حکمت را به شما می‌آموزد و آن‌چه را که هیچ‌گاه نمی‌دانستید، به شما آموزش می‌دهد.

152 ـ «فَاذْکرُونِی اَذْکرْکمْ، وَاشکرُوا لِی، وَلاَ تَکفُرُونِ».

پس مرا یاد کنید، شما را همان‌گاه یاد کنم، و برایم به قدردانی ادب و احترام دارید و پوشیده‌ام ندارید.

153 ـ «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَهِ، إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ».

ای کسانی که گرویده‌اید! از شکیبایی و نماز یاری بجویید؛ چنین است که خداوند با تحمل‌ورزان است.

154 ـ «وَلاَ تَقُولُوا لِمَنْ یقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ اَمْوَاتٌ، بَلْ اَحْیاءٌ، وَلَکنْ لاَ تَشْعُرُونَ».

به کسانی که در شیوه خدا کشته می‌شوند، مردگانی چند نگویید، بلکه شکوهمند زندگانند، ولی نازک‌اندیش نمی‌شوید.

155 ـ «وَلَنَبْلُوَنَّکمْ بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الاْءَمْوَالِ وَالاْءَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ، وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ».

و به چیزهای کوچکی از ترس، گرسنگی و کم‌شدن در مال‌ها و جان‌ها و بهره‌ها به حقیقت و به حتم (برای سنجش) تحویلتان می‌بریم و خوش‌خبری ده تحمل‌ورزان را.

156 ـ «الَّذِینَ إِذَا اَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ».

کسانی که چون به آنان ستوهی برخورد، گویند: چنین است که ماییم برای خدا و چنین است که پیوسته ما به سوی او بازگردنده‌اییم.

157 ـ «اُولَئِک عَلَیهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ، وَاُولَئِک هُمُ الْمُهْتَدُونَ».

همان عزیزان بر ایشان باد درودی سترگ از پرورنده‌شان، و رحمتی بزرگ، و فقط همانان راه‌یافتگانند.

158 ـ «إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَهَ مِنْ شَعَائِرِ اللّهِ، فَمَنْ حَجَّ الْبَیتَ اَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیهِ اَنْ یطَّوَّفَ بِهِمَا، وَمَنْ تَطَوَّعَ خَیرا فَإِنَّ اللَّهَ شَاکرٌ عَلِیمٌ».

چنین است که صفا و مروه از نشان‌های خداست؛ پس کسی که بیت را حج می‌گزارد یا عمره می‌آورد، ناحقی نیست که آن دو را طواف کند و کسی که خیری را با خوشایندی پذیرد، چنین است که خداوند، قدردان حرمت‌گزار، بر همه‌چیز داناست.

159 ـ «إِنَّ الَّذِینَ یکتُمُونَ مَا اَنْزَلْنَا مِنَ الْبَینَاتِ وَالْهُدَی مِنْ بَعْدِ مَا بَینَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکتَابِ اُولَئِک یلْعَنُهُمُ اللّهُ وَیلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ».

چنین است کسانی که پوشیده می‌دارند آن‌چه را ما به‌یکباره فرو فرستادیم از روشناها و رهنمود پس از آن‌که آن را در کتاب، برای مردمان به نیکی روشن کردیم، همان سران را خداوند دور می‌دارد و لعنت‌کنندگان طردشان می‌کنند.

160 ـ «إِلاَّ الَّذِینَ تَابُوا وَاَصْلَحُوا وَبَینُوا فَاُولَئِک اَتُوبُ عَلَیهِمْ، وَاَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ».

مگر کسانی که توبه گزاردند و درستی ساختند و به‌خوبی روشن کردند، پس همانان که بزرگوارند، بر ایشان باز گردم و منم بسیار توبه‌پذیر ویژه مهرورز.

161 ـ «إِنَّ الَّذِینَ کفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ کفَّارٌ اُولَئِک عَلَیهِمْ لَعْنَهُ اللّهِ وَالْمَلاَئِکهِ وَالنَّاسِ اَجْمَعِینَ».

چنین است کسانی که کفر ورزیدند و در حال کفر مردند، همان سران، بر ایشان باد لعنت خداوند و فرشتگان و مردمان، همگی.

162 ـ «خَالِدِینَ فِیهَا لاَیخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ، وَلاَ هُمْ ینْظَرُونَ».

پاینده و دایمی‌اند در آن، نه عذاب از ایشان سبکی می‌پذیرد و نه مهلت داده می‌شوند.

163 ـ «وَإِلَهُکمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ».

و خداوند شما خدایی یکتاست؛ خدایی نیست جز او، همیشه فراخ رحمت‌ورزِ ویژه مهرپرداز است.

164 ـ «إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالاْءَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْک الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا ینْفَعُ النَّاسَ، وَمَا اَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَاَحْیا بِهِ الاْءَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِنْ کلَّ دَابَّهٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَینَ السَّمَاءِ وَالاْءَرْضِ لاَآَیاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ».

چنین است که در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی بودن شب و روز و کشتی‌هایی که در دریا روان می‌شود به آن‌چه مردمان را خیر بخشد و آبی که خداوند از آسمان فرود آورد و زمین را پس از مرگش به آن زنده کرد، و از هر جنبنده‌ای در آن پراکند و در جهت‌پذیری بادها و ابری که میان آسمان و زمین بی‌چشمداشتی رام است، به حقیقت نشانه‌هایی برای صاحبان تدبیر و آگاهی است که عقل می‌ورزند.

165 ـ «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ اَنْدَادا یحِبُّونَهُمْ کحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا اَشَدُّ حُبّا لِلَّهِ، وَلَوْ یرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یرَوْنَ الْعَذَابَ اَنَّ الْقُوَّهَ لِلّهِ جَمِیعا وَاَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ».

و بعضی از مردمان از غیر خدا رقیبانی مدعی برمی‌گیرند، به شدت آن‌ها را دوست دارند همانند دوست داشتن خدا و کسانی که گرویدند، شدیدترین دوستی را نسبت به خدا دارند، و کسانی که ظلم کردند، هنگامی که عذاب را می‌بینند، چنین است که همه نیرو برای خداست به تمامی، و چنین است که خداوند سخت‌گیر در عذاب متناسب با حظوظ نفسانی است.

166 ـ «إِذْ تَبَرَّءَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا وَرَاَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الاْءَسْبَابُ».

زمانی که افراد پیروی‌شده از کسانی که پیروی کردند، دوری جستند و عذاب متناسب با حظوظ را دیدند و سبب‌های منتهی به ایشان برید.

167 ـ «وَقَالَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا لَوْ اَنَّ لَنَا کرَّهً فَنَتَبَرَّءَ مِنْهُمْ کمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا، کذَلِک یرِیهِمُ اللّهُ اَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَیهِمْ، وَمَا هُمْ بِخَارِجِینَ مِنَ النَّارِ».

و افراد دنباله‌رو گویند: اگر برای ما بازگشتی بود، همان‌گونه که از ما دوری جستند، از ایشان دوری می‌گزیدیم؛ آن‌سان خداوند کردارشان را به‌گونه غمباد بر آن‌ها نشانشان می‌دهد، و ایشان برون‌رونده از آتش نیستند.

168 ـ «یا اَیهَا النَّاسُ کلُوا مِمَّا فِی الاْءَرْضِ حَلاَلاً طَیبا وَلاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیطَانِ إِنَّهُ لَکمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ».

هان ای مردمان! از آن‌چه در زمین است به گونه حلال و مرغوب، بخورید و از شیطان گام به گام پیروی نکنید؛ چنین است که او برایتان دشمنی آشکار است.

169 ـ «إِنَّمَا یاْمُرُکمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ، وَاَنْ تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ».

تنها شما را به تمام بدی و همه نابکاری فرمان می‌دهد و این که علیه خدا باور کنید آن‌چه را نمی‌دانید.

170 ـ «وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا اَنْزَلَ اللَّهُ، قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا اَلْفَینَا عَلَیهِ آبَاءَنَا، اَوَلَوْ کانَ آبَاوُهُمْ لاَ یعْقِلُونَ شَیئا وَلاَ یهْتَدُونَ».

و چون به ایشان گفته شود از آن‌چه خداوند فرو فرستاده است پیروی کنید، گویند: بلکه پیروی می‌کنیم از آن‌چه پدرانمان را بر آن یافته‌ایم. آیا هرچند پدرانشان همواره چیزی را درنمی‌یافتند و راه نمی‌بردند؟!

171 ـ «وَمَثَلُ الَّذِینَ کفَرُوا کمَثَلِ الَّذِی ینْعِقُ بِمَا لاَ یسْمَعُ إِلاَّ دُعَاءً وَنِدَاءً، صُمٌّ بُکمٌ عُمْی فَهُمْ لاَ یعْقِلُونَ».

و مثَل کسانی که کفر ورزیدند، همانند مثل کسی است که فریاد زده می‌شود به چیزی که جز خواندن و بانگی از آن نمی‌شنود؛ کرها، گنگ‌ها، کورها! دیگر این‌ها خرد نمی‌ورزند.

172 ـ «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا کلُوا مِنْ طَیبَاتِ مَا رَزَقْنَاکمْ، وَاشکرُوا لِلَّهِ إِنْ کنْتُمْ إِیاهُ تَعْبُدُونَ».

ای کسانی که گرویده‌اید! از مرغوب‌ترین آن‌چه روزی‌تان کرده‌ایم بخورید و خدای را قدردان و حرمت‌گزار شوید، اگر همواره تنها او را بندگی می‌کنید.

173 ـ «إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیکمُ الْمَیتَهَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَمَا اُهِلَّ بِهِ لِغَیرِ اللَّهِ، فَمَنِ اضْطُرَّ غَیرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلاَ إِثْمَ عَلَیهِ، إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ».

بر شما تنها مردار و خون و گوشت خوک و آن‌چه را که برای غیر خدا انس داده شده، حرام کرده است. پس اگر کسی ناچار شد، بی آن‌که خود طالب آن شود و نه از حد در گذرد، بر او حرامی نیست؛ چنین است که خداوند بَرنده اثر و ویژه مهرورز است.

174 ـ «إِنَّ الَّذِینَ یکتُمُونَ مَا اَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْکتَابِ وَیشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنا قَلِیلاً اُولَئِک مَا یاْکلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ، وَلاَ یکلِّمُهُمُ اللَّهُ یوْمَ الْقِیامَهِ وَلاَ یزَکیهِمْ، وَلَهُمْ عَذَابٌ اَلِیمٌ».

چنین است کسانی که آن‌چه را خداوند از کتاب فرو فرستاده پنهان می‌کنند و آن را به بهایی بسیار ناچیز می‌فروشند، همانان در شکم‌هایشان جز آتش نمی‌خورند و خداوند روز قیامت با ایشان سخن نمی‌گوید و در پاکی رشدشان نمی‌دهد و برایشان عذابی متناسب با حظوظ، دردناک است.

175 ـ «اُولَئِک الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلاَلَهَ بِالْهُدَی وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَهِ، فَمَا اَصْبَرَهُمْ عَلَی النَّارِ».

همانان کسانی هستند که گمراهی را به راهیابی خریدند و عذاب متناسب با حظوظ را به از بین بردن اثر گناه؛ پس چه‌قدر بر آتش تحمل‌پذیرند!

176 ـ «ذَلِک بِاَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْکتَابَ بِالْحَقِّ، وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِی الْکتَابِ لَفِی شِقَاقٍ بَعِیدٍ».

آن از این روست که خداوند کتاب را به حق فرود آورده و چنین است کسانی که در کتاب پی‌درپی گفت‌وگو دارند، به تحقیق در محنت جدایی دوری‌اند.

177 ـ «لَیسَ الْبِرَّ اَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، وَلَکنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الاْآَخِرِ وَالْمَلاَئِکهِ وَالْکتَابِ وَالنَّبِیینَ، وَآتَی الْمَالَ عَلَی حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَی وَالْیتَامَی وَالْمَسَاکینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَاَقَامَ الصَّلاَهَ وَآتَی الزَّکاهَ، وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَاْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَاْسِ، اُولَئِک الَّذِینَ صَدَقُوا وَاُولَئِک هُمُ الْمُتَّقُونَ».

