توضیح المسائل : جلد یکم

توضیح المسائل جلد یکم احکام دینی برابر با فتاوای حضرت آیت‌الله العظمی حاج محمدرضا نکونام ادام الله ظله العالی

توضیح المسائل : جلد یکم


 ۳ ـ طهارت‌های سه‌گانه

درآمد

دین مبین اسلام نسبت به پاکی و طهارت اهتمام فراوان دارد تا جایی که می‌فرماید: خداوند پاکان را دوست دارد: «إنّ اللّه یحبّ التوّابین ویحبّ المتطهّرین».

طهارت بر دو بخش ظاهری و باطنی است که طهارت باطنی به مصداق آیه مبارکه، تطهیر از گناهان است و طهارت ظاهری دوری از حدث و خبث می‌باشد که عوامل دورسازی این دو در شریعت اسلام به واسطه طهارت‌های سه‌گانه که عبارت است از: وضو، غسل و تیمم فراهم می‌آید و برای هر یک از این سه، احکام، ویژگی‌ها و آموزه‌های خاصی ارایه گردیده است که در این مقام، هر یک از آن‌ها به تفصیل می‌آید.

(۱۰۴)

(۱۰۵)


 

وضو


 

باطل‌کننده‌های وضو

م « ۳۷۵ » هفت چیز وضو را باطل می‌کند:

یکم ـ ادرار (بول).

م « ۳۷۶ » رطوبتی که انسان نمی‌داند ادرار است یا نه؛ چنان‌چه پس از ادرار، استبرا نکرده باشد، در حکم ادرار است.

دوم ـ مدفوع.

سوم ـ باد معده که از مخرج مدفوع بیرون آید.

چهارم ـ خوابی که بر انسان چیره شود؛ به‌گونه‌ای که چشم نبیند و گوش نشنود. اگر چشم نبیند، ولی گوش بشنود، و هم‌چنین اگر گوش نشنود و خواب هم نباشد، مانند این‌که به جایی خیره شده یا در اندیشه ژرفی فرو رفته باشد، وضو باطل نمی‌شود.

پنجم ـ چیزی که عقل را از میان می‌برد؛ مانند: دیوانگی، مستی و بی‌هوشی.

ششم ـ استحاضه.

هفتم ـ کاری که برای آن باید غسل کرد؛ مانند: جنابت، حیض، نفاس و مسّ میت.


 

شیوه‌های وضو

م « ۳۷۷ » وضو به دو شیوه انجام می‌پذیرد: ترتیبی و ارتماسی. وضوی ترتیبی از

(۱۰۶)

اهمیت بیش‌تری برخوردار است. احکام هر یک از دو گونه آن به ترتیب در ادامه می‌آید.


 

وضوی ترتیبی

م « ۳۷۸ » در وضوی ترتیبی واجب است صورت و سپس دست‌ها شسته شود و جلوی سر و روی پاها مسح گردد.


 

شستن صورت و دست‌ها

م « ۳۷۹ » برای شستن صورت لازم است آب را به قصد وضو از بالای پیشانی ـ جایی که موی سر می‌روید ـ بریزد و صورت را از بالا به پایین بشوید.

م « ۳۸۰ » درازای صورت از بالای پیشانی تا پایان چانه شسته می‌شود و لازم نیست مقداری از موی سر ـ که نزدیک پیشانی است ـ شسته شود، و پهنای آن به اندازه فاصله میان انگشت وسط و شست است و اگر اندکی از اندازه گفته شده را نشوید، وضو باطل است.

م « ۳۸۱ » اگر اطمینان نمی‌یابد که اندازه یاد شده به صورتی کامل شسته شده یا خیر، لازم است اندکی از اطراف آن را برای اطمینان خاطر بشوید.

م « ۳۸۲ » اگر صورت یا دست یا انگشتان کسی کوچک‌تر یا بزرگ‌تر از اندازه عادی باشد و با یک‌دیگر تناسب نداشته باشد، لازم است وضوی افراد عادی را معیار قرار دهد.

م « ۳۸۳ » اگر دست و صورت، هر دو برخلاف معمول باشد، ولی با هم متناسب باشد، لازم نیست مردم عادی را معیار قرار دهد و اگر صورتِ خود را به اندازه درازا و پهنای دست خود بشوید، کافی است.

م « ۳۸۴ » لازم است صورت و دست را به‌گونه‌ای بشوید که آب به پوست آن برسد و اگر مانعی در آن است، باید برطرف شود و چنان‌چه گمان یابد چیزی در ابرو یا گوشه چشم یا لب او قرار دارد که نمی‌گذارد آب به پوست برسد و گمان

(۱۰۷)

وی از نظر مردم قابل توجه باشد، باید پیش از وضو یا به هنگام شستن، آن را بررسی نماید تا اگر مانعی هست، برطرف شود.

م « ۳۸۵ » رساندن آب وضو به زیر موهای صورت و پوست که با آن مو پوشیده شده است واجب نیست، مگر آن‌که مو به‌اندازه‌ای کم باشد که پوست صورت از میان آن پیدا باشد.

م « ۳۸۶ » اگر شک نماید که پوست صورت از میان مو پیداست یا نه، لازم نیست آب را به پوست برساند، ولی اگر شک نماید که آب به محلّ وضو رسیده است یا نه، باید به رساندن آب به آن محل اطمینان پیدا کند تا شک خود را از میان بردارد.

م « ۳۸۷ » درون بینی و بخشی از لب و چشم که در هنگام بستن دیده نمی‌شود، واجب نیست شسته شود و برای آن که یقین کند که همه محلّ وضو را شسته، واجب است بخش‌های اطراف آن را نیز بشوید.

م « ۳۸۸ » کسی که اندازه محل وضو را نمی‌دانسته، اگر نداند آن اندازه را در وضویی که ساخته رعایت کرده یا نه، نمازهایی را که با آن وضو خوانده، صحیح است؛ خواه وقت نماز گذشته باشد یا نباشد.

م « ۳۸۹ » لازم است صورت و دو دست از بالا به پایین شسته شود و اگر از پایین به بالا شسته شود، وضو باطل است.

م « ۳۹۰ » شستن دست و صورت به‌گونه‌ای که با کشیدن دست بر آن، کمی آب روان شود، کافی است.

م « ۳۹۱ » پس از شستن صورت، دست راست از آرنج تا سر انگشتان و پس از آن، دست چپ به همین صورت شسته می‌شود.

م « ۳۹۲ » برای این‌که اطمینان شود آرنج به‌طور کامل شسته شده، لازم است اندکی بالاتر از آرنج نیز شسته شود.

م « ۳۹۳ » کسی که پیش از شستن صورت، دست خود را تا مچ شسته، لازم است از آرنج تا سر انگشتان را در هنگام وضو بشوید، و اگر تنها تا مچ را بشوید، وضوی او باطل است.

(۱۰۸)

م « ۳۹۴ » در وضو، شستن صورت و دست‌ها برای بار نخست واجب؛ بار دوم مستحب و بیش از آن حرام است.

م « ۳۹۵ » اگر یک مشت آب به قصد وضو بریزد و همه عضو شسته شود، یک‌بار شمرده می‌شود؛ خواه قصد یک‌بار داشته باشد یا نداشته باشد.

م « ۳۹۶ » تا هنگامی که قصد انجام وضو نکند، شست‌وشوی مرتبه نخست شمرده نمی‌شود.

م « ۳۹۷ » معیار این که کدام آب ریختن، شست‌وشوی نخست یا دوم یا سوم است، به قصد کسی که وضو می‌گیرد بستگی دارد و امری نسبی است؛ پس اگر به قصد شستن مرتبه نخست؛ برای نمونه، سه بار آب به صورت بریزد، تا آب همه آن را فرا بگیرد، همه آن شستن مرتبه نخست شمرده می‌شود. هم‌چنین اگر با این قصد که سه بار آن عضو را بشوید، سه بار آب بر آن بریزد، و در هر مرتبه، تمام عضو را فرا بگیرد، سه مرتبه شستن شمرده می‌شود و سوّمین مرتبه آن حرام است.

منظور از هر مرتبه شستن، رسیدن آب به همه عضو است؛ پس شستن بار نخست هنگامی پایان می‌یابد که با قصد وضو، مقداری آب بر صورت یا دست بریزد تا همه آن را فرا گیرد و هیچ بخشی از آن خشک نماند.

م « ۳۹۸ » اگر به قصد شستن مرتبه نخست؛ برای نمونه سه بار آب بر صورت بریزد تا آب همه آن را فرا بگیرد، اشکالی ندارد و یک بار شمرده می‌شود.

م « ۳۹۹ » اگر به قصد وضو چند بار آب بریزد تا به همه دست یا صورت برسد، یک‌بار شمرده می‌شود و فزونی آن، مرتبه‌ای دیگر به‌شمار نمی‌آید؛ هرچند قصد مرتبه دیگر را داشته باشد.

م « ۴۰۰ » مکلّف می‌تواند همه صورت را چند مرتبه بشوید و در آخرین بار که آب می‌ریزد قصد وضو نماید و این که کدام مرتبه شست‌وشوی نخست یا دوم یا سوم است بستگی به شستن همه عضو همراه با قصد وضو دارد؛ پس اگر دو بار همه آن را با قصد وضو بشوید، شست‌وشوی پس از آن به قصد وضو حرام است.

(۱۰۹)


 

مسح سر و پا

م « ۴۰۱ » لازم است پس از شستن هر دو دست، جلوی سر را با تری آب وضو که در دست راست مانده است از بالا به پایین مسح نماید و اگر با دست راست ممکن نیست با دست چپ مسح نماید.

م « ۴۰۲ » جلوی سر ـ که بالای پیشانی است ـ جای مسح می‌باشد و هر جای این بخش، به هر اندازه که مسح شود بسنده است.

م « ۴۰۳ » لازم نیست مسح سر بر پوست آن باشد، بلکه بر موی جلوی سر نیز کافی است، ولی کسی که موی جلوی سر او به اندازه‌ای بلند است که برای نمونه، با شانه کردن به صورتش می‌ریزد، باید فرق سر را باز نموده و بن مو یا پوست سر را مسح نماید.

م « ۴۰۴ » نمی‌توان مویی را که به صورت یا جای دیگر سر می‌رسد به پیش سر جمع کرد و آن را مسح نمود یا موی جای دیگر سر را که جلوی پیشانی آمده است مسح کرد.

م « ۴۰۵ » پس از مسح سر، لازم است با تری آب وضو که در دست مانده است، روی پای راست را دست‌کم از سر یکی از انگشت‌ها تا برآمدگی روی پا با دست راست و سپس به همین ترتیب، روی پای چپ را با دست چپ مسح نمود.

م « ۴۰۶ » پهنای مسح پا می‌تواند به هر اندازه‌ای باشد.

م « ۴۰۷ » اگر در مسح پا، همه دست را بر روی همه پا بگذارد و کمی بکشد، بسنده است.

م « ۴۰۸ » لازم است در مسح سر و پا، دست بر روی آن کشیده شود و اگر کسی دست را نگاه دارد و سر یا پا را به آن بکشد، وضو باطل است، ولی اگر هنگامی که دست را می‌کشد، سر یا پا کمی بلرزد و تکان بخورد، اشکال ندارد.

م « ۴۰۹ » لازم است جای مسح خشک باشد و اگر به اندازه‌ای تر باشد که نشانه خیسی که در مسح از کف دست ناشی شده است بر آن محسوس نباشد، مسح باطل است، ولی چنان‌چه تری جای مسح به اندازه‌ای کم باشد که پس از

(۱۱۰)

مسح ـ هنگامی که رطوبتی در آن دیده می‌شود ـ بگویند از تری کف دست است، مسح اشکال ندارد.

م « ۴۱۰ » اگر برای مسح، رطوبتی در دست نمانده باشد، نمی‌تواند با آب بیرون از اعضای وضو دست را تر کند، بلکه لازم است رطوبت را از دیگر اعضای وضو فراهم نماید.

م « ۴۱۱ » اگر رطوبت دست، تنها به اندازه مسح سر باشد، می‌تواند برای مسح پا از جای دیگر وضو رطوبت بگیرد.

م « ۴۱۲ » باید مسح بر روی پوست پا واقع شود و مسح کردن از روی جوراب و کفش باطل است، ولی اگر به واسطه تقیه ـ پنهان داشتن باور و عقیده خود به سبب ترس از دشمن ـ یا سرمای بسیار یا ترس از دزد، درنده و مانند آن نتواند کفش یا جوراب را بیرون آورد، مسح کردن بر آن اشکال ندارد و تیمّم هم لازم نیست.

م « ۴۱۳ » در وضوی جبیره لازم است چیز پاکی را بر روی عضو مسح اندازد و آن را مسح نماید و تیمم نیز لازم نیست.

م « ۴۱۴ » اگر روی پا نجس باشد و نتواند آن را برای مسح آب بکشد؛ چنان‌چه نتواند وضوی جبیره بگیرد، باید تیمّم نماید، و اگر بتوان وضوی جبیره گرفت، به تیمّم نیازی نیست.

م « ۴۱۵ » انجام دوباره مسح برای حصول اطمینان اشکال ندارد، ولی لازم نیست و اگر به سبب وسواس باشد، زاید است و اگر با قصد تشریع؛ به این معنا که این کار حکم دینی است انجام شود، وضو باطل می‌گردد.


 

وضوی ارتماسی

م « ۴۱۶ » وضوی ارتماسی بدین گونه است که کسی صورت و دو دست را یک به یک و به ترتیب به قصد وضو در آب فرو برد و بیرون آورد و تا هنگامی که آب می‌ریزد با قصد وضو باشد یا صورت و دست را بدون قصد وضو در آب فرو برد و

(۱۱۱)

به قصد وضو بیرون آورد.

م « ۴۱۷ » در وضوی ارتماسی نیز صورت و دست از بالا به پایین شسته می‌شود؛ پس چنان‌چه قصد وضوی وی هنگامی باشد که صورت و دست را در آب فرو می‌برد، لازم است صورت را از ناحیه پیشانی و دست را از ناحیه آرنج در آب فرو برد و اگر هنگام بیرون آوردن از آب قصد وضو کند، صورت را از ناحیه پیشانی و دست را از طرف آرنج بیرون آورد.

م « ۴۱۸ » اگر می‌تواند وضوی ارتماسی را بدون کمک گرفتن انجام دهد، نباید با کمک دیگری وضوی ترتیبی بگیرد.

م « ۴۱۹ » برخی از عضوهای وضو را می‌توان به شیوه ارتماسی و برخی دیگر را به صورت ترتیبی انجام داد.


 

دعا در هنگام وضو

م « ۴۲۰ » کسی که وضو می‌سازد، مستحب است دعای مناسب آن را در هر یک از موارد زیر بخواند:

هنگامی که آب را می‌بیند بگوید: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم، والْحمدُ لِلّهِ الَّذی جَعَلَ الماءَ طَهوُرا وَلَم یجْعَلْهُ نَجِسا».

و پیش از وضو که دست خود را می‌شوید، بگوید: «أَللّهمَّ اجْعَلنی مِنَ التّوابینَ وَاجْعَلنی مِنَ المُتَطَهّرینَ».

و هنگام آب در دهان گرداندن و مضمضه بگوید: «أَللّهمَّ لقِّنی حُجّتی یومَ أَلقاک، وَأَطْلِقْ لِسانی بذکراک».

و به هنگام گرداندن آب در بینی دعا نماید: «أَللّهمَّ لا تُحَرِّم عَلَی ریحَ الجنّةِ، وَاجْعَلْنی مِمَّن یشُمُّ ریحَها ورَوْحَها وطیبها».

و هنگام شستن صورت بگوید: «أَللّهمَّ بَیضْ وَجْهی یوْمَ تَسْوَدُّ فیه الوُجوه، ولا تُسَوِّدْ

(۱۱۲)

وَجْهی یوْمَ تَبْیضُّ فیه الوجوه».

و هنگام شستن دست راست بخواند: «أَللّهمَّ أَعْطِنی کتابی بِیمینی، وَالْخُلْدَ فی الجَنانِ بِیساری، وحاسِبْنی حِسابا یسیرا».

و به هنگام شستن دست چپ دعا کند: «أَللّهمَّ لا تُعْطِنی کتابی بِشِمالی ولا مِن وَراءِ ظَهری، ولا تَجْعَلَها مَغلُولَةً اِلی عُنُقی، وأَعُوذُ بِک مِن مُقَطَّعاتِ النّیران».

هنگامی که سر را مسح می‌کند، بگوید: «أَللّهمَّ غَشِّنی بِرَحمَتِک وبَرَکاتِک وعَفوِک».

و هنگام مسح پا بگوید: «أَللّهمَّ ثَبِّتْنی عَلی الصِّراطِ یومَ تَزِلُّ فیهِ الأَقدام، وَاجْعَل سَعیی فی ما یرضیک عَنّی یا ذَا الجَلالِ وَالإِکرام».


 

شرط‌های درستی وضو

م « ۴۲۱ » درست بودن وضو دوازده شرط دارد:

یکم ـ آب وضو پاک باشد و مستحب است که آلوده نیز نباشد.

دوم ـ مطلق باشد.

سوم ـ مباح باشد.

چهارم ـ ظرف آب وضو مباح باشد.

پنجم ـ عضوهای وضو به هنگام شستن و مسح کردن پاک باشد.

ششم ـ وقت برای وضو ساختن و نمازگزاردن کافی باشد.

هفتم ـ وضو گیرنده برای نزدیک شدن به خداوند و انجام فرمان پروردگار وضو بگیرد.

هشتم ـ ترتیب بین شستن عضوهای وضو را رعایت نماید.

نهم ـ پی در پی باشد (موالات).

دهم ـ کارهای وضو را خود انجام دهد (مباشرت).

یازدهم ـ به‌کار بردن آب برای وی زیان نداشته باشد.

(۱۱۳)

دوازدهم ـ در اعضای وضو چیزی مانع رسیدن آب نباشد.

بیان گسترده هر یک از شرط‌های ذکر شده به ترتیب در مسأله‌های بعد خواهد آمد.

شرط نخست: آب وضو پاک باشد

م « ۴۲۲ » مستحب است آب وضو آلوده نباشد و اگر آلودگی و کثیفی آب به اندازه‌ای باشد که برای سلامت فرد زیان داشته باشد؛ هرچند مضاف نباشد، نباید با آن وضو گرفت.

شرط دوم: آب وضو مطلق باشد

م « ۴۲۳ » وضو ساختن با آب نجس، مضاف و دیگر مایعات باطل است؛ هرچند نجس یا مضاف بودن آن را نداند یا فراموش کرده باشد، و اگر با آن وضو نماز خوانده باشد، باید آن نماز را دوباره با وضوی صحیح بخواند.

م « ۴۲۴ » اگر جز آب مضاف آب دیگری ندارد، و زمان برای نمازگزاردن اندک است، باید تیمم نماید و اگر وقت دارد و می‌تواند آب پیدا نماید یا آب گل‌آلود را صافی کند، باید صبر کند تا آب بیابد یا به‌گونه‌ای صاف شود و با آن وضو بگیرد.

م « ۴۲۵ » اگر زمان وی تنها برای گزاردن یک رکعت نماز با وضو گنجایش دارد؛ در حالی که در آن زمان می‌تواند چهار رکعت نماز با تیمم بگزارد، باید وضو بگیرد.

شرط سوم: آب وضو و مکانی که بر آن قرار دارد مباح باشد

م « ۴۲۶ » وضو با آب غصبی و آبی که نمی‌داند صاحب آن راضی است، حرام و باطل است؛ ولی اگر در گذشته راضی بوده یا اجازه داده و اکنون نداند که از رضایت یا اجازه گذشته خود بازگشته یا خیر، وضو ساختن با آن آب صحیح است.

م « ۴۲۷ » اگر آب وضو از صورت و دست در جای غصبی بریزد یا جایی که در آن وضو می‌گیرد غصبی باشد، اشکال ندارد.

م « ۴۲۸ » اگر آب غصبی را با قصد وضو بر صورت یا دست خود بریزد و هنگام آب ریختن به غصبی‌بودن آب توجه داشته باشد، وضو باطل است، ولی در صورتی

(۱۱۴)

که به غصبی بودن آب توجه نداشته باشد و وضو بگیرد؛ هرچند در میان وضو به آن آگاه شود و ادامه وضو را با آب مباح انجام دهد، وضوی او درست است، ولی باید بهای آب غصبی را بپردازد.

م « ۴۲۹ » اگر بدون قصد وضو، آب غصبی را بر صورت و دست خود بریزد و پس از آن‌که به صورت عادی آب از میان رفت، با قصد وضو بر صورت و دست خود که تر شده است دست بکشد، وضو درست است؛ هرچند در هر صورت، عهده‌دار پرداخت آب‌بها می‌باشد.

م « ۴۳۰ » وضو گرفتن از آبِ مکان‌های همگانی که ویژگی دارد؛ مانند: مراکز دینی، علمی، دانشگاهی، هتل‌ها و مسافرخانه‌ها که نمی‌داند آن را برای همه مردم قرار داده‌اند یا تنها برای افراد وابسته به آن‌ها، در صورتی که مردم به صورت عادی از آن وضو می‌گیرند و از سوی کسی منعی دیده نمی‌شود، اشکال ندارد، ولی اگر نداند که بهره‌بری از آن برای همگان رواست و استفاده عمومی و مردمی ندارد یا بداند که بهره‌بری از آب آن همگانی نیست، وضو با آن آب صحیح نیست.

م « ۴۳۱ » اگر نمی‌خواهد در مسجد نماز بخواند و نمی‌داند آب آن را برای همه مردم یا تنها برای افرادی که در آن مسجد نماز می‌خوانند وقف کرده‌اند، می‌تواند از آن آب وضو بگیرد، مگر آن‌که به‌گونه‌ای بداند که آب آن برای استفاده همه مردم نمی‌باشد.

م « ۴۳۲ » وضو گرفتن با آب مکانی که ویژگی خاصی دارد و وقفی نیز نمی‌باشد، با اجازه مسؤول آن یا میهمان ساکنان آن شدن درست است و در مکان وقفی نیز چنان‌چه مانعی برای پذیرش میهمان وجود نداشته باشد، وضوی میهمانان درست است.

م « ۴۳۳ » وضو گرفتن از آب نهرهای بزرگ یا کوچک ـ که همه می‌خواهند آن را به‌کار بگیرند ـ اشکال ندارد؛ خواه بدون اجازه مالک وضو بگیرد ـ اگر مالکی داشته باشد ـ یا نداند که صاحب آن راضی است یا خیر یا بداند که مالک آن راضی نیست یا مالک آب مانع از وضو گرفتن او باشد یا صاحب آن بچه، دیوانه یا کافر

(۱۱۵)

باشد.

م « ۴۳۴ » اگر فراموش کند که آب غصبی است و با آن وضو بگیرد، وضوی او درست است، ولی اگر آب را خود غصب کرده و غصبی بودن آن را فراموش نموده باشد، وضوی او درست نیست.

م « ۴۳۵ » اگر باور داشته باشد که آب از آنِ اوست و پس از وضو ساختن روشن شود که برای دیگری بوده، وضوی او درست است، ولی باید بهای آن را بپردازد.

شرط چهارم: ظرف آب وضو مباح باشد

م « ۴۳۶ » لازم است ظرف آب وضو مباح باشد. البته، لازم نیست مباح بودن آن را بداند و نیز در این زمینه، تحقیق و جست‌وجو لازم نیست و همین که علم به غصبی بودن آن ندارد، کافی است.

م « ۴۳۷ » اگر ظرف آب غصبی باشد و آب دیگری ندارد، در صورتی که بتواند، باید آن را در ظرف دیگری بریزد و با آن وضو بسازد، و چنان‌چه نمی‌تواند، باید تیمم کند و اگر با آن آب وضو بگیرد، باطل است؛ خواه وضو را به شیوه ارتماسی بگیرد یا آب را با ظرف بر دست و صورت خود بریزد یا آب را با دست بردارد و بر صورت و دست بریزد.

م « ۴۳۸ » اگر هنگام برداشتن آب، قصد وضو ساختن نداشته باشد و سپس با ریختن آب به روی صورت و دست، قصد وضو کند، وضو درست است؛ هرچند استفاده از ظرف حرام است.

م « ۴۳۹ » وضو ساختن در حوضی که برای نمونه یک آجر یا یک سنگ یا بخشی از لوله یا شیر آب آن غصبی است درست است و وضو ساختن در آن به‌کارگیری مال غصبی نیست؛ مگر آن‌که بخش غصبی به اندازه‌ای باشد که مردم بگویند استفاده از آن، دست بردن در مال غصبی است.

م « ۴۴۰ » اگر در صحن حرم امام یا امام‌زاده‌ای حوض یا نهری بسازند و نداند که زمین صحن را تنها برای گورستان وقف کرده‌اند یا خیر، وضو ساختن از آن اشکال

(۱۱۶)

ندارد، ولی اگر پی ببرد که زمین، تنها برای گورستان وقف شده است و نیز نمی‌توان زیر حوض یا نهر مرده‌ای را به خاک سپرد، وضو صحیح نیست. هم‌چنین اگر ساختن حوض یا برکه سبب بی‌احترامی به پیکر مسلمان شود؛ برای نمونه، آب به پیکر او برسد، وضو صحیح نیست؛ هرچند زمین گورستان مباح باشد و وقفی نیز نباشد.

شرط پنجم: عضوهای وضو در هنگام شستن و مسح کردن پاک باشد

م « ۴۴۱ » اگر با وضو گرفتن و شستن صورت یا دست‌ها، عضوهای وضو خودبه‌خود پاک شود، وضو درست است.

م « ۴۴۲ » اگر پس از پایان شستن یک عضو و پیش از تمام شدن وضو، همان عضو نجس شود، وضو درست است.

م « ۴۴۳ » اگر به‌جز عضوهای وضو جای دیگری از بدن نجس باشد، وضو باطل نمی‌شود و بین هیچ یک از عضوهای بدن در این حکم تفاوتی نیست.

م « ۴۴۴ » اگر یکی از عضوهای وضو نجس باشد و پس از وضو شک نماید که پیش از وضو آن را آب کشیده یا نه وضو باطل است؛ مگر آن که نجاست به گونه‌ای باشد که به هنگام وضو ساختن، خود به خود پاک شود.

م « ۴۴۵ » اگر بریدگی یا زخمی در صورت یا دست‌هاست که خون آن بند نمی‌آید و آب برای آن زیان ندارد یا باید پس از شستن جای سالم آن عضو، آن را با رعایت ترتیب در آب کر یا روان فرو برد یا آن را زیر شیر آب بگیرد و کمی فشار بر آن وارد آورد تا خون بند آید و آن را در زیر آب شیر از بالا به پایین بشوید تا آب بر آن جریان یابد و یا آن را به نیت وضو، درون آب برد و یا آن را با نیت وضو از آب بیرون آورد و وضوی ارتماسی بگیرد.

م « ۴۴۶ » اگر بریدگی یا زخمی در صورت یا دست‌هاست و آب برای او زیان دارد، به شیوه وضوی جبیره ـ که خواهد آمد ـ رفتار نماید.

شرط ششم: وقت برای وضو و نماز بسنده باشد

م « ۴۴۷ » هرگاه زمان به‌گونه‌ای اندک است که اگر وضو بسازد همه نماز در وقت خوانده نمی‌شود، لازم است تیمم نماید، و چنان‌چه وضو بسازد، باطل

(۱۱۷)

است، ولی اگر وضو و تیمم ساختن به گونه یکسان زمان می‌برد، وضو بگیرد.

م « ۴۴۸ » کسی که به سبب تنگی وقت برای نماز واجب تیمّم می‌کند، اگر برای کار مستحبی؛ مانند: خواندن قرآن یا نماز مستحبی وضو بگیرد، وضوی او صحیح است؛ هرچند با نگزاردن همه یا بخشی از نماز در وقت آن، گناه کرده است.

شرط هفتم: قصد قربت نماید

م « ۴۴۹ » لازم است به قصد قربت و نزدیک شدن به خداوند و برای انجام فرمان خداوند وضو بسازد.

م « ۴۵۰ » اگر وضو را برای ریا، خودنمایی یا خنک شدن و مانند آن بسازد، باطل است.

م « ۴۵۱ » اگر به قصد قربت وضو بگیرد ولی بداند به عنوان نمونه، خنک نیز می‌شود، اشکال ندارد.

م « ۴۵۲ » لازم نیست نیت وضو را بر زبان بیاورد یا از دل بگذراند، بلکه کافی است در همه بخش‌های آن متوجّه باشد که وضو می‌گیرد؛ به‌گونه‌ای که اگر از او بپرسند: چه می‌کنی؟ بگوید: وضو می‌گیرم.

م « ۴۵۳ » اگر زن در جایی وضو بگیرد که بداند نامحرم بدن او را می‌بیند و به‌صورت عادی توجّه نامحرم را به خود جلب می‌نماید، گناه کرده است؛ هرچند وضوی او باطل نیست.

شرط هشتم: وضو را به ترتیب بجا آورد

م « ۴۵۴ » ترتیب عضوهای وضو چنین است: نخست صورت، سپس دست راست و سپس دست چپ را بشوید و پس از آن سر و سپس پای راست و بعد پای چپ را مسح کند.

م « ۴۵۵ » اگر شستن عضو پیشین را فراموش کند و عضو بعدی را بشوید؛ برای نمونه، نخست دست چپ و سپس دست راست را بشوید، لازم است پس از شستن عضو نخست، دوباره عضو دوم را به نیت وضو بشوید تا ترتیب مراعات شود و

(۱۱۸)

شستن از روی فراموشی، موالات را از بین نمی‌برد.

م « ۴۵۶ » اگر در انجام حکم گفته شده در مسأله پیش به‌گونه‌ای رفتار شود که مردم بگویند موالات از بین رفته است؛ مانند: آن‌که با تأخیر یا سرگردانی بسیار یا دیگر موانع همراه شود، لازم است وضو را از نو بسازد.

شرط نهم: موالات را رعایت نماید

م « ۴۵۷ » کارهای وضو را باید به گونه‌ای انجام داد که مردم بگویند کارهای وضو پشت سر هم انجام می‌شود.

م « ۴۵۸ » اگر بین کارهای وضو به اندازه‌ای فاصله باشد که از دید مردم شرط موالات را نداشته باشد، وضو باطل است، ولی اگر عذری مانند فراموشی یا پایان یافتن آب در کار باشد، این امر شرط نیست. باید توجه داشت چنان‌چه وقتی می‌خواهد بخشی را بشوید یا مسح کند، رطوبت همه بخش‌هایی که پیش از آن شسته یا مسح کرده است خشک شده باشد، وضو باطل است، ولی اگر رطوبت عضوی از عضوهای پیشین خشک شده باشد و عضو دیگری خیس باشد، وضو درست است؛ مانند آن که هنگامی که دست چپ را می‌شوید، رطوبت دست راست خشک شده باشد ولی صورت او تر باشد، یا دست راست وی خیس باشد ولی صورت او خشک شده باشد.

م « ۴۵۹ » اگر کارهای وضو را با موالات انجام دهد، ولی به واسطه گرمای هوا یا وزش باد یا دمای بالای بدن و مانند آن، رطوبت بخش پیشین خشک گردد، وضو درست است؛ مانند آن که هنگامی که می‌خواهد دست راست را بشوید، صورت او بر اثر گرما خشک شود.

م « ۴۶۰ » اگر کارهای وضو را به‌گونه‌ای انجام دهد که پشت سر هم نباشد، وضوی او باطل است؛ هرچند بر اثر سردی هوا، عضوهای پیشین خشک نشده باشد.

(۱۱۹)

م « ۴۶۱ » به هنگام وضو ساختن، راه رفتن اشکالی ندارد؛ بنابراین، اگر پس از شستن صورت و دست‌ها اندکی راه برود و سپس سر و پا را مسح کند، وضو درست است.

شرط دهم: کارهای وضو را خود انجام دهد

م « ۴۶۲ » در وضو مباشرت لازم است؛ یعنی باید شستن صورت، دست‌ها و مسح سر و پا را خود انجام دهد و اگر دیگری او را وضو دهد یا در رساندن آب به صورت و دست‌ها یا در مسح سر و پا به او کمک نماید، وضو باطل است، ولی کمک کردن در پیش‌زمینه‌های وضو، مانند آن که کسی آب را در کف دست وی بریزد و او خود با آن آب وضو بگیرد، وضو را باطل نمی‌کند.

م « ۴۶۳ » اگر نمی‌تواند خود به تنهایی وضو بسازد، باید از دیگری کمک بگیرد؛ هرچند شستن و مسح کشیدن با همراهی دیگری باشد و چنان‌چه خود نمی‌تواند با همراهی دیگری نیز وضو بسازد، لازم است نایب بگیرد تا او را وضو دهد.

م « ۴۶۴ » اگر نایب برای وضو مزد بخواهد و وی توانایی پرداخت آن را داشته باشد و برای او زیان چندانی ندارد و نیز افزون‌خواهی بیش از حد در مزد نباشد، باید به نایب مزد بدهد، و خود او و نایب؛ هر دو، نیت وضو کنند و نایب‌گیرنده با دست خود مسح نماید و اگر نمی‌تواند، نایب دست او را بگیرد و بر جای مسح او بکشد و اگر این کار را نیز نمی‌تواند انجام دهد، نایب از دست او رطوبت بگیرد و سر و پای او را با آن رطوبت مسح کند و در هیچ یک از موارد گفته شده، تیمّم لازم نیست.

م « ۴۶۵ » در هر یک از کارهای وضو که می‌توان آن را به تنهایی انجام داد، نباید کمک گرفت.

شرط یازدهم: به‌کار بردن آب برای وضوگیرنده مانعی نداشته باشد

توضیح این شرط در احکام تیمم خواهد آمد.

م « ۴۶۶ » در صورتی که که گمان دارد با مصرف آب برای وضو تشنه می‌ماند یا

(۱۲۰)

بیمار می‌شود؛ هرچند بیماری وی سخت نباشد، لازم است بجای وضو تیمّم نماید.

م « ۴۶۷ » چنان‌چه وضو ساختن ایجاد سختی می‌نماید؛ به‌گونه‌ای که مردم توان تحمل آن سختی را ندارند، می‌تواند وضو را رها کند و تیمّم نماید، ولی اگر سختی را تحمّل کند و وضو بگیرد، وضوی او درست است.

م « ۴۶۸ » اگر از این که آب برای او زیان یا ضرر بسیاری دارد آگاه نباشد و از به‌کار بردن آب واهمه نداشته باشد و وضو بگیرد و پس از آن دریابد که آب برای او ضرر یا زیان بسیار داشته، وضو درست است.

م « ۴۶۹ » اگر رساندن آب به صورت و دست‌ها به اندازه کمی که وضو ساختن با آن درست است زیانی نداشته باشد ولی بیش از آن زیان دارد، لازم است با همان اندازه کم وضو بسازد، و هرگاه برای نمونه، آب سرد برای او زیان دارد، در صورت امکان، با آب گرم وضو بسازد.

شرط دوازدهم: در عضوهای وضو، چیزی مانع رسیدن آب به پوست نباشد

م « ۴۷۰ » اگر ناچار باشد یا نیاز به مانعی که در عضوهای وضوست داشته باشد، لازم است وضوی جبیره یا تیمم نماید.

م « ۴۷۱ » اگر می‌داند که چیزی به عضوهای وضو چسبیده است ولی شک دارد که مانع از رسیدن آب می‌باشد یا نه، باید آن را از میان بردارد یا به‌گونه‌ای مطمئن شود که آب را به زیر آن رسانده است.

م « ۴۷۲ » معیار شک در اعتنا به بودن مانع یا مانع بودن چیزی که در جای وضو قرار دارد، برخورد و رفتار مردم است؛ پس اگر عموم مردم در جایی شک نمی‌کنند ولی برای کسی شک پیدا می‌شود، نباید به شک خود اعتنا کند.

م « ۴۷۳ » اگر چیزی مانع رسیدن آب به پوست زیر ناخن نباشد، وضو با ناخن بلند اشکال ندارد، ولی اگر بداند یا گمان کند که چیزی از رسیدن آب به پوست جلوگیری می‌کند، لازم است آن مانع برای وضو برداشته شود و نیز اگر ناخن بیش از حالت عادی بلند باشد که ظاهر بدن به‌شمار آید، لازم است مانعی که در بخش

(۱۲۱)

بلندتر از حالت عادی است را از میان بردارد.

م « ۴۷۴ » اگر روی صورت، دست‌ها و جلوی سر و روی پا در سوختگی یا پیشامدی دیگر تاول زده است، تا هنگامی که آن پوست ـ تاول ـ جزو بدن به‌شمار می‌آید، شستن و مسح روی آن کافی است و چنان‌چه سوراخ شود، نیاز به رساندن آب به زیر پوست نیست.

م « ۴۷۵ » اگر تنها قسمتی از پوست یک بخش از بدن جدا شود، لازم نیست آب را به زیر جایی که جدا نشده است برساند، ولی در صورتی که پوست جدا شده گاهی به بدن می‌چسبد و گاهی از آن جدا می‌شود؛ چنان‌چه زیانی نداشته باشد، آن را جدا کند یا آب را به زیر و روی آن برساند.

م « ۴۷۶ » اگر گمان کند چیزی در عضوهای وضو وجود دارد که مانع به‌شمار می‌آید و این گمان عقلایی باشد، لازم است بررسی کند و یا به گونه‌ای بشوید یا مسح نماید که به‌صورت عادی اطمینان یابد که مانع از میان رفته یا آب به زیر آن رسیده است.

م « ۴۷۷ » اگر بی‌توجّه به مانع وضو بگیرد و سپس بداند که مانعی در عضوها بوده، وضو باطل است، و در صورتی که گمان کند که چیزی در کار نیست و به امید نبودن آن یا از روی بی‌توجهی وضو بگیرد و سپس بداند که مانعی نبوده، وضو درست است، ولی چنان‌چه پس از آن بداند که مانعی بوده است، آن گمان کافی نیست و وضو باطل می‌باشد.

م « ۴۷۸ » جای شستن یا مسح، اگر کثیف باشد، تا مانع رسیدن آب به بدن نباشد، اشکال ندارد؛ هرچند مستحب است که عضوهای وضو پیش از آن تمیز گردد.

م « ۴۷۹ » اگر پس از گچ کاری، رنگ کاری، مکانیکی و مانند آن، چیزی که از رسیدن آب به پوست جلوگیری نمی‌کند بر عضو بماند، وضو صحیح است، ولی اگر مانع به‌شمار آید یا شک نماید که با بودن آن، آب به پوست می‌رسد یا نه، باید آن را از میان بردارد.

(۱۲۲)

م « ۴۸۰ » اگر پوست چربی دارد و چربی آن جرم ندارد تا مانع رسیدن آب به پوست باشد، وضو اشکال ندارد و اگر بداند که جای وضو به‌گونه‌ای چرب است که مانع رسیدن آب می‌شود، لازم است ابتدا مانع را بردارد و سپس وضو بگیرد.

م « ۴۸۱ » اگر پیش از وضو بداند که چیزی از رسیدن آب به عضوی جلوگیری می‌کند و پس از وضو شک نماید که در هنگام وضو ساختن، آب به آن‌جا رسیده است یا نه، در صورتی که به هنگام وضو توجّه داشته که مانع را از میان بردارد، وضو درست است، ولی اگر نداند که در هنگام وضو، به مانع توجه داشته است یا نه، باید دوباره وضو بگیرد.

م « ۴۸۲ » اگر در بعضی از عضوهای وضو چیزی باشد که گاهی آب، خودبه‌خود به زیر آن می‌رسد و گاهی هم نمی‌رسد؛ مانند: انگشتر، و پس از وضو شک نماید که آب زیر آن رسیده است یا نه، در صورتی که هنگام وضو متوجه رسیدن آب به زیر آن نبوده است، باید دوباره وضو بگیرد.

م « ۴۸۳ » اگر پس از وضو مانعی مانند انگشتری در اعضای وضو ببیند و نداند به هنگام وضو ساختن نیز بوده یا پس از آن ایجاد شده، وضو درست است؛ خواه بداند هنگام وضو متوجه بوده است یا نداند.

م « ۴۸۴ » انگشتر، دست‌بند و مانند آن، اگر مانع رسیدن آب نباشد، برای وضو اشکالی ندارد و می‌توان آن را به‌گونه‌ای در دست جابه‌جا نمود تا آب به زیر آن برسد.

م « ۴۸۵ » اگر پس از وضو شک نماید که همه کارهای وضو را انجام داده یا نه، یا شرط‌های درستی آن را فراهم داشته است یا نه، به شک خود اعتنا نکند، ولی اگر در هنگام وضو ساختن چنین شکی نماید، لازم است به آن اعتنا کند و نیز شرط‌های درستی وضو را فراهم نماید.


 

احکام تکمیلی وضو

(۱۲۳)

م « ۴۸۶ » کسی که در کارهای وضو و شرط‌های آن؛ مانند: پاک بودن آب و نبودن مانع بر عضوهای وضو بسیار شک می‌نماید؛ چنان‌چه به وسواس گرفتار می‌آید، به شک خود اعتنا نکند و وضوی خود را برابر عادت مردم انجام دهد.

م « ۴۸۷ » اگر شک نماید که وضوی او باطل شده است یا نه، بنا می‌گذارد که هنوز وضو دارد، ولی اگر پس از ادرار، استبرا نکرده و وضو ساخته است و پس از وضو رطوبتی از او بیرون آید که نداند ادرار است یا چیزی دیگر، وضوی او باطل است.

م « ۴۸۸ » کسی که شک دارد وضو گرفته یا نه، لازم است وضو بگیرد.

م « ۴۸۹ » اگر بداند هم وضو گرفته و هم حدثی مانند ادرار از او سر زده و نداند کدام پیش‌تر بوده، در صورتی که پیش از نماز است، وضو بگیرد و اگر در میان نماز است، نماز را رها کند و وضو بگیرد و سپس نماز بگزارد و نمی‌تواند با این شک به نماز ادامه دهد، بلکه اگر پس از نماز نیز چنین شکی نماید، لازم است وضو بگیرد و دوباره نماز بگزارد.

م « ۴۹۰ » اگر هنگام وضو ساختن را می‌داند ولی هنگام سر زدن حدث را نمی‌داند، وضو و نماز او درست است؛ برای نمونه، اگر می‌داند به هنگام ظهر، وضو ساخته، ولی نمی‌داند که آیا پیش از آن حدثی از او سر زده یا پس از آن، نماز او درست است و همه احکام وضو بر آن حمل می‌شود؛ در حالی که اگر هنگام حدث را بداند ولی هنگام وضو ساختن و طهارت را نداند، حکم شک را دارد و باید وضو بگیرد.

م « ۴۹۱ » اگر پس از وضو یا در میان آن یقین کند که بخشی را نشسته یا مسح نکرده است و رطوبتِ همه عضوهای پیش از آن بخش به سبب طولانی شدن زمان خشک شده باشد، لازم است دوباره وضو بگیرد، ولی اگر خشک نشده یا به خشک شدن آن به سبب گرمی هوا یا باد و مانند آن باشد، لازم است بخشی را که فراموش کرده و عضوهایی را که پس از آن است بشوید یا مسح کند.

(۱۲۴)

م « ۴۹۲ » اگر پس از نماز شک نماید که پیش از آن وضو ساخته یا نه و بداند که در آغاز نماز به کردار خود و زمینه‌های درستی نماز متوجه بوده، نماز او درست است، ولی لازم است برای نمازهای دیگر وضو بسازد.

م « ۴۹۳ » اگر پیش از نماز یا در میان آن شک نماید که وضو ساخته یا نه، نماز او باطل است و باید دوباره وضو بگیرد و نماز بخواند.

م « ۴۹۴ » اگر پس از نماز بداند یا شک نماید که وضوی او باطل شده، ولی نداند که وضوی او پیش از نماز باطل شده یا پس از آن، در صورتی که بداند در آغاز نماز به شرایط درستی نماز توجّه داشته است نماز او صحیح است.


 

وضوی مسلوس و مبطون

م « ۴۹۵ » اگر مسلوس است؛ یعنی بیماری سلس(جکمیزک) دارد که ادرار او قطره قطره می‌ریزد یا نمی‌تواند از بیرون آمدن مدفوع خودداری کند ـ که به وی «مبطون» گفته می‌شود ـ و می‌داند از آغاز وقت نماز تا پایان آن به‌اندازه وضو ساختن و نماز گزاردن وقت پیدا می‌کند، نماز خود را در زمان پیش آمده بخواند و اگر مهلت او به اندازه کارهای واجب نماز است، تنها کارهای واجب نماز را در آن وقت بجا آورد و کارهای مستحب آن؛ مانند: اذان، اقامه، قنوت و حتّی سوره را رها کند و اگر در آن مهلت، عسر و حرج و مشکلی برای او پیش آمد، نماز وی با همان حال درست است.

م « ۴۹۶ » اگر مسلوس؛ حتی به اندازه وضو و نماز مهلت نمی‌یابد، می‌تواند با همان حال نماز بخواند و بیرون آمدن ادرار با ویژگی ذکر شده، وضوی او را باطل نمی‌کند و لازم نیست دوباره وضو بسازد، بلکه وضوی او تنها به سبب حدث اختیاری؛ مانند: خوابیدن یا خروج ادرار و مدفوع اختیاری باطل می‌شود.

م « ۴۹۷ » اگر نمی‌تواند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع خود جلوگیری کند و به اندازه وضو یا بخشی از نماز مهلت نمی‌یابد و در میان نماز یک یا چندبار ادرار از

(۱۲۵)

او خارج می‌شود، تنها به وضوی نخست و نماز او بسنده است و لازم نیست دوباره وضو بسازد یا نماز بگزارد؛ هرچند بتواند باز هم آن نماز یا وضو را انجام دهد.

م « ۴۹۸ » کسی که پی در پی از او ادرار یا مدفوع خارج می‌شود، ولی به‌گونه‌ای است که می‌تواند بخشی از نماز را با وضو بخواند، لازم است برای هر نماز یک وضو بسازد و اگر وضو ساختن برای او مشکل است، می‌تواند با یک وضو، نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا را با هم بجا آورد.

م « ۴۹۹ » کسی که پی‌درپی ادرار از او خارج می‌شود، اگر میان دو نماز هیچ ادراری از او بیرون نیاید، می‌تواند با یک وضو هر دو نماز را بخواند و قطره‌هایی که در بین نماز از او بیرون می‌ریزد، وضوی او را باطل نمی‌سازد.

م « ۵۰۰ » هرگاه برای این گونه افراد، ادرار، مدفوع یا حدث دیگری که وضو را باطل می‌کند با اختیار خود یا به طور طبیعی و نه به سبب بیماری پیش آید، لازم است دوباره وضو بسازند.

م « ۵۰۱ » کسی که پی در پی ادرار یا مدفوع از او بیرون می‌آید، اگر نتواند هیچ بخشی از نماز را با وضو بخواند، می‌تواند چند نماز را با یک وضو بخواند.

م « ۵۰۲ » اگر به واسطه بیماری نمی‌تواند از بیرون آمدن باد معده جلوگیری کند، در همه احکام، حکم مسلوس و مبطون را دارد.

م « ۵۰۳ » اگر ادرار یا مدفوع، پی در پی از او بیرون می‌آید، باید برای هر نماز وضو بسازد و بی‌درنگ نماز بگزارد، ولی برای بجا آوردن سجده و تشهد فراموش شده و نماز احتیاط ـ که پس از نماز انجام می‌دهد و حکم اجزای نماز را دارد ـ چنان‌چه آن را بی‌درنگ پس از نماز بجا بیاورد، نیازی به ساختن وضو نیست.

م « ۵۰۴ » مسلوس و مبطون می‌تواند پس از وضو ساختن، نوشته قرآن را مس نماید؛ هرچند در حال نماز نباشد.

م « ۵۰۵ » کسی که ناخواسته ادرار از او بیرون می‌آید، اگر بتواند، لازم است برای نماز با کیسه پاکی ـ که در آن پنبه یا چیز دیگری که از رسیدن ادرار به جاهای دیگر

(۱۲۶)

بدن جلوگیری می‌کند ـ خود را از نجاست نگاه دارد؛ ولی اگر نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا را با هم می‌خواند، لازم نیست محل خروج ادرار و آن کیسه را برای گزاردن نماز عصر یا عشا پاک نماید و می‌تواند نماز عصر یا عشا را با همان حال بخواند.

م « ۵۰۶ » اگر برای مبطون ممکن است، باید به اندازه نماز از رسیدن مدفوع به جای دیگر بدن جلوگیری نماید و اگر نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا را با هم می‌خواند، واجب نیست برای نماز دوم، محل خروج مدفوع و وسیله جلوگیری از آن را آب کشد؛ هرچند در فاصله دو نماز از او مدفوع بیرون آید.

م « ۵۰۷ » کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن ادرار، مدفوع و باد معده خودداری کند، اگر برای او ممکن است و سختی و نیز ترس از زیان ندارد، لازم است به اندازه نماز از بیرون آمدن آن جلوگیری نماید و چنان‌چه بیماری او درمان‌پذیر است و امکان دارد، خود را درمان نماید؛ هرچند هزینه بسیاری در بر داشته باشد.

م « ۵۰۸ » کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن ادرار، مدفوع یا باد معده خودداری کند، پس از آن که بیماری او بهبود یافت، لازم نیست نمازهایی را که در هنگام بیماری برابر حکم خوانده است، دوباره‌خوانی نماید. هم‌چنین اگر بیماری او در وقت ویژه نماز بهبودی یابد، لازم نیست نمازی را که در آن هنگام خوانده است، دوباره بخواند.


 

کارهایی که نیاز به وضو گرفتن دارد


 

موارد وجوب وضو

م « ۵۰۹ » وضو ساختن در پنج مورد واجب است:

یکم ـ نمازهای واجب جز نماز میت.

دوم ـ برای سجده و تشهد فراموش شده، اگر میان آن و نماز واجب، حدثی مانند خواب سر زده باشد.

(۱۲۷)

م « ۵۱۰ » برای انجام سجده سهو، وضو واجب نیست.

سوم ـ برای طواف واجب کعبه که بخشی از حج یا عمره می‌باشد.

طوافی که بخشی از حج یا عمره است، طواف واجب شمرده می‌شود؛ هرچند اصل حج و عمره مستحب باشد.

چهارم ـ اگر نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که وضو بگیرد یا برای اجیر شدن برای گزاردن نماز یا شرط وضو در قراردادها و معاملات یا دستوری شرعی در کارهایی که در اطاعت آن ناگزیر از وضوست، وضو واجب شده باشد.

پنجم ـ لمس قرآن کریم.

م « ۵۱۱ » اگر پیش از وقت نماز با قصد طهارت وضو بسازد یا غسل جنابت کند، درست است و می‌تواند نماز واجب خود را با آن بخواند و نیز در نزدیکی وقت نماز، اگر با قصد آماده بودن برای نماز وضو بگیرد، اشکال ندارد، ولی نباید نیت وضوی واجب داشته باشد.

م « ۵۱۲ » مستحب است برای پاکی و به قصد طهارت وضو بگیرد یا غسل کند؛ هرچند پیش از وقت نماز باشد و می‌توان پس از فرا رسیدن وقت با آن وضو نماز گزارد.

م « ۵۱۳ » کسی که یقین دارد وقت نماز فرا رسیده، اگر نیت وضوی واجب کند و پس از وضو پی ببرد که هنوز وقت نماز نبوده؛ وضوی او درست است.

م « ۵۱۴ » اگر وضو دارد، مستحب است برای گزاردن نماز واجب دوباره وضو بگیرد.


 

موارد استحباب وضو

م « ۵۱۵ » برای نماز میت، زیارت اهل قبور، رفتن به مسجد و حرم اهل‌بیت عصمت علیهم‌السلام ، هم‌چنین برای همراه داشتن، خواندن و نوشتن قرآن کریم و نیز برای مسّ حاشیه قرآن و خوابیدن، وضو ساختن مستحب است و اگر برای انجام یکی از موارد ذکر شده وضو بگیرد، می‌تواند هر کاری را که به وضو نیاز دارد، با آن انجام دهد؛ برای نمونه، می‌تواند با آن وضو نماز بخواند.

(۱۲۸)


 

تماس با قرآن کریم و نام‌های متبرک


 

مسّ قرآن کریم

م « ۵۱۶ » مسّ قرآن کریم و اسم‌های پروردگار، بدون پاکی و طهارت حرام است، ولی اگر نوشتن آن، مسّ کردن را به همراه نداشته باشد، اشکال ندارد. مس گرد و غبار و چیزهایی که پس از نوشتن یا پاک نمودن آیات قرآنی بر تابلو و مانند آن می‌ماند یا بر زمین می‌ریزد اشکال ندارد.

م « ۵۱۷ » مسّ نمودن رشته نوار یا نگاتیوی که قرآن کریم بر آن ضبط شده است یا صفحه تلویزیون و مانیتور، چون به لحاظ عرف حکم آیات را ندارد، بی‌اشکال است، ولی مس هرگونه سطحی که عرف آن را نشان‌گر خطوط آیات قرآنی می‌داند؛ مانند: فیلم و زینگ چاپ، بدون طهارت اشکال دارد.

م « ۵۱۸ » مس عنوان «قرآن کریم» که بر سطح جلد چاپ می‌شود، بدون طهارت حرام است.

م « ۵۱۹ » مس کناره صفحه‌های قرآن کریم یا جلد آن، بدون طهارت اشکالی ندارد.

م « ۵۲۰ » اگر نذر کرده باشد با بخشی از بدن خود خطّ قرآن کریم را مسّ کند، مانند آن‌که آن را ببوسد یا دست بر واژه‌های آن بگذارد، لازم است وضو بگیرد.

م « ۵۲۱ » اگر ناچار شود برای آب کشیدن قرآنی که نجس شده است یا بیرون آوردن آن از جای ناشایست، خطّ قرآن را با بخشی از بدن خود مس کند، لازم است طهارت داشته باشد.

م « ۵۲۲ » اگر درنگ نمودن برای وضو، بی‌احترامی به قرآن باشد، لازم است تیمم کند و چنان‌چه تأخیر به اندازه تیمّم هم بی‌احترامی به قرآن شمرده شود، لازم است قرآن را بدون تیمّم آب کشد یا از آن‌جا دور سازد.

م « ۵۲۳ » نام مبارک پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله ، ائمّه طاهرین علیهم‌السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام نیز حکم قرآن را دارد و مس آن بدون طهارت حرام است.

(۱۲۹)

م « ۵۲۴ » تماس بخشی از بدن با خط قرآن کریم برای کسی که وضو ندارد حرام است، ولی تماس مو با آن اشکال ندارد.

م « ۵۲۵ » ترجمه قرآن به هر زبانی که باشد احکام قرآن مجید را دارد.

م « ۵۲۶ » جلوگیری از دیوانه یا بچه‌ای که بدون وضو دست به خط قرآن کریم می‌آورد واجب نیست، ولی اگر کاری کند که بی‌احترامی به قرآن باشد، باید از آن خودداری شود.

م « ۵۲۷ » مسّ نام‌های خداوند متعال و صفات ویژه او ـ به هر زبانی که نوشته شده باشد ـ برای کسی که وضو ندارد حرام است؛ حتی سکه یا اسکناسی که بر آن نام خداوند متعال نوشته شده است نیز همین حکم را دارد.


 

نجس شدن قرآن کریم

م « ۵۲۸ » نجس کردن خط، ورق و جلد ویژه قرآن کریم حرام است؛ خواه بی‌احترامی به‌شمار آید یا نیاید، و چنین قصدی داشته باشد یا نداشته باشد، و پاک نمودن آن به هر شیوه ممکن و شایسته لازم و در نخستین فرصت واجب است و کوتاهی و درنگ نمودن در آن، گناه دیگری می‌باشد.