نیکویی کرده این نیست که رویتان را با تعلق خاطر به سوی مشرق و مغرب بگردانید، بلکه نیکویی کرده کسی است که به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب و پیامبران بگرود و مال را مشتاقانه به خویشان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان و گدایان و آزادسازی بندگان دهد و نماز به پای دارد و زکات دهد. و وفا کنندگان به پیمان چون معاهده بندند، و تحمل‌ورزان در شدت ناگواری‌ها و ضررها و در متن سختی، همانان کسانی‌اند که راستگویند و همان عزیزان صاحبان توجه و الهام‌پیشه هستند.

178 ـ «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا کتِبَ عَلَیکمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَی: الْحُرُّ بِالْحُرِّ، وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ، وَالاْءُنْثَی بِالاْءُنْثَی، فَمَنْ عُفِی لَهُ مِنْ اَخِیهِ شَیءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَاَدَاءٌ إِلَیهِ بِإِحْسَانٍ، ذَلِک تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکمْ وَرَحْمَهٌ، فَمَنِ اعْتَدَی بَعْدَ ذَلِک فَلَهُ عَذَابٌ اَلِیمٌ».

ای کسانی که ایمان آوردید! بر شما قصاص (همانند آوری) در مورد مقتولان واجب شده است: آزاد در برابر آزاد، بنده در برابر بنده و زن در برابر زن؛ پس کسی که از برادرش چیزی گذشت شود، پس پی‌گردی به خرسندی و پرداختی به نیکویی باطن نزدش است. آن سبک کردن و رحمتی است از پروردگارتان و کسی که پس از آن درازدستی کند، برای او عذابی دردناک است.

179 ـ «وَلَکمْ فِی الْقِصَاصِ حَیاهٌ یا اُولِی الاْءَلْبَابِ لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ».

و برای شما در قصاص زندگی است، ای دارندگان خرد ناب و بی‌پیرایه! باشد که در پرتو الهام، عنایت خاص کنید.

180 ـ «کتِبَ عَلَیکمْ إِذَا حَضَرَ اَحَدَکمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَک خَیرا الْوَصِیهُ لِلْوَالِدَینِ وَالاْءَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّا عَلَی الْمُتَّقِینَ».

بر شما واجب است وصیت به‌طور عقلی و شرعی برای پدر و مادر و بستگان نزدیک‌تر، چون مرگ یکی از شما را آشکاری و ثبات گرفت، اگر خیری را از خود خالی می‌گذارد. این حقی ثابت شده برای صاحبان الهام و عنایت‌پیشگان است.

181 ـ «فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ مَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَی الَّذِینَ یبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ».

پس کسی که آن را پس از آن‌که شنیده است تبدیل کند، حرمتش تنها بر کسانی است که آن را تغییر می‌دهند؛ چنین است که خداوند بر هر چیزی همیشه شنوا و بر هر چیزی همیشه داناست.

182 ـ «فَمَنْ خَافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفا اَوْ إِثْما فَاَصْلَحَ بَینَهُمْ فَلاَ إِثْمَ عَلَیهِ، إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ».

پس کسی که از وصیت‌کننده از روی خطای خودخواسته وی یا تاخیرش دلهره داشته باشد، در نتیجه برای درستی میان ایشان تلاش کند، هیچ حرامی بر او نیست؛ چنین است که خداوند بَرنده اثر خطا و ویژه مهرورز است.

183 ـ «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا کتِبَ عَلَیکمُ الصِّیامُ کمَا کتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکمْ لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ».

ای کسانی که گرویدید! روزه بر شما واجب شده، چنان‌که بر افراد پیش از شما واجب شد، به این امید که دارای الهام و عنایت شوید.

184 ـ «اَیاما مَعْدُودَاتٍ، فَمَنْ کانَ مِنْکمْ مَرِیضا اَوْ عَلَی سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِنْ اَیامٍ اُخَرَ، وَعَلَی الَّذِینَ یطِیقُونَهُ فِدْیهٌ طَعَامُ مِسْکینٍ، فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیرا فَهُوَ خَیرٌ لَهُ، وَاَنْ تَصُومُوا خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ تَعْلَمُونَ».

روزهایی با شمارش و بسته‌ای مشخص؛ پس کسی از شما که بیمار یا مسافر باشد، شماری از روزهای دیگر را روزه گیرد و بر کسانی که چیره‌اش نشوند، تاوانی، خوراک بینوایان واجب است. پس کسی که خیری را با خرسندی و با تلاش بپذیرد، همان مناسب اوست، و روزه داشتن متناسب‌تر برای شماست، اگر همواره بدانید.

185 ـ «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی اُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدی لِلنَّاسِ وَبَینَاتٍ مِنَ الْهُدَی وَالْفُرْقَانِ، فَمَنْ شَهِدَ مِنْکمُ الشَّهْرَ فَلْیصُمْهُ، وَمَنْ کانَ مَرِیضا اَوْ عَلَی سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِنْ اَیامٍ اُخَرَ، یرِیدُ اللَّهُ بِکمُ الْیسْرَ، وَلاَ یرِیدُ بِکمُ الْعُسْرَ، وَلِتُکمِلُوا الْعِدَّهَ وَلِتُکبِّرُوا اللَّهَ عَلَی مَا هَدَاکمْ، وَلَعَلَّکم تَشکرونَ».

ماه رمضان که قرآن در آن فرو فرستاده شده، رهنمود برای مردمان و روشناهایی رهنموددهنده و گشاینده است. پس هر کس از شما که ماه را دریابد، لازم است آن را روزه بگیرد و کسی که بیمار یا مسافر باشد، شماری از روزهای دیگر را. خداوند با شما آسانی و گشایش را می‌خواهد، و شدت سختی و تنگی را نمی‌خواهد و این شمار را لازم است کامل کنید و باید خداوند را بر آن‌چه رهنمودتان کرده است، بزرگ بدارید و امید است قدردان و حرمت‌گزار شوید.

186 ـ «وَإِذَا سَاَلَک عِبَادِی عَنِّی، فَإِنِّی قَرِیبٌ اُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ، فَلْیسْتَجِیبُوا لِی، وَلْیوْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یرْشُدُونَ».

و چون بندگانم مرا از تو به ارادت خواهند، پس چنین است که من در دسترسم، پاسخ می‌دهم خواسته خواهان را چون مرا بخواند؛ پس لازم است مرا پاسخ دهند و به من بگروند، امید است که به خیر و صلاح راه یابند.

187 ـ «اُحِلَّ لَکمْ لَیلَهَ الصِّیامِ الرَّفَثُ إِلَی نِسَائِکمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَکمْ وَاَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ، عَلِمَ اللَّهُ اَنَّکمْ کنْتُمْ تَخْتَانُونَ اَنْفُسَکمْ، فَتَابَ عَلَیکمْ، وَعَفَا عَنْکمْ، فَالاْآَنَ بَاشِرُوهُنَّ، وَابْتَغُوا مَا کتَبَ اللَّهُ لَکمْ، وَکلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّی یتَبَینَ لَکمُ الْخَیطُ الاْءَبْیضُ مِنَ الْخَیطِ الاْءَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ، ثُمَّ اَتِمُّوا الصِّیامَ إِلَی اللِّیلِ، وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَاَنْتُمْ عَاکفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ، تِلْک حُدُودُ اللَّهِ، فَلاَ تَقْرَبُوهَا، کذَلِک یبَینُ اللَّهُ آیاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَّقُونَ».

برای شما در هر شب روزه‌ها هرگونه کرده‌ای با زنانتان حلال است. آنان پوشش نگه‌دارنده برای شما و شما پوشش حفاظتی برای ایشان هستید. خداوند دانست که شما همواره خویشن خویش را پیمان‌شکنید، پس بر شما توبه آورد و از شما (به جای سختگیری) درگذشت؛ پس اینک به ظاهرشان درآویزید و آن‌چه را خداوند به خیر شما نوشته، به سختی بخواهید و بخورید و بیاشامید تا آن که خط راست سفید سپیده از خط راست سیاه روشن شود، سپس روزه را تا شبانگاهان تمام کنید و در حال اعتکاف در مساجد، به ظاهر آنان نیاویزید. آن‌ها حدود خداست، پس در دسترس آن نشوید. این‌چنین خداوند آیات خود را برای مردمان روشن می‌سازد، به این امید که صاحب الهام و توجه شوند.

188 ـ «وَلاَ تَاْکلُوا اَمْوَالَکمْ بَینَکمْ بِالْبَاطِلِ، وَتُدْلُوا بِهَا إِلَی الْحُکامِ لِتَاْکلُوا فَرِیقا مِنْ اَمْوَالِ النَّاسِ بِالاْءِثْمِ وَاَنْتُمْ تَعْلَمُونَ».

و دارایی‌هایتان را میان خود به باطل (بازمانده از غایت اخیر) برای بهره تبدیل نکنید، و آن را به حاکمان پیشکش نکنید تا بخشی از دارایی‌های مردمان را به حرام استفاده کنید و حال آن که شما می‌دانید.

189 ـ «یسْاَلُونَک عَنِ الاْءَهِلَّهِ، قُلْ هِی مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ، وَلَیسَ الْبِرُّ بِاَنْ تَاْتُوا الْبُیوتَ مِنْ ظُهُورِهَا، وَلَکنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَی، وَاْتُوا الْبُیوتَ مِنْ اَبْوَابِهَا، وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ».

از تو ئرباره هلال‌ها می‌پرسند. بگو: آن‌ها برای مردمان و حج گاه‌شمارانی است، و نیکویی کرده به این نیست که از پشت خانه‌ها درآیید، بلکه نیکی کرده کسی است که الهام و عنایت گیرد، و خانه‌ها را از درهایش بیایید و خدا را شیفته عنایت کنید، باشد که رستگار و خیریاب (عاشق) شوید.

190 ـ «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یقَاتِلُونَکمْ، وَلاَ تَعْتَدُوا، إِنَّ اللَّهَ لاَ یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ».

و بکشید بر شیوه خدا کسانی که شما را به قتل می‌رسانند و تجاوز نکنید؛ چنین است که خداوند تجاوزکاران را هرگز دوست ندارد.

191 ـ «وَاقْتُلُوهُمْ حَیثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ، وَاَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیثُ اَخْرَجُوکمْ، وَالْفِتْنَهُ اَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ، وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّی یقَاتِلُوکمْ فِیهِ، فَإِنْ قَاتَلُوکمْ فَاقْتُلُوهُمْ، کذَلِک جَزَاءُ الْکافِرِینَ».

و بکشیدشان، هرجا که ایشان را یافتید و آنان را بیرون کنید از هر جا که شما را بیرون کردند، و اقدام علیه امنیت سنگین‌تر از کشتن است، و با ایشان در مسجدالحرام پیکار نکنید، مگر این‌که با شما در آن پیکار کنند؛ پس اگر با شما پیکار کردند، آنان را بکشید؛ چنین است مکافات کافران.

192 ـ «فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ».

ولی اگر به تمامی باز ایستادند، پس چنین است که خداوند بَرنده اثر و به‌طور ویژه مهرپرداز است.

193 ـ «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّی لاَ تَکونَ فِتْنَهٌ، وَیکونَ الدِّینُ لِلَّهِ، فَإِنِ انْتَهَوْا فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَی الظَّالِمِینَ».

و پیکار کنید تا هیچ اختلال تنیدگی‌زا نماند و روش زندگی برای خدا باشد؛ پس اگر باز ایستادند، تجاوزی آشکار به حقوق دیگران نیست جز علیه ظالمان.

194 ـ «الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ، وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ، فَمَنِ اعْتَدَی عَلَیکمْ فَاعْتَدُوا عَلَیهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی عَلَیکمْ، وَاتَّقُوا اللَّهَ، وَاعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ».

ماه حرام در برابر ماه حرام و تمامی ممنوعه‌های طبیعی، همانند خودشان جاری است؛ پس کسی که آشکارا بر شما تجاوز کرد، همانند آن‌که بر شما تجاوز کرده است، بر او آشکارا تجاوز کنید. و خدا را شیفته مورد توجه قرار دهید و بدانید که خداوند با صاحبان التفات و الهام است.

195 ـ «وَاَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ، وَلاَ تُلْقُوا بِاَیدِیکمْ إِلَی التَّهْلُکهِ، وَاَحْسِنُوا، إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ».

و در شیوه خدا هرچه دارید، هزینه کنید و با دو دست خویش خود را به زوال نکشانید و با باطنی خرسند نیکویی کنید؛ چنین است که خداوند نیکونهادها را به شدت دوست دارد.

196 ـ «وَاَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَهَ لِلَّهِ، فَإِنْ اُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیسَرَ مِنَ الْهَدْی، وَلاَ تَحْلِقُوا رُءُوسَکمْ حَتَّی یبْلُغَ الْهَدْی مَحِلَّهُ، فَمَنْ کانَ مِنْکمْ مَرِیضا اَوْ بِهِ اَذًی مِنْ رَاْسِهِ فَفِدْیهٌ مِنْ صِیامٍ اَوْ صَدَقَهٍ اَوْ نُسُک، فَإِذَا اَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَهِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیسَرَ مِنَ الْهَدْی، فَمَنْ لَمْ یجِدْ فَصِیامُ ثَلاَثَهِ اَیامٍ فِی الْحَجِّ، وَسَبْعَهٍ إِذَا رَجَعْتُمْ، تِلْک عَشَرَهٌ کامِلَهٌ، ذَلِک لِمَنْ لَمْ یکنْ اَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ، وَاتَّقُوا اللَّهَ، وَاعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ».

و حج و عمره را برای خدا تمام کنید؛ پس اگر محصور و بازداشته شدید، آن‌چه از هَدْی(قربانی) به آسانی و گشادگی فراهم است. و سر خود را نزدایید تا هدی به جایگاهش برسد. پس هر کس از شما که بیمار شود یا از ناحیه سرش ناملایمی به او رسد، پس تاوانی مانند روزه یا صدقه یا عبادت تعیین شده است. پس چون امنیت گرفتید، هرکس با عمره از حج بهره برده، پس آن‌چه از هدی به آسانی و گشادگی یافت، و هر کس نیافت، پس سه روز روزه داشتن در حج و هفت روز چون باز گردد. آن دهه‌ای کامل است و برای کسی است که نزدیکانش در مسجد الحرام چیره نباشند و به خدا عنایت و التفات کنید و بدانید که چنین است خداوند پی‌آمدداری سخت و دشوار است.

197 ـ «الْحَجُّ اَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ، فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِی الْحَجِّ، وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیرٍ یعْلَمْهُ اللَّهُ، وَتَزَوَّدُوا، فَإِنَّ خَیرَ الزَّادِ التَّقْوَی، وَاتَّقُونِ یا اُولِی الاْءَلْبَابِ».

حج ماه‌هایی دانسته شده است؛ کسی که در آن‌ها حج را اندازه گیرد، پس هیچ گونه کرده با زنان و ناروایی و پافشاری بر موضع خود در حج نیست و آن‌چه از خیر می‌کنید، خدا آن را می‌داند و فزونی بار گیرید؛ چرا که بهترین افزوده بار، داشتن قدرت الهام و عنایت است. و مرا التفات کنید ای صاحبان خرد بی‌پیرایه!

198 ـ «لَیسَ عَلَیکمْ جُنَاحٌ اَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّکمْ، فَإِذَا اَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْکرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ، وَاذْکرُوهُ کمَا هَدَاکمْ، وَإِنْ کنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّینَ».

بر شما ناحقی نیست که از پروردگارتان به شدت طالب فزونی شوید. پس چون در عرفات روانه سرریز شوید، خدا را در مشعرالحرام یاد کنید و او را یاد کنید، همان‌گونه که شما را راه نمود؛ هرچند پیش از آن به حتم از گمراهان بودید.

199 ـ «ثُمَّ اَفِیضُوا مِنْ حَیثُ اَفَاضَ النَّاسُ، وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ، إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ».

پس از آن از هرجا که مردمان روانه سرریز می‌شوند شما روانه سرریز شوید و از خداوند بخواهید اثربری کند؛ چنین است که خداوند بَرنده اثر و ویژه مهرپرداز است.

200 ـ «فَإِذَا قَضَیتُمْ مَنَاسِککمْ فَاذْکرُوا اللَّهَ کذِکرِکمْ آبَاءَکمْ اَوْ اَشَدَّ ذِکرا، فَمِنَ النَّاسِ مَنْ یقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیا، وَمَا لَهُ فِی الاْآَخِرَهِ مِنْ خَلاَقٍ».

پس چون احکام شرعی خود را به طور کامل تمام کردید، خدا را یاد کنید، همانند یادکردنتان از پدرانتان یا یادکردنی محکم‌تر. از مردمان هست کسی که می‌گوید: «پرودگار ما! در دنیا به ما بده» و برایش در آخرت کم‌ترین بهره مخصوصی نیست.

201 ـ «وَمِنْهُمْ مَنْ یقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً، وَفِی الاْآَخِرَهِ حَسَنَهً، وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ».

و از ایشان کسانی هستند که می‌گویند: «پروردگار ما! در دنیا نیکونهادی به ما ده و در آخرت نیز نیکونهادی ده، و ظاهر ما را از سنخیت با آتش نگاه دار».

202 ـ «اُولَئِک لَهُمْ نَصِیبٌ مِمَّا کسَبُوا، وَاللَّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ».

همینان برایشان بهره‌ای ثابت و رفیع است از آن‌چه به دست آورده‌اند و خداوند تیز (چابک) شمار است.

203 ـ «وَاذْکرُوا اللَّهَ فِی اَیامٍ مَعْدُودَاتٍ، فَمَنْ تَعَجَّلَ فِی یوْمَینِ فَلاَ إِثْمَ عَلَیهِ، وَمَنْ تَاَخَّرَ فَلاَ إِثْمَ عَلَیهِ لِمَنِ اتَّقَی، وَاتَّقُوا اللَّهَ، وَاعْلَمُوا اَنَّکمْ إِلَیهِ تُحْشَرُونَ».

و خدا را در روزهای شمرده و مشخص یاد کنید؛ پس کسی که دو روز شتاب گیرد، بر او حرام نیست و کسی که واپس گذارد، بر او چنان‌چه جانب عنایت گیرد، حرام نیست، و خداوند را شیفته عنایت کنید و بدانید که چنین است شما به‌سوی او گرد (دسته‌جمعی برانگیخته و رانده) می‌شوید.

204 ـ «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یعْجِبُک قَوْلُهُ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَیشْهِدُ اللَّهَ عَلَی مَا فِی قَلْبِهِ، وَهُوَ اَلَدُّ الْخِصَامِ».

و از مردم کسی است که باورهایش درباره زندگی دنیا شگفت‌زده‌ات می‌کند و خداوند را بر آن‌چه در قلبش است، گواه می‌گیرد و او کینه‌توزترین دشمنان است.

205 ـ «وَإِذَا تَوَلَّی سَعَی فِی الاْءَرْضِ لِیفْسِدَ فِیهَا وَیهْلِک الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ، وَاللَّهُ لاَ یحِبُّ الْفَسَادَ».

و چون روی گرداند، در زمین کوشش کند تا در آن فساد پدید آورد و زنان و فرزندان را از بین می‌برد و خداوند فساد را به هیچ روی دوست ندارد.

206 ـ «وَإِذَا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ اَخَذَتْهُ الْعِزَّهُ بِالاْءِثْمِ، فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ، وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ».

و چون به او گفته شود: خداوند را التفات کن، نفوذناپذیری به حرام او را گرفت، پس مُفَتّش او جهنم است و چه سخت، بد آرامگاه‌هایی است.

207 ـ «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاهِ اللَّهِ، وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ».

و از مردمان کسی است که جانش را با خرسندی به خدا می‌فروشد و خداوند بسیار نرم‌دل به بندگان است.

208 ـ «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کافَّهً، وَلاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیطَانِ، إِنَّهُ لَکمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ».

ای کسانی که ایمان آوردید! در گردن نهی همگی وارد شوید و گام‌های پی در پی شیطان را پیروی نکنید؛ چنین است که او برای شما دشمنی بسیار آشکار است.

209 ـ «فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْکمُ الْبَینَاتُ فَاعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکیمٌ».

پس اگر پس از روشناهایی که نزد شما آمد لغزیدید، بدانید که خداوند نفوذناپذیر همیشه محکم‌کار است.

210 ـ «هَلْ ینْظُرُونَ إِلاَّ اَنْ یاْتِیهُمُ اللَّهُ فِی ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلاَئِکهُ، وَقُضِی الاْءَمْرُ، وَإِلَی اللَّهِ تُرْجَعُ الاْءُمُورُ».

آیا انتظار دارند جز این که خداوند و فرشتگان در سایه‌هایی فراگیر ایشان را بیایند و کار به‌کلی قطعی و یکسره شود و کارها به سوی خداوند بازمی‌گردد.

211 ـ «سَلْ بَنِی إِسْرَائِیلَ کمْ آتَینَاهُمْ مِنْ آیهٍ بَینَهٍ، وَمَنْ یبَدِّلْ نِعْمَهَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ».

از فرزندان یعقوب بپرس: چه بسیار آیه روشنی به آنان دادیم و کسی که نعمت خداوند را تبدیل کرد، پس از آن‌که نزد او آمد، پس چنین است که خداوند پی‌آمدداری سخت و صعب است.

212 ـ «زُینَ لِلَّذِینَ کفَرُوا الْحَیاهُ الدُّنْیا، وَیسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا، وَالَّذِینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یوْمَ الْقِیامَهِ، وَاللَّهُ یرْزُقُ مَنْ یشَاءُ بِغَیرِ حِسَابٍ».

برای کسانی که کفر ورزیدند، زندگی دنیا شکوهی ظاهری داده شده است و کسانی را که گرویدند، به برتری‌بینی تحقیر می‌کنند. و کسانی که الهام و التفات را پیشه کردند، روز قیامت بالای ایشانند. و خداوند هر کس را می‌آفریند، بدون شمارش و بر اساس نیاز روزی می‌دهد.

213 ـ «کانَ النَّاسُ اُمَّهً وَاحِدَهً، فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ، وَاَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکتَابَ بِالْحَقِّ لِیحْکمَ بَینَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ، وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ اُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَینَاتُ، بَغْیا بَینَهُمْ، فَهَدَی اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ، وَاللَّهُ یهْدِی مَنْ یشَاءُ إِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ».

مردمان همفکرانی یکسان بودند، پس خداوند پیامبران را نویدبخش و بیم دهنده برانگیخت و کتاب را با ایشان به حق فرو فرستاد تا میان مردمان در آن‌چه پی‌درپی گفت‌وگو می‌کنند حکمِ بُرنده کنند. و در آن پی‌درپی گفت‌و و نمی‌کنند، جز کسانی که به آن‌ها آن را داد پس از آن‌که روشناها نزد آن‌ها آمد، از روی زیاده‌خواهی و خودخوری در میانشان؛ پس خداوند به اذن خود کسانی را که گرویدند، به حقیقت آن‌چه در آن پی‌درپی گفت‌وگو کرده بودند، راه نمود و خداوند کسی را که می‌آفریند به سوی راه میانه رهنمون می‌شود.

214 ـ «اَمْ حَسِبْتُمْ اَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّهَ، وَلَمَّا یاْتِکمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکمْ، مَسَّتْهُمُ الْبَاْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ، وَزُلْزِلُوا حَتَّی یقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَی نَصْرُ اللَّهِ؟ اَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ».