م « ۵۲۹ » گذاشتن قرآن کریم بر روی نجاست؛ مانند: خون، مردار و مانند آن، حرام و برداشتن آن واجب است؛ هرچند نجاست خشک باشد، و کوتاهی در این کار خود بی‌حرمتی و گناه است.

م « ۵۳۰ » گذاشتن قرآن‌کریم یا آیه‌های آن در مکان ناشایست؛ مانند: محل بازی با ابزار قمار یا فحشا و فجور حرام است؛ مگر آن‌که در آن خیر و صلاحی باشد یا دست‌کم برداشت اهانت از آن نگردد.

م « ۵۳۱ » گذاشتن چیزی بر روی قرآن کریم اگر موجب بی‌احترامی شود حرام است و چنان‌چه بی‌احترامی را نیز به‌دنبال نداشته باشد، شایسته نیست و پرهیز از آن بهتر است.

م « ۵۳۲ » گذاردن قرآن کریم برای مبارکی و خجستگی بر سینه مؤمن فوت

(۱۳۰)

شده یا مؤمنی که در آستانه مرگ است حرام نیست؛ زیرا مرده مؤمن مردار نیست؛ هرچند پرهیز از آن با فرهنگ صحیح دینی سازگارتر است.

نوشتن قرآن کریم با چیز نجس

م « ۵۳۳ » نوشتن قرآن کریم با چیز نجس؛ مانند: خون یا مرکب نجس؛ هرچند یک حرف از آن به نیت قرآن نوشته شود، حرام است و اگر این‌گونه نوشته شود، باید بی‌درنگ به هرگونه‌ای که ممکن است پاک شود؛ خواه به عمد نوشته شده باشد یا به سهو؛ به قصد حرمت‌شکنی باشد یا نباشد.

م « ۵۳۴ » نوشتن آیات بر هر جای از ابزار فساد مانند آلات قمار یا چیز ناپسندی که نجس نیست حرام می‌باشد؛ خواه به نیت حرمت‌شکنی باشد یا نباشد و خواه اهانت به‌شمار آید یا نیاید.


 

نوشتن قرآن کریم با خون شهید

م « ۵۳۵ » خون شهید پاک است؛ بنابراین کسی که طهارت شرعی دارد، اگر آیه‌ای را با انگشت آغشته به خون شهید بر سطح مباحی بنویسد، اشکال ندارد.


 

شهید؛ شمع هستی

شهید، راز ماندگاری آیین یکتاپرستی است و خون وی رازِ زنده ماندن اوست. اگر بر این باوریم که رشته تنومند شهید همواره دست به آویزه ناپیدای آسمان دارد، دیگر نمی‌توان تار و پود قدسی این رشته را به واژه «ناپاکی» آلوده ساخت.

رشته استوار جهان هستی در همه روزگار، رگ حیات شهید بوده است که چشمه زندگی از آن می‌جوشد. دیگران تنها تصویری مجازی از زندگی هستند و چه‌بسا با بیهودگی از دنیا می‌روند، ولی راز جاودانگی و بودن در رگ شهید جاری است و این شهید است که برای همیشه می‌ماند؛ چرا که وی استوانه برپایی آفریدگان و موجب استواری آفرینش است. اگر شهید، شمع زندگی و چراغ هستی است، دیگر چگونه می‌توان گفت پیکر این چراغ روشنی‌بخش ناپاک است. شهیدان، راز ماندگاری و جاودانگی هستند و اگر جهان هستی نمود اسمای پاک حق

(۱۳۱)

است، پس خون شهید پاک‌ترین آن‌ها، شراب طهور حق و کوثر فیض الهی است. ای کاش، فقه و حکمت هزار ساله شیعه، این مسأله را آشکار و برهانی می‌ساخت که خون شهید نه تنها آلوده نیست، بلکه خود از مطهرات و پاک و پاک‌کننده است و باید پاکی را پیش از آب، خاک و آفتاب در آن جست.


 

قرآن کریم و کافران

م « ۵۳۶ » دادن قرآن کریم به کافران یا مشرکان، اگر سبب بی‌احترامی یا نجس شدن آن گردد، حرام است.

م « ۵۳۷ » اگر کافر یا مشرکی قرآن کریم را در دست داشته باشد، باید در صورت امکان آن را از او گرفت؛ هرچند لازم باشد از وی خریداری گردد یا ضرر مالی در بر داشته باشد، ولی اگر در اختیار گذاشتن قرآن‌کریم، مطالعه، آگاهی یا احتمال هدایت و تأثیرپذیری آنان را سبب گردد، نه‌تنها اشکال ندارد، بلکه در بسیاری از موارد، پسندیده و یا لازم است.

م « ۵۳۸ » رساندن قرآن مجید به مراکز علمی کافران یا به اشخاص آگاه آنان؛ اگر زمینه تبلیغی دارد و از کینه‌توزی، ستیزه‌جویی و بی‌حرمتی از جانب آنان به‌دور است، نمونه آشکار امر به معروف و کار نیک به‌شمار می‌آید.

م « ۵۳۹ » هر کافر و مشرکی می‌تواند با نگه‌داشتن ادب و طهارت، هرگونه کاربرد درست علمی و عملی از قرآن کریم داشته باشد. البته، هرگونه حرمت‌شکنی یا آلوده‌سازی کتاب الهی به‌دست آنان گناه کبیره بوده و با وجود شرایط، نهی از منکر آنان واجب است و در صورت امکان باید آنان را تحت پیگرد شرعی و قانونی قرار داد و حتّی تعزیر شرعی نمود.


 

قرار گرفتن اشیای مقدّس در جای ناشایست

م « ۵۴۰ » هر چیز مقدّسی؛ مانند: تربت، نوشته قرآن کریم، دعا، نام‌های الهی و حضرات معصومین علیهم‌السلام اگر در جای ناشایستی مانند توالت بیفتد، در صورت امکان باید آن را بیرون آورد؛ هرچند سختی یا هزینه‌ای نیز داشته باشد، و اگر ممکن نیست، نباید از آن مکان استفاده نمود؛ هرچند واجب نیست به کسانی که از آن

(۱۳۲)

آگاهی ندارند اطلاع داد، ولی اگر اطمینان شود که صورت آن از بین رفته است، استفاده از آن اشکال ندارد.

م « ۵۴۱ » اگر کسی که سبب افتادن چیزی مقدس در مکان ناشایستی شده است، اگر نتواند آن را بیرون آورد یا کوتاهی کند، بیرون آوردن آن بر کسانی که آگاهی دارند واجب می‌شود.

م « ۵۴۲ » نجس کردن عمدی اشیای مقدّس حرام است و تطهیر آن به هر شیوه و از هر راهی که ممکن است، واجب می‌باشد و درنگ یا کوتاهی نمودن در آن گناه است؛ خواه نجس شدن آن عمدی باشد یا نباشد.


 

وضوی جبیره

در شرایط غیر عادی به واسطه زخم، شکستگی، سوختگی، دمل، جراحت و دیگر آسیب‌های جسمانی در مواضع وضو که امکان وضو ساختن به صورت عادی ممکن نیست، اسلام پیش‌بینی لازم نسبت به انجام وضو در حال اضطرار را ارایه نموده است که به آن «وضوی جیبره» گفته می‌شود.

هر چیزی؛ مانند: پارچه، باند، پلاستیک، چسب و دارویی که برای بهبودی زخم یا عضو شکسته به‌کار می‌رود، جبیره نام دارد.

م « ۵۴۳ » اگر در یکی از عضوهای وضو زخم یا دمل یا شکستگی باشد و سطح آن باز بوده و خون نداشته و آب نیز برای آن زیانی نداشته باشد، باید به‌صورت عادی وضو گرفت.

م « ۵۴۴ » اگر زخم، دُمل یا شکستگی در چهره و دست است و روی آن باز باشد، ولی آب ریختن بر آن زیان دارد؛ چنان‌چه اطراف آن را به‌گونه‌ای که در وضو گفته شد از بالا به پایین بشوید و سپس پارچه پاکی روی آن بگذارد و دست تر روی آن بکشد، بسنده است و لازم نیست تیمّم نماید؛ ولی در صورتی که کشیدن دست خیس بر آن زیانی در پی ندارد، لازم است دست تر را بر آن بکشد.

(۱۳۳)

م « ۵۴۵ » اگر زخم یا دمل یا شکستگی در جلوی سر یا روی پا باشد و سطح آن نیز باز باشد و نمی‌توان آن را مسح کرد به این صورت که زخم همه جای مسح را گرفته است یا نتوان جای سالم را مسح نمود؛ پارچه پاکی ـ یا چیزی مانند آن را ـ روی زخم بیندازد و روی آن را با تری آب وضو که در دست مانده است مسح کند و لازم نیست تیمّم نماید و اگر نمی‌تواند بر روی پارچه پاکی مسح کند، باید به جای وضو تیمّم نماید.

م « ۵۴۶ » اگر روی دمل یا زخم یا شکستگی، پارچه یا گچ یا مانند آن بسته شده باشد و بتوان آن را بدون سختی و مرارت باز نمود و زیان یا سختی بسیاری به همراه نداشته باشد و استفاده از آب هم برای آن زیانی ندارد، باید روی آن را باز نماید و وضو بگیرد، و در غیر این صورت، باید اطراف زخم یا شکستگی را بشوید و روی جبیره را مسح کند.

م « ۵۴۷ » اگر جبیره نجس است یا نمی‌توان روی آن دست تر کشید، لازم است پارچه پاکی را بر آن ببندد و دست تر را بر روی آن بکشد؛ خواه زخم و مانند آن در صورت و دست باشد یا جلوی سر و روی پا، و اگر توان انجام آن را نیز ندارد، تیمّم نماید.

م « ۵۴۸ » اگر زخم یا دمل یا شکستگی در صورت یا دست باشد و بتوان روی آن را باز کرد و آب را بر آن روان ساخت ـ هرچند به کمک دست ـ باید آن را انجام دهد و در صورتی که باز کردن و روان ساختن آب بر روی آن زیان داشته باشد، ولی کشیدن دست تر بر روی آن زیانی ندارد، باید بخشی از اطراف آن را که می‌تواند، بشوید و بر روی بخش دیگر آن دست تر کشد و همین کار بسنده است و لازم نیست پارچه گذاشته و دست بر روی آن کشیده شود.

م « ۵۴۹ » اگر نمی‌توان روی زخم را باز کرد ولی زخم و نیز چیزی که روی آن گذاشته شده است پاک باشد و بتوان آب را به زخم رساند و زیان و زحمت بسیاری نداشته باشد، باید آب را از بالا به پایین به‌گونه‌ای روی زخم برساند که همه آن شسته شود.

(۱۳۴)

م « ۵۵۰ » اگر زخم یا جبیره نجس باشد ولی بتواند آب را بدون سختی و زیان به روی زخم برساند و آن را آب بکشد، لازم است آن را پاک نماید و آب را به هنگام وضو به زخم برساند.

م « ۵۵۱ » اگر آب برای زخم زیان دارد و یا زیان ندارد ولی نمی‌توان به آن آب رساند یا آن را آب کشید یا باز کردن زخم، سختی یا زیان به همراه دارد یا زخم نجس است و نمی‌توان آن را آب کشید، لازم است اطراف زخم را به‌گونه‌ای که در وضو گفته شد بشوید و روی جبیره پاک را مسح نماید.

م « ۵۵۲ » اگر جبیره نجس باشد یا نتوان دست تر را بر روی جبیره کشید؛ برای نمونه، دارویی است که به دست می‌چسبد، پارچه‌ای پاک یا مانند آن را به‌گونه‌ای که با بستن یا کاری شبیه آن قسمتی از جبیره شمرده شود روی آن بگذارد و دست خیس را روی آن بکشد و لازم نیست تیمم جبیره‌ای نیز نماید.

م « ۵۵۳ » لازم نیست جنس جبیره از چیزهایی باشد که می‌توان با آن نماز خواند، بلکه اگر از حریر یا از اجزای حیوانی باشد که حلال‌گوشت نباشد نیز می‌توان بر آن مسح کشید، ولی در صورت امکان باید آن را برای نماز از خود دور ساخت.


 

احکام جبیره هر یک از عضوهای وضو

م « ۵۵۴ » اگر جبیره همه چهره، دست یا بیش‌تر عضوهای وضو و حتّی همه آن را فرا گیرد، باز احکام جبیره جاری و وضوی جبیره‌ای کافی است و نیازی به تیمّم نیست.

م « ۵۵۵ » کسی که در کف دست و بر انگشت جبیره دارد، هنگام وضو دست تر بر آن می‌کشد، مسح سر و پا را با همان تری انجام می‌دهد و اگر خیسی آن بسنده نیست، از عضوهای دیگر وضو رطوبت بگیرد.

م « ۵۵۶ » اگر جبیره روی پا را به‌گونه‌ای گرفته باشد که تنها بخشی از طرف انگشتان و بخشی از طرف بالای پا باز است، باید روی جای باز و روی جایی که

(۱۳۵)

جبیره است مسح شود.

م « ۵۵۷ » اگر در چهره یا دست چند جبیره باشد، باید میان آن را بشوید و اگر جبیره‌ها در سر یا روی پا باشد، باید میان آن را مسح کند و در جایی که جبیره است، برابر دستور حکم جبیره رفتار نماید.

م « ۵۵۸ » اگر جبیره اطراف زخم را بیش از صورت عادی آن گرفته است؛ به‌گونه‌ای که نمی‌توان بخش زیادی آن را بدون سختی برداشت، لازم است برابر حکم جبیره رفتار نمود و به تیمّم نیاز نیست، ولی چنان‌چه می‌تواند بخش زیاده جبیره را بدون سختی بردارد، لازم است آن را بردارد و برابر حکم جبیره رفتار نماید.

م « ۵۵۹ » اگر در عضوهای وضو، زخم، جراحت، دمل و شکستگی نیست، ولی استفاده از آب به سبب دیگری برای آن زیان دارد، لازم است وضوی جبیره‌ای بگیرد و اگر وضوی جبیره‌ای نیز زیان دارد، تیمم کند، ولی اگر استفاده از آب، تنها برای بخشی از دست و صورت زیان دارد، برابر جبیره رفتار کند و نیازی به تیمّم نیست.

م « ۵۶۰ » اگر در عضوی از وضو یا غسل چیزی چسبیده باشد که نمی‌توان آن را برطرف نمود یا برطرف نمودن آن همراه با سختی است؛ هرچند بتواند زحمت و سختی آن را تحمل نماید، برابر حکم جبیره رفتار کند و تیمم لازم نیست.

م « ۵۶۱ » غسل جبیره‌ای مانند وضوی جبیره‌ای است و می‌توان آن را به صورت ترتیبی یا ارتماسی بجا آورد و شیوه آن همان‌گونه است که در وضو گذشت.

م « ۵۶۲ » کسی که وظیفه او تیمم است اگر در بخشی از عضوهای تیمم خود زخم یا دمل یا شکستگی دارد، برابر حکم وضوی جبیره‌ای لازم است تیمم جبیره‌ای انجام دهد.

م « ۵۶۳ » کسی که با وضو یا غسل جبیره‌ای نماز می‌خواند و می‌داند عذر او تا پایان وقت برطرف نمی‌شود، می‌تواند نماز را در ابتدای وقت بخواند و اگر عذر او پس از نماز برطرف شود، لازم نیست دوباره نماز بگزارد، بلکه می‌تواند با همان

(۱۳۶)

وضوی جبیره‌ای کارهای دیگری که به وضو نیاز دارد نیز انجام دهد.

م « ۵۶۴ » اگر امید دارد عذر او تا پایان وقت برطرف می‌شود، لازم است صبر نماید و اگر عذر او برطرف نشود، نماز را در آخر وقت با وضو یا غسل جبیره‌ای بجا آورد.

م « ۵۶۵ » اگر نمی‌داند عذر او برطرف می‌شود یا خیر، می‌تواند نماز را در آغاز وقت به همان‌گونه که آمد بخواند و اگر عذر او در وقت یا بیرون از وقت برطرف گردد، دیگر چیزی بر عهده او نیست.

م « ۵۶۶ » اگر کسی به سبب بیماری، مژه‌های چشم یا لب او به هم چسبیده باشد یا به‌گونه‌ای باشد که آب به همه روی پوست و موهای چشم او نرسد، باید وضو و غسل جبیره‌ای انجام دهد و نیاز به تیمم ندارد.

م « ۵۶۷ » اگر شستن صورت سبب درد یا زیان بر چشم شود، می‌تواند وضوی جبیره‌ای انجام دهد؛ به این شیوه که اطراف چشم و دیگر جاهای چهره را بشوید و دست تر را بدون پارچه بر روی چشم بکشد و اگر این شیوه نیز برای او زیان یا درد دارد، باید با گذاردن پارچه‌ای، دست تر را بر روی آن بکشد.

م « ۵۶۸ » اگر نمی‌داند وظیفه او تیمم است یا وضوی جبیره، در صورتی که مسأله را نمی‌داند، باید از کسی که می‌داند بپرسد و اگر ویژگی‌های موضوع را نمی‌داند، در جایی که وظیفه او از آغاز تیمّم بوده؛ مانند آن‌که آب نداشته است، تیمّم کند و در جایی که وضوی جبیره، وظیفه پیشین او بوده است، مانند زخم بودن عضو وضو، وضوی جبیره بگیرد و اگر وظیفه ابتدایی و پیشین در کار نبود و آن را تشخیص نمی‌دهد، تنها انجام تیمّم کافی است، و در هر صورت، نیازی به تیمّم و وضوی جبیره با هم نیست.

م « ۵۶۹ » نمازی را که با وضوی جبیره خوانده و تا پایان وقت عذر جبیره داشته، صحیح است و لازم نیست آن را دوباره بخواند، و پس از آن‌که عذر جبیره وی از میان برداشته شد، اگر هنوز طهارت دارد، لازم نیست برای نمازهای دیگر خود

(۱۳۷)

وضو بگیرد، ولی اگر نمی‌دانسته که تکلیف وی جبیره است یا تیمم و وظیفه پیشین وی نیز روشن نبوده و در نتیجه تیمم گرفته است، باید پس از برطرف شدن عذر جبیره، برای دیگر نمازهای خود وضو بگیرد.

(۱۳۸)

(۱۳۹)


 

غسل


غسل‌های واجب

م « ۵۷۰ » غسل‌های واجب عبارت است از:

غسل جنابت، غسل حیض، غسل نفاس، غسل استحاضه، غسل میت، غسل مسّ میت و غسلی که به واسطه نذر، قسم و مانند آن واجب می‌گردد.

در این مقام، تنها غسل جنابت بیان می‌گردد و دیگر موارد یاد شده در جای خود خواهد آمد. البته، همه غسل‌ها به شیوه‌ای یکسان انجام می‌پذیرد و گونه‌های غسل با یکسان بودن شیوه اصل غسل منافاتی ندارد.


 

غسل جنابت


 

گونه‌های جنابت

م « ۵۷۱ » انسان به دو گونه جنب می‌گردد: جماع و بیرون آمدن منی؛ در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بدون شهوت، و خودخواسته باشد یا ناخواسته.

م « ۵۷۲ » تا به بیرون آمدن منی آگاه نشود، جنابت صورت نمی‌پذیرد؛ چنان‌که این امر برای زن کم و اندک پیش می‌آید و جنابت وی بیش‌تر به جماع نمودن است.

م « ۵۷۳ » اگر رطوبتی بیرون آید و نداند منی است یا چیز دیگر، در صورتی که نخست با شهوت و جهیدن بیرون آید و پس از بیرون آمدن، بدن نیز سست شود،

(۱۴۰)

حکم منی را دارد و جنابت حاصل می‌شود و در زن، بیش‌تر این‌گونه است که منی بیرون نمی‌آید و تنها هنگام اطمینان به آن ترتیب اثر داده می‌شود.

م « ۵۷۴ » اگر مایع بیرون آمده هیچ یک از سه نشانه گفته شده یا برخی از آن را نداشته باشد، حکم منی را ندارد، مگر آن‌که اطمینان نماید منی بوده است.

م « ۵۷۵ » در زن و بیمار لازم نیست منی با جهش بیرون آید یا پس از بیرون آمدن منی، بدن سست شود، بلکه اگر هنگامی که به اوج شهوت جنسی رسیده است رطوبت بیرون آید، حکم منی را دارد.

م « ۵۷۶ » یافتن منی در ترشحاتی که از زن بیرون می‌آید بسیار دشوار است و همیشه اصل عدم نجاست و نبودن منی بر آن جاری است، مگر آن‌که به وجود منی در آن آگاهی یا اطمینان داشته باشد.

م « ۵۷۷ » اگر از مردی که بیمار نیست مایعی بیرون آید که یکی از سه نشانه گفته شده را داشته باشد و نداند نشانه‌های دیگر را نیز دارد یا نه؛ برای نمونه، با فشار بیرون آمده باشد ولی نداند همراه شهوت بوده یا نه، حکم منی را ندارد؛ پس در صورتی که پیش از بیرون آمدن آن، وضو داشته است، می‌تواند به همان وضو بسنده کند و اگر وضو نداشته، تنها لازم است وضو بگیرد و نیازی به غسل نیست.

م « ۵۷۸ » اگر اطمینان یابد که مایع بیرون آمده یا ادرار است یا منی، و پیش‌تر هم وضو داشته، لازم است هم غسل کند و هم وضو بگیرد و اگر وضو نداشته، تنها وضو بگیرد و نیازی به غسل نیست.

م « ۵۷۹ » اگر مردی با زنی یا مردی به اندازه ختنه‌گاه یا بیش‌تر جماع کند، هر دو جنب می‌شوند؛ خواه از جلو باشد یا از پشت، هر دو بالغ باشند یا نابالغ یا یکی بالغ باشد و دیگری نابالغ و منی بیرون آید یا نیاید. هم‌چنین اگر با حیوانی به این اندازه نزدیکی کند، جنب می‌شود.

م « ۵۸۰ » اگر شک نماید که جماع به اندازه ختنه‌گاه بوده است یا نه، غسل بر او واجب نیست.

(۱۴۱)

م « ۵۸۱ » اگر کسی به نوعی جنب شود؛ خواه منی از او بیرون آید یا نیاید، به غسل بسنده می‌شود و لازم نیست وضو بسازد؛ خواه پیش از نزدیکی وضو داشته باشد یا خیر.

م « ۵۸۲ » هرگاه پس از غسل، منی مرد از زن بیرون آید، غسل دیگری بر زن واجب نیست. هم‌چنین است اگر شک نماید منی بیرون آمده از خود اوست یا از مرد، ولی در صورتی که یقین یا اطمینان داشته باشد که منی از خود اوست یا منی او با منی مرد آمیخته شده، غسل دیگری بر او واجب می‌شود.

م « ۵۸۳ » کسی که نمی‌تواند غسل کند یا آبی برای غسل نمودن ندارد ولی می‌تواند تیمّم کند، اگر پس از رسیدن وقت نماز با زن خود همبستر شود، اشکال ندارد؛ خواه از پیش طهارت داشته باشد یا نداشته باشد.

م « ۵۸۴ » اگر در لباس خود منی ببیند و بداند که از خود اوست و برای آن غسل نکرده است، باید غسل نماید و نمازهایی را که اطمینان دارد پس از بیرون آمدن منی با جنابت خوانده است، دوباره در وقت بخواند یا در بیرون از وقت، قضا نماید، ولی نمازهایی را که گمان می‌کند یا شک دارد پیش از بیرون آمدن منی خوانده است، لازم نیست دوباره بخواند یا قضا نماید.


 

چیزهایی که بر جنب حرام است

م « ۵۸۵ » پنج چیز بر جنب حرام است:

یکم ـ تماس دادن جایی از بدن به خطوط قرآن کریم، نام خدا یا دیگر اسما و صفات ویژه پروردگار ـ به هر زبان و بر هر چیزی که باشد؛ مانند: برگ کاغذ، کارت و پولی که بر آن نام خدا نوشته شده است ـ و نام‌های خجسته پیامبران، امامان علیهم‌السلام و حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام .

دوم ـ ورود به مسجدالحرام، مسجد پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و حرم امامان علیهم‌السلام ؛ هرچند برای برداشتن چیزی باشد یا از یک در وارد شود و از در دیگر بیرون رود.

منظور از حرم امامان علیهم‌السلام مکانی است که قبر مطهر و ضریح مقدس در آن قرار

(۱۴۲)

دارد؛ نه رواق‌ها و صحن‌های آن.

سوم ـ ماندن در مسجدهای دیگر. البته، اگر از دری وارد شود و از در دیگر بیرون رود یا برای برداشتن چیزی داخل شود، اشکال ندارد.

چهارم ـ گذاشتن چیزی در مسجد.

وارد شدن به مسجد برای برداشتن چیزی از آن یا وارد کردن چیزی به آن، به‌گونه‌ای که نیاز نباشد خود وارد شود؛ اشکال ندارد.

پنجم ـ خواندن آیه‌هایی که سجده واجب دارد که عبارت است از: سجده (الم تنزیل) / ۱۵، حم سجده / ۳۷، النّجم / ۶۳ و علق / ۱۹٫

م « ۵۸۶ » خواندن یک واژه یا یک حرف از این چهار آیه حرام است، ولی خواندن آیات دیگر این سوره‌ها اشکال ندارد.


 

ناپسندها

م « ۵۸۷ » نه چیز بر جنب مکروه است:

الف ـ خوردن و آشامیدن.

م « ۵۸۸ » فرد جنب اگر وضو بگیرد، خوردن و آشامیدن بر او مکروه نیست، ولی تنها با شستن دست و صورت، مضمضه و استنشاق و تمیزی ظاهر، کراهت برداشته نمی‌شود.

ب ـ خوابیدن.

م « ۵۸۹ » اگر وضو بگیرد یا تیمم نماید؛ خواه تیمم او به جهت سببی عوض از غسل و یا تنها برای داشتن طهارت باشد، خوابیدن او مکروه نیست.

ج ـ خواندن بیش از هفت آیه از سوره‌های قرآن کریم.

د ـ تماس دادن جایی از بدن به جلد، حاشیه و میان خط‌های قرآن کریم.

ه ـ همراه داشتن قرآن کریم.

و ـ خضاب یا رنگ کردن مو با حنا و مانند آن.

ز ـ مالش روغن یا کرم به بدن.

(۱۴۳)

ح ـ نزدیکی کردن پس از آن که جنب شده است؛ خواه در خواب جنب شده باشد یا در بیداری و خواه جنابت از نزدیکی باشد یا از هر راه دیگر.


 

استبرا

م « ۵۹۰ » مستحب است پس از بیرون آمدن منی ادرار کند تا مانده منی بیرون آید و اگر آن را انجام ندهد و پس از غسل، آب‌گونه‌ای از او بیرون آید که نداند منی است یا خیر، حکم منی را دارد.

م « ۵۹۱ » اگر کسی پس از بیرون آمدن منی، ادرار نکرده باشد و پس از غسل ادرار کند؛ چنان‌چه نداند مانده‌های منی همراه ادرار بیرون آمده است یا چیز دیگر، حکم منی را دارد؛ مگر آن‌که مانده‌های منی چنان در ادرار از بین رفته باشد که به همه آب‌گونه بیرون آمده ادرار بگویند.

م « ۵۹۲ » اگر ادرار ندارد، مستحب است پیش از غسل، استبرای عادی را انجام دهد، اما در صورتی که استبرا یا ادرار کند و سپس آب‌گونه‌ای بیرون آید که نداند ادرار است یا منی، حکم منی را ندارد.


 

موارد وجوب و استحباب غسل جنابت

م « ۵۹۳ » غسل جنابت به خودی خود و برای طهارت یافتن مستحب است، ولی برای خواندن نمازِ واجب و مانند آن و سجده و تشهد فراموش شده واجب می‌شود؛ هرچند برای سجده سهو، نماز میت، سجده شکر و سجده‌های واجب قرآن کریم ـ خواه آیه سجده را از دیگری بشنود یا خود از روی بی‌توجهی یا ناآگاهی یا گناه بخواند ـ نیازی به غسل جنابت نیست.