آیا می‌کاوید وارد بهشت شدن را، در حالی که هنوز برای شما مثَل کسانی نیامد که پیش از شما درگذشتند؟! و سختی‌های ناگوار و ضررها به ایشان رسید و به تکرار تنیدگی داده شدند تا آن که فرستاده‌شان و کسانی که با او گرویدند گفتند: کی توانمندی خدا در برابر سختی‌ها می‌رسد؟ هشیار باش، چنین است که یاری خدا در برابر سختی‌ها در دسترس است!

215 ـ «یسْاَلُونَک مَاذَا ینْفِقُونَ؟ قُلْ مَا اَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیرٍ فَلِلْوَالِدَینِ وَالاْءَقْرَبِینَ وَالْیتَامَی وَالْمَسَاکینِ وَابْنِ السَّبِیلِ، وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ».

از تو می‌پرسند: چه چیزی را رفته‌رفته هزینه کنیم؟ بگو: هرچه از خیر هزینه کنید، برای پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است و آن‌چه کار خیر می‌کنید، چنین است که خداوند بر تمامی آن داناست.

216 ـ «کتِبَ عَلَیکمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کرْهٌ لَکمْ، وَعَسَی اَنْ تَکرَهُوا شَیئا وَهُوَ خَیرٌ لَکمْ، وَعَسَی اَنْ تُحِبُّوا شَیئا وَهُوَ شَرٌّ لَکمْ، وَاللَّهُ یعْلَمُ وَاَنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ».

جنگ بر شما واجب شد و حال آن‌که برایتان ناخوشایند است و به قوت چیزی را ناپسند می‌شمارید و حال آن که خیر و متناسب برای شماست و به قوت و شدت چیزی را پسند می‌دارید و حال آن‌که برای شما شر و نامتناسب است و خداوند است که می‌داند و شما نمی‌دانید.

217 ـ «یسْاَلُونَک عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ؛ قِتَالٍ فِیهِ؟ قُلْ قِتَالٌ فِیهِ کبِیرٌ، وَصَدٌّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ، وَکفْرٌ بِهِ، وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ اَهْلِهِ مِنْهُ اَکبَرُ عِنْدَ اللَّهِ، وَالْفِتْنَهُ اَکبَرُ مِنَ الْقَتْلِ، وَلاَ یزَالُونَ یقَاتِلُونَکمْ حَتَّی یرُدُّوکمْ عَنْ دِینِکمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا، وَمَنْ یرْتَدِدْ مِنْکمْ عَنْ دِینِهِ فَیمُتْ وَهُوَ کافِرٌ فَاُولَئِک حَبِطَتْ اَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَالاْآَخِرَهِ، وَاُولَئِک اَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ».

از ماه حرام، جنگ در آن، از تو می‌پرسند: بگو: جنگ در آن بزرگ و دگرگونی مشی خدا و کفرورزی به او و مسجدالحرام است، و بیرون کردن مونسانش از آن نزد خدا بزرگ‌تر از آن است و اقدام علیه امنیت و اضطراب‌زایی بزرگ‌تر از قتل است. و پیوسته با شما درگیر می‌شوند تا اگر موقعیت آن را به دست آورند، شما را و کسانی از شما که از طریق خویش باز گردند، سپس در حال کافر بمیرند، پس همینان کردارشان در دنیا و آخرت نابود شود و همینان همراهان آتشند، ایشان در آن دایمی‌اند.

218 ـ «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ اُولَئِک یرْجُونَ رَحْمَهَ اللَّهِ، وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ».

چنین است کسانی که گرویدند و کسانی که هجرت کردند و بر شیوه خدا با هم تلاش کردند، همینان رحمت خدا را چشمداشتی شدنی دارند و خداوند بَرنده اثر ویژه مهرپرداز است.

219 ـ «یسْاَلُونَک عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیسِرِ، قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کبِیرٌ، وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا اَکبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا، وَیسْاَلُونَک مَاذَا ینْفِقُونَ؟ قُلِ الْعَفْوَ، کذَلِک یبَینُ اللَّهُ لَکمُ الاْآَیاتِ لَعَلَّکمْ تتفکرونَ».

درباره شراب و قمار از تو می‌پرسند. بگو: در آن دو حرامی بزرگ و سودهایی است و حرمت آن‌ها بزرگ‌تر از سودشان است. و از تو می‌پرسند: چه چیزی را به تدریج هزینه کنیم؟ بگو: آن‌چه را روی گردانیده‌اید. این‌چنین خداوند آیات خود را برای شما روشن می‌سازد، به این امید که بیندیشید.

220 ـ «فِی الدُّنْیا وَالاْآَخِرَهِ، وَیسْاَلُونَک عَنِ الْیتَامَی؟ قُلْ إِصْلاَحٌ لَهُمْ خَیرٌ، وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُکمْ، وَاللَّهُ یعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ، وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لاَءَعْنَتَکمْ، إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکیمٌ».

در دنیا و آخرت. و از تو درباره یتیمان می‌پرسند. بگو: سامان دادن امورشان خیر است و اگر با ایشان درآمیزید، پس برادرانتان هستند و خداوند فسادکار را از درست‌کار باز می‌شناسد و اگر خدا آفرینندگی کند، به‌حتم شما را دچار اختلال سازد؛ چنین است که خداوند نفوذناپذیر همیشه محکم‌کار است.

221 ـ «وَلاَ تَنْکحُوا الْمُشْرِکاتِ حَتَّی یوْمِنَّ، وَلاَءَمَهٌ مُوْمِنَهٌ خَیرٌ مِنْ مُشْرِکهٍ وَلَوْ اَعْجَبَتْکمْ، وَلاَ تُنْکحُوا الْمُشْرِکینَ حَتَّی یوْمِنُوا، وَلَعَبْدٌ مُوْمِنٌ خَیرٌ مِنْ مُشْرِک وَلَوْ اَعْجَبَکمْ، اُولَئِک یدْعُونَ إِلَی النَّارِ، وَاللَّهُ یدْعُو إِلَی الْجَنَّهِ وَالْمَغْفِرَهِ بِإِذْنِهِ، وَیبَینُ آیاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَذَکرُونَ».

و زنان مشرک را پیمان همسری مگیرید مگر این‌که به‌حتم ایمان آورند و کنیز مومن نسبت به زن مشرک خیر است، هرچند شکوه ظاهری مشرک شما را بگیرد. و با مردان مشرک پیمان همسری نبندید تا این که ایمان آورند و بنده مومن نسبت به شوهر مشرک خیر است، هرچند شکوه ظاهری او شما را بگیرد. همینان به سوی آتش می‌خوانند و خداوند به سوی بهشت و از بین بردن اثر کردار به اذن خود می‌خواند و آیاتش را برای مردمان روشن می‌سازد، به این امید که یاد کنند.

222 ـ «وَیسْاَلُونَک عَنِ الْمَحِیضِ؟ قُلْ هُوَ اَذًی، فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِی الْمَحِیضِ، وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّی یطْهُرْنَ، فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَاْتُوهُنَّ مِنْ حَیثُ اَمَرَکمُ اللَّهُ، إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ».

و از تو درباره ایام حیض می‌پرسند. بگو: آن ناملایمی است. پس از زنان در ایام حیض کناره جویید و در دسترسشان نباشید تا آن که پاک گردند؛ پس چون پاک شدند، از آن‌جا که خداوند فرمان داده، نزد ایشان درآیید. چنین است که خداوند بسیار توبه‌کنندگان را به‌قوّت دوست دارد، نیز جویندگان پاکی را شدید دوست دارد.

223 ـ «نِسَاوُکمْ حَرْثٌ لَکمْ، فَاْتُوا حَرْثَکمْ اَنَّی شِئْتُمْ، وَقَدِّمُوا لاِءَنْفُسِکمْ، وَاتَّقُوا اللَّهَ، وَاعْلَمُوا اَنَّکمْ مُلاَقُوهُ، وَبَشِّرِ الْمُوْمِنِینَ».

زنانتان بُن‌مایه شکوه شمایند. نزد بن‌مایه شکوهمندیتان هرگاه رزمایش توانمندی گرفتید، درآیید و برای خویشتن خویش پیش فرستید و خداوند را شیفته مورد عنایت قرار دهید و بدانید چنین است که شما با او دل‌نشین و با حرمت دیدار کنید و مومنان را خوش‌خبری ده.

224 ـ «وَلاَ تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَهً لاِءَیمَانِکمْ اَنْ تَبَرُّوا وَتَتَّقُوا وَتُصْلِحُوا بَینَ النَّاسِ، وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ».

و خدا را به‌جهت دور ساختن و عنایت دادن و سامان بخشیدن میان مردمان ساحتی برای قسم‌هایتان قرار ندهید و خداوند بر هر چیزی شنواست، داناست.

225 ـ «لاَ یوَاخِذُکمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی اَیمَانِکمْ، وَلَکنْ یوَاخِذُکمْ بِمَا کسَبَتْ قُلُوبُکمْ، وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ».

خداوند شما را به‌سبب بی‌رویگی در قسم‌هایتان بازخواست نمی‌کند، ولی به جهت آن‌چه قلب‌هایتان به دست می‌آورد، به تمامی می‌گیرد و خداوند بَرنده اثر آرام‌بار است.

226 ـ «لِلَّذِینَ یوْلُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ تَرَبُّصُ اَرْبَعَهِ اَشْهُرٍ، فَإِنْ فَاءُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ».

برای کسانی که قسم بر ایلای زنانشان یاد می‌کنند، انتظاری چهار ماهه است، پس چنین است که خداوند بَرنده اثر ویژه مهرورز است.

227 ـ «وَإِنْ عَزَمُوا الطَّلاَقَ، فَإِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ».

و اگر محکم آهنگ طلاق نمودند، پس چنین است که خداوند بر هر چیزی شنوا، داناست.

228 ـ «وَالْمُطَلَّقَاتُ یتَرَبَّصْنَ بِاَنْفُسِهِنَّ ثَلاَثَهَ قُرُوءٍ، وَلاَ یحِلُّ لَهُنَّ اَنْ یکتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِی اَرْحَامِهِنَّ إِنْ کنَّ یوْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الاْآَخِرِ، وَبُعُولَتُهُنَّ اَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِی ذَلِک، إِنْ اَرَادُوا إِصْلاَحا، وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَلِلرِّجَالِ عَلَیهِنَّ دَرَجَهٌ، وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکیمٌ».

و زنان طلاق داده شده خویشتن خویش را سه طهر انتظار می‌برند و بر آنان کتمان آن‌چه خداوند در رحم‌هایشان آفریده است روا نیست، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارند. و شوهرانشان برای بازگشت به آنان در آن سزاوارترند، اگر بخواهند درست شوند، و برای ایشان به طور عقلی و شرعی همانند چیزی است که بر عهده آنان است و برای مردان بر زنان رشدی حزم‌اندیشانه است و خداوند نفوذناپذیر همیشه محکم‌کار است.

229 ـ «الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ، فَإِمْسَاک بِمَعْرُوفٍ اَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ، وَلاَ یحِلُّ لَکمْ اَنْ تَاْخُذُوا مِمَّا آتَیتُمُوهُنَّ شَیئا إِلاَّ اَنْ یخَافَا اَلاَّ یقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ، فَإِنْ خِفْتُمْ اَلاَّ یقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیهِمَا فِیمَا افْتَدَتْ بِهِ، تِلْک حُدُودُ اللَّهِ، فَلاَ تَعْتَدُوهَا، وَمَنْ یتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَاُولَئِک هُمُ الظَّالِمُونَ».

طلاق دو مرتبه است؛ پس یا نگه‌داشتی عقلی و شرعی یا آزادی بسیار نیکو با نیک‌نهادی و بر شما بند برداشتن از خود جایز نیست که از آن‌چه به آن‌ها داده‌اید چیزی بگیرید، مگر که آن دو بترسند حدود خدا را برپا ندارند؛ پس اگر دلهره دارید که حدود خدا را برپا ندارند، بر آن دو در چیزی که تاوان می‌دهد، ناحقی نیست. آن حدود خداست، از آن تجاوز نکنید و کسانی که از حدود خدا تجاوز کنند، همینانند ظالمان.

230 ـ «فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّی تَنْکحَ زَوْجا غَیرَهُ، فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلاَ جُنَاحَ عَلَیهِمَا اَنْ یتَرَاجَعَا إِنْ ظَنَّا اَنْ یقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ، وَتِلْک حُدُودُ اللَّهِ یبَینُهَا لِقَوْمٍ یعْلَمُونَ».

پس اگر او را طلاق دهد، برای او از این پس حلال نیست تا آن که با شویی جز او پیمان همسری بندد؛ پس اگر او را طلاق دهد، ناحقی بر آن دو نیست که به هم باز گردند، چنان‌چه اطمینان دارند حدود خدا را برپا می‌دارند. و این‌ها حدود خداست، آن را برای صاحبان تدبیر و آگاهی روشن می‌کند.

231 ـ «وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ اَجَلَهُنَّ فَاَمْسِکوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ اَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ، وَلاَ تُمْسِکوهُنَّ ضِرَارا لِتَعْتَدُوا، وَمَنْ یفْعَلْ ذَلِک فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ، وَلاَ تَتَّخِذُوا آیاتِ اللَّهِ هُزُوا، وَاذْکرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیکمْ، وَمَا اَنْزَلَ عَلَیکمْ مِنَ الْکتَابِ وَالْحِکمَهِ یعِظُکمْ بِهِ، وَاتَّقُوا اللَّهَ، وَاعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ بِکلِّ شَیءٍ عَلِیمٌ».

و چون زنان را طلاق دادید و مدت آنان سر رسید، پس یا با نیکو کرداری نگاهشان دارید یا با نیکو کرداری و به لطافت آزادشان دارید و آنان را از سر وارد آوردن ضرر به سختی نگاه ندارید، و کسی که چنان کند به حقیقت، خویشتن خود را ستم ورزیده است و آیات خدا را به سخره نگیرید و نعمت خداوند بر خویش را یاد کنید و از کتاب و حکمت هرچه بر شما فرو فرستاد با آن به حق رهنمود می‌شوید و خدا را شیفته عنایت کنید و بدانید که چنین است خداوند به هر چیزی داناست.

232 ـ «وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ اَجَلَهُنَّ فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ اَنْ ینْکحْنَ اَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَینَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ، ذَلِک یوعَظُ بِهِ مَنْ کانَ مِنْکمْ یوْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الاْآَخِرِ، ذَلِکمْ اَزْکی لَکمْ وَاَطْهَرُ، وَاللَّهُ یعْلَمُ وَاَنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ».

و چون زنان را طلاق گفتید و مدتشان سررسید، با در تنگنا قرار دادن و سخت‌گیری آنان را از همسری شوهرانشان منع نکنید، چنان‌چه میان خویش با نیکوکرداری خرسند باشند. به همان به حق رهنمون می‌شوند، کسانی از شما که به خدا و روز قیامت بگروند. همان رشددهنده‌تر و پاک‌تر برای شماست و خداوند همه چیز می‌داند و شما چیزی نمی‌دانید.

233 ـ «وَالْوَالِدَاتُ یرْضِعْنَ اَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَینِ کامِلَینِ لِمَنْ اَرَادَ اَنْ یتِمَّ الرَّضَاعَهَ، وَعَلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، لاَ تُکلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا، لاَ تُضَارَّ وَالِدَهٌ بِوَلَدِهَا، وَلاَ مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ، وَعَلَی الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِک، فَإِنْ اَرَادَا فِصَالاً عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیهِمَا، وَإِنْ اَرَدْتُمْ اَنْ تَسْتَرْضِعُوا اَوْلاَدَکمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیکمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَیتُمْ بِالْمَعْرُوفِ، وَاتَّقُوا اللَّهَ، وَاعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ».

و زایاهایی که می‌خواهند شیردهی را تمام کنند، زاییده‌ها را دو سال کامل شیر می‌دهند و بر پدرخوانده روزی و پوشش آنان به نیکی است. خداوند جانی را تکلیف نکرده است، جز به گستردگی در چیرگی‌اش. هیچ زاینده‌ای نمی‌تواند به زاییده ضرر وارد کند و نیز پدرخوانده به زاییده، و بر وارث همانند آن است. و اگر از شیر گرفتن را با خرسندی یا هم‌رایی یک‌دیگر به شدت بخواهند، پس ناحقی بر هیچ یک از آن دو نیست و اگر بخواهید زاییده‌هایتان را شیر دهند، بر شما ناحقی نیست، اگر آن‌چه را به آن‌ها می‌دهید گردن نهید و خداوند را شیفته التفات کنید و بدانید چنین است که خداوند به هرچه می‌کنید از نهاد خود بیناست.

234 ـ «وَالَّذِینَ یتَوَفَّوْنَ مِنْکمْ وَیذَرُونَ اَزْوَاجا یتَرَبَّصْنَ بِاَنْفُسِهِنَّ اَرْبَعَهَ اَشْهُرٍ وَعَشْرا، فَإِذَا بَلَغْنَ اَجَلَهُنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیکمْ فِیمَا فَعَلْنَ فِی اَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ».

و کسانی از شما که به‌طور کامل می‌میرند و همسرانی قابل استفاده بر جای می‌گذارند، زنانشان خویشتن را چهار ماه و ده روز انتظار برند؛ پس چون مدتشان به سر رسید، بر شما ناحق نیست در آن‌چه درون خویشتن به نیکوکرداری انجام می‌دهند و خداوند به آن‌چه می‌کنید، نهادآگاه و حقیقت‌یاب است.

235 ـ «وَلاَ جُنَاحَ عَلَیکمْ فِیمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَهِ النِّسَاءِ اَوْ اَکنَنْتُمْ فِی اَنْفُسِکمْ، عَلِمَ اللَّهُ اَنَّکمْ سَتَذْکرُونَهُنَّ، وَلَکنْ لاَ تُوَاعِدُوهُنَّ سِرّا إِلاَّ اَنْ تَقُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفا، وَلاَ تَعْزِمُوا عُقْدَهَ النِّکاحِ حَتَّی یبْلُغَ الْکتَابُ اَجَلَهُ، وَاعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ یعْلَمُ مَا فِی اَنْفُسِکمْ، فَاحْذَرُوهُ، وَاعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ».

و بر شما ناحق نیست گفت‌وگو درباره زنان را در معرض ارایه بگذارید یا آن را در خویشتن پوششی نگه‌دارنده قرار دهید. خداوند می‌داند چنین است که شما آن را به زودی به ایشان خاطرنشان می‌سازید، ولی با آنان پنهانی وعده مگذارید، مگر آن‌که گفته نیک عقلی و شرعی‌ای بگویید، و آهنگ جدی بر پیمان زناشویی نداشته باشید تا این واجب مدتش سر رسد و بدانید چنین است که خداوند هرچه در خویشتنتان است می‌داند، پس از او پروا داشته باشید و بدانید چنین است که خداوند برنده اثر و آرام‌بار است.

236 ـ «لاَ جُنَاحَ عَلَیکمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ اَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِیضَهً، وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَی الْمُوسِعِ قَدَرُهُ، وَعَلَی الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ، مَتَاعا بِالْمَعْرُوفِ، حَقّا عَلَی الْمُحْسِنِینَ».

بر شما ناحقی نیست اگر زنان را طلاق دهید، زمانی که با آنان بدون پوشش نساییده‌اید یا چیزی معین را به سود ایشان لازم نساخته‌اید و به آنان لذت و گوارایی ببخشید: بر گشاده‌دست به همان اندازه و بر تنگدست زیر خط فقر به همان اندازه. بهره‌مندی لذت‌بخش و نیکو کرده، بر نیکونهادان حقیقتی ثابت است.

237 ـ «وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ اَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِیضَهً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلاَّ اَنْ یعْفُونَ اَوْ یعْفُوَ الَّذِی بِیدِهِ عُقْدَهُ النِّکاحِ، وَاَنْ تَعْفُوا اَقْرَبُ لِلتَّقْوَی، وَلاَ تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَینَکمْ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ».

و اگر ایشان را طلاق گویید، پیش از آن که بی‌پوشش بساییدشان و به‌حقیقت، مقداری معین را برایشان تعیین کرده باشید، پس نیمی از آن‌چه تعیین کرده‌اید، مگر آن‌که روی گردانند یا کسی که گره پیوند همسری در دستش است روی گرداند، و روی گرداندن دسترس توان التفات و الهام است و و عنایت میانتان را فراموش نکنید؛ چنین است که خداوند به آن‌چه می‌کنید از نهاد خود بیناست.

238 ـ «حَافِظُوا عَلَی الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاَهِ الْوُسْطَی، وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِینَ».

نمازها و نماز میانه را از کاستی و تباهی نگه دارید و به ادب فرمان‌بری برای خداوند به‌پا ایستید.

239 ـ «فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً اَوْ رُکبَانا فَإِذَا اَمِنْتُمْ فَاذْکرُوا اللَّهَ کمَا عَلَّمَکمْ مَا لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُونَ».

و اگر می‌ترسید، پس پیاده یا سواره؛ پس چون آرام و قرار یافتید، نیز خدا را یاد کنید؛ آن‌گونه که چیزهایی را که از پیش نمی‌دانستید به شما آموخت.

240 ـ «وَالَّذِینَ یتَوَفَّوْنَ مِنْکمْ وَیذَرُونَ اَزْوَاجا وَصِیهً لاِءَزْوَاجِهِمْ، مَتَاعا إِلَی الْحَوْلِ غَیرَ إِخْرَاجٍ، فَإِنْ خَرَجْنَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیکمْ فِی مَا فَعَلْنَ فِی اَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوفٍ، وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکیمٌ».

و کسانی از شما که به‌طور کامل می‌میرند و همسرانی قابل استفاده بر جای می‌گذارند، وصیتی برای همسرانشان، بهره‌مندی لذت‌آور و گوارا تا یک سال بدون بیرون کردن. پس اگر بیرون روند، ناحقی بر شما نیست در آن‌چه در خویشتن خویش از نیکویی می‌کنند و خداوند نفوذناپذیر همیشه محکم‌کار است.

241 ـ «وَلِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ، حَقّا عَلَی الْمُتَّقِینَ».

و برای زنان طلاق گفته شده بهره‌ای لذت‌بخش و گوارا به نیکوکاری است، بر صاحبان الهام و التفات حقیقتی است.

242 ـ «کذَلِک یبَینُ اللَّهُ لَکمْ آیاتِهِ لَعَلَّکمْ تَعْقِلُونَ».

چنین خداوند آیات خود را برایتان روشن می‌سازد، به این امید که خرد ورزید.

243 ـ «اَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَهُمْ اُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ، فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ: مُوتُوا، ثُمَّ اَحْیاهُمْ، إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النَّاسِ، وَلَکنَّ اَکثَرَ النَّاسِ لاَ یشْکرُونَ».

آیا نمی‌نگری به کسانی که به‌سبب دور کردن جان دادن، از گِردگاه خود بیرون می‌روند، در حالی که هزارانند؟! پس خداوند به ایشان گفت: بمیرید، سپس آنان را زنده کرد؛ چنین است که خداوند به حتم دارای عنایت و فزون‌بخشی بر مردمان است، ولی بیش‌تر مردمان به ادب و احترام، قدردانی نمی‌ورزند.

244 ـ «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّه‌ِ، وَاعْلَمُوا اَنَّ اللّه‌َ سَمِیعٌ عَلِیمٌ».

و بر سبک خدا پیکار کنید و بدانید چنین است که خداوند همیشه شنوا همیشه داناست.

245 ـ «مَنْ ذَا الَّذِی یقْرِضُ اللَّهَ قَرْضا حَسَنا فَیضَاعِفَهُ لَهُ اَضْعَافا کثِیرَهً، وَاللَّهُ یقْبِضُ وَیبْسُطُ وَإِلَیهِ تُرْجَعُونَ».