م « ۵۹۴ » به هنگام غسل، لازم نیست نیت نماید که غسل، واجب است یا مستحب و همین‌که بداند تنها برای نزدیک شدن به خداوند و انجام فرمان پروردگار منّان غسل می‌نماید، بسنده است.

م « ۵۹۵ » اگر باور نماید که وقت نماز فرا رسیده و نیت غسل واجب کند و پس از آن بداند که پیش از وقت غسل کرده، غسل او درست است.

(۱۴۴)

م « ۵۹۶ » اگر به نیت نماز واجب غسل کند و پس از آن بداند وقت گذشته، غسل او درست است.

م « ۵۹۷ » اگر برای نمازی که واجب نیست ولی گمان داشته واجب است نیت غسل واجب کند و پس از آن پی ببرد که آن نماز واجب نبوده، غسل او درست است.


 

ساختار دوگانه غسل

م « ۵۹۸ » غسل جنابت و هر غسل دیگری به یکی از دو شیوه زیر انجام می‌شود: ترتیبی و ارتماسی. البته، غسل ترتیبی برتر از ارتماسی است.


 

غسل ترتیبی

م « ۵۹۹ » در غسل ترتیبی، نخست همه سر و گردن و پس از آن طرف راست و سپس طرف چپ شسته می‌شود و غسل ترتیبی را می‌توان در زیر آب با تکان دادن هر یک از بخش‌های سه‌گانه به ترتیب و به قصد غسل یا سه بار فرو رفتن در آب به نیت هر یک از سه بخش یاد شده انجام داد.

م « ۶۰۰ » اگر از روی عمد یا فراموشی یا ناآگاهی در انجام غسل، ترتیب آن را رعایت نکند؛ برای نمونه، طرف راست بدن را پیش از سر و گردن یا طرف چپ را پیش از طرف راست بشوید، غسل باطل است، ولی چنان‌چه قصد قربت داشته و آن بخش را که پیش انداخته است دوباره بشوید، غسل او درست است. پس در صورتی که ابتدا طرف راست بدن و سپس سر را بشوید لازم نیست دوباره غسل را از سر بگیرد، بلکه طرف راست را دوباره پیش از آن که حدثی از او سر بزند بشوید.

م « ۶۰۱ » رعایت ترتیب در شستن عضوها نیز برای غسل ترتیبی لازم است، به این شیوه که از بالای هر عضو آغاز کند و با بخش‌های پایین عضو به غسل پایان دهد.

م « ۶۰۲ » اگر نیمی از ناف و ناحیه شرم‌گاهی را با طرف راست بدن و نیم دیگر را با طرف چپ بشوید، کافی است؛ هرچند بهتر است بخش میانی با هر دو طرف

(۱۴۵)

شسته شود.

م « ۶۰۳ » درستی غسل به این بستگی دارد که اطمینان یابد همه سه بخش یاد شده را به‌صورت کامل غسل داده و مستحب است که همراه با هر بخشی که شسته می‌شود، بخشی از جاهای دیگر نیز افزوده گردد.

م « ۶۰۴ » اگر یقین ندارد که همه سه بخش بدن را به‌صورت کامل غسل داده است، برای اطمینان یافتن، ابتدا بخشی را غسل دهد که در کامل شستن آن شک دارد.

م « ۶۰۵ » اگر پس از غسل پی ببرد بخشی از بدن را نشسته و هنوز چیزی که وضو را باطل می‌کند از او سر نزده است، و آن بخش، طرف چپ باشد، به شستن همان بخش بسنده می‌شود و اگر از طرف راست باشد، پس از شستن آن، دوباره همه طرف چپ را بشوید و چنان‌چه از سر و گردن مانده باشد، پس از شستن آن، دوباره طرف راست و پس از آن، طرف چپ را بشوید و ترتیب میان عضوها و شستن از بالا به پایین را در هر عضو رعایت نماید.

م « ۶۰۶ » اگر هنگام غسل جنابت، چیزی که وضو را باطل می‌کند از او سر بزند، می‌تواند غسل را از آغاز به‌صورت کامل انجام دهد و برای گزاردن نماز و مانند آن که وضو شرط روا بودن انجام آن است، نیاز به وضو ساختن ندارد و می‌تواند غسل را تا پایان همان‌طور ادامه دهد و برای کاری که به وضو نیاز دارد، وضو بسازد و چنین غسلی از وضو کفایت نمی‌کند.

م « ۶۰۷ » اگر پیش از پایان یافتن غسل در یکی از بخش‌های سه‌گانه، در شستن جایی از همان بخش شک نماید، لازم است همان جا و نیز بخش‌های پس از آن شسته شود، ولی در صورتی که شک پس از گذشتن از آن بخش و پرداختن به طرف دیگر باشد، نیازی به شستن آن نیست.

م « ۶۰۸ » اگر پس از پایان غسل شک نماید که برخی از بخش‌ها یا عضوها را درست شسته است یا نه، نباید به آن شک اعتنا کند.


 

غسل ارتماسی

(۱۴۶)

م « ۶۰۹ » غسل ارتماسی به این شیوه است که همه بدن حتی کف پا همراه با نیت، در آبی مانند حوض یا آبشاری نیرومند قرار داده شود تا آب همه بدن را فرا گیرد؛ بر این اساس، غسل ارتماسی در زیر دوش حمام درست نیست.

م « ۶۱۰ » اگر به نیت غسل ارتماسی یک‌باره یا به تدریج در آب فرو رود تا همه بدن زیر آب رود، غسل او درست است.


 

غسل ارتماسی دفعی و تدریجی

غسل ارتماسی به دو شیوه انجام می‌گیرد: دفعی عرفی و تدریجی.

م « ۶۱۱ » غسل ارتماسی به‌شیوه دفعی آن است که آب در یک زمان، همه بدن را فرا می‌گیرد و نیازی نیست پیش از شروع غسل، همه بدن یا بخشی از آن بیرون از آب باشد، بلکه اگر همه بدن نیز درون آب باشد و بدن خود را درون آب به نیت غسل تکان دهد، بسنده است.

م « ۶۱۲ » در غسل ارتماسی به روش تدریجی، همه بخش‌های بدن با نیت غسل، اندک اندک و پی در پی در آب فرو می‌رود و لازم نیست همه بدن یا برخی از آن، پیش از شروع غسل بیرون از آب باشد.

م « ۶۱۳ » غسل ارتماسی در صورتی که همه بدن در آب باشد، با تکان دادن بدن به نیت غسل انجام می‌پذیرد و فرقی نمی‌کند پیش از فرو رفتن در آب یا به هنگام فرو رفتن یا هنگامی که آب او را فرا می‌گیرد نیت غسل داشته باشد، بلکه تنها لازم است نیت، پس از نخستین تکان نباشد.

م « ۶۱۴ » اگر بی‌درنگ پس از غسل ارتماسی بداند به جایی از بدن آب نرسیده است و بتواند بی‌درنگ همان بخش را در آب قرار دهد، غسل او درست است؛ خواه بداند از کدام بخش بوده است و خواه نداند، بلکه تنها لازم است به‌گونه‌ای رفتار کند که آگاهی یا شک او از بین برود، ولی اگر پس از مدتی متوجه شود به بخشی آب نرسیده است، باید دوباره غسل کند.

م « ۶۱۵ » اگر زمان لازم برای انجام غسل به شیوه ترتیبی ندارد، ولی وقت لازم

(۱۴۷)

برای انجام آن به شیوه ارتماسی را دارد، باید غسل ارتماسی کند.

م « ۶۱۶ » کسی که روزه واجب یا روزه ماه مبارک رمضان گرفته یا بعد از ظهر روزی که روزه قضای واجب گرفته یا برای حج یا عمره احرام بسته است، نمی‌تواند غسل ارتماسی کند؛ پس اگر به عمد، غسل ارتماسی کند، غسل او باطل است و در این حکم، تفاوتی میان زن و مرد نیست، ولی اگر از روی فراموشی باشد بدون آن که در فراگیری مسأله کوتاهی نموده باشد یا مسأله را نداند و غسل ارتماسی کند، غسل وی درست است و به روزه و احرام او زیانی وارد نمی‌آورد.


 

احکام تکمیلی غسل


 

پاک بودن بدن

م « ۶۱۷ » در غسل ارتماسی لازم است پیش از غسل، همه بدن پاک باشد؛ مگر آن‌که همه بدن هنگام فرو رفتن در آب پاک شود و پس از آن، نیت غسل نماید، ولی در غسل ترتیبی، نیازی به پاک بودن همه بدن نیست و اگر همه بدن نجس باشد و هر بخش را پیش از غسل دادن آن بخش آب بکشد، کافی است.

م « ۶۱۸ » اگر بدن با فرو رفتن در آب یا ریختن آب بر آن به قصد غسل پاک شود، غسل صحیح است، به شرط آن‌که پاکی آب از بین نرود، مانند آن‌که با آب کر غسل کند.

م « ۶۱۹ » چنان‌که گذشت عرق جنب از حرام نجس نیست؛ پس کسی که از حرام جنب شده است و با آب گرمی غسل می‌کند که سبب عرق کردن می‌شود، غسل وی درست است و نیازی به غسل نمودن با آب سرد نیست.


 

شستن همه بدن

م « ۶۲۰ » اگر حتی کم‌ترین جایی از بدن شسته نشود، غسل باطل است ولی شستن جاهایی از بدن که دیده نمی‌شود؛ مانند: درون گوش و بینی و هرچه درون بدن شمرده می‌شود، واجب نیست.

م « ۶۲۱ » محلّی را که شک دارد بیرون بدن است یا درون آن، لازم نیست بشوید.

(۱۴۸)

م « ۶۲۲ » سوراخ جای گوشواره و مانند آن، بیرون تن به‌شمار نمی‌آید و شستن آن لازم نیست؛ مگر آن‌که سوراخ آن فراخ یا پاره شده باشد؛ به‌گونه‌ای که درون آن دیده شود که در این صورت، لازم است شسته شود.

م « ۶۲۳ » چیزی که مانع رسیدن آب به بدن می‌شود لازم است هنگام غسل نمودن برداشته شود و اگر پیش از یقین یا اطمینان به برداشته شدن غسل نماید، غسل باطل است، ولی در صورتی که پس از غسل مطمئن شود که مانع پیش‌تر برطرف شده یا مانعی نبوده، غسل صحیح است.

م « ۶۲۴ » اگر به‌گونه عادی گمان کند که مانعی در جای غسل وجود دارد، لازم است بررسی کند تا مطمئن شود مانعی نیست و اگر بدون بررسی غسل کند، صحیح نیست، ولی اگر غسل کند و سپس آشکار شود که مانعی نبوده، غسل او صحیح است.


 

غسل و مو

م « ۶۲۵ » در غسل، موهای کوتاه که جزو بدن به‌شمار می‌آید و پوست از میان آن دیده می‌شود لازم است شسته شود ولی شستن موهای بلند؛ مانند: گیسوان، واجب نیست.

م « ۶۲۶ » اگر آب را به‌گونه‌ای به پوست برساند که موها خیس نشود، غسل درست است، ولی اگر نتوان آب را بدون شستن موها به پوست سر رساند، لازم است آن را بشوید تا آب به همه سر و بدن برسد.


 

شرایط غسل

م « ۶۲۷ » همه احکامی که برای درست بودن وضو گفته شد؛ مانند: پاک بودن و غصبی نبودن آب ـ برای درست بودن غسل هم شرط است؛ پس در غسل، لازم است بدن از بالا به پایین شسته شود، ولی در غسل ترتیبی لازم نیست پس از شستن هر بخش، بی‌درنگ بخش دیگر بدن شسته شود، بلکه اگر پس از شستن سر و گردن فاصله بیفتد و پس از آن، طرف راست و پس از مدتی طرف چپ را بشوید، اشکال

(۱۴۹)

ندارد و لازم نیست همه سر و گردن یا بدن را در یک‌بار بشوید و برای نمونه، می‌توان مدتی پس از شستن سر، گردن را شست و هم‌چنین است دیگر عضوها و بخش‌های آن.

م « ۶۲۸ » اگر نمی‌تواند در همه وقت از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع خودداری کند، ولی می‌تواند به اندازه‌ای که غسل کند و نماز بخواند خود را نگاه دارد، لازم است هر بخش را پس از بخش دیگر زود غسل دهد و در صورت تنگی وقت که نمی‌تواند پس از غسل به خاطر بیرون آمدن ادرار یا مدفوع وضو بگیرد، بی‌درنگ پس از غسل، نماز بخواند. حکم زن مستحاضه با این ویژگی نیز هم‌چنین است که احکام آن خواهد آمد.


 

غسل با پول حرام یا نسیه

م « ۶۲۹ » کسی که قصد پرداخت بهای غسل را ندارد یا می‌خواهد نسیه بگذارد در حالی که نمی‌داند مالک به نسیه آن راضی است، غسل وی درست است ولی لازم است بهای آن را بدهد.

م « ۶۳۰ » اگر قصد دارد با پول حرام یا پولی که خمس آن را نداده است غسل کند یا از حکم غافل باشد یا خود را به غفلت بزند و غسل کند، در این موارد، غسل درست است، ولی پرداخت هزینه آن بر عهده وی می‌باشد.

م « ۶۳۱ » اگر مالک یا حمّامی راضی باشد که پول حمام نسیه بماند یا به آن اعتنایی نداشته باشد، ولی قصد کسی که غسل می‌کند این باشد که بدهی خود را ندهد، غسل او درست است؛ هرچند مزد آن بر عهده غسل‌کننده است و کوتاهی در پرداخت بهای آن گناه است.

م « ۶۳۲ » اگر کسی بخواهد پول حرام یا پولی که خمس آن را نداده است، به حمامی بدهد، غسل او درست است؛ ولی کار وی حرام است و بهای آن بر عهده وی می‌باشد.

م « ۶۳۳ » اگر خود را در آب استخر یا زیر دوش حمام تطهیر کند و پیش از غسل، شک داشته باشد که صاحب آن‌جا به انجام غسل راضی است یا نه، غسل او

(۱۵۰)

درست است؛ هرچند نتواند صاحب آن را پیش از غسل راضی کند.

م « ۶۳۴ » اگر در هنگام غسل، بیش از اندازه عادی آب بریزد و شک داشته باشد که صاحب آن راضی است یا نه، غسل او درست است؛ هرچند هزینه افزوده آب به عهده وی می‌باشد.

م « ۶۳۵ » اگر شک نماید که غسل کرده است یا نه، باید غسل کند، ولی اگر پس از غسل، شک نماید که غسل او درست بوده یا نه و گمان کند که هنگام غسل توجّه داشته و آن را درست بجا آورده است، لازم نیست دوباره غسل کند.

م « ۶۳۶ » اگر در میان غسل، حَدَث اصغر ـ باطل‌کننده وضو ـ از او سر بزند، غسل باطل نمی‌شود، ولی باید در غسل جنابت نیز مانند دیگر غسل‌ها برای نماز، وضو هم بگیرد.


 

غسل در تنگی وقت

م « ۶۳۷ » اگر به سبب تنگی وقت که باید تیمم نماید به گمان این که به اندازه غسل و نماز وقت دارد با قصد گزاردن همان نماز غسل کند؛ به‌گونه‌ای که اگر نمی‌خواست نماز بخواند غسل نمی‌کرد؛ هرچند پس از غسل بداند که به اندازه غسل وقت نداشته، غسل او صحیح است.

م « ۶۳۸ » اگر به قصد طهارت از جنابت غسل کند تا نماز نیز بخواند، غسل درست است؛ هرچند پس از آن بداند که وقت نداشته است.

م « ۶۳۹ » اگر جنب پس از خواندن نماز شک نماید که غسل کرده یا نه، و گمان کند که در آغاز به آن توجّه داشته، نمازهایی را که گزارده صحیح است، ولی برای نمازهای دیگر نیاز به غسل دارد و در صورتی که پس از نماز، حدث اصغر ـ باطل‌کننده‌های وضو ـ از او سر زده باشد، لازم است برای نمازهای دیگر وضو نیز بگیرد.


 

تداخل غسل‌ها

(۱۵۱)

م « ۶۴۰ » کسی که می‌خواهد چند غسل واجب یا چند غسل واجب و مستحب را انجام دهد، می‌تواند برای همه آن‌ها یک غسل بجا آورد یا هر یک را جدا انجام دهد، پس اگر بخواهد غسل جنابت نماید، در صورتی که قصد غسل‌های دیگر را همراه قصد غسل جنابت بیاورد، نیازی به انجام غسل‌های دیگر نیست.


 

مسّ قرآن کریم

م « ۶۴۱ » بر جنب حرام است به جایی از بدن خود دست بکشد که آیه قرآن یا بعضی از اسم‌های خداوند متعال بر آن نوشته شده، و لازم است آن را از بین ببرد یا وضو و غسل را به صورت ارتماسی انجام دهد و اگر بخواهد غسل ترتیبی نماید، آب را به‌گونه‌ای به بدن برساند که دست او به آن نوشته نرسد.

م « ۶۴۲ » کسی که غسل جنابت نموده است، لازم نیست برای نماز وضو بگیرد، ولی با غسل‌های دیگر نمی‌توان نماز خواند و باید وضو گرفت.

(۱۵۲)


 

تیمّم

درآمد

برای تحصیل طهارت، دو امر اساسی لازم است: یکی نیت و اراده و دیگری شکل و صورت.

نیت، اراده و توجه، عامل نفسانی است و می‌تواند باطن انسان را از حالت‌های گوناگون حدث، خبث و ناآرامی و اضطراب برهاند.

تحقق چنین موقعیت باطنی و نفسانی، ساختاری صوری و پیکره‌ای طبیعی را می‌طلبد که قالب تحقق تکامل نفسانی است؛ چرا که هرگونه تکاملی همواره از گذر ساختارهای عملی و حرکت‌های طبیعی تحقق می‌پذیرد و شریعت با آب در قالب وضو و غسل به طور طبیعی این امر را محقق ساخته است و در غیر ظرف عادی که آب وجود ندارد یا استفاده از آن سخت، سنگین یا زیان‌آور است یا نیاز ضروری‌تر و لازم‌تری به آب باشد یا آب مباح و سالمی نباشد یا فرصت چنین کاری نباشد و یا به طور کلی هر مشکل دیگری که شریعت آن را بپذیرد وجود داشته باشد، اسلام برای تحقق شکل و صورت تحصیل طهارت، تیمم و استفاده از خاک را که انسان به آن دسترسی بیش‌تری دارد جای‌گزین آب و وضو نموده است و خاک، عمل پاک سازی را در میان اشیا بعد از آب بهتر می‌تواند به عهده بگیرد و نیز خاک با موقعیت انسان رابطه تنگاتنگی در اصل و ساختار خلقتی دارد و بر این اساس، شریعت، خاک

(۱۵۳)

را چون آب، عامل تطهیر و تحصیل طهارت به حساب آورده تا جایی که در صورت نبود آب، هم‌چون آب می‌تواند حتی برای سالیانی، انسان را پاک و مطهر سازد.

شریعت برای تحقق خارجی تیمم، احکام، قواعد و ویژگی‌هایی قرار داده است که در ادامه می‌آید.


 

موارد تیمّم

در هفت مورد زیر به جای وضو و غسل باید تیمّم ساخت. این موارد عبارت است از:

فراهم نشدن آب، سختی بیش از اندازه برای وضو یا غسل ساختن، ترس از زیان آب برای بدن، نیاز به آب برای نگه‌داری جان، نیاز به آب برای تطهیر، نداشتن آب مباح و نداشتن وقت برای وضو یا غسل.

احکام هر یک از موارد گفته شده به ترتیب خواهد آمد:


 

نخست ـ فراهم نشدن آب به اندازه وضو یا غسل

م « ۶۴۳ » در صورت فراهم نبودن آب، باید برای آب وضو یا غسل به اندازه‌ای جست‌وجو نماید که از پیدا شدن آن ناامید گردد و در صورتی که بدون بررسی در شروع وقت با تیمم نماز بخواند، آن نماز درست نیست؛ مگر آن که پس از گزاردن نماز بداند با جست‌وجو نیز آب نمی‌یابد.

م « ۶۴۴ » اگر در بیابان و در سفر باشد، باید در راه و در جاهای نزدیک به ایستگاه خود به جست‌وجوی آب بپردازد.

م « ۶۴۵ » اگر زمین، سخت، پست یا بلند است یا به واسطه زیادی درخت و مانند آن، پشت‌سر نهادن آن سختی و مرارت دارد، لازم است در هر یک از چهار سو به اندازه دویست گام به جست‌وجوی آب بپردازد و اگر زمین هموار باشد، باید در هر سو به اندازه دو برابر آن بررسی نماید.

م « ۶۴۶ » اگر پاره‌ای از چهار سو هموار و بخشی دیگر ناهموار و پست یا بلند است یا گذر از آن سخت است، لازم است در سوی هموار به اندازه دویست گام و

(۱۵۴)

در سوی ناهموار تا دوبرابر آن بررسی نماید.

م « ۶۴۷ » کسی که وقت نماز برای او تنگ نیست و می‌تواند آب فراهم آورد، در صورتی که اطمینان دارد در جای دورتری از محدوده لازم برای جست‌وجو آب هست و می‌تواند آب را از آن‌جا فراهم آورد، باید آن مکان را برای فراهم کردن آب بررسی نماید؛ مگر آن‌که رفتن به آن‌جا زحمت و سختی داشته باشد یا به اندازه‌ای دور باشد که بگویند آب در دسترس ندارد که در این صورت، هرچند گمان یابد که در آن‌جا آب هست، رفتن به آن لازم نیست.

م « ۶۴۸ » واجب نیست خود به جست‌وجوی آب بپردازد، بلکه می‌تواند کسی را که به گفته او اطمینان دارد، در پی آب روانه نماید و اگر یک نفر از ناحیه چند نفر بررسی را انجام دهد بسنده است و هم‌چنین است اگر کسی اهل آن ناحیه باشد و از نبودن آب در آن ناحیه آگاهی بدهد.

م « ۶۴۹ » اگر گمان کند که میان بار سفر خود یا در خانه یا در کاروان آب هست، لازم است به اندازه‌ای جست‌وجو نماید که به نبودن آب اطمینان یابد یا از یافتن آن ناامید شود.

م « ۶۵۰ » اگر پیش از وقت نماز جست‌وجو نماید و آب نیابد و تا وقت نماز همان‌جا بماند، لازم نیست دوباره در جست‌وجوی آب برود؛ مگر این که تغییری در وضعیت آن‌جا پیش آید.

م « ۶۵۱ » اگر پس از فرا رسیدن وقت نماز بررسی نماید و آب نیابد و تا وقت نماز دیگر در همان‌جا بماند، نیازی به جست‌وجوی دوباره نیست.

م « ۶۵۲ » اگر از درّنده یا دزد بر جان و مال خود می‌ترسد یا جست‌وجوی آب به اندازه‌ای سخت است که توان آن را ندارد یا وقت نماز به اندازه‌ای تنگ است که به هیچ‌رو نتواند جست‌وجو کند، نیازی به جست‌وجو نیست، ولی هر اندازه بتواند جست‌وجو نماید، به همان اندازه لازم است.

م « ۶۵۳ » اگر از دزد بر جان یا مال خود می‌ترسد، نباید در جست‌وجوی آب برود، ولی اگر مالی به همراه اوست که گمان دارد از میان می‌رود و آن مال برای او

(۱۵۵)

مورد اعتنا نباشد و ترس دیگری نیز ندارد، لازم است به جست‌وجوی آب برود.

م « ۶۵۴ » اگر به عمد در پی جست‌وجوی آب نرود تا وقت نماز تنگ شود در حالی که با جست‌وجو می‌توانسته است آب بیابد؛ هرچند گناه کرده، نمازی که با تیمّم گزارده، درست است.

م « ۶۵۵ » اگر اطمینان دارد که آب نمی‌یابد و دنبال آب نرود و با تیمّم نماز بخواند و پس از نماز پی ببرد که می‌توانسته است با جست‌وجو آب بیابد در صورتی که وقت گسترده است، لازم است وضو بگیرد و دوباره نماز گزارد و اگر وقت گذشته باشد، نماز باطل است و قضای آن بر عهده اوست.

م « ۶۵۶ » اگر به سببی مانند ترس از دزد یا درنده، جست‌وجوی آب بر او واجب نباشد، می‌تواند در آغاز وقت با تیمّم نماز بخواند و اگر پس از خواندن نماز، در وقت یا بیرون از وقت آب بیابد، لازم نیست نماز خود را دوباره بخواند.

م « ۶۵۷ » اگر پس از جست‌وجو، آب نیابد و از پیدا شدن آن ناامید گردد و با تیمّم نماز بخواند، در صورتی که پس از نماز و در وقت، آب بیابد، لازم است نماز را دوباره بخواند، ولی اگر در بیرون از وقت پی ببرد که می‌توانسته آب بیابد، نماز درست است.

م « ۶۵۸ » کسی که یقین دارد وقت نماز تنگ است، اگر بدون جست‌وجو و با تیمّم نماز بخواند و پس از نماز و پیش از گذشتن وقت پی ببرد که برای جست‌وجو وقت داشته است، باید نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته باشد، آن را قضا نماید.

م « ۶۵۹ » اگر پس از رسیدن وقت نماز، وضو داشته باشد و بداند یا شخص آگاهی خبر دهد یا گمان عادی یابد که نمی‌تواند آب فراهم آورد یا وضو بگیرد؛ چنان‌چه بتواند بدون زیان و سختی وضوی خود را نگاه دارد، نباید آن را باطل نماید.

م « ۶۶۰ » اگر به سبب نیاز به نزدیکی یا احتمال پیشامد خطرهای نفسانی، نمی‌تواند طهارت خود را نگاه دارد، می‌تواند نزدیکی کند و سپس نماز را با تیمم

(۱۵۶)

بخواند.

م « ۶۶۱ » کسی که تنها به اندازه وضو یا غسل آب دارد، اگر بداند یا گمان عادی یابد یا شخص آگاهی خبر دهد که آب یافت نمی‌شود، در صورتی که وقت نماز باشد، نمی‌تواند آب را بدون ضرورت مصرف کند، ولی مصرف آن پیش از وقت نماز اشکال ندارد و نیز پس از وقت نماز، اگر برای او ناگزیری پیش آید، اشکال ندارد.

م « ۶۶۲ » در مواردی که به کار بردن آب جایز نیست، اگر آب را مصرف نماید؛ هرچند گناه کرده، نمازی که با تیمّم خوانده صحیح است.

م « ۶۶۳ » کسی که می‌داند یا گمان عادی دارد یا کسی به او آگاهی داده است که آب نمی‌یابد، اگر وضوی خود را پس از رسیدن وقت نماز، بدون سبب ضروری باطل کند یا آب را بدون ضرورت مصرف نماید، گناه کرده، ولی نمازی که با تیمّم گزارده، درست است.


 

دوم ـ سختی بیش از اندازه

م « ۶۶۴ » اگر به‌خاطر پیری یا ناتوانی یا ترس از دزد، جانور و مانند آن یا نداشتن ابزار، به آب دسترسی ندارد، هم‌چنین اگر فراهم کردن آب یا به کار بردن آن به اندازه‌ای سختی دارد که تحمل آن غیر عادی باشد، باید تیمّم کند و در صورت داشتن سختی، چنان‌چه تیمّم ننماید و وضو بسازد، وضوی او درست است.

م « ۶۶۵ » اگر برای کشیدن آب از چاه به سطل و ریسمان و مانند آن نیاز دارد و ناچار به تهیه آن با خرید یا کرایه نمودن است؛ هرچند قیمت آن چند برابر باشد و وی بتواند بهای آن را بپردازد و حق کسی را از بین نبرد، باید آن را فراهم آورد و هم‌چنین است اگر آب را به چندین برابر قیمت بفروشند.

م « ۶۶۶ » اگر فراهم کردن آب یا تهیه ابزار آن به اندازه‌ای هزینه می‌برد که نسبت به او زیان چشم‌گیر یا غیرمتعارفی دارد، واجب نیست آن را فراهم نماید.

م « ۶۶۷ » اگر ناچار شود برای فراهم کردن هزینه آب قرض نماید، لازم است

(۱۵۷)

آن را انجام دهد، ولی بر کسی که می‌داند یا گمان دارد که نمی‌تواند قرض خود را بپردازد، این کار واجب نیست.

م « ۶۶۸ » اگر فراهم آوردن آب، سختی بسیاری به همراه ندارد؛ هرچند به حفر نمودن زمین باشد، لازم است برای فراهم آوردن آب کوشش کند؛ مگر زیان مالی یا غیر مالی بسیار یا مهمی به همراه داشته باشد یا انجام آن کار از صورت عادی، خارج باشد که در این صورت، فراهم نمودن آن لازم نیست.

م « ۶۶۹ » اگر آب را بدون منّت گزاردن به او می‌بخشند، لازم است بپذیرد، ولی اگر همراه با منتی باشد که از صورت عادی آن بیرون است یا آبروی وی را خدشه‌دار می‌سازد، لازم نیست آن را بپذیرد.


 

سوم ـ ترس از زیان

م « ۶۷۰ » اگر از استفاده آب بر جان خود می‌ترسد یا بیم آن دارد که به بیماری یا عیبی گرفتار آید یا بیماری او طول کشد یا شدت یابد یا به سختی درمان شود، باید تیمّم نماید، ولی چنان‌چه آب گرم برای او زیانی ندارد، با آب گرم وضو بگیرد یا در مواردی که به غسل نیاز دارد، در صورتی که هزینه گرم نمودن آب بیش از اندازه عادی آن نباشد، با آب گرم غسل کند.

م « ۶۷۱ » لازم نیست یقین یابد که آب برای او زیان دارد، بلکه اگر گمان عادی دارد، می‌تواند تیمّم نماید.

م « ۶۷۲ » کسی که دچار چشم درد است و آب برای او زیان دارد یا از به کار بردن آب برای چشم خود می‌ترسد، اگر بتواند اطراف چشم خود را بشوید، لازم است وضوی جبیره بگیرد و در غیر این صورت، تیمّم نماید.

م « ۶۷۳ » اگر از روی یقین یا ترس از زیان یا گمان به وجود زیان جانی تیمّم کند و پیش از نماز پی ببرد که آب، زیانی برای او ندارد، تیمّم او باطل است، ولی اگر پس از نماز به این امر پی ببرد، نماز وی درست است.

م « ۶۷۴ » کسی که اطمینان دارد آب برای او زیان ندارد و غسل کند یا وضو بگیرد

(۱۵۸)

و سپس آگاه شود که آب برای او زیان داشته، وضو و غسل او درست است.

م « ۶۷۵ » اگر بداند که آب برای وی زیان دارد و استفاده از آب در این صورت حرام است، ولی با این حال، وضو و غسل بسازد، وضو و غسل وی درست نیست.

م « ۶۷۶ » اگر وقت گسترده است و نماز نخوانده، باید تیمّم نماید و نماز بخواند و اگر نماز را خوانده و هنوز در وقت است، باید دوباره آن را با تیمّم بخواند و اگر وقت گذشته و نماز را بجا آورده است، باید آن را قضا نماید.


 

چهارم ـ نیاز به آب برای حفظ جان

م « ۶۷۷ » هرگاه بترسد که با به‌کار بردن آب برای وضو یا غسل، خود یا زن و فرزندان وی یا دوست و کسانی که با او در ارتباط هستند؛ مانند: کارگر یا همراهان او از تشنگی به خطر دچار شوند یا بیمار گردند یا به اندازه‌ای تشنه شوند که تحمّل آن سخت است، باید به جای وضو و غسل، تیمّم نماید.

م « ۶۷۸ » اگر بترسد حیوانی؛ مانند: گوسفند، گاو، اسب و قاطر، از تشنگی تلف شود؛ هرچند وی مالک حیوان نباشد، باید آب را به آن برساند و تیمّم نماید.

م « ۶۷۹ » اگر کسی به‌گونه‌ای تشنه باشد که تحمل آن بسیار سخت است، باید آب را به او داد و برای طهارت، تیمّم نمود.

م « ۶۸۰ » اگر می‌ترسد که به سبب تشنگی به سختی دچار شود، تیمّم نماید.

م « ۶۸۱ » اگر افزوده بر آب پاکی که برای وضو یا غسل دارد، آب نجسی هم به اندازه آشامیدن خود و همراهان خود داشته باشد، آب پاک را برای آشامیدن بگذارد و با تیمّم نماز بخواند، ولی در صورتی که حیوان وی آب بخواهد، لازم است آب نجس را به آن دهد و با آب پاک، وضو و غسل بسازد.


 

پنجم ـ نیاز به آب برای تطهیر

م « ۶۸۲ » کسی که تن یا لباس وی نجس است و آب کمی دارد؛ به گونه‌ای که اگر با آن وضو بگیرد یا غسل کند برای تطهیر بدن یا لباس آبی باقی نمی‌ماند، تن یا لباس خود را آب بکشد و با تیمّم نماز بخواند، ولی اگر چیزی ندارد که بر آن تیمّم کند،

(۱۵۹)

آب را برای وضو یا غسل به کار برد و با تن یا لباس نجس نماز بخواند.


 

ششم ـ نداشتن آب مباح

م « ۶۸۳ » اگر تنها آب یا ظرفی دارد که به‌کار بردن آن حرام است؛ برای نمونه، آب یا ظرف غصبی است، باید به جای وضو و غسل، تیمّم کند.


 

هفتم ـ نداشتن زمان برای وضو یا غسل

م « ۶۸۴ » هرگاه وقت به اندازه‌ای تنگ باشد که با وضو یا غسل ساختن، همه نماز پس از وقت خوانده می‌شود، باید تیمّم کند و در صورتی که می‌تواند با وضو، تنها یک رکعت از نماز را در وقت بخواند، باید وضو بسازد و در این صورت، اگر می‌تواند با تیمّم همه نماز را در وقت بخواند، باز تیمم کافی نیست.

م « ۶۸۵ » اگر به عمد، نماز را به اندازه‌ای عقب بیندازد که وقت وضو یا غسل نداشته باشد؛ هرچند گناه نموده، ولی نماز او با تیمّم درست است.

م « ۶۸۶ » اگر شک دارد در صورتی که وضو بگیرد یا غسل کند، برای نماز وقتی می‌ماند یا خیر، و شک او شک در اندازه وقت باشد، مانند آن‌که نداند ده دقیقه وقت دارد یا کم‌تر، باید وضو یا غسل را بجا آورد.

م « ۶۸۷ » اگر اندازه وقت را بداند؛ مانند آن که بداند تنها پنج دقیقه وقت دارد و شک کند که در این زمان، آیا می‌تواند غسل کند یا وضو بگیرد و نماز بخواند یا نمی‌تواند، نباید غسل کند یا وضو بگیرد، بلکه تیمّم کند و نماز بخواند.

م « ۶۸۸ » کسی که به خاطر تنگی وقت، تیمّم نموده، ولی پس از نماز می‌توانسته است وضو بسازد، ولی با سستی و اهمال، آبی را که در اختیار داشته از دست داده است؛ هرچند تیمّم خود را باطل نکرده باشد، در صورتی که باز هم وظیفه او تیمّم است، باید برای نمازهای دیگر، دوباره تیمّم نماید.

م « ۶۸۹ » اگر آب دارد، ولی به سبب تنگی وقت لازم باشد با تیمّم، نماز بگزارد و در بین نماز، آبی را که در اختیار داشته است از دست بدهد و وظیفه او تیمّم باشد، می‌تواند نمازهای دیگر را نیز با همان تیمّم بخواند.

م « ۶۹۰ » اگر تنها به اندازه‌ای وقت دارد که می‌تواند وضو بگیرد یا غسل کند و

(۱۶۰)

نماز را بدون انجام کارهای مستحبی آن؛ مانند: اقامه و قنوت بخواند، باید غسل کند یا وضو بگیرد و نماز را بدون کارهای مستحبی بجا آورد، بلکه اگر برای خواندن سوره هم وقت ندارد، نماز را بدون سوره بخواند.


 

چیزهایی که تیمّم بر آن درست است

م « ۶۹۱ » تیمّم بر خاک، ریگ، کلوخ، سنگ پاک یا گل پخته؛ مانند: آجر و کوزه درست است.

م « ۶۹۲ » تیمّم بر سنگ گچ، سنگ آهک، سنگ مرمر و دیگر سنگ‌ها و نیز گچ و آهک پخته صحیح است، ولی تیمّم بر جواهر؛ مانند: سنگ عقیق و فیروزه باطل است.

م « ۶۹۳ » تیمّم بر گرد و غبار، اگر روی فرش، لباس و مانند آن جمع شود و خاک نرم به‌شمار آید، درست است.

م « ۶۹۴ » اگر به خاک، ریگ، کلوخ و سنگ دسترسی ندارد، بر گرد و غباری که در فرش، لباس و مانند آن است تیمّم کند و چنان‌چه گرد و غبار فرش و لباس آشکار نباشد ولی وقتی به آن دست می‌زند، گرد برمی‌خیزد، تیمّم بر آن اشکال ندارد و در صورتی که گرد و غبار نیابد، بر گِل تیمّم کند و اگر گِل هم یافت نشود، نماز را بدون تیمّم بخواند، ولی سپس قضای آن را بجا آورد.

م « ۶۹۵ » هرچند بتواند با تکاندن فرش و مانند آن، خاک فراهم نماید، تیمّم بر چیزی که گرد در آن است، درست می‌باشد و چنان‌چه بتواند گِل را خشک کند و از آن خاک فراهم نماید، تیمّم بر گِل نیز درست است.

م « ۶۹۶ » کسی که آب در اختیار ندارد، ولی برف یا یخ به همراه دارد، می‌تواند آن را آب نماید و با آن وضو یا غسل بسازد و اگر ممکن نباشد یا سختی غیر عادی داشته باشد و چیزی هم که تیمّم بر آن درست باشد در اختیار ندارد، نماز را بدون وضو و تیمّم بگزارد و در آینده قضا نماید.

(۱۶۱)

م « ۶۹۷ » اگر چیزی مانند کاه که تیمّم بر آن درست نیست با خاک و ریگ آمیخته شود، نمی‌تواند بر آن تیمّم کند؛ مگر در صورتی که آن چیز به اندازه‌ای کم باشد که در آن از بین رفته به‌شمار آید که در این صورت، تیمّم بر آن درست است.

م « ۶۹۸ » اگر چیزی در اختیار ندارد که بر آن تیمّم کند، در صورتی که در توان اوست باید چیزی را با خریدن و مانند آن فراهم نماید.

م « ۶۹۹ » تیمّم نمودن بر دیوار گِلی که دست زدن بر آن، دست را خاکی می‌سازد، درست است.

م « ۷۰۰ » تیمّم ساختن بر زمین و خاک نمناک و گِل سفت شده درست است، و با بودن زمین و خاک خشک، تیمّم بر خاک یا گِل تر درست است.

م « ۷۰۱ » لازم است چیزی که بر آن تیمّم می‌شود، پاک و تمیز و دور از هرگونه نجسی و آلودگی باشد و نباید بر چیزی که سبب بیزاری و تنفر مزاج است تیمّم کرد.

م « ۷۰۲ » اگر چیز پاکی که تیمّم بر آن درست است در اختیار ندارد، نماز را بدون طهارت بگزارد و قضای آن را نیز بجا آورد.

م « ۷۰۳ » اگر چیز پاکی که تیمّم بر آن درست است در دسترس ندارد، نباید بر چیز نجس تیمّم کند، بلکه نماز را بدون طهارت بخواند و قضای آن را در آینده بجا آورد.

م « ۷۰۴ » اگر یقین داشته باشد که تیمّم بر چیزی درست است و بر آن تیمّم نماید و سپس پی ببرد که تیمّم بر آن نادرست بوده، باید نمازهایی را که با آن تیمّم گزارده است دوباره بخواند.

م « ۷۰۵ » مکان چیزی که بر آن تیمّم می‌شود نباید غصبی باشد؛ پس اگر کسی بر خاک غصبی تیمّم کند یا خاکی را که مال خود اوست بدون اجازه در ملک دیگری بگذارد و بر آن تیمّم نماید، تیمّم او نادرست است.

م « ۷۰۶ » تیمّم نمودن در مکان غصبی نادرست نیست؛ پس اگر کسی در ملک خود دست را بر زمین بزند و بدون اجازه، وارد ملک دیگری شود و دست را به

(۱۶۲)

پیشانی بکشد، تیمّم او باطل نمی‌شود؛ هرچند گناه کرده است.

م « ۷۰۷ » اگر نداند مکان تیمّم نمودن غصبی است یا فراموش کرده باشد، تیمّم او درست است؛ مگر آن که خود غاصب باشد.

م « ۷۰۸ » اگر به خاطر ندانستن حکم، بر چیز غصبی تیمّم کند، و در دانستن مسأله کوتاهی نکرده باشد، تیمّم او درست است.

م « ۷۰۹ » کسی که در جای غصبی حبس است و آب و خاک آن نیز غصبی است، لازم است با تیمّم نماز بخواند.

م « ۷۱۰ » باید تا می‌تواند بر چیزی تیمّم نماید که گَرد داشته باشد؛ به‌گونه‌ای که به دست بماند و مستحب است پس از دست زدن بر آن، دست را بتکاند تا گرد آن بیش‌تر بریزد.

م « ۷۱۱ » تیمّم بر زمین پَست که احتمال آلودگی آن می‌رود و زمین شوره‌زاری که نمک روی آن را نگرفته، مکروه است و اگر نمک روی آن را گرفته باشد، نادرست است.

م « ۷۱۲ » اگر چیزی که بر آن تیمّم می‌نماید به‌گونه‌ای آلوده باشد که می‌ترسد با تیمّم بر آن بیمار شود، باید بدون تیمّم نماز بخواند و در آینده نماز را قضا کند.


 

چگونگی تیمّم

م « ۷۱۳ » در تیمّم بدل از وضو یا غسل، چهار چیز واجب است:

الف ـ نیت؛

ب ـ زدن همه کف دو دست به همراه هم بر چیزی که تیمّم بر آن درست است؛

م « ۷۱۴ » کف هر دو دست باید با هم و همراه با ضربه بر زمین زده شود و تنها گذاشتن دو دست بر زمین کافی نیست؛

ج ـ کشیدن همه کف هر دو دست بر روی همه پیشانی و هم‌چنین دو طرف آن از جایی که موی سر می‌روید تا ابروها و بالای بینی؛

د ـ کشیدن همه کف دست چپ بر همه پشت دست راست، و پس از آن،

(۱۶۳)

کشیدن همه دست راست بر همه پشت دست چپ.

م « ۷۱۵ » لازم است ترتیب ذکر شده بین دست راست و چپ رعایت شود.

م « ۷۱۶ » تیمّم بدل از غسل با تیمم بدل از وضو فرقی ندارد.

م « ۷۱۷ » اگر بخش کوچکی از پیشانی و پشت دست را مسح نکند، تیمّم باطل است؛ خواه عمدی باشد یا مسأله را نداند یا فراموش کرده باشد، ولی بررسی زیاد و وسواس در آن لازم نیست و همین که گفته شود همه پیشانی و پشت دو دست مسح شده، کافی است.

م « ۷۱۸ » برای آن که یقین کند همه پشت دست را مسح کرده، لازم است کمی بالاتر از مچ و کمی از اطراف انگشتان کناری را نیز مسح کند، ولی نیازی به مسح میان انگشتان نیست.

م « ۷۱۹ » تیمّم‌کننده باید به هنگام نیت، معین کند که تیمّم او به جای غسل است یا وضو؛ هرچند شیوه تیمّم در هر دو مورد یکسان است.

م « ۷۲۰ » در صورتی که به اشتباه، به‌جای بدل از وضو، بدل از غسل، یا به‌جای بدل از غسل، بدل از وضو را نیت کند، یا برای نمونه، در تیمّم بدل از غسل جنابت، نیت بدل از غسل مسّ میت نماید، تیمّم باطل است؛ مگر آن که در تطبیق مورد، اشتباه کرده باشد و نیت وی با واقع هماهنگ باشد.

م « ۷۲۱ » اگر تنها یک تیمّم بر او واجب است و قصد نماید که وظیفه کنونی خود را انجام دهد؛ هرچند در تشخیص مورد آن اشتباه کرده باشد، تیمم وی درست است.

م « ۷۲۲ » لازم است در تیمّم، پیشانی، کف و پشت دست پاک باشد، ولی اگر کف دست نجس باشد و نتوان آن را آب کشید، با همان تیمّم کند و چنان‌چه نجاست آن سرایت‌کننده باشد، می‌توان با پشت دست یا آرنج نیز تیمّم نمود.

م « ۷۲۳ » باید هنگام مسح کشیدن بر دست، انگشتر را از دست بیرون آورد و اگر

(۱۶۴)

در پیشانی یا پشت دست یا کف آن مانعی باشد؛ برای نمونه، چیزی به آن چسبیده است، باید برطرف شود.

م « ۷۲۴ » اگر پیشانی یا پشت دست زخم باشد و نتوان نوار زخم یا چیز دیگری را که بر آن بسته شده است باز نمود یا باز نمودن آن زیان دارد، باید روی همان دست بکشد و همان‌گونه تیمّم نماید.

م « ۷۲۵ » اگر کف دست زخم باشد و نوار زخم یا چیز دیگری را که بر آن بسته شده است نتوان باز نمود، دست را با همان نوار بر چیزی که تیمّم بر آن درست است بزند و به پیشانی و پشت دست‌ها بکشد.

م « ۷۲۶ » اگر کف دست به سبب شکستگی یا پیشامد دیگری به‌گونه‌ای در گچ باشد که نتوان گچ را از آن برداشت، می‌توان برای تیمّم از دیگران کمک گرفت و اگر کمک گرفتن از دیگران هم ممکن نباشد، خود هرگونه می‌تواند، تیمم نماید.

م « ۷۲۷ » اگر بر پیشانی و پشت دست، موی فراوانی روییده باشد، تیمم اشکال ندارد، ولی اگر موی سر بیش از اندازه عادی روی پیشانی ریخته باشد، لازم است آن را کنار بزند.

م « ۷۲۸ » اگر گمان کند که در پیشانی و کف دست یا پشت دست مانعی هست و احتمال وی عاقلانه و مورد اعتناست، لازم است جست‌وجو نماید تا اطمینان یابد که دیگر مانعی نیست.

م « ۷۲۹ » کسی که وظیفه او تیمّم است، اگر نمی‌تواند تیمّم کند، باید نایب بگیرد و نایب، او را با دست خود وی تیمّم دهد و دست او را بر چیزی که تیمّم با آن درست است بزند و بر پیشانی و دست‌هایش بکشد و اگر او نمی‌تواند بر آن ضربه بزند، دست او را بر چیزی که تیمّم با آن درست است بگذارد و او را تیمّم دهد و اگر این امر نیز ممکن نباشد، نایب، دست خود را بر چیزی که تیمّم با آن درست است بزند و به پیشانی و پشت دست‌های او بکشد. البته، در این صورت، باید هر دو، نیت تیمّم نمایند.

(۱۶۵)

م « ۷۳۰ » اگر در بین تیمم نمودن شک نماید که بخش پیشین را فراموش کرده است یا نه، به شک خود اعتنا نکند و تیمّم او درست است.

م « ۷۳۱ » اگر پس از بجا آوردن هر بخش، شک نماید که تیمّم را درست انجام داده است یا نه، به شک خود اعتنا نکند و تیمّم او درست است. هم‌چنین است اگر پس از انجام تیمّم، شک نماید.

م « ۷۳۲ » اگر در بین تیمم شک نماید که بخشی از آن را فراموش کرده است یا نه، همان بخش را با آن‌چه پس از آن است بجا آورد.

م « ۷۳۳ » کسی که وظیفه تیمّم بر عهده اوست، نمی‌تواند پیش از وقت نماز برای نماز تیمّم کند؛ مگر آن‌که بداند نمی‌تواند در وقت وضو بسازد.

م « ۷۳۴ » کسی که تیمّم نمودن وظیفه اوست، اگر پیش از وقت نماز برای کار واجب یا مستحب دیگری تیمّم کند، می‌تواند با همان تیمّم نماز بخواند.

م « ۷۳۵ » اگر کسی که وظیفه تیمّم بر عهده اوست اطمینان یابد که عذر او تا پایان وقت باقی است یا از برطرف شدن آن ناامید باشد، می‌تواند پیش از تنگ شدن وقت، با تیمّم نماز بخواند و در صورتی که عذر وی پیش از گذشتن وقت برطرف شود، باید دوباره نماز را با وضو یا غسل بخواند، ولی اگر اطمینان دارد که عذر او تا پایان وقت برطرف می‌شود، صبر نماید تا با وضو یا غسل نماز بخواند.

م « ۷۳۶ » کسی که نمی‌تواند وضو بگیرد یا غسل کند، اگر اطمینان داشته باشد یا گمان کند که عذر وی برطرف نمی‌شود، نمازهای قضای خود را می‌تواند با تیمّم بخواند و اگر گمان دارد که به زودی عذر وی برطرف می‌شود، لازم است تا پیش از تنگ شدن وقت و قضا شدن نماز منتظر بماند.

م « ۷۳۷ » می‌توان خط قرآن کریم را با تیمم مس نمود و در مسجد الحرام و مسجد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله یا در مسجدهای دیگر قرار گرفت؛ هرچند برای گذر نمودن از آن نباشد.

م « ۷۳۸ » کسی که نمی‌تواند وضو بگیرد یا غسل کند، می‌تواند نمازهای مستحبی را که مانند نافله‌های شبانه‌روز وقت مشخصی دارد، با تیمم بگزارد.

(۱۶۶)

م « ۷۳۹ » کسی که برای نمونه، به سبب زخمی که در پشت اوست برای احتیاط، غسل جبیره‌ای و نیز تیمّم می‌نماید، اگر پس از غسل و تیمّم، نماز بخواند و پس از نماز، حدث اصغری ـ باطل کننده وضو ـ از او سر بزند تا هنگامی که عذر وی باقی است، برای نمازهای آینده خود به جای غسل جبیره لازم نیست تیمّم بنماید، بلکه تنها وضو کافی است.

م « ۷۴۰ » اگر به سبب نداشتن آب یا عذر دیگر تیمّم نماید، پس از برطرف شدن عذر، تیمّم وی باطل می‌شود.

م « ۷۴۱ » چیزهایی که وضو را باطل می‌کند، تیمّم بدل از وضو و چیزهایی که غسل را باطل می‌نماید، تیمّم بدل از غسل را نیز باطل می‌سازد.

م « ۷۴۲ » اگر بر کسی که نمی‌تواند غسل کند چند غسل واجب باشد، می‌تواند برای همه آن‌ها یک تیمّم کند، و نیز اگر تیمم را در نیت به‌جای غسل جنابت انجام دهد و غسل‌های دیگر را در نظر آورد؛ هرچند به‌صورت اجمال باشد، نیازی به تیمّم نمودن به‌جای غسل‌های دیگر نیست.

م « ۷۴۳ » اگر بخواهد کاری انجام دهد که نیازمند غسل یا وضوی واجب است و نمی‌تواند غسل یا وضو بسازد، لازم است تیمم نماید.

م « ۷۴۴ » هرگاه به سبب عذری، در آغاز وقت با تیمّم نماز بخواند و پیش از گذشتن وقت، عذر وی برطرف شود، لازم است وضو یا غسل را انجام دهد و نماز را دوباره بخواند؛ هرچند در آغاز، اطمینان داشته است که عذر وی تا پایان وقت باقی می‌ماند.

م « ۷۴۵ » اگر با این احتمال که عذر وی برطرف می‌شود، نماز را در آغاز وقت با قصد قربت و با تیمّم بخواند و عذر وی تا پایان وقت باقی بماند، نماز خوانده شده درست است.

م « ۷۴۶ » اگر به‌جای غسل جنابت تیمّم کند، نباید برای نماز وضو بگیرد، ولی اگر به‌جای غسل‌های دیگر تیمّم کند، لازم است وضو بگیرد و در صورتی که وضو

(۱۶۷)

ساختن برای او ممکن نیست، باید تیمّم دیگری نیز به‌جای وضو بنماید.

م « ۷۴۷ » اگر به‌جای غسل جنابت تیمّم کند و سپس کاری برای او پیش آید که وضو را باطل می‌کند و برای نمازهای آینده نتواند غسل کند، لازم است تنها وضو بگیرد و اگر نمی‌تواند وضو بگیرد، باید به‌جای وضو تیمّم نماید.

م « ۷۴۸ » کسی که لازم است به‌جای وضو و نیز غسل تیمّم کند، تنها انجام یک تیمّم برای او کافی است و نیازی به تیمّم نمودن دیگری نیست.

م « ۷۴۹ » کسی که برای انجام کاری بنا به وظیفه خود تیمّم نماید، تا تیمّم و عذر وی باقی است، می‌تواند مواردی را که انجام آن به وضو یا غسل نیاز دارد انجام دهد، ولی اگر عذر او تنگی وقت باشد یا برای نمونه، با داشتن آب برای گزاردن نماز میت یا خوابیدن تیمّم کرده، تنها کاری را می‌تواند انجام دهد که برای آن تیمّم نموده است.


 

مواردی که بهتر است نماز دوباره خوانده شود

م « ۷۵۰ » در جایی که نمی‌توانسته است نماز خود را با وضو یا غسل بخواند و نیز به اختیار، کاری کرده که ناچار شده است با تیمّم نماز بخواند، بهتر است نماز خود را دوباره بخواند، مانند موارد زیر:

یکم ـ از استعمال آب ترس داشته و به عمد خود را جنب کرده است تا با تیمّم نماز بخواند.

دوم ـ می‌دانسته یا گمان داشته که آب یافت نمی‌شود و به عمد خود را جنب کرده و با تیمّم نماز خوانده است.

سوم ـ به عمد به جست‌وجوی آب نرود و در تنگی وقت با تیمّم نماز بخواند و سپس پی ببرد یا گمان کند که اگر جست‌وجو می‌کرد، آب می‌یافت.

چهارم ـ به عمد نماز را تأخیر اندازد و در پایان وقت با تیمّم نماز بخواند. هم‌چنین است اگر آب در دسترس داشته باشد و نماز را به عمد تأخیر اندازد تا آب

(۱۶۸)

را از دست بدهد و در پایان وقت با تیمّم نماز بخواند.

پنجم ـ می‌دانسته یا گمان داشته است آب نمی‌یابد و آبی را که در اختیار داشته است تلف کرده باشد.

ششم ـ از ترس مزاحمت جمعیت و نرسیدن به نماز جماعت، نماز را با تیمّم بخواند.

(۱۶۹)


 

۴ ـ ویژگی‌های زنان

درآمد

ساختار وجودی انسان نسبت به زن و مرد؛ اگرچه وحدت یکسانی دارد، با لحاظ جنسیت، ویژگی‌هایی اساسی رخ می‌نماید که نمی‌توان آن را نادیده انگاشت. لطافت و مطلوبیت و ساختار خلقتی ویژه زن، موقعیت وی را در جهاتی ممتاز ساخته تا جایی که گوی سبقت را در این زمینه‌ها از جنس مرد ربوده و همین امر او را بنیان اساسی و ممتاز بخشیده که یکی از چهره‌های آشکارش حالات نفسانی، ویژگی‌های روانی و طبیعت زنانه است که خون‌ها و ترشحات خاصی را در او به وجود آورده که شریعت در بیان طبیعت وی، این امر را به خوبی دنبال نموده است تا از هر گونه کژی و کاستی یا اهمال و نارسایی نسبت به شناخت طبیعت زن در این زمینه به‌دور باشد که تنها در فقه برای کنترل و هدایت صحیح آن، احکام، ویژگی‌ها و قوانینی را قرار داده است که در این مقام، تنها احکام و ویژگی‌های خون‌های زنانه می‌آید.