کیست این که کسی باشد که خدا را بخشی نیکونهاد دهد، پس برای او بسیار دو چندانش کند و خداوند تنگ می‌کند و فراخی می‌دهد و به سوی او باز می‌گردید.

246 ـ «اَلَمْ تَرَ إِلَی الْمَلاَءِ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَی إِذْ قَالُوا لِنَبِی لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِکا نُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ، قَالَ: هَلْ عَسَیتُمْ إِنْ کتِبَ عَلَیکمُ الْقِتَالُ اَلاَّ تُقَاتِلُوا؟ قَالُوا: وَمَا لَنَا اَلاَّ نُقَاتِلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَقَدْ اُخْرِجْنَا مِنْ دِیارِنَا وَاَبْنَائِنَا، فَلَمَّا کتِبَ عَلَیهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلاَّ قَلِیلاً مِنْهُمْ، وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظّالِمِینَ».

آیا نمی‌نگری به اشراف از فرزندان یعقوب، پس از موسی، چون به پیام‌رسانشان گفتند: برای ما حاکمی بیاور تا بر سبک خدا پیکار کنیم. گفت: آیا اگر جنگ بر شما واجب شد، به شدت و قوت پیکار نمی‌کنید؟ گفتند: و ما را چه شده است بر سبک خدا پیکار نکنیم و حال آن که ما را از گردگاهمان و پسرانمان بیرون کردند؟ پس چون جنگ بر ایشان واجب شد، جز اندکی از ایشان روی برگرداندند و خداوند به ظالمان همیشه داناست.

247 ـ «وَقَالَ لَهُمْ نَبِیهُمْ: إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکمْ طَالُوتَ مَلِکا، قَالُوا: اَنَّی یکونُ لَهُ الْمُلْک عَلَینَا وَنَحْنُ اَحَقُّ بِالْمُلْک مِنْهُ وَلَمْ یوْتَ سَعَهً مِنَ الْمَالِ، قَالَ: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیکمْ وَزَادَهُ بَسْطَهً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ، وَاللَّهُ یوْتِی مُلْکهُ مَنْ یشَاءُ، وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ».

و پیام‌رسانشان به ایشان گفت: چنین است که خداوند طالوت را بر شما حاکم برانگیخته است. گفتند: چگونه می‌شود بر ما حاکم باشد، در حالی که ما سزاوارتر از او به حکومتیم، و گشایش در مال داده نشده است؟! گفت: چنین است که خداوند او را بر شما برگزیده و افزون‌باری فراخی در دانش و تن به او داده است و خداوند حکومتش را به هر کس که آفریند می‌دهد و خداوند فراخ‌نهادِ همیشه‌داناست.

248 ـ «وَقَالَ لَهُمْ نَبِیهُمْ: إِنَّ آیهَ مُلْکهِ اَنْ یاْتِیکمُ التَّابُوتُ، فِیهِ سَکینَهٌ مِنْ رَبِّکمْ، وَبَقِیهٌ مِمَّا تَرَک آلُ مُوسَی وَآلُ هَارُونَ، تَحْمِلُهُ الْمَلاَئِکهُ، إِنَّ فِی ذَلِک لاَآَیهً لَکمْ؛ إِنْ کنْتُمْ مُوْمِنِینَ».

و پیام‌رسانشان به ایشان گفت: چنین است که نشانه حکومتش این است که تابوت را برای شما می‌آورد، در آن آرامشی از پروردگارتان است و چیزهایی دیگر از آن‌چه مقربان موسی و هارون درگذاشته‌اند، فرشتگان آن را بار می‌کشند. چنین است که در آن آیتی است برای شما، اگر گرونده شوید.

249 ـ «فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِیکمْ بِنَهَرٍ، فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیسَ مِنِّی، وَمَنْ لَمْ یطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَهً بِیدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاَّ قَلِیلاً مِنْهُمْ، فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لاَ طَاقَهَ لَنَا الْیوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ، قَالَ الَّذِینَ یظُنُّونَ اَنَّهُمْ مُلاَقُو اللَّهِ: کمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کثِیرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ، وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ».

پس چون طالوت با مدافعانش رهسپار شد گفت: چنین است که خداوند ارزیابتان به تندآبی است؛ پس کسی که از آن بنوشد، یعنی از من نیست و کسی که از آن نچشد، چنین است که از من است، مگر آن‌که با دستش یک‌بار بردارد. و از آن جز اندکی از ایشان نوشیدند. پس چون او و افراد گرویده با او از آن تندآب گذشتند، گفتند: ما را بر جالوت و مدافعانش چیرگی نیست. کسانی که اطمینان دارند خداوند را دوستانه دیدار می‌کنند گفتند: چه گروه اندک‌شماری که بر گروه فراوان‌شمار به اذن خدا با توانمندی برتری یافتند و خداوند با تحمل‌پذیران است.

250 ـ «وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا: رَبَّنَا اَفْرِغْ عَلَینَا صَبْرا، وَثَبِّتْ اَقْدَامَنَا، وَانْصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ».

و چون برای جالوت و حامیانش با استواری رخ نمودند گفتند: پروردگار ما! بر ما تحمل‌پذیری را پر و تمام کن و گام‌هایمان را پایدار دار و بر سران کافران توانمندمان فرما.

251 ـ «فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ، وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ، وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْک وَالْحِکمَهَ، وَعَلَّمَهُ مِمَّا یشَاءُ، وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الاْءَرْضُ، وَلَکنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْعَالَمِینَ».

پس به اذن خدا ایشان را به شدت در هم شکستند و داود جالوت را کشت و خداوند به او حکومت و حکمت و آموزشی از جنس آن‌چه می‌آفرید داد. و اگر یکی یکی راندن برخی از مردمان با بعضی دیگر از سوی خدا نبود، چنین بود که زمین فاسد می‌شد، ولی خداوند دارنده فزونی بخشش بر تمامی عالم‌هاست.

252 ـ «تِلْک آیاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَیک بِالْحَقِّ، وَإِنَّک لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ».

این آیات خداست که آن را مطابق با متن حقیقت بر تو می‌خوانیم و چنین است که تو به حقیقت از فرستادگانی.

 

جزء سوم

 جزء سوم

 

253 ـ «تِلْک الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ، مِنْهُمْ مَنْ کلَّمَ اللَّهُ، وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ، وَآتَینَا عِیسَی ابْنَ مَرْیمَ الْبَینَاتِ، وَاَیدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ، وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَینَاتُ، وَلَکنِ اخْتَلَفُوا، فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ، وَمِنْهُمْ مَنْ کفَرَ، وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا، وَلَکنَّ اللَّهَ یفْعَلُ مَا یرِیدُ».

بعضی از آن پیامبران را بر برخی دیگر فزونی بخشیدیم. برخی از ایشان کسی هستند که با خداوند از اعتقاد خویش گفته‌اند و به بعضی مراتبی کبریایی داد و عیسی پسر مریم را روشناها دادیم و او را با روح قدسی پشتیبانی کردیم. و اگر خداوند اقتدارنمایی می‌کرد، کسانی که پس از ایشان بودند، بعد از آن که روشناها نزدشان آمد، با هم پیکار نمی‌کردند، ولی پی‌درپی با هم گفت‌وگو کردند؛ پس بعضی کسانی بودند که ایمان آوردند و برخی کسانی بودند که کفر ورزیدند و اگر خداوند اقتدارنمایی می‌کرد، پیکار نمی‌کردند، ولی خداوند آن‌چه را بخواهد، انجام می‌دهد.

254 ـ «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا، اَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاکمْ مِنْ قَبْلِ اَنْ یاْتِی یوْمٌ لاَ بَیعٌ فِیهِ وَلاَ خُلَّهٌ وَلاَ شَفَاعَهٌ، وَالْکافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ».

آی کسانی که گرویدید! بخشی از آن‌چه را روزی‌تان کرده‌ایم، روی گردانید، پیش از آن‌که روزی بیاید که نه خریدی در آن است و نه لایه‌های تو در تو و نه وساطت هم‌نشینی، و کفرورزانند که ظالمانند.

255 ـ «اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَی الْقَیومُ، لاَ تَاْخُذُهُ سِنَهٌ وَلاَ نَوْمٌ، لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الاْءَرْضِ، مَنْ ذَا الَّذِی یشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ، یعْلَمُ مَا بَینَ اَیدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ، وَلاَ یحِیطُونَ بِشَیءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاءَ، وَسِعَ کرْسِیهُ السَّمَاوَاتِ وَالاْءَرْضَ، وَلاَ یودُهُ حِفْظُهُمَا، وَهُوَ الْعَلِی الْعَظِیمُ».

خداوند، خدایی جز او نیست، زنده، همیشه پایدار است، کم‌ترین خماری و خوابی او را نمی‌گیرد، برای اوست آن‌چه در آسمان‌ها و آن‌چه در زمین است. کیست که در حضور او وساطت هم‌نشینی کند، جز به اذن او! آن‌چه در پیشگاه و در پسِ آن‌هاست می‌داند و بر کم‌ترین چیزی از دانش او چیرگی نمی‌یابند، مگر به آن‌چه او آفریدگاری کند. مَسندش به فراخی آسمان‌ها و زمین است و نگه‌داری آن دو از میانه‌روی بیرونش نمی‌کند و اوست که به خودی خود بلند و انبوهِ شکوه است.

256 ـ «لاَ إِکرَاهَ فِی الدِّینِ، قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی، فَمَنْ یکفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیوْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَک بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَی، لاَ انْفِصَامَ لَهَا، وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ».

هیچ‌گونه اجبار و ناملایمی در طریق زندگی نیست. به حقیقت راه خیر و مصلحت از راه شر و فساد روشن شده است؛ پس کسی که به زیاده‌رو کفر ورزد و به خدا بگرود، به حقیقت به ریسمان محکم دست آویخته است که شکست و گسست ندارد و خداوند همه چیز شنوا و همه چیز داناست.

257 ـ «اللَّهُ وَلِی الَّذِینَ آمَنُوا، یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ، وَالَّذِینَ کفَرُوا اَوْلِیاوُهُمُ الطَّاغُوتُ، یخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ، اُولَئِک اَصْحَابُ النَّارِ، هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ».

خداوند سرپرست و مولای کسانی است که گرویدند، ایشان را از تاریکی‌ها به نور بیرون می‌برد و کسانی که کفر ورزیدند، سرپرستانشان زیاده‌رو هستند، آنان را از نور به تاریکی‌ها اخراج می‌کنند. همینان همراهان آتشند، ایشان در آن دایمی‌اند.

258 ـ «اَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِی حَاجَّ إِبْرَاهِیمَ فِی رَبِّهِ اَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْک، إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ: رَبِّی الَّذِی یحْیی وَیمِیتُ، قَالَ: اَنَا اُحْیی وَاُمِیتُ، قَالَ إِبْرَاهِیمُ: فَإِنَّ اللَّهَ یاْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَاْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ، فَبُهِتَ الَّذِی کفَرَ، وَاللَّهُ لاَ یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ».

آیا نمی‌نگری به کسی که با ابراهیم در برابر پروردگارش دلیل می‌آوردند به این که خداوند او را حکومت داده است؛ آن‌گاه که ابراهیم گفت: پروردگارم کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند، گفت: من زنده می‌کنم و می‌میرانم. ابراهیم گفت: چنین است که خداوند خورشید را از مشرق می‌آورد، آن را از مغرب برآور؛ در نتیجه کسی که کفر می‌ورزید، با سراسیمگی به حیرانی افتاد. و خداوند بزرگ ظالمان را هدایت نمی‌کند.