 

حیض

«حیض» یا «عادت ماهیانه»، خونی است که در هر ماه، چند روز از رحم بیرون

(۱۷۰)

می‌آید و هنگام بسته‌شدن نطفه، غذای جنین می‌گردد. به زن در هنگام دیدن این خون «حایض» می‌گویند.

حایض در شریعت مقدس اسلام، احکام ویژه‌ای که مهم‌ترین آن در پی می‌آید.

م « ۷۵۱ » خون حیض در بیش‌تر اوقات، غلیظ، گرم و تازه است. رنگ آن سرخ، یا سرخ تیره است و با فشار و کمی سوزش بیرون می‌آید.

م « ۷۵۲ » زنی که سید است پس از پایان یافتن شصت سال قمری یائسه می‌شود و خون حیض نمی‌بیند. این پدیده، بیش‌تر در زن‌های قریش رخ می‌دهد. زن‌های غیر سید پس از پایان پنجاه سال یائسه می‌شوند.

م « ۷۵۳ » واجب است زن سیدی که از پنجاه تا پایان شصت سال سن دارد و نیز زن‌های غیر سیدی که پنجاه سال تمام سن دارند و نشانه‌های حیض را دارا هستند یا در روزهای عادت خون می‌بینند، برابر احکام پیشین و بر اساس عادت خود رفتار کنند.

م « ۷۵۴ » خونی که دختر پیش از بالغ شدن و زن پس از یائسه شدن می‌بیند، خون حیض نیست و اگر از زخم نباشد، خون استحاضه است که احکام آن خواهد آمد.

م « ۷۵۵ » گاه زن حامله و زنی که بچه شیر می‌دهد حیض می‌بیند. زن حامله چنان‌چه تنها پس از گذشت بیست روز از آغاز عادت خود خونی ببیند که صفات حیض داشته باشد، برابر احکام حیض رفتار می‌نماید. هم‌چنین است اگر در این امر در دوره‌های بعد تکرار شود، و اگر پیش از گذشت بیست روز باشد، حیض نیست.

م « ۷۵۶ » دختری که نمی‌داند بالغ شده است یا نه، اگر خونی ببیند که نشانه‌های حیض را ندارد، حایض نیست و اگر نشانه‌های حیض را داشته باشد و اطمینان به حایض بودن خود پیدا کند، حیض است و این خود، نشانه بلوغ است، ولی در صورتی که اطمینان به حیض نیابد، حایض به‌شمار نمی‌آید؛ هرچند نشانه‌های حیض را داشته باشد.

م « ۷۵۷ » اگر شک دارد یائسه شده است یا نه و خونی ببیند و نداند حیض است

(۱۷۱)

یا نه، خود را یائسه نداند.

م « ۷۵۸ » زنی که میان پنجاه تا شصت سال سن دارد و نمی‌داند که قریشی است یا نه، حکم کسی را دارد که هنوز یائسه نشده است.

م « ۷۵۹ » مدت خونِ حیض کم‌تر از سه و بیش‌تر از ده روز نمی‌باشد و اگر کمی از سه روز هم کم‌تر باشد، حیض به‌شمار نمی‌آید.

مراد از روز، بیست و چهار ساعت شبانه‌روز است؛ نه روز در برابر شب.

م « ۷۶۰ » سه روزِ نخست حیض پی‌درپی است؛ پس اگر برای نمونه، دو روز خون ببیند و یک روز پاک شود و دوباره خون ببیند، حایض نیست.

م « ۷۶۱ » در غیر سه روز نخست، لازم نیست خون پیوسته باشد، بلکه اگر در بین روزهای دیگر خونی نبیند، روزهای عادت به‌شمار می‌آید.

م « ۷۶۲ » همه روزهایی که پی‌درپی یا با فاصله خون دیده است، اگر از ده روز گذشت، دیگر حیض نیست.

م « ۷۶۳ » آغاز حیض زمانی نیست که خون بیرون می‌آید، بلکه اگر خون در درون مهبل باشد؛ به‌گونه‌ای که اگر پنبه بگذارد و کمی صبر کند و آن را بیرون آورد، پنبه به خون آلوده می‌شود؛ هرچند به اندازه کمی باشد، حیض شمرده می‌شود.

م « ۷۶۴ » اگر در سه روز نخست به هیچ وجه خون بیرون نیاید؛ هرچند خون در درون مهبل باشد، حیض به‌شمار نمی‌آید و حکم استحاضه را دارد.

م « ۷۶۵ » لازم نیست از شب نخست تا شب چهارم همه را پی‌درپی خون ببیند، بلکه اگر خون در شب دوم و سوم بند نیاید، حیض است؛ بر این اساس، چنان‌چه از آغاز اذان صبح روز نخست تا غروب روز سوم، پی‌درپی خون ببیند یا از میانه روز نخست شروع شود و در همان هنگام از روز چهارم بند آید و در شب دوم و سوم هم پی‌درپی خون آید، حیض شمرده می‌شود.

م « ۷۶۶ » اگر سه روز پی‌درپی در روزهای عادت یا پس از آن با نشانه حیض خون ببیند و پاک شود، و سپس دوباره خونی ببیند که نشانه حیض دارد یا در

(۱۷۲)

روزهای عادت است و مجموع روزهایی که خون دیده و روزهایی که در وسط پاک بوده، از ده روز بیش‌تر نشود، روزهایی که در وسط پاک بوده نیز حیض است. برای نمونه، اگر در میان روزهایی که خون می‌بیند یک یا چند روز پاک شود، همه روزها حتی روزهایی را که پاک گردیده حایض است. البته این امر در صورتی است که شماره روزهایی که خون دیده و روزهایی که در وسط پاک شده است، از ده روز بیش‌تر نباشد؛ بر این اساس، اگر برای نمونه، سه روز خون ببیند و دو روز پاک شود و دوباره چهار روز خون ببیند، در همه این مدت حایض است.

م « ۷۶۷ » اگر در روزهای عادت خونی ببیند که از سه روز بیش‌تر و از ده روز کم‌تر است و نداند که خون زخم است یا حیض، اگر می‌تواند، بررسی کند و اگر نمی‌تواند، هرگاه بداند خون پیشین حیض بوده است، آن را حیض قرار دهد و اگر زخم بوده است، آن را خون زخم قرار دهد و چنان‌چه نمی‌داند که خون پیشین حیض است یا زخم، در صورتی که خون را در روزهای عادت دیده یا در غیر آن بوده است، ولی شرایط حیض را دارد، آن را خون حیض قرار دهد.

م « ۷۶۸ » اگر خونی ببیند و شک کند که خون حیض است یا نفاس، در صورتی که نشانه حیض را داشته باشد، آن را حیض قرار دهد و نیز چنان‌چه نشانه حیض را ندارد ولی در روزهای عادت است، باز آن را خون حیض قرار دهد، و هرگاه با زمان زایمان هماهنگ باشد، خون نفاس به‌شمار می‌آید، و در غیر صورت‌های یاد شده استحاضه است.

م « ۷۶۹ » اگر خونی ببیند و نداند که خون حیض است یا خون بکارت و احتمال ندهد که خون دیگری مانند خون زخم باشد، باید خود را وارسی کند و اندکی پنبه درون مهبل قرار دهد و کمی صبر کند و پس از بیرون آوردن، اگر اطراف آن آلوده به خون باشد، خون بکارت است و چنان‌چه خون به همه آن رسیده باشد، حیض شمرده می‌شود. البته، خون نباید فراوان باشد تا بتوان از راه گفته شده میان خون

(۱۷۳)

حیض و بکارت فرق نهاد و هرگاه نتوان آن را تشخیص داد، در روزهای عادت، حیض به شمار می‌آید و در غیر آن روزها، برابر حالت پیشین خود رفتار نماید و اگر حالت پیشین ندارد یا آن را نمی‌داند، برابر استحاضه رفتار نماید.

م « ۷۷۰ » اگر کم‌تر از سه روز خون ببیند و پاک شود و سپس سه روز پی در پی در زمان عادت یا در غیر آن با نشانه حیض خون ببیند، حایض می‌باشد و خون نخست؛ هرچند در روزهای عادت باشد، حیض نیست.

م « ۷۷۱ » اگر حایض پاک شود و پس از گذشتن ده روز یا بیش‌تر، از زمان پاکی وی دوباره خون ببیند، چنان‌چه از سه روز بیش‌تر شود و ده روز یا کم‌تر از آن باشد اما از سه روز کم‌تر نشود و نشانه‌های دیگر حیض را داشته باشد، خون دوم نیز حیض به‌شمار می‌آید.

م « ۷۷۲ » اگر پزشک تشخیص دهد که خون زنی که دچار خونریزی شده خون حیض یا زخم و مانند آن است و از گفته پزشک اطمینان یابد، می‌تواند احکام لازم را بر پایه آن عمل نماید.

م « ۷۷۳ » هرگاه خونی ببیند که پی در پی می‌آید، در صورتی که شک داشته باشد، خون، سه روز ادامه می‌یابد یا خیر، آن را حیض بداند.

م « ۷۷۴ » اگر خون در بین سه روز بند آید و نداند که آیا دوباره پیش از پایان ده روز خون می‌آید یا خیر، بنا را بر این گذارد که خون دوباره نمی‌آید و خونی که دیده است حیض نمی‌باشد.


 

کارهایی که بر حایض حرام است

م « ۷۷۵ » موارد زیر بر حایض حرام است:

یکم ـ انجام عبادت‌هایی مانند نماز که باید با وضو، غسل یا تیمّم بجا آورده شود.

م « ۷۷۶ » اگر حایض یا زنی که از دید شرع حایض شمرده می‌شود این عبادت‌ها را حتی با قصد رجا بجا آورد، گناه کرده است، ولی بجا آوردن عبادت‌هایی که وضو، غسل و تیمّم، شرط انجام آن نیست، مانند: نماز میت اشکال ندارد.

(۱۷۴)

دوم ـ همه مواردی که بر جنب حرام است.

این موارد در احکام جنابت آمده است.

سوم ـ نزدیکی کردن.

این امر هم برای مرد حرام است و هم برای زن؛ هرچند تنها به اندازه ختنه‌گاه داخل شود و منی نیز بیرون نیاید و حتی اندازه کم‌تر از ختنه‌گاه نیز نباید داخل شود.

م « ۷۷۷ » دخول از پشت حایض، اگرچه مایه آزار نباشد؛ حتی در صورت رضایت زن نیز کراهت بسیار دارد و در غیر زمان حیض با رضایت زن و آزار ندیدن وی مکروه است.

م « ۷۷۸ » نزدیکی با زن در روزهایی که از دید شرع حیض شمرده می‌شود جایز نیست. پس زنی که عادت معینی ندارد و بیش از ده روز خون می‌بیند و با توجه به حکمی که می‌آید روزهای عادت خویشان را حیض خود قرار می‌دهد، در زمان مدت مذکور، شوهر نمی‌تواند نزدیکی نماید.


 

کفاره نزدیکی در زمان حیض

م « ۷۷۹ » اگر شماره روزهای حیض به سه بخش تقسیم شود و مرد در بخش نخست با زن خود از پیش دخول کند، لازم است به میزان هجده نخود طلا به مستحق کفّاره بدهد. چنان‌چه در بخش دوم جماع کند، نُه نخود و در بخش سوم باید چهار نخود و نیم بدهد؛ برای نمونه، زنی که شش روز خون حیض می‌بیند، اگر شوهر وی در شب یا روز نخست و دوم با او جماع کند، لازم است هجده نخود طلای ضرب خورده و در شب یا روز سوم و چهارم نُه نخود، و در شب یا روز پنجم و ششم باید چهار نخود و نیم به عنوان کفاره بدهد.

م « ۷۸۰ » بهره‌گیری‌ها و لذت‌های جنسی، مانند: بوسه، بازی و ملاعبه در هنگام حیض اشکال ندارد و کفاره نیز نمی‌خواهد.

م « ۷۸۱ » دخول در پشت حایض کفاره ندارد.

(۱۷۵)

م « ۷۸۲ » اگر بهای طلا در هنگامی که نزدیکی کرده است با هنگامی که می‌خواهد آن را به مستمند به عنوان کفاره بدهد تفاوت کرده باشد، معیار بهای هنگامی است که می‌خواهد آن را به مستمند بپردازد.

م « ۷۸۳ » اگر کسی هم در بخش نخست و هم در بخش دوم و هم در بخش سوم حیض، با زن خود جماع کند، لازم است هر سه کفاره را ـ که مجموع آن سی و یک نخود و نیم می‌شود ـ بپردازد.

م « ۷۸۴ » کسی که در زمان حیض جماع کرده و کفاره آن را پرداخته است، اگر بار دیگر جماع کند، باید دوباره کفاره بدهد.

م « ۷۸۵ » اگر با حایض چند بار نزدیکی کند، باید برای هر بار، یک کفّاره بدهد.

م « ۷۸۶ » اگر مرد در هنگام نزدیکی دریابد که همسر وی حایض شده است، باید بی‌درنگ کنار کشد و دخول نداشته باشد، در غیر این صورت، گناه کرده و کفّاره نیز بر عهده اوست.

م « ۷۸۷ » اگر با زن حایض زنا کند، کفّاره بر عهده اوست.

م « ۷۸۸ » کسی که نمی‌تواند کفّاره بدهد، خوب است صدقه‌ای ـ هرچند اندک ـ به مستمند بدهد و برای این گناه از خداوند متعال آمرزش بخواهد و اگر نمی‌تواند صدقه دهد، آمرزش بخواهد و سپس هرگاه توانست کفّاره بدهد.

م « ۷۸۹ » اگر از روی نادانی یا فراموشی با زن خود یا با نامحرمی که گمان می‌کند زن اوست در هنگام حیض نزدیکی کند، کفّاره ندارد.

م « ۷۹۰ » اگر مرد با این باور که زن حایض است، با او نزدیکی کند و سپس روشن شود که حایض نبوده است، کفّاره ندارد.

م « ۷۹۱ » طلاق زن در هنگام حیض باطل است.

م « ۷۹۲ » هرگاه زن بگوید حایض است یا از حیض پاک شده، چنان‌چه دروغ نگوید و به دروغ بودن گفته وی اطمینان نداشته باشد، سخن او پذیرفته می‌شود.

م « ۷۹۳ » اگر زن در میان نماز حایض شود، نماز او باطل است و ادامه دادن آن

(۱۷۶)

اثری ندارد.

م « ۷۹۴ » اگر زن در میان نماز شک نماید که حایض شده یا نه، نماز او درست است، ولی اگر پس از نماز پی ببرد که در میان نماز حایض شده، نمازی که خوانده بوده باطل است و تفاوتی میان هیچ یک از نمازها نیست.


 

غسل حیض

م « ۷۹۵ » پس از آن که زن از خون حیض پاک شد، باید برای نماز، روزه، عبادت‌های دیگر و چیزهایی که با وضو، غسل یا تیمّم بجا آورده می‌شود غسل کند و چگونگی و حکم غسل آن مانند غسل جنابت است اما به وضو نیاز دارد و اگر آب نیابد، تیمّم نماید.

م « ۷۹۶ » پس از آن که از خون حیض پاک شد؛ هرچند غسل نکرده باشد، طلاق دادن او درست است و نیز شوهر می‌تواند با او نزدیکی کند؛ اگرچه انجام آن پس از شست‌وشو و غسل بهتر است و کارهای دیگری که در هنگام حیض بر او حرام است، مانند: ماندن در مسجد، مسّ خط قرآن، ورود به مسجد الحرام و مسجد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و نیز ورود به سایر مسجدها جز در هنگام گذر از آن، تا غسل نکند بر او حلال نمی‌شود.

م « ۷۹۷ » اگر آب برای وضو و غسل کافی نباشد، ولی به اندازه‌ای است که می‌تواند یا غسل کند یا وضو بگیرد، باید غسل نماید و دیگر لازم نیست به‌جای وضو تیمّم نماید، و اگر آب، تنها برای وضو بسنده باشد، به‌جای غسل تیمّم نماید و لازم نیست وضو بسازد، و اگر برای هیچ یک از آن دو کافی نباشد، تنها تیمّم بدل از غسل نماید و به تیمّم به‌جای وضو نیازی نیست.


 

قضای نماز و روزه حایض

م « ۷۹۸ » نمازهای یومیه‌ای که زن در حال حیض نخوانده است قضا ندارد، ولی دیگر نمازها که بر دیگران هم واجب است؛ مانند: نماز آیات که در هنگام حیض

(۱۷۷)

نخوانده و نیز روزه‌های ماه رمضان را که در هنگام حیض نگرفته، بر او واجب است، ولی روزه‌هایی که به سبب نذر در وقت معین واجب شده و در هنگام حیض نگرفته است قضا ندارد.

م « ۷۹۹ » هرگاه وقت نماز برسد و بداند یا گمان داشته باشد که اگر نماز را به تأخیر بیندازد حایض می‌شود، باید نماز را بدون درنگ بخواند.

م « ۸۰۰ » اگر نماز را از آغاز وقت به اندازه فراهم نمودن پیش‌زمینه‌های واجب تأخیر بیندازد و حایض شود، در صورتی که می‌توانسته است نماز را در وقت بخواند؛ هرچند به این صورت که پیش‌زمینه‌های آن؛ مانند: وضو گرفتن، غسل ساختن، تیمّم کردن، پاک بودن بدن یا لباس و یافتن جهت قبله را پیش از وقت فراهم نماید، قضای آن نماز بر او واجب است، ولی در تند و کند خواندن و چگونگی نماز و در اندازه وقت برای فراهم کردن پیش‌زمینه‌ها و واجبات، حال عادی خود را ملاحظه نماید و آن را معیار قرار دهد؛ برای نمونه، زنی که مسافر نیست، اگر در آغاز ظهر نماز نخواند، قضای آن هنگامی واجب می‌شود که به اندازه خواندن چهار رکعت نماز با فراهم کردن پیش‌زمینه‌ها از آغاز ظهر بگذرد و حایض شود.

م « ۸۰۱ » برای کسی که مسافر است گذشتن وقت به اندازه خواندن دو رکعت، با فرض فراهم کردن پیش‌زمینه‌ها، برای واجب شدن قضا کافی است. البته، زمان فراهم کردن زمینه‌هایی را که ندارد ملاحظه کند و اگر به اندازه فراهم آوردن پیش‌زمینه‌ها و خواندن یک نماز بگذرد و حایض شود قضا نمودن آن نماز واجب است و در صورتی که زمانی کم‌تر از آن در اختیار داشته باشد، قضای نماز از دست رفته واجب نیست.


 

پاک شدن در تنگی وقت

م « ۸۰۲ » اگر در پایان وقت نماز از خون پاک شود و به اندازه غسل، وضو و پیش‌زمینه‌های دیگر نماز؛ مانند: فراهم کردن لباس یا پاک ساختن آن و خواندن یک

(۱۷۸)

رکعت نماز یا بیش‌تر، وقت داشته باشد، باید نماز را بخواند و اگر قضا شود، قضای آن را بجا آورد.

م « ۸۰۳ » اگر می‌توانسته است با فراهم آوردن پیش‌زمینه‌های مورد نیاز از پیش، نماز را در وقت بخواند، داشتن وقت برای فراهم کردن آن‌ها پس از پاک شدن معیار نیست، بلکه ملاک وجوب نماز آن است که مانند کسانی که از روی ناچاری و عذر به شیوه ویژه‌ای برای نمونه با لباس نجس یا بدون لباس نماز می‌خوانند، بتواند نماز را در وقت بخواند و اگر این اندازه نیز وقت نداشته باشد، نماز بر او واجب نیست.

م « ۸۰۴ » اگر می‌توانسته است با فراهم آوردن پیش‌زمینه‌های مورد نیاز، نماز را پس از پاک شدن و پیش از پایان وقت بخواند، ولی به خاطر نپرداختن به آن پیش‌زمینه‌ها، نتواند نماز بخواند؛ هرچند مانند افراد معذور، نماز بر او واجب نیست، ولی قضای آن را باید بگزارد.

م « ۸۰۵ » اگر حایض پس از پاک شدن به اندازه غسل نمودن وقت ندارد، ولی می‌تواند نماز را با تیمّم در وقت بخواند؛ آن نماز بر او واجب نیست.

م « ۸۰۶ » اگر حایض پیش از پایان وقت پاک شود، ولی وقت برای غسل ساختن نداشته باشد و تنها بتواند تیمّم کند و یک رکعت نماز را در وقت و رکعت‌های دیگر را بیرون از وقت بجا آورد، نماز بر او واجب نیست.

م « ۸۰۷ » اگر وظیفه حایض، گذشته از تنگی وقت، از جهت دیگری نیز انجام تیمّم باشد، مانند آن‌که استفاده از آب برای وی زیان‌بخش باشد، باید تیمّم کند و آن نماز را بخواند و در صورتی که آن را بجا نیاورد، قضای آن واجب است.

م « ۸۰۸ » اگر حایض پس از پاک شدن شک نماید که برای نماز وقت دارد یا نه، باید نماز را بخواند.

م « ۸۰۹ » اگر حایض با این گمان که به اندازه فراهم کردن پیش زمینه‌های نماز و خواندن یک رکعت وقت ندارد، نماز نخواند و در آینده پی ببرد که وقت داشته

(۱۷۹)

است، باید قضای آن نماز را بجا آورد.

م « ۸۱۰ » مستحب است حایض در هنگام نماز، خود را از خون پاک نماید و پنبه و نوار بهداشتی را عوض کند و وضو بگیرد و اگر نمی‌تواند وضو بگیرد، تیمّم کند و در جای نماز خود رو به قبله بنشیند و به ذکر گفتن، دعاخواندن و صلوات فرستادن مشغول شود.

م « ۸۱۱ » خواندن و همراه داشتن قرآن و برخورد بدن با جایی از ورق قرآن که خط قرآن در آن نیست؛ مانند: حاشیه و میان خط‌های قرآن، و نیز خضاب کردن با حنا و مانند آن برای حایض شایسته نیست.


 

دسته‌بندی زن‌های حایض

م « ۸۱۲ » زن‌های حایض بر شش دسته‌اند:

یکم ـ صاحب عادت وقتی و عددی؛ که دست‌کم دو ماه پشت سر هم در وقتی معین خون حیض می‌بیند و شماره روزهای حیض او در هر دو ماه یکسان است؛ برای نمونه، دو ماه پشت سر هم از آغاز تا هفتم ماه خون می‌بیند.

دوم ـ صاحب عادت وقتی؛ که دو ماه پشت سر هم در وقتی معین خون حیض می‌بیند، ولی شماره روزهای حیض او در هر دو ماه یکسان نیست، برای نمونه، دو ماه پشت سر هم از آغاز ماه خون می‌بیند، ولی ماه نخست در روز هفتم و ماه دوم در روز هشتم از خون پاک می‌شود.

سوم ـ صاحب عادت عددی؛ که شماره روزهای حیض او دو ماه پی در پی به یک اندازه است، ولی وقت دیدن آن دو خون یکی نیست، برای نمونه، ماه نخست از پنجم تا دهم و ماه دوم از دوازدهم تا هفدهم خون دیده است.

چهارم ـ مضطربه؛ زنی است که چند ماه خون دیده، ولی عادت معینی پیدا نکرده یا عادت وی به هم خورده و عادت تازه‌ای پیدا نکرده است.

پنجم ـ مبتدئه؛ که برای نخستین بار خون می‌بیند.

(۱۸۰)

ششم ـ ناسیه؛ که عادت خود را فراموش کرده است.

هر یک از دسته‌های یاد شده احکام ویژه خود را دارند که در ادامه به ترتیب خواهد آمد.


 

نخست ـ صاحب عادت وقتی و عددی

این زن‌ها، خود بر سه دسته‌اند:

الف ـ زنانی که دو ماه پشت سر هم در وقت معین خون حیض می‌بینند و در وقت معین نیز پاک می‌شوند؛ برای نمونه، دو ماه پشت سر هم از آغاز ماه خون می‌بینند و روز هفتم پاک می‌شوند که عادت این زنان از آغاز ماه تا هفتم است.

ب ـ زنانی که از خون پاک نمی‌شوند، ولی دو ماه پشت سر هم خونی که چند روز معین، برای نمونه از آغاز ماه تا هشتم آن می‌بینند نشانه‌های حیض را دارد؛ یعنی غلیظ، سیاه، سرخ تیره و گرم است و با فشار و سوزش بیرون می‌آید و خون روزهای دیگر آن‌ها نشانه‌های استحاضه را دارد؛ یعنی زرد یا قرمز روشن است. عادت این زن‌ها از آغاز ماه تا هشتم است.

ج ـ زن‌هایی که دو ماه پشت سر هم در وقت معین خون حیض می‌بینند و پس از آن که سه روز یا بیش‌تر خون دیدند، یک روز یا بیش‌تر پاک می‌شوند و دوباره خون می‌بینند و همه روزهایی که خون دیده‌اند با روزهای میان آن که پاک بوده‌اند از ده روز بیش‌تر نمی‌شود و در هر دو ماه، همه روزهایی که خون دیده و در میان آن پاک شده‌اند در مجموع به یک اندازه است. عادت این زن‌ها به اندازه همه روزهایی است که خون دیده و در میان آن پاک بوده‌اند و لازم نیست روزهایی که در میان پاک بوده‌اند، در هر دو ماه به یک اندازه و به یک ترتیب باشد؛ برای نمونه، اگر در ماه نخست از روز نخست ماه تا سوم خون ببینند و دو یا سه روز پاک شوند و دوباره سه یا چهار روز خون ببینند و در ماه دوم؛ پس از آن که سه روز خون دیدند، سه روز یا کم‌تر یا بیش‌تر پاک شوند و دوباره خون ببینند و روی هم از ده روز بیش‌تر نشود؛ در هر دو صورت، همه ده روز حیض است و عادت آنان ده روز می‌باشد.

م « ۸۱۳ » اگر صاحب عادت وقتی و عددی در هنگام عادت، دو یا سه روز

(۱۸۱)

جلوتر یا دو یا سه روز عقب‌تر خون ببیند ـ به‌گونه‌ای که بگویند عادتش جلو یا عقب افتاده است؛ هرچند آن خون نشانه‌های حیض را نداشته باشد، لازم است برابر احکامی که برای زن حایض گفته شد، رفتار نماید.

م « ۸۱۴ » اگر زنی چند روز جلوتر از وقت عادت خود یا چند روز پس از وقت عادت، خون ببیند و احتمال جلو افتادن عادت یا تأخیر آن را بدهد، برابر احکام حایض رفتار کند و چنان‌چه در آینده پی ببرد که حیض نبوده است؛ برای نمونه، پیش از سه روز پاک شود، عبادت‌هایی را که بجا نیاورده است، باید قضا نماید.

م « ۸۱۵ » اگر صاحب عادت وقتی و عددی، در هنگام عادت یا چند روز پس یا پیش از آن، خونی ببیند که نشانه‌های حیض را ندارد، در صورتی که سه روز نخست آن پیوسته باشد، روزهای مانده را تا ده روز حیض قرار دهد و اگر پس از ده روز پاک نشد، همه حالت‌های گذشته و آینده وی استحاضه است و لازم است نمازهایی را که نخوانده، قضا نماید.

م « ۸۱۶ » در صورتی که پس از گذشت ده روز خونی ببیند که نشانه حیض را دارد و مقداری از خونی که در وقت عادت یا چند روز جلوتر دیده است، نشانه‌های حیض را نداشته باشد، خون نشانه دار حیض است و خونی که در ایام عادت دیده حیض نمی‌باشد و لازم است همه عبادت‌های واجبی را که در آن هنگام بجا نیاورده است قضا نماید.

م « ۸۱۷ » اگر صاحب عادت وقتی و عددی چند روز پیش و پس از عادت خود خون ببیند؛ به گونه‌ای که در میان زن‌ها رایج است که عادت آنان جلو یا عقب می‌افتد و خون دیده شده که نشانه‌های حیض را دارد در مجموع از ده روز بیش‌تر نشود، همه آن روزها حایض است و اگر از ده روز بیش‌تر شود، تنها خونی که در روزهای عادت دیده حیض است و خونی که پیش یا پس از آن دیده استحاضه است.