259 ـ «اَوْ کالَّذِی مَرَّ عَلَی قَرْیهٍ وَهِی خَاوِیهٌ عَلَی عُرُوشِهَا، قَالَ: اَنَّی یحْیی هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا؟! فَاَمَاتَهُ اللَّهُ مِاَهَ عَامٍ، ثُمَّ بَعَثَهُ، قَالَ: کمْ لَبِثْتَ؟ قَالَ: لَبِثْتُ یوْما اَوْ بَعْضَ یوْمٍ، قَالَ: بَلْ لَبِثْتَ مِاَهَ عَامٍ، فَانْظُرْ إِلَی طَعَامِک وَشَرَابِک، لَمْ یتَسَنَّهْ، وَانْظُرْ إِلَی حِمَارِک، وَلِنَجْعَلَک آیهً لِلنَّاسِ، وَانْظُرْ إِلَی الْعِظَامِ کیفَ نُنْشِزُهَا، ثُمَّ نَکسُوهَا لَحْما، فَلَمَّا تَبَینَ لَهُ قَالَ: اَعْلَمُ اَنَّ اللَّهَ عَلَی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ».

یا به کسی که بر یک آبادی می‌گذشت و آن فرو افتاده بر سقف‌هایش بود. گفت: خداوند کجا این را از پس مرگش زنده می‌سازد؟! خداوند او را صد سال طبیعی میراند، سپس برانگیختش. خداوند گفت: چه‌قدر پاییدی؟ گفت: روزی یا قسمتی از یک روز را پاییده‌ام. گفت: بلکه صد سال پاییده‌ای! پس نگاه کن به خوراک و آشامیدنی‌ات، تخمیر و تجزیه‌ای نگرفته است. و به سرخ‌نما (الاغت) نگاه کن و ما تو را به‌حقیقت آیه‌ای برای مردمان قرار دادیم. و به دقت و نیک بنگر به استخوان‌ها چگونه آن را بر می‌کنیم؟! سپس بر آن گوشت سرخ می‌پوشانیم؛ پس چون برای او روشن شد، گفت: می‌دانم چنین است که خدا بر هر چیزی همیشه تواناست.

260 ـ «وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ: رَبِّ، اَرِنِی کیفَ تُحْیی الْمَوْتَی؟ قَالَ: اَوَ لَمْ تُوْمِنْ؟ قَالَ: بَلَی، وَلَکنْ لِیطْمَئِنَّ قَلْبِی، قَالَ: فَخُذْ اَرْبَعَهً مِنَ الطَّیرِ، فَصُرْهُنَّ إِلَیک، ثُمَّ اجْعَلْ عَلَی کلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءا، ثُمَّ ادْعُهُنَّ، یاْتِینَک سَعْیا، وَاعْلَمْ: اَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکیمٌ».

و هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمایان چگونه مردگان را زنده می‌کنی! گفت: آیا نگرویده‌ای؟ گفت: چرا، ولی برای اطمینان و آرامش قلبم. گفت: چهار پرنده بگیر، بعد فراوان ریز ریزشان کن، سپس بر هر بلندی بخشی از آن‌ها را بگذار و بعد آنان را بخوان، تلاش‌وار نزد تو می‌آیند، و بدان چنین است که خداوندنفوذناپذیر محکم‌کار است.

261 ـ «مَثَلُ الَّذِینَ ینْفِقُونَ اَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کمَثَلِ حَبَّهٍ اَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ، فِی کلِّ سُنْبُلَهٍ مِاَهُ حَبَّهٍ، وَاللَّهُ یضَاعِفُ لِمَنْ یشَاءُ، وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ».

حکایت مشهور کسانی که از دارایی‌هایشان به سبک خدا روی می‌گردانند، همانند مَثل دانه‌ای است که هفت خوشه می‌رویاند، در هر خوشه صد دانه است و خداوند برای کسی که می‌آفریند، دو چندانش می‌کند و خداوند فراخ‌نهاد بر همه چیز داناست.

262 ـ «الَّذِینَ ینْفِقُونَ اَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ، ثُمَّ لاَ یتْبِعُونَ مَا اَنْفَقُوا مَنّا وَلاَ اَذًی، لَهُمْ اَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ، وَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ».

برای کسانی که از دارایی‌هایشان به سبک خدا روی می‌گردانند و سپس در پی آن‌چه روی گردانده‌اند نه حسابی می‌کنند و نه ناملایمی می‌آورند، مزدشان نزد خداست. نه دلهره‌ای از آینده بر ایشان است و نه بر گذشته اندوهگین می‌شوند.

263 ـ «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَهٌ خَیرٌ مِنْ صَدَقَهٍ یتْبَعُهَا اَذًی، وَاللَّهُ غَنِی حَلِیمٌ».

باوری نیک و گذشتن خیر است از صدقه‌ای که ناملایمتی در پی آن آید و خداوند دارا و توانمند و آرام‌بار است.

264 ـ «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا، لاَ تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکمْ بِالْمَنِّ وَالاْءَذَی، کالَّذِی ینْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ، وَلاَ یوْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الاْآَخِرِ، فَمَثَلُهُ کمَثَلِ صَفْوَانٍ، عَلَیهِ تُرَابٌ، فَاَصَابَهُ وَابِلٌ، فَتَرَکهُ صَلْدا، لاَ یقْدِرُونَ عَلَی شَیءٍ مِمَّا کسَبُوا، وَاللَّهُ لاَ یهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ».

ای کسانی که گرویدید! صدقه دادن (تمام درستی) خویش را با حسابگری و ناملایمی بی‌حقیقت مسازید؛ همانند کسی که از دارایی‌اش روی می‌گرداند برای نشان دادن به مردمان و به خدا و روز قیامت ایمان نمی‌آورد. پس حکایت مشهورش همانند حکایت سنگ صاف و لیز است که بر آن گَردِ خاکی است، بارانی تند بر آن برخورد، پس آن را به سختی و صعوبت خالی گذارد؛ بر کم‌ترین چیزی از آن‌چه به دست آورده‌اند، توانایی ندارند و خداوند سران کافران را راه نمی‌نماید.

265 ـ «وَمَثَلُ الَّذِینَ ینْفِقُونَ اَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاهِ اللَّهِ وَتَثْبِیتا مِنْ اَنْفُسِهِمْ، کمَثَلِ جَنَّهٍ بِرَبْوَهٍ اَصَابَهَا وَابِلٌ، فَآَتَتْ اُکلَهَا ضِعْفَینِ، فَإِنْ لَمْ یصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ، وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ».

و مثل کسانی که از دارایی‌هایشان روی گردانیدند، به‌سبب خرسندی خدا و پایداری از نهاد خویشتنشان، همانند حکایت بوستانی است پر بار که تندبارانی با آن برخورد کند و بهره‌هایش دو چندان شود و اگر تندبارانی به آن نرسد نیز سرسبز است و خداوند به آن‌چه می‌کنند، همیشه از نهاد خود بیناست.

266 ـ «اَیوَدُّ اَحَدُکمْ اَنْ تَکونَ لَهُ جَنَّهٌ مِنْ نَخِیلٍ وَاَعْنَابٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الاْءَنْهَارُ، لَهُ فِیهَا مِنْ کلِّ الثَّمَرَاتِ وَاَصَابَهُ الْکبَرُ، وَلَهُ ذُرِّیهٌ ضُعَفَاءُ، فَاَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ، فَاحْتَرَقَتْ، کذَلِک یبَینُ اللَّهُ لَکمُ الاْآَیاتِ لَعَلَّکمْ تتفکرونَ».

آیا هیچ یک از شما شیفته است برای او باغستانی از خرما و انگور باشد که تندآب‌هایی از زیر آن جریان دارد، برایش در آن از هرگونه بهره‌ای است و بزرگسالی به او برخورد کند و برای او فرزندانی ناتوان باشد، پس شیره‌کشی آتشین به آن برخورد کند، نیز سوزان لهیب برآورد. خداوند برای شما آیات را چنین روشن می‌کند، به این امید که بیندیشید.

267 ـ «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اَنْفِقُوا مِنْ طَیبَاتِ مَا کسَبْتُمْ وَمِمَّا اَخْرَجْنَا لَکمْ مِنَ الاْءَرْضِ، وَلاَ تَیمَّمُوا الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ، وَلَسْتُمْ بِآَخِذِیهِ إِلاَّ اَنْ تُغْمِضُوا فِیهِ، وَاعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ غَنِی حَمِیدٌ».

ای کسانی که گرویدید! از مرغوب‌ترین آن‌چه به دست آوردید و آن‌چه برایتان از زمین بیرون آوردیم، روی‌گردانی کنید و از آن‌چه روی‌گردانی می‌کنید، پلید آن را حتی آهنگ نکنید و شما گیرنده آن نیستید جز آن‌چه را چشم فرو می‌هلید و بدانید چنین است خداوند دارا ستایش‌پذیر است.

268 ـ «الشَّیطَانُ یعِدُکمُ الْفَقْرَ وَیاْمُرُکمْ بِالْفَحْشَاءِ، وَاللَّهُ یعِدُکمْ مَغْفِرَهً مِنْهُ وَفَضْلاً، وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ».

شیطان شما را بیم فقر می‌دهد و به زشت‌کاری فرمان می‌دهد و خداوند نوید از بین رفتن اثر از ناحیه خودش و فزون‌بخشی می‌دهد و خداوند فراخ‌نهاد بر همه‌چیز داناست.

269 ـ «یوْتِی الْحِکمَهَ مَنْ یشَاءُ، وَمَنْ یوْتَ الْحِکمَهَ فَقَدْ اُوتِی خَیرا کثِیرا، وَمَا یذَّکرُ إِلاَّ اُولُوا الاْءَلْبَابِ».

حکمت را به کسی که قدرت‌نمایی کند می‌دهد و کسی که حکمت داده شود، به‌حقیقت خیر فراوان به او داده شده و جز دارندگان عقل بی‌پیرایه خاطرنشانی نکنند.

270 ـ «وَمَا اَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَهٍ اَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ، فَإِنَّ اللَّهَ یعْلَمُهُ، وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ اَنْصَارٍ».

و از هر مالی روی گرداندید یا هر تعهدی را نذر کردید، پس چنین است که خداوند آن را می‌داند و برای ظالمان توان‌گرانی نیست.

271 ـ «إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِی، وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُوْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَیرٌ لَکمْ، وَیکفِّرُ عَنْکمْ مِنْ سَیئَاتِکمْ، وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ».

اگر تمام درستی خود را آشکار کنید، پس چه ستوده است این و چنان‌چه آن را پنهان دارید و به فقیران برسانید، پس برای شما خیر است و از شما گناهانتان را می‌پوشاند و خداوند به آن‌چه می‌کنید نهاد (حقیقت) یاب است.

272 ـ «لَیسَ عَلَیک هُدَاهُمْ، وَلَکنَّ اللَّهَ یهْدِی مَنْ یشَاءُ، وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَیرٍ فَلاِءَنْفُسِکمْ، وَمَا تُنْفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ، وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَیرٍ یوَفَّ إِلَیکمْ وَاَنْتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ».

بر تو راهنمایی‌شان واجب نیست، ولی خداوند هرکه را می‌آفریند، راه می‌نماید و هر خیری که از آن روی می‌گردانید، پس برای خویشتن شماست و روی نمی‌گردانید، مگر برای خرسندی چهره خدا و آن‌چه از خیر روی می‌گردانید، به سوی شما به صورت کامل داده می‌شود و به شما ستم نمی‌شود.

273 ـ «لِلْفُقَرَاءِ الَّذِینَ اُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لاَ یسْتَطِیعُونَ ضَرْبا فِی الاْءَرْضِ، یحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ اَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ، تَعْرِفُهُمْ بِسِیمَاهُمْ، لاَ یسْاَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافا، وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَیرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ».

برای فقیران همان کسانی که در شیوه خدا به مشقت و تنگ‌دستی دچار شدند و نمی‌توانند نقشی در زمین زنند، از روی وجهه خودنگه‌دارنده‌شان، ناآگاه ایشان را دارا می‌شمارد، آن‌ها را با رخسارشان می‌شناسی، و آنان مردمان را از روی نیازمندی فراگیر نیز درخواست نمی‌کنند و آن‌چه از خیر روی برمی‌گردانید، پس چنین است که خداوند به آن همیشه داناست.