م « ۸۱۸ » اگر صاحب عادت وقتی و عددی؛ تنها چند روز از روزهای عادت را با

(۱۸۲)

چند روز پیش از روزهای عادت خود خونی با نشانه‌های حیض ببیند که در مجموع از ده روز بیش‌تر نشود، همه خون‌های دیده شده حیض است.

م « ۸۱۹ » اگر خونی که دیده است از ده روز بیش‌تر شود، روزهایی را که در عادت خود خون دیده و کم‌تر از سه روز است و با چند روز پیش از آن در مجموع به اندازه عادت او می‌گردد، آن را حیض قرار دهد، و روزهای پیش از آن را که بیش از آن اندازه می‌شود استحاضه بداند.

اما چنان‌چه سه روز یا بیش از آن باشد، به اندازه عادت را حیض به شمار آورد و بیش از آن را استحاضه قرار دهد.

م « ۸۲۰ » اگر چند روز از روزهای عادت و چند روز پس از عادت خود، خونی با نشانه‌های حیض ببیند که در مجموع از ده روز بیش‌تر نباشد، همه آن حیض است و اگر بیش‌تر از ده روز باشد، باید روزهایی را که در هنگام عادت خود خون دیده است حیض قرار دهد و در صورتی که روزهای پیش از عادت، کم‌تر از سه روز باشد و با چند روز پس از آن، اندازه روزهای عادت او کامل می‌شود، آن را حیض قرار دهد و روزهای بعد را استحاضه بداند.

هم‌چنین اگر خونی که در زمان عادت دیده است به مدت سه روز یا بیش‌تر از آن باشد، به اندازه‌ای که عادت او را کامل کرده است حیض بداند و روزهای مانده را استحاضه قرار دهد.

م « ۸۲۱ » اگر صاحب عادت وقتی و عددی پس از سه روز یا بیش‌تر از آن پاک شود و دوباره خون ببیند و میان دو خون دیده شده کم‌تر از ده روز باشد و همه روزهایی را که خون دیده با روزهایی که در میان آن‌ها پاک بوده است از ده روز بیش‌تر باشد؛ برای نمونه، پنج روز خون ببیند و پنج روز پاک شود و دوباره پنج روز خون ببیند، می‌تواند چند صورت داشته باشد:

یکم ـ همه یا بخشی از خونی که در بار نخست دیده است در روزهای عادت او قرار گرفته باشد و خون دوم که پس از پاک شدن می‌بیند در روزهای عادت نباشد،

(۱۸۳)

در این صورت، لازم است همه خون نخست را حیض و خون دوم را استحاضه قرار دهد.

هم‌چنین اگر بخشی از خون نخست را در عادت و بخشی از آن را پیش از عادت یا پس از آن ببیند؛ خواه خون با نشانه‌های حیض باشد یا بدون نشانه‌های آن، باید همه خون نخست را حیض و خون دوم را استحاضه بداند.

دوم ـ خون نخست در روزهای عادت نباشد و همه خون دوم یا بخشی از آن در روزهای عادت باشد؛ در این‌صورت، همه خون دوم را حیض و خون نخست را استحاضه قرار دهد.

سوم ـ بخشی از خون نخست و خون دوم در روزهای عادت باشد و خون نخستی که در روزهای عادت بوده از سه روز کم‌تر نباشد؛ در این صورت، همه آن را حیض بداند، و بخشی از خون نخست که پیش از روزهای عادت بوده و نیز بخشی از خون دوم که پس از روزهای عادت بوده است همه را استحاضه قرار دهد؛ برای نمونه، اگر عادت وی از سوم ماه تا دهم بوده است، در صورتی که از آغاز ماه تا ششم آن خون ببیند و دو روز پاک شود و سپس تا پانزدهم خون ببیند، باید از سوم تا دهم را حیض بداند و از آغاز تا سوم و نیز از روز دهم تا پانزدهم را استحاضه قرار دهد.

چهارم ـ بخشی از خون نخست و دوم در روزهای عادت باشد، ولی خون نخستی که در روزهای عادت دیده است از سه روز کم‌تر باشد؛ لازم است از آغاز خون نخست برابر شماره روزهای عادت را حیض بداند و روزهای مانده را استحاضه قرار دهد.

م « ۸۲۲ » زنی که عادت دارد سه روز یا بیش‌تر خون ببیند و پاک شود و دوباره خون ببیند، در صورتی که فاصله میان دو خون از ده روز کم‌تر باشد و همه روزهایی را که خون دیده است بیش از ده روز نباشد، همه آن را حیض قرار دهد و اگر دیدن خون، بیش از ده روز باشد، خونی که در عادت دیده است حیض و غیر از آن را استحاضه بداند. اگر هیچ کدام از دو خون دیده شده در عادت نباشد، خونی را

(۱۸۴)

که ویژگی‌های حیض دارد، حیض بداند و دیگری را استحاضه قرار دهد و در صورتی که هر دو ویژگی‌های حیض را داشته باشد تا ده روز را حیض بداند و پس از آن را استحاضه قرار دهد.

م « ۸۲۳ » اگر صاحب عادت وقتی و عددی در هنگام عادت خون نبیند و در غیر آن، برابر شماره روزهای حیض خود با نشانه‌های حیض خون ببیند همان را حیض قرار دهد؛ خواه پیش از وقت عادت، خون دیده باشد یا پس از آن و اگر نشانه‌های حیض را نداشته باشد تا سه روز همه کارهایی را که بر حایض حرام است رها کند تا روشن شود که خون حیض است یا نه، در صورتی که خون دیده شده حیض نباشد، لازم است برابر با احکام استحاضه رفتار نماید و عبادت‌های بجا نیاورده را قضا کند.

م « ۸۲۴ » اگر صاحب عادت وقتی و عددی در هنگام عادت خود، سه روز یا بیش‌تر خون ببیند و شماره روزهای آن کم‌تر یا بیش‌تر از روزهای عادت وی باشد و پس از پاک شدن، دوباره برابر شماره روزهای عادت خویش خون ببیند، می‌تواند چند صورت داشته باشد:

یکم ـ همه روزهایی که هر دو خون را دیده است با پاکی میان آن دو، از ده روز بیش‌تر نباشد؛ که در این صورت، همه روزهایی که خون دیده یا پاک بوده است، حایض شمرده می‌شود.

دوم ـ روزهایی که میان آن دو خون پاک است ده روز یا بیش‌تر باشد که هر یک از آن دو خون به‌صورت جداگانه حیض می‌باشد.

سوم ـ پاکی میان آن دو خون، کم‌تر از ده روز و همه روزهایی که هر دو خون را دیده است با پاکی میان آن‌ها بیش از ده روز باشد که در این صورت، باید خون نخست را حیض، و خون دوم را استحاضه قرار دهد.

م « ۸۲۵ » اگر صاحب عادت وقتی و عددی بیش از ده روز خون ببیند، خونی را که در روزهای عادت دیده است؛ هرچند نشانه‌های حیض را نداشته باشد، حیض

(۱۸۵)

بداند و خونی که پس از روزهای عادت دیده است؛ هرچند نشانه‌های حیض را داشته باشد، استحاضه قرار دهد؛ برای نمونه، زنی که عادت حیض او از آغاز ماه تا هشتم آن است، اگر از آغاز تا چهاردهم خون ببیند، هشت روز نخست آن را حیض قرار دهد و شش روز دیگر را استحاضه بداند.


 

دوم ـ صاحب عادت وقتی

م « ۸۲۶ » زن‌هایی که عادت وقتی دارند و آغاز عادت آن‌ها معین است، سه دسته هستند:

یکم ـ زنانی که دو ماه پشت سر هم در هنگام معینی خون حیض می‌بینند و پس از چند روز پاک می‌شوند، ولی شماره روزهای آن در هر دو ماه یک اندازه نیست؛ مانند آن‌که دو ماه پشت سر هم از روز آغاز ماه خون می‌بینند، ولی ماه نخست، روز هفتم و ماه دوم، روز هشتم از خون پاک می‌شوند، که در این صورت باید روز نخست ماه را هنگام حیض خود قرار دهند.

دوم ـ زنانی که از خون پاک نمی‌شوند ولی دو ماه پشت سر هم در وقت معینی، دست‌کم سه روز، خون آن‌ها نشانه‌های حیض را دارد و دیگر خون‌های وی نشانه‌ای از حیض ندارد و نیز شماره روزهایی که خون دیده شده در آن نشانه حیض را دارد، در هر دو ماه به یک اندازه نیست؛ مانند آن که خون در ماه نخست از آغاز تا هفتم، و در ماه دوم از آغاز تا هشتم، نشانه‌های حیض را دارد و خون‌های دیگر، نشانه‌های حیض را ندارد، باید روز نخست ماه را روز نخست حیض خود قرار دهد.

سوم ـ زنی که دو ماه پی در پی در وقتی معین، سه روز یا بیش‌تر خون حیض می‌بیند و بعد پاک می‌شود و دوباره خون می‌بیند و همه روزهایی که خون دیده و روزهایی که در میان آن پاک بوده است از ده روز بیش‌تر نمی‌شود، ولی در ماه دوم روزهایی که خون دیده با روزهایی که پاک بوده است کم‌تر یا بیش‌تر از روزهای ماه نخست باشد نیز باید اولین روز ماه را روز نخست حیض خود قرار دهد.

م « ۸۲۷ » اگر صاحب عادت وقتی در هنگام عادت خود، دو یا سه روز پیش از

(۱۸۶)

عادت و یا دو یا سه روز پس از عادت، خون ببیند؛ به‌گونه‌ای که بگویند حیض را جلو یا عقب انداخته؛ هرچند آن خون نشانه‌های حیض را نداشته باشد، لازم است برابر احکامی که برای زن‌های حایض گفته شد رفتار نماید و اگر در آینده بداند که حیض نبوده است؛ برای نمونه، پیش از سه روز پاک شود، عبادت‌هایی را که بجا نیاورده است، قضا نماید.

م « ۸۲۸ » زنی که عادت وقتی دارد و شماره روزهای او به یک اندازه نیست؛ چنان‌چه خونی ببیند که تنها بخشی از آن، نشانه‌های حیض را دارد، در صورتی که کم‌تر از سه روز و بیش از ده روز نباشد، آن را حیض و بخش دیگری که نشانه‌های حیض را ندارد، استحاضه قرار دهد و چنان‌چه به هنگام عادت خود خون ببیند، لازم نیست نشانه‌های حیض را داشته باشد؛ برای نمونه، اگر در هنگام عادت خود سه روز خون ببیند؛ هرچند نشانه‌های حیض را نداشته باشد، حیض است.

م « ۸۲۹ » اگر پیش از زمان عادت خود یا پس از آن، خونی ببیند که نشانه‌های حیض را دارد و بیش از ده روز نمی‌شود، در این دو صورت نیز باید هر دو را حیض قرار دهد؛ پس اگر خونی که نشانه‌های حیض را دارد بیش از ده روز دیده نشود، همه آن حیض می‌باشد و اگر در آینده نیز خون ببیند و آن خون نیز دارای نشانه‌های حیض باشد و فاصله میان آن دو با پایان خون نخست بیش‌تر از ده روز باشد، حیض است و در غیر این صورت، استحاضه می‌باشد.

م « ۸۳۰ » اگر صاحب عادت وقتی در وقت عادت خود یا برای نمونه، دو یا سه روز پیش از آن، خون ببیند، لازم است برابر احکام حیض رفتار نماید و در غیر این دو صورت، برای نمونه، چنان‌چه زودتر از زمان عادت خود خون ببیند؛ به‌گونه‌ای که نگویند عادت وی پیش افتاده، بلکه بگویند در بیرون وقت خود، خون دیده است یا پس از گذشت هنگام عادت خود خون ببیند، در صورتی که دارای نشانه‌های حیض باشد، باید برابر احکام حیض رفتار نماید. هم‌چنین است اگر دارای نشانه‌های حیض نباشد، ولی بداند که آن خون، سه روز ادامه می‌یابد و اگر نداند که سه روز ادامه می‌یابد، برابر احکام استحاضه رفتار نماید.

(۱۸۷)

م « ۸۳۱ » اگر صاحب عادت وقتی بیش از ده روز خون ببیند و نتواند حیض را از روی نشانه‌های آن تشخیص دهد، شماره عادت خویشان خود را ملاک حیض قرار دهد؛ خواه پدری باشند یا مادری، زنده باشند یا مرده، ولی هنگامی می‌تواند عادت آنان را ملاک حیض خود قرار دهد که شماره روزهای حیض در همه آنان یکسان باشد و در صورتی که شماره آن یکسان نباشد؛ برای نمونه، عادت برخی پنج روز و عادت برخی دیگر هفت روز باشد، نمی‌تواند عادت آنان را ملاک حیض خود قرار دهد، مگر آن که شماره کسانی که عادت آنان با دیگران تفاوت دارد به‌اندازه‌ای کم باشد که در برابر آنان که عادتشان یکسان است به‌شمار نیایند که در این صورت، عادت مربوط به بیش‌تر آنان را ملاک حیض خود قرار می‌دهد.

م « ۸۳۲ » بر زنی که به عادت خویشان خود رجوع می‌کند، لازم است در صورتی که عادت آن‌ها از هفت روز کم‌تر است، پس از پایان هنگام عادت خویشان خود، از روزهای عادت آنان تا زمانی که هفت روز گردد آن‌چه را که حایض باید ترک کند، آن‌چه را رها نماید که حایض باید آن را ترک کند.

م « ۸۳۳ » اگر عادت خویشان از هفت روز بیش‌تر باشد، لازم است در میان هفت روز تا پایان عادت آنان مانند حایض رفتار نماید.

م « ۸۳۴ » اگر زنی که عادت وقتی دارد در غیر وقت عادت بیش از ده روز خون ببیند و نتواند حیض را از روی نشانه‌های آن تشخیص دهد، اندازه روزهای عادت، خود را حیض بداند و بقیه روزها را استحاضه قرار دهد.

م « ۸۳۵ » زنی که عادت وقتی دارد و شماره عادت خویشان خود را ملاک حیض قرار می‌دهد، روزی را که در هر ماه، آغاز عادت او بوده است، آغاز حیض خود قرار دهد، برای نمونه، زنی که روز نخست هر ماه خون می‌دیده و گاهی روز هفتم و گاهی روز هشتم پاک می‌شده است، چنان‌چه یک ماه از آغاز تا دوازدهم خون ببیند و عادت خویشان او هفت روز باشد، باید هفت روز نخست ماه را حیض و روزهای مانده را استحاضه قرار دهد.

م « ۸۳۶ » زنی که برای نمونه، روز نخست هر ماه خون می‌دیده و گاهی روز پنجم

(۱۸۸)

و گاهی روز هفتم پاک می‌شده است، در صورتی که یک ماه، دوازده روز خون ببیند و نتواند با نشانه‌های حیض، اندازه آن را معین نماید؛ از آغاز ماه، اندازه آخرین عادت خود را حیض و روزهای مانده را استحاضه قرار دهد.

م « ۸۳۷ » زنی که عادت وقتی دارد و باید شماره عادت خویشان خود را حیض قرار دهد، چنان‌چه خویشی نداشته باشد یا شماره عادت آنان مانند هم نباشد، باید در هر ماه از روزی که خون می‌بیند تا هفت روز را حیض و روزهای دیگر را استحاضه قرار دهد.

م « ۸۳۸ » اگر به‌گونه‌ای میان یا پایان عادت خود را می‌داند و خون او بیش از ده روز باشد، باید هفت روز را به‌گونه‌ای قرار دهد که پایان یا میان این هفت روز با آن هنگام هماهنگ باشد.


 

سوم ـ صاحب عادت عددی

م « ۸۳۹ » زن‌هایی که عادت عددی دارند، خود بر سه دسته‌اند:

الف ـ زنی که شماره روزهای حیض او دو ماه پی در پی به یک اندازه است، ولی زمان خون دیدن او یکی نیست، در این صورت، هرچند روزی را که خون دیده است عادت او می‌باشد؛ برای نمونه، اگر ماه نخست از روز نخست تا پنجم و ماه دوم از یازدهم تا پانزدهم خون ببیند، عادت او پنج روز می‌باشد.

ب ـ زنی که از خون پاک نمی‌شود ولی خونی که در طول دو ماه چند روز پی در پی می‌بیند، نشانه حیض و روزهای دیگر، نشانه استحاضه را دارد و شماره روزهایی که در آن خون را با نشانه حیض می‌بیند، در هر دو ماه یک اندازه است، ولی وقت آن یکی نیست، در این صورت، هرچند روزی را که خون او نشانه حیض دارد، عدد عادت خود قرار می‌دهد؛ برای نمونه، اگر خون او یک ماه، از آغاز ماه تا پنجم و ماه آینده از یازدهم تا پانزدهم دارای نشانه حیض است و روزهای دیگر، نشانه استحاضه را دارد، عادت او پنج روز می‌باشد.

ج ـ زنی که در دو ماه پی در پی، سه روز یا بیش‌تر خون ببیند و یک روز یا بیش‌تر پاک شود و دوباره خون ببیند و هنگام خون دیدن او در ماه نخست با ماه دوم

(۱۸۹)

تفاوت داشته باشد، در صورتی که همه روزهایی که خون دیده و روزهایی که در میان آن‌ها پاک بوده است، بیش از ده روز نباشد و شماره روزهایی که خون دیده نیز یکسان باشد، همه روزهایی که خون دیده با روزهای میان آن که پاک بوده است، روزهای عادت حیض او شمرده می‌شود و لازم نیست روزهایی که در میان آن‌ها پاک بوده است، در هر دو ماه به یک اندازه باشد، مانند آن‌که اگر ماه نخست از روز نخست تا سوم خون ببیند و دو روز پاک شود و دوباره سه روز خون ببیند و ماه دوم از یازدهم تا سیزدهم خون ببیند و دو روز یا بیش‌تر یا کم‌تر پاک شود و دوباره سه روز خون ببیند و در مجموع خونی که دیده است از هشت روز بیش‌تر نشود، عادت او هشت روز می‌باشد.

م « ۸۴۰ » اگر دو ماه پشت سر هم، چند روزی خون ببیند و در مدتی کم‌تر از ده روز پاک شود و دوباره خون ببیند و هنگام خون دیدن او در دو ماه تفاوت داشته باشد و همه خون‌هایی که دیده، بدون در نظر گرفتن زمانی که پاک بوده است، در هر دو ماه یکسان باشد و نیز نشانه‌های حیض را داشته باشد، همه خون‌هایی که دیده است شماره عادت او شمرده می‌شود و لازم نیست روزهایی که در میان آن‌ها پاک بوده است در هر دو ماه یکسان باشد؛ برای نمونه، اگر ماه نخست از روز نخست تا سوم خون ببیند و دو روز پاک شود و سپس سه روز خون ببیند، و ماه دوم روز یازدهم و دوازدهم خون ببیند و چهار روز پاک شود و سپس چهار روز خون ببیند، عادت او شش روز می‌باشد. هم‌چنین است اگر در یکی از دو ماه به صورت پیوسته خون ببیند و در ماه دیگر به همان اندازه به‌صورت ناپیوسته خون ببیند و هنگام خون دیدن او در این دو ماه یکسان نباشد.

م « ۸۴۱ » زنانی که عادت عددی دارند و شماره روزهای حیض آن‌ها در دو ماه پی‌درپی یکسان است، ولی هنگام آن تغییر می‌کند، لازم است تنها در همان چند روز برابر با احکام حایض رفتار کنند.

(۱۹۰)

م « ۸۴۲ » زنانی که از خون پاک نمی‌شوند ولی دو ماه پی‌درپی چند روز از خونی که می‌بینند نشانه حیض دارد و روزهای دیگر، نشانه حیض را ندارد و شماره روزهایی که نشانه حیض دارد در هر دو ماه یکسان است، ولی هنگام آن‌ها یکی نیست، باید تنها چند روزی را که خونِ دیده شده نشانه حیض دارد، روزهای حیض قرار دهند.

م « ۸۴۳ » اگر صاحب عادت عددی، کم‌تر یا بیش از شماره عادت خود خون ببیند که زمان آن بیش از ده روز نباشد، باید همه آن را حیض قرار دهد و اگر بیش از شماره عادت خود خون ببیند و بیش از ده روز باشد، در صورتی که نشانه همه خون‌هایی که دیده است یکسان باشد، باید خود را از هنگام خون دیدن به شماره روزهای عادتش حایض بداند و روزهای دیگر را استحاضه قرار دهد.

م « ۸۴۴ » اگر همه خون‌هایی که دیده است یکسان نباشد، بلکه چند روز از آن نشانه حیض و چند روز دیگر نشانه استحاضه داشته باشد، در صورتی که روزهایی که خون نشانه‌های حیض را دارد با شماره روزهای عادت او یکسان است، همان را حیض و روزهای دیگر را استحاضه قرار دهد.

م « ۸۴۵ » اگر روزهایی که خون در آن، نشانه‌های حیض را دارد بیش از روزهای عادت او باشد، تنها اندازه روزهای عادت خود را حیض قرار دهد و روزهای دیگر را استحاضه بداند.

م « ۸۴۶ » اگر روزهایی که خون در آن، نشانه‌های حیض را دارد کم‌تر از روزهای عادت اوست، باید آن روزها را با چند روز دیگر که روی هم به اندازه عادت وی می‌باشد حیض بداند و روزهای دیگر را استحاضه قرار دهد.


 

چهارم ـ مُضطربه

به زنی که چند ماه خون دیده ولی عادت معینی نیافته یا عادت خود را از دست داده و عادت تازه‌ای از جهت وقت یا عدد پیدا نکرده است، مضطربه گفته می‌شود.

م « ۸۴۷ » اگر مضطربه بیش‌تر از ده روز خون ببیند و نشانه همه خون‌هایی که

(۱۹۱)

دیده است یکسان باشد، در صورتی که عادت خویشان او هفت روز است، لازم است هفت روز را حیض و روزهای دیگر را استحاضه قرار دهد و اگر عادت خویشان وی کم‌تر از هفت روز یا بیش‌تر است، باید همان را حیض قرار دهد.

م « ۸۴۸ » اگر مضطربه، ده روز یا کم‌تر خون ببیند، باید همه آن را حیض بداند و اگر بیش از ده روز خون ببیند، در صورتی که برخی از آن، نشانه‌های حیض را داشته باشد و از سه روز کم‌تر و از ده روز بیش‌تر نباشد، همان زمان، حیض او شمرده می‌شود و اگر نشانه همه خونی که می‌بیند یکسان باشد، باید برابر عادت خویشاوندان خود رفتار کند و در صورتی که عادت آن‌ها گوناگون است، باید عادت خود را هفت روز قرار دهد.

م « ۸۴۹ » اگر مضطربه بیش از ده روز خونی ببیند که چند روزِ آن نشانه حیض و چند روزِ دیگر آن نشانه استحاضه دارد، در صورتی که خونی که نشانه حیض دارد کم‌تر از سه روز و بیش از ده روز نباشد، باید همه آن را حیض بداند و روزهای دیگر را استحاضه قرار دهد.


 

پنجم ـ مُبتدِئه

«مبتدئه» زنی است که برای نخستین بار خون می‌بیند.

م « ۸۵۰ » اگر مبتدئه ده روز یا کم‌تر خون ببیند، همه آن را حیض قرار دهد و اگر بیش از ده روز خون ببیند و همه خون‌هایی که دیده است نشانه‌های حیض را داشته باشد، عادت خویشان خود را به گونه‌ای که در مضطربه گفته شد، ملاک حیض خود قرار دهد و روزهای دیگر را استحاضه بداند و اگر خویشی ندارد یا عادت خویشان وی مختلف است، باید هفت روز از هر ماه را حیض و روزهای دیگر را استحاضه قرار دهد و در ماه‌های آینده نیز به همین‌گونه عمل کند.

م « ۸۵۱ » اگر مبتدئه بیش از ده روز خونی ببیند که چند روز آن نشانه حیض و چند روز دیگر، نشانه استحاضه دارد، در صورتی که خونی که نشانه حیض دارد کم‌تر از سه روز و بیش از ده روز نباشد، همه آن را حیض بداند.

م « ۸۵۲ » اگر خونی که مبتدئه دیده است کم‌تر از سه روز باشد، باید خونی را که

(۱۹۲)

نشانه حیض دارد حیض قرار دهد و روزهای دیگر را با عادت خویشان خود بسنجد. هم‌چنین است اگر آن‌چه نشانه حیض دارد بیش از ده روز باشد، که در این‌صورت، شماره عادت خویشاوندان خود را حیض و روزهای دیگر را استحاضه قرار دهد.

م « ۸۵۳ » اگر مبتدئه پیش از گذشتن ده روز از خونی که نشانه حیض دارد، دوباره خونی ببیند که آن هم نشانه حیض دارد؛ برای نمونه، پنج روز خون سیاه و نه روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سیاه ببیند، از آغاز، خون نخست را که نشانه حیض دارد، حیض بداند و شماره آن را با خویشاوندان خود بسنجد و روزهای مانده را استحاضه قرار دهد و اگر همه خون‌هایی که نشانه حیض دارد بیش‌تر از ده روز باشد، به اندازه ده روز از خون‌هایی را که نشانه حیض دارد، حیض بشمارد و روزهای دیگر را استحاضه قرار دهد.

م « ۸۵۴ » اگر مبتدئه بیش از ده روز خونی ببیند که چند روز آن نشانه حیض و چند روز دیگر، نشانه استحاضه دارد، در صورتی که خونی که نشانه حیض دارد کم‌تر از سه روز و بیش‌تر از ده روز نباشد، باید همه آن را حیض قرار دهد و اگر از سه روز کم‌تر و از ده روز بیش‌تر باشد، باید نخستین روزی را که خون نشانه حیض دارد، حیض بداند و شماره آن را با خویشان خود بسنجد و روزهای مانده را استحاضه قرار دهد و اگر خویشان وی عادت ندارند یا عادت آنان گوناگون است، باید در هر ماه، هفت روز را عادت خود بداند و روزهای دیگر را استحاضه بشمرد.


 

ششم ـ ناسیه

م « ۸۵۵ » ناسیه زنی است که صاحب عادت عددی بوده و عدد عادت خود را فراموش کرده است.

م « ۸۵۶ » اگر ناسیه خونی ببیند که کم‌تر از سه روز و بیش از ده روز نباشد، باید همه آن خون را حیض قرار دهد و اگر خون دیده شده بیش از ده روز باشد، لازم است روزهایی را که خون او نشانه حیض دارد، حیض و روزهای دیگر را

(۱۹۳)

استحاضه به شمار آورد.

م « ۸۵۷ » اگر نتواند حیض را از روی نشانه‌های آن تشخیص دهد، باید هفت روز نخست را حیض و روزهای دیگر را استحاضه به شمار آورد، مگر این‌که بداند در روزهای نخست، حیض نمی‌شده است، در این صورت، روزهای آینده را حیض به شمار آورد، و اگر اطمینان یابد که روزهای عادت وی مانند خویشان اوست، باید برابر عادت آنان رفتار نماید.


 

دیگر مسایل حیض

م « ۸۵۸ » اگر مبتدئه یا مضطربه یا ناسیه یا صاحب عادت عددی خونی ببیند که نشانه‌های حیض دارد، باید نماز را رها کند و برابر وظایف حایض رفتار نماید و چنان‌چه در آینده بداند حیض نبوده، باید نمازهایی را که بجا نیاورده است قضا نماید.

م « ۸۵۹ » زنی که در حیض دارای عادت است؛ خواه در هنگام حیض عادت داشته باشد یا در شماره حیض یا هم در زمان و هم در شماره آن، اگر دو ماه پی در پی برخلاف عادت خود خونی ببیند که زمان آن یا شماره روزهای آن یا هم زمان و هم شماره روزهای آن یکسان باشد، آن‌چه در این دو ماه دیده است، عادت وی قرار می‌گیرد.