274 ـ «الَّذِینَ ینْفِقُونَ اَمْوَالَهُمْ بِاللَّیلِ وَالنَّهَارِ سِرّا وَعَلاَنِیهً، فَلَهُمْ اَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ، وَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ».

برای کسانی که از دارایی‌هایشان در شب و روز، رازدارانه یا آشکار روی می‌گردانند، مزدشان نزد پروردگارشان است و نه دلهره‌ای از آینده بر ایشان است و نه بر گذشته اندوهگین می‌شوند.

275 ـ «الَّذِینَ یاْکلُونَ الرِّبَا لاَ یقُومُونَ إِلاَّ کمَا یقُومُ الَّذِی یتَخَبَّطُهُ الشَّیطَانُ مِنَ الْمَسِّ، ذَلِک  بِاَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَیعُ مِثْلُ الرِّبَا، وَاَحَلَّ اللَّهُ الْبَیعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا، فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَی فَلَهُ مَا سَلَفَ، وَاَمْرُهُ إِلَی اللَّهِ، وَمَنْ عَادَ فَاُولَئِک اَصْحَابُ النَّارِ، هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ».

کسانی که ربا استفاده می‌کنند، برپا نمی‌ایستند جز همان‌گونه که کسی از بساییدن شیطان تن سپرده شده است. آن برای این است که ایشان گفتند: فروش (بیع) همانند رباست. و خداوند فروش را حلال (بندگشایی) و ربا را ریشه‌ای منع کرده است؛ پس کسی که او را پند دهنده‌ای از پروردگارش آمد و دست برداشت، پس برای اوست آن‌چه در گذشته است و کار او با خداست و کسانی که تجاوز کنند، پس همینان همراهان آتشند، ایشان در آن دایمی‌اند.

276 ـ «یمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا، وَیرْبِی الصَّدَقَاتِ، وَاللَّهُ لاَ یحِبُّ کلَّ کفَّارٍ اَثِیمٍ».

خداوند ربا را رفته رفته نابود می‌کند و صدقه‌ها را فزونی می‌دهد و خداوند هیچ اهل کفران (پنهان‌کارِ) همیشه سهل‌انگار را دوست ندارد.

277 ـ «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَاَقَامُوا الصَّلاَهَ وَآتَوُا الزَّکاهَ لَهُمْ اَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ، وَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ».

چنین است کسانی که گرویدند و درستی‌ها را انجام دادند و نماز را بر پای داشتند و زکات را دادند، برایشان مزدشان نزد پروردگارشان است، نه دلهره‌ای از آینده بر ایشان است و نه بر گذشته اندوه برند.

278 ـ «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ، وَذَرُوا مَا بَقِی مِنَ الرِّبَا، إِنْ کنْتُمْ مُوْمِنِینَ».

ای کسانی که گرویدید! خداوند را عنایت و التفات کنید و باقی مانده ربا را بر جای گذارید، اگر گرونده هستید.

279 ـ «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَاْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ، وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَکمْ رُوُوسُ اَمْوَالِکمْ، لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ».

پس اگر چنین نکنید، آشکارا با خدا و فرستاده‌اش ستیزه‌جویی کنید و اگر توبه کنید، پس برای شما بن‌مایه‌های شماست. در این حال، نه ستم می‌کنید و نه ظلم می‌شوید.

280 ـ «وَإِنْ کانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ إِلَی مَیسَرَهٍ، وَاَنْ تَصَدَّقُوا خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ تَعْلَمُونَ».

و اگر همراه سختی و تنگی بود، پس تا زمان گشادگی درنگ کنید و چنان‌چه صدقه دهید، برای شما خیر است، اگر همواره بدانید.

281 ـ «وَاتَّقُوا یوْما تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَی اللَّهِ، ثُمَّ تُوَفَّی کلُّ نَفْسٍ مَا کسَبَتْ، وَهُمْ لاَ یظْلَمُونَ».

و التفات کنید روزی را که در آن به سوی خدا باز می‌گردید سپس هر جانی آن‌چه را به دست آورده است، به‌طور کامل و الزام‌آور داده می‌شود و ایشان ستم نمی‌شوند.

282 ـ «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَدَاینْتُمْ بِدَینٍ إِلَی اَجَلٍ مُسَمّی فَاکتُبُوهُ، وَلْیکتُبْ بَینَکمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ، وَلاَ یاْبَ کاتِبٌ اَنْ یکتُبَ کمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ، فَلْیکتُبْ وَلْیمْلِلِ الَّذِی عَلَیهِ الْحَقُّ، وَلْیتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ، وَلاَ یبْخَسْ مِنْهُ شَیئا، فَإِنْ کانَ الَّذِی عَلَیهِ الْحَقُّ سَفِیها اَوْ ضَعِیفا اَوْ لاَ یسْتَطِیعُ اَنْ یمِلَّ هُوَ فَلْیمْلِلْ وَلِیهُ بِالْعَدْلِ، وَاسْتَشْهِدُوا شَهِیدَینِ مِنْ رِجَالِکمْ، فَإِنْ لَمْ یکونَا رَجُلَینِ فَرَجُلٌ وَامْرَاَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ اَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا، فَتُذَکرَ إِحْدَاهُمَا الاْءُخْرَی، وَلاَ یاْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا، وَلاَ تَسْاَمُوا اَنْ تَکتُبُوهُ صَغِیرا اَوْ کبِیرا إِلَی اَجَلِهِ، ذَلِکمْ اَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ، وَاَقْوَمُ لِلشَّهَادَهِ، وَاَدْنَی اَلاَّ تَرْتَابُوا، إِلاَّ اَنْ تَکونَ تِجَارَهً حَاضِرَهً تُدِیرُونَهَا بَینَکمْ، فَلَیسَ عَلَیکمْ جُنَاحٌ اَلاَّ تَکتُبُوهَا، وَاَشْهِدُوا إِذَا تَبَایعْتُمْ، وَلاَ یضَارَّ کاتِبٌ وَلاَ شَهِیدٌ، وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکمْ، وَاتَّقُوا اللَّهَ وَیعَلِّمُکمُ اللَّهُ، وَاللَّهُ بِکلِّ شَیءٍ عَلِیمٌ».

ای کسانی که گرویده‌اید! اگر به شما تا زمانی مشخص وامی دهند، آن را تقریر کنید و لازم است تقریرکننده‌ای آن را میان شما به میانه تثبیت کند و تقریرکننده نباید از نوشتن، آن‌گونه که خداوند به او آموخته است، سرپیچد؛ پس لازم است بنویسد و کسی که بر او حقی واجب است باید آن را بگوید و باید خدا را، پرودگارش را، مورد التفات قرار دهد و چیزی از حقش را فرو نگذارد. پس اگر کسی که بر او حقی لازم است، عقل‌پریش یا ناتوان باشد یا خواندن برایش رام نباشد، سرپرستش به میانه بخواند و دو شاهد از مردان را به گواه گیرید. پس اگر دو مرد نباشند، یک مرد و دو زن از میان گواهانی که رضایت دارید، که گمراهی یکی از آن دو انتظار می‌رود، پس یکی دیگری را یادآوری کند. و گواهان نباید چون خوانده می‌شوند، سرپیچی کنند و نیز نباید بر شما سخت و ملال‌آور باشد که کوچک یا بزرگ آن را تا زمانش بنویسید. این در پیشگاه خداوند اداکننده‌تر به حق و برای گواهی پایدارتر است و نزدیک‌تر و فروتر است به این که شک نکنید، مگر آن‌که داد و ستدی حاضر باشد که میان شما در گردش است؛ پس بر شما ناحقی نیست که آن را تقریر نکنید. و چون خرید و فروش کردید، حضور ذهن و رویت چشم داشته باشید و هیچ تقریرکننده و گواهی ضرر وارد نیاورد و اگر بکنید، پس چنین است که آن تجاوزی از شماست و خداوند را التفات کنید و خدا شما را می‌آموزد و خداوند به هر چیزی همیشه داناست.

283 ـ «وَإِنْ کنْتُمْ عَلَی سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا کاتِبا فَرِهَانٌ مَقْبُوضَهٌ، فَإِنْ اَمِنَ بَعْضُکمْ بَعْضا فَلْیوَدِّ الَّذِی اوْتُمِنَ اَمَانَتَهُ، وَلْیتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ، وَلاَ تَکتُمُوا الشَّهَادَهَ، وَمَنْ یکتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ، وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ».

و اگر در سفر شوید و تقریرگری نیابید، پس گروی گرفته‌شده. و چنان‌چه برخی از شما به بعضی دیگر امانتی دادند، پس کسی که امانت به او سپرده شده آن را بازپس دهد و باید خدا را، پروردگارش را التفات کند. و گواهی را پنهان ندارید و کسی که آن را در نهادش پنهان دارد، چنین است که دلش حرام‌ورز است و خداوند به آن‌چه می‌کنید، همیشه داناست.

284 ـ «لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الاْءَرْضِ، وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِی اَنْفُسِکمْ اَوْ تُخْفُوهُ یحَاسِبْکمْ بِهِ اللَّهُ، فَیغْفِرُ لِمَنْ یشَاءُ، وَیعَذِّبُ مَنْ یشَاءُ، وَاللَّهُ عَلَی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ».

برای خداوند است آن‌چه در آسمان‌ها و آن‌چه در زمین است و آن‌چه را در خویشتنتان است آشکار یا پنهان کنید، خداوند شما را به آن تفتیش می‌کند؛ پس برای کسی که می‌آفریند، اثربری می‌کند و عذاب می‌کند کسی را که (خدا برایش) قدرت‌نمایی کند و خداوند بر هر چیزی همیشه تواناست.

285 ـ «آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا اُنْزِلَ إِلَیهِ مِنْ رَبِّهِ، وَالْمُوْمِنُونَ کلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلاَئِکتِهِ وَکتُبِهِ وَرُسُلِهِ، لاَ نُفَرِّقُ بَینَ اَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ، وَقَالُوا سَمِعْنَا وَاَطَعْنَا غُفْرَانَک رَبَّنَا، وَإِلَیک الْمَصِیرُ».

فرستاده اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به آن‌چه از ناحیه پروردگارش به او فرو فرستاده شده گرویده و مومنان همگی به خداوند و فرشتگان و کتاب‌ها و فرستادگانش گرویدند، هیچ یک از فرستادگانش را از دیگران جدا نمی‌دانیم و گفتند: شنیدیم و به رضایت پیروی کردیم، اثربری تو را پروردگار ما! و شدن فقط به سوی توست.

286 ـ «لاَ یکلِّفُ اللَّهُ نَفْسا إِلاَّ وُسْعَهَا، لَهَا مَا کسَبَتْ وَعَلَیهَا مَا اکتَسَبَتْ، رَبَّنَا لاَ تُوَاخِذْنَا إِنْ نَسِینَا اَوْ اَخْطَاْنَا، رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَینَا إِصْرا کمَا حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا، رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَهَ لَنَا بِهِ، وَاعْفُ عَنَّا، وَاغْفِرْ لَنَا، وَارْحَمْنَا، اَنْتَ مَوْلاَنَا، فَانْصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ».

خداوند هیچ جانی را به زحمتِ غیر طبیعی ملزم نکرده است، جز به فراخی نهادش. برای اوست آن‌چه به دست آورد و بر او لازم است آن‌چه به تحمل به دست آورده است. پروردگار ما! ما را مگیر اگر فراموش کردیم یا خطا نمودیم. پروردگار ما! و آن‌چه را که ما را به آن چیرگی نیست بر ما تحمیل مکن؛ چنان‌که بر پیشینیان نهادی، و از (بدی‌های) ما روی گردان و اثربری از ما داشته باش و بر ما رحم آور، تویی مولای ما، پس ما را بر کفرورزان توانمندی ده.

 

 

تمامی حقوق این سایت محفوظ می باشد و استفاده از مقالات ، کتاب ها و... تنها با ذکر منبع بلامانع است