م « ۸۶۰ » زنی که به صورت عادی در ماه یک بار خون می‌بیند، اگر در یک ماه دو بار خون ببیند و آن خون نشانه‌های حیض را داشته باشد و با روزهای پاکی میان آن از ده روز کم‌تر نباشد، باید هر دو را حیض قرار دهد. این حکم ویژه زنی است که عادت وقتی نداشته یا عادت وقتی او با نشانه حیض مشخص شده باشد، ولی اگر دارای عادت وقتی باشد، چنان‌چه پس از روزهای عادت خونی ببیند؛ هرچند آن خون نشانه حیض را دارا بوده و ده روز هم فاصله باشد، حیض به‌شمار نمی‌آید.

م « ۸۶۱ » اگر سه روز یا بیش‌تر، خونی با نشانه حیض ببیند و پس از آن، ده روز

(۱۹۴)

یا بیش‌تر خونی ببیند که نشانه استحاضه را دارد و دوباره سه روز یا بیش‌تر خونی با نشانه حیض ببیند، خون نخست و خون اخیر را که نشانه حیض داشته است، حیض قرار دهد، ولی زنی که عادت وقتی دارد و عادت وی با نشانه حیض مشخص نشده است، خون پس از روزهای عادت خود را حیض نداند.

م « ۸۶۲ » اگر زن، پیش از ده روز پاک شود و بداند که درون وی خون نیست، باید برای انجام عبادت‌های خود غسل کند، ولی در صورتی که گمان داشته باشد که پیش از پایان ده روز دوباره خون می‌بیند، غسل نکند و برابر احکام ویژه حایض رفتار کند.

م « ۸۶۳ » اگر زن پیش از ده روز پاک شود و احتمال دهد که در درون وی خونی هست، لازم است کمی پنبه درون مهبل قرار دهد و مدتی صبر کند و سپس آن را بیرون آورد، اگر پنبه پاک بود، غسل کند و عبادت‌های خود را بجا آورد و اگر آلوده شده بود؛ هرچند به آبگونه‌ای زردرنگ، باید برابر احکام ویژه حایض رفتار کند و در صورتی که در حیض عادت ندارد یا عادت او ده روز است یا هنوز روزهای عادت وی پایان نیافته است، اگر پیش از ده روز پاک شد، غسل نماید و چنان‌چه در ده روز پاک شد یا خون او از ده روز گذشت، در پایان ده روز غسل بسازد.

م « ۸۶۴ » اگر عادت وی از ده روز کم‌تر است و بداند پس از زمان عادت و پیش از پایان ده روز یا در ده روز پاک می‌شود، پس از پاک شدن غسل کند.

م « ۸۶۵ » اگر احتمال می‌دهد خون او از ده روز می‌گذرد، باید تا ده روز حیض نگه دارد و برای روزهای دیگر برابر احکام استحاضه رفتار نماید.

م « ۸۶۶ » اگر صاحب عادت عددی بیش از اندازه عادت خود خونی ببیند که نشانه حیض دارد و بداند یا گمان کند که پیش از ده روز پاک خواهد شد، عبادت‌های خود را تا هنگام پاک شدن رها کند و اگر در میان ده روز، در ظاهر پاک شد، لازم است بررسی نماید و کمی پنبه درون مهبل قرار دهد و مدتی صبر کند و بیرون آورد، اگر پنبه پاک بود، غسل بسازد و اگر پاک نبود، صبر نماید تا پاک شود.

(۱۹۵)

م « ۸۶۷ » اگر می‌داند خون، بیش از ده روز ادامه می‌یابد، باید روزهای عادت خود را حیض و روزهای دیگر را استحاضه به‌شمار آورد.

م « ۸۶۸ » اگر چند روز را حیض بشمارد و عبادت نکند و در آینده بداند حیض نبوده، باید نمازهای واجبی را که در آن روزها بجا نیاورده است، قضا کند.

م « ۸۶۹ » اگر به گمان این که حیض نیست چند روز عبادت کند و در آینده بداند که در آن روزها حیض بوده، عبادت‌های انجام گرفته باطل است و در صورتی که در آن مدت، روزه بر او واجب بوده است، باید آن را نیز قضا نماید.

(۱۹۶)

(۱۹۷)


 

نفاس

از هنگامی که نخستین بخش جنین از رحم مادر بیرون می‌آید، تا ده روز، هر خونی که زن می‌بیند نفاس است. زن را در هنگام نفاس «نفسا» می‌گویند.

م « ۸۷۰ » خونی که زن پیش از بیرون آمدن نخستین بخش جنین می‌بیند نفاس نیست.

م « ۸۷۱ » لازم نیست آفرینش جنین تمام شده باشد، بلکه اگر خون بسته‌ای هم از رحم زن بیرون آید و خود زن بداند که اگر در رحم می‌ماند به انسان تبدیل می‌شد، خونی که به همراه آن تا ده روز آینده می‌بیند، خون نفاس به‌شمار می‌آید.

م « ۸۷۲ » خون نفاس می‌تواند تنها یک لحظه باشد، ولی بیش از ده روز نیست و آغاز شمارش ده روز، از آغاز زایمان است.

م « ۸۷۳ » هرگاه شک نماید که چیزی از او بیرون آمده است یا نه، یا چیزی که از او بیرون آمده است اگر در رحم می‌ماند به انسان تبدیل می‌گردیده است یا نه، یا آن چیز بچه است یا نه، یا شک نماید که زایمان است یا نه، لازم نیست بررسی نماید و خونی که از او بیرون می‌آید به حکم شرع، خون نفاس نیست و اگر خونِ بیرون آمده، در روزهای عادت است یا نشانه‌های حیض را داراست، حایض می‌باشد و در غیر این صورت، آن را استحاضه بداند.


 

کارهایی که بر نفسا حرام است

م « ۸۷۴ » ماندن و رفتن در مسجد و به مسجد الحرام و مسجد پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و

(۱۹۸)

نیز گذر کردن از مساجد دیگر و تماس بدن با خط قرآن و کارهای دیگری که بر حایض حرام است، بر نفسا (صاحب نفاس) نیز حرام است و آن‌چه بر حایض واجب، مستحب یا مکروه است، بر نفسا نیز واجب، مستحب یا مکروه می‌باشد.

م « ۸۷۵ » طلاق دادن زن در هنگام نفاس، باطل و نزدیکی کردن با او حرام است و اگر شوهر وی با او نزدیکی کند، برابر با حکمی که درباره حیض گفته شد، باید کفّاره بدهد.


 

غسل نفاس

م « ۸۷۶ » وقتی زن از خون نفاس پاک شد، باید غسل کند و عبادت‌های خود را بجا آورد و اگر پیش از گذشتن ده روز از زایمان، دوباره خون ببیند؛ خواه یک بار باشد یا بیش‌تر، در صورتی که مجموع روزهایی که خون دیده با روزهایی که در میان آن‌ها پاک بوده است ده روز یا کم‌تر از ده روز باشد، همه آن نفاس به‌شمار می‌آید.

م « ۸۷۷ » اگر زن از خون نفاس پاک شود و احتمال دهد که در درون، خون هست، باید مانند زن حایض، کمی پنبه درون مهبل قرار داده و کمی صبر نماید و در صورتی که پاک بود برای عبادت‌های خود غسل کند.


 

شماره روزهای نفاس

م « ۸۷۸ » اگر خون نفاس از ده روز بگذرد، چنان‌چه زن در حیض عادت دارد، به اندازه روزهای عادت در حیض، خود را نفسا و روزهای دیگر را استحاضه بداند.

م « ۸۷۹ » اگر زن عادت ندارد، باید تا ده روز را نفاس و روزهای دیگر را استحاضه قرار دهد.

م « ۸۸۰ » اگر عادت خود را فراموش کرده، باید بیش‌ترین شماره‌ای را که گمان می‌کند عادت خود بوده است، نفاس به‌شمار آورد.

م « ۸۸۱ » چنان‌چه نفسا در حیض، عادت وقتی ـ عددی دارد، باید خود را به اندازه شماره روزهای عادت، نفسا قرار دهد و اگر خون ادامه داشت، از پایان

(۱۹۹)


 

استحاضه

روزی که عادت قرار داده شده است تا ده روز را استحاضه و پس از آن را، اگر خون نشانه‌های حیض را داشت یا در روزهای عادت بعدی بود و نیز خونی را که یکی دو روز پیش از هنگام عادت دیده، اگر نشانه‌های حیض را داشت، حیض بداند و در غیر این دو صورت، آن را نیز استحاضه قرار دهد.

م « ۸۸۲ » زنی که عادت حیض وی کم‌تر از ده روز است، اگر پس از زایمان، بیش از روزهای عادت خود خون ببیند، لازم است خونِ دیده شده را به اندازه روزهای عادت، نفاس به‌شمار آورد.

م « ۸۸۳ » زنی که در حیض عادت دارد، اگر پس از زایمان تا یک ماه یا بیش از آن پی در پی خون ببیند، به اندازه روزهای عادت او نفاس است و ده روز از خونی که پس از نفاس می‌بیند؛ هرچند در روزهای عادت ماهانه باشد، استحاضه است؛ برای نمونه، زنی که عادت حیض او از بیستم هر ماه تا بیست و هفتم آن است، اگر روز دهم ماه زایمان داشته باشد و تا یک ماه یا بیش‌تر، پی در پی خون ببیند، تا روز هفدهم، نفاس، و از هفدهم تا ده روز، خونی که حتی در روزهای عادت خود نیز می‌بیند، استحاضه است.

م « ۸۸۴ » پس از گذشتن ده روز، اگر خونی که می‌بیند در روزهای عادت وی باشد؛ خواه نشانه‌های حیض را داشته باشد یا نداشته باشد، آن را حیض بداند و اگر در روزهای عادت نباشد؛ هرچند نشانه‌های حیض را داشته باشد، آن را استحاضه قرار دهد.

م « ۸۸۵ » اگر خونی که پس از گذشت ده روز می‌بیند، در روزهای عادت وی قرار نگیرد و یا نشانه‌های حیض را نداشته باشد؛ هرچند این مدت یک ماه یا بیش‌تر به درازا بکشد، خون دیده شده استحاضه است.

م « ۸۸۶ » اگر صاحب عادت وقتی نباشد، حیض خود را در صورتی که بتواند باید با نشانه‌های آن تعیین کند و اگر نمی‌تواند، برای نمونه، همه خونی را که ده روز پس از نفاس می‌بیند، یکسان باشد و یک ماه یا چند ماه با همین ویژگی باشد و

(۲۰۰)

نتواند حیض خود را تعیین نماید، باید در هر ماه، زمان حیض برخی از خویشان را ملاک قرار دهد و اگر این امر را نمی‌تواند برگزیند، شماره‌ای را که مناسب خود می‌داند اختیار نماید؛ همان‌گونه که همه ویژگی‌های آن در احکام حیض گذشت.

م « ۸۸۷ » زنی که در حیض دارای عادت نیست، اگر پس از زایمان تا یک ماه یا بیش‌تر از آن خون ببیند، باید ده روز نخست آن را نفاس و ده روز دوم آن را استحاضه بداند و خونی که پس از آن می‌بیند، اگر نشانه حیض را داشته باشد یا در هنگام عادت باشد، حیض به شمار می‌آید و در غیر این صورت، استحاضه می‌باشد.

(۲۰۱)

خون‌هایی که جز حیض، نفاس، زخم و دمل است و از رحم بیرون می‌آید، خون استحاضه به شمار می‌آید و زن در این هنگام، مستحاضه نامیده می‌شود.


 

نشانه‌ها و اقسام استحاضه

م « ۸۸۸ » خون استحاضه بیش‌تر قرمز یا زرد، روشن، رقیق و سرد است و بدون فشار و سوزش بیرون می‌آید، ولی گاهی سیاه یا سرخ تیره، گرم و غلیظ است و با فشار و سوزش بیرون می‌آید.

م « ۸۸۹ » استحاضه بر سه گونه است: قلیله، متوسطه و کثیره.

در استحاضه قلیله، خون در نوار بهداشتی که زن استفاده می‌کند، فرو نمی‌رود و از سوی دیگر آن آشکار نمی‌شود و تنها روی آن را آلوده می‌کند.

استحاضه متوسطه آن است که خون در نوار فرو رود؛ هرچند در یک گوشه آن باشد، ولی در این نوار که زن‌ها برای جلوگیری از خون استفاده می‌کنند، روان نمی‌شود.

استحاضه کثیره آن است که خون در نوار بهداشتی روان گردد.


 

احکام استحاضه

(۲۰۲)

م « ۸۹۰ » بر زن مستحاضه ـ از هر گونه‌ای که باشد ـ واجب است برای هر نماز، روی فرج را، اگر خون به آن رسیده است، آب بکشد و نوار بهداشتی را اگر نجس شده است، تغییر دهد.

م « ۸۹۱ » در استحاضه قلیله لازم است زن برای هر نماز، تنها یک وضو بگیرد.


 

غسل استحاضه

م « ۸۹۲ » اگر پیش از نماز یا در میان نماز، خون استحاضه قلیله به متوسطه تغییر یابد، لازم است نماز را رها سازد و برای آن غسل کند.

م « ۸۹۳ » در استحاضه متوسطه، اگر پیش از نماز صبح غسل نماید، باید تا صبح روز دیگر برای هر نماز، کارهای استحاضه قلیله را ـ که در مسأله پیش گفته شد ـ انجام دهد؛ یعنی برای هر نماز وضو بگیرد، و اگر به عمد یا از روی فراموشی غسل نکند، لازم است برای نماز ظهر و عصر غسل کند، و اگر برای آن هم غسل نکند، پیش از نماز مغرب و عشا غسل نماید و نوار بهداشتی را ـ اگر به خون آلوده شده است ـ تغییر دهد و هم‌چنین ظاهر فرج را اگر نجس شده است آب بکشد و برای هر نماز وضو بگیرد.

م « ۸۹۴ » در استحاضه کثیره، افزون بر کارهای استحاضه متوسطه ـ که در مسأله پیش گفته شد ـ باید برای هر نماز، نوار یا پنبه را ـ اگر آلوده به خون شده است ـ عوض کند و یک غسل برای نماز صبح و یک غسل برای نماز ظهر و عصر و یک غسل برای نماز مغرب و عشا انجام دهد و برای هر نماز، یک وضو نیز بگیرد و اگر در میان نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا به‌گونه نامعمول فاصله اندازد، باید برای نماز بعدی نیز یک وضو بگیرد.

م « ۸۹۵ » اگر خون استحاضه، پیش از وقت نماز بیاید و سپس بند آید؛ هرچند برای آن خون، وضو و غسل انجام داده باشد، باید پس از رسیدن وقت نماز، برای آن نماز، وضو و غسل را انجام دهد؛ هرچند در آن هنگام مستحاضه نباشد.

(۲۰۳)

م « ۸۹۶ » در مستحاضه متوسطه و کثیره باید ابتدا غسل کند و سپس وضو بگیرد.

م « ۸۹۷ » در همه مواردی که غسل بر زن واجب می‌شود، اگر دوباره غسل نمودن برای او زیان یا مرارت و سختی دارد و رنج‌آور می‌باشد، می‌تواند به جای هر غسل، تنها تیمم نماید.

غسل شرعی را می‌توان با کم‌ترین آب و آسان‌ترین شیوه انجام داد و غسل‌های معمول در این زمان، به آب‌تنی، بازی، عادت و وسواس شباهت بیش‌تری دارد تا به غسل شرعی.

شیوه آسان انجام غسل و انواع گوناگون آن در جای خود آمده است(۱).

م « ۸۹۸ » اگر مستحاضه کثیره یا متوسطه، پیش از رسیدن وقت نماز، به نیت نماز گزاردن غسل کند، غسل باطل است، بلکه اگر نزدیک اذان صبح برای نماز شب غسل کند و نماز شب را بخواند، باید پس از رسیدن وقت نماز صبح، دوباره غسل و وضو را انجام دهد، ولی اگر بخواهد نماز شب را به همراه نماز صبح بخواند، غسل کردن پیش از وقت نماز صبح اشکال ندارد.

م « ۸۹۹ » زن مستحاضه از هر گونه‌ای که باشد، باید برای نمازهای دیگر نیز همانند نماز یومیه وضو بگیرد و اگر استحاضه کثیره باشد، برای هر نماز، غسل نیز بنماید و چنان‌چه بخواهد نمازی را که خوانده است برای احتیاط دوباره بخواند یا بخواهد نمازی را که تنها خوانده است به جماعت بخواند، باید همه کارهایی را که برای استحاضه گفته شده است، انجام دهد.

م « ۹۰۰ » مستحاضه برای هر یک از نمازهای مستحبی یک وضو بگیرد و در کثیره یک غسل جداگانه نیز انجام دهد، مگر در نماز شب که با یک وضو یا یک غسل می‌تواند یازده رکعت نماز و دعاهای آن را بخواند.

م « ۹۰۱ » خواندن نماز احتیاط، سجده سهو، سجده و تشهد فراموش شده در صورتی که بی‌درنگ پس از نماز بجا آورده شود، نیازی به غسل و وضو ندارد.

۱ـ ر.ک: کتاب زن؛ مظلوم همیشه تاریخ، ج۳، صص۲۷۵ ـ ۲۷۸٫

(۲۰۴)

م « ۹۰۲ » اگر در زن مستحاضه آمدن خون قطع گردد و دیگر خون نبیند، تنها برای خواندن نخستین نماز باید کارهای استحاضه را انجام دهد، و کارهای گذشته برای انجام نمازهای آینده لازم نیست.


 

شناخت نوع استحاضه

م « ۹۰۳ » اگر زن در هنگام خواندن نماز نداند استحاضه وی از چه گونه‌ای است، با قرار دادن کمی پنبه در درون مهبل، اندکی صبر کند و سپس آن را بیرون آورد، اگر گونه آن را شناخت، کارهای ویژه آن را که لازم است انجام دهد و اگر نتوانست تشخیص دهد، در صورتی که حالت پیشین آن را می‌داند که از کدام قسم بوده است، باید برابر با وظیفه حالت پیشین خود رفتار کند و اگر از حالت پیشین خود خبر ندارد، برابر احکام استحاضه قلیله رفتار نماید.

م « ۹۰۴ » اگر بداند که استحاضه او تا وقتی که نماز می‌خواند تغییر نمی‌کند، می‌تواند پیش از رسیدن وقت، خود را برای نماز بررسی نماید تا برابر احکام خود رفتار نماید.

م « ۹۰۵ » اگر مستحاضه با آن‌که می‌توانسته است خود را بررسی نماید، پیش از بررسی خود، نماز را آغاز کند، در صورتی که به امید درست بودن نماز، برابر وظیفه خود رفتار کرده باشد؛ برای نمونه، استحاضه وی قلیله بوده و برابر احکام استحاضه قلیله رفتار نموده، نماز او درست است، ولی اگر کردار وی برابر وظیفه وی نبوده است؛ مانند آن‌که استحاضه او متوسطه یا کثیره بوده و برابر حکم قلیله رفتار کرده، نماز وی باطل است.

م « ۹۰۶ » اگر زن نتواند پی ببرد که استحاضه وی از کدام گونه است و حالت پیشین خود را می‌داند، باید برابر آن رفتار نماید و در صورتی که نمی‌داند، اگر در تمام موارد آن، به احکام استحاضه کم‌تر عمل نماید، کافی است؛ یعنی اگر نمی‌داند استحاضه او قلیله است یا متوسطه، تنها انجام کارهای استحاضه قلیله بسنده می‌باشد و اگر نمی‌داند متوسطه است یا کثیره، کافی است کارهای استحاضه متوسطه را انجام دهد و در شک میان قلیله و متوسطه یا متوسطه و

(۲۰۵)

کثیره، برابر با وظیفه کم‌تر رفتار نماید.

م « ۹۰۷ » اگر خون استحاضه در درون باشد و بیرون نیاید، وضو و غسلی که زن داشته است باطل نمی‌شود و جابه‌جایی تنها و حرکت درونی تکلیف نمی‌آورد، ولی اگر خون بیرون بیاید؛ هرچند کم باشد، وضو و غسل را باطل می‌کند و زن مستحاضه باید برابر وظایفی که پیش‌تر گفته شد رفتار نماید.

م « ۹۰۸ » زن مستحاضه‌ای که پس از وضو یا غسل یا در میان آن‌ها خون می‌بیند، اگر خود را پیش از نماز بررسی کند و خون نبیند؛ هرچند بداند که دوباره خون می‌آید، می‌تواند با همان وضو و غسل، نماز بخواند.

م « ۹۰۹ » مستحاضه تا هنگامی که اطمینان دارد خون بیرون نمی‌آید، می‌تواند خواندن نماز را به تأخیر بیندازد.

م « ۹۱۰ » اگر مستحاضه بداند که پیش از گذشتن وقت به کلی پاک می‌شود یا به اندازه خواندن نماز، خون بند می‌آید، لازم است صبر کند و هنگامی که پاک می‌گردد، نماز بخواند.

م « ۹۱۱ » اگر پس از وضو و غسل، خون در ظاهر بند آید و مستحاضه بداند که اگر نماز را به تأخیر بیندازد، به اندازه‌ای که بتواند وضو و غسل و نماز را بجا آورد به کلی پاک می‌شود، باید نماز را به تأخیر بیندازد و هنگامی که به کلی پاک شد، دوباره غسل و وضو را بجا آورد و نماز بخواند و اگر خون در ظاهر بند آید، ولی وقت نماز تنگ باشد، لازم نیست وضو و غسل را دوباره بجا آورد، بلکه با وضو و غسلی که دارد می‌تواند نماز بخواند.

م « ۹۱۲ » مستحاضه کثیره یا متوسطه باید وقتی که به کلی از خون پاک شد غسل کند، ولی اگر بداند از هنگامی که برای نماز پیش سرگرم غسل شده بود، دیگر در درون نیز خون نیامده است، لازم نیست دوباره غسل کند و در غیر این صورت، باید غسل نماید.

م « ۹۱۳ » مستحاضه قلیله، پس از وضو و مستحاضه کثیره و متوسطه پس از

(۲۰۶)

غسل و وضو ـ در صورتی که خون به‌صورت کلی بند نیامده باشد، باید بی‌درنگ و به گونه عادی به نماز بپردازد و آن را به تأخیر نیندازد، مگر از روی ناچاری؛ ولی آوردن اذان و اقامه و خواندن دعاهای پیش از نماز که استحباب آن دانسته شده است و هم‌چنین انتظار جماعت به اندازه عادی اشکال ندارد و نیز می‌تواند کارهای مستحب؛ مانند: قنوت و جز آن را بجا آورد؛ چنان‌که می‌تواند بخشی از تعقیبات نماز را بجا آورد و بی‌درنگ به نماز دیگر مشغول شود به‌گونه‌ای که بگویند دو نماز را با هم خوانده است.

م « ۹۱۴ » اگر زن مستحاضه که هنوز خون وی به‌صورت کامل بند نیامده است، میان غسل و نماز یا میان وضو و نماز، فاصله زیادی بیندازد، باید دوباره غسل کند، ولی اگر در این میان خون وارد فضای مهبل نشود، نیازی به غسل نیست.


استحاضه روان

م « ۹۱۵ » اگر خون استحاضه زن روان باشد و بند نیاید، چنان‌چه برای او زیانی نداشته باشد، لازم است پیش از غسل و پس از آن از بیرون آمدن خون به وسیله پنبه جلوگیری کند؛ ولی اگر همیشه روان نیست، تنها پس از وضو و غسل، از بیرون آمدن آن جلوگیری نماید و چنان‌چه کوتاهی کند و خون بیرون آید، باید دوباره غسل کند و وضو بگیرد و اگر نماز نیز خوانده است، دوباره آن را بخواند و چنان‌چه جلوگیری از آن زیان یا سختی فراوان داشته باشد، تکلیفی ندارد.

م « ۹۱۶ » اگر در میان نماز، خون بند آید و مستحاضه نداند که از درون نیز بند آمده است یا نه، چنان‌چه پس از نماز پی ببرد که خون از درون بند آمده است، وضو، غسل و نماز را دوباره بجا آورد.

م « ۹۱۷ » اگر پیش از هر نماز، خون مستحاضه کثیره یا متوسطه بند آید و دوباره روان گردد، باید برای هر نماز یک غسل بجا آورد، ولی اگر خون پس از غسل و پیش از نماز بند آید، در صورتی که وقت تنگ است و نتواند غسل کند و نماز را در وقت بخواند، می‌تواند با همان غسل، نماز بعدی را بخواند. حکم وضو نیز

(۲۰۷)

همین‌گونه است.

م « ۹۱۸ » اگر به هنگام غسل نمودن، خون بند نیاید؛ خواه ترتیبی باشد یا ارتماسی، غسل درست است، ولی اگر در میان غسل یا پس از آن، استحاضه متوسطه به کثیره تبدیل یابد، واجب است همان غسل را از سر بگیرد.


تبدیل استحاضه به متوسطه یا کثیره

م « ۹۱۹ » اگر پیش از نماز، استحاضه قلیله به متوسطه یا کثیره تبدیل شود، باید احکام متوسطه یا کثیره را همان‌گونه که گفته شد انجام دهد.

م « ۹۲۰ » اگر استحاضه متوسطه به کثیره تبدیل یابد، لازم است کارهای استحاضه کثیره را انجام دهد و چنان‌چه برای استحاضه متوسطه غسل نموده است، باید برای کثیره نیز غسل کند.

م « ۹۲۱ » اگر در میان نماز، استحاضه قلیله یا متوسطه به کثیره تبدیل شود، باید نماز را رها کند و برای استحاضه کثیره غسل کند و وضو بگیرد و کارهای دیگر آن را انجام دهد و آن نماز را دوباره بخواند.

م « ۹۲۲ » اگر استحاضه کثیره به متوسطه تبدیل شود، برای نماز نخست برابر کثیره و برای نمازهای آینده برابر متوسطه رفتار می‌نماید؛ برای نمونه، اگر پیش از نماز ظهر، استحاضه کثیره متوسطه شود، برای خواندن نماز ظهر وضو بگیرد و غسل نیز کند، ولی برای گزاردن نماز عصر، مغرب و عشا، تنها وضو بگیرد.

م « ۹۲۳ » اگر استحاضه کثیره به قلیله تبدیل شود، باید برای نماز نخست، احکام کثیره و برای نمازهای دیگر احکام قلیله را انجام دهد.

م « ۹۲۴ » اگر استحاضه متوسطه قلیله گردد، لازم است برای نماز نخست برابر با احکام متوسطه و برای نمازهای دیگر برابر با احکام قلیله رفتار کند.

م « ۹۲۵ » اگر استحاضه قلیله یا متوسطه پس از نماز صبح کثیره شود، باید برای نماز ظهر و عصر یک غسل و برای نماز مغرب و عشا، غسل دیگری بجا آورد و اگر پس از نماز ظهر و عصر کثیره شود، باید برای نماز مغرب و عشا غسل نماید و

(۲۰۸)

اگر پیش از نماز عصر کثیره شود، لازم است برای نماز عصر غسل کند و برای نماز مغرب و عشا نیز غسل دیگری بنماید و اگر استحاضه، پس از نماز مغرب و پیش از نماز عشا کثیره شود، باید برای نماز عشا غسل نماید و در همه صورت‌های یاد شده برای هر نماز، وضو نیز بگیرد.


 

تیمم در تنگی وقت

م « ۹۲۶ » اگر مستحاضه برای هیچ کدام از غسل و وضو وقت ندارد، باید دو تیمّم کند: یکی به‌جای غسل و دیگری به‌جای وضو، و اگر تنها برای یکی از آن دو وقت دارد، باید آن را بجا آورد و به‌جای دیگری تیمّم کند و اگر به کلی برای تیمّم نیز وقت ندارد، نماز را بدون تیمم بجا آورد و لازم نیست نماز را دوباره بخواند.

م « ۹۲۷ » اگر برای گزاردن نماز ظهر غسل نکند و تنها به اندازه نماز عصر وقت داشته باشد، باید برای نماز عصر غسل نماید و در صورتی که برای نماز عصر نیز غسل نکند، برای نماز مغرب غسل می‌نماید و اگر برای آن نیز غسل نکند و تنها به اندازه نماز عشا وقت داشته باشد، برای عشا غسل نماید.


 

احکام تکمیلی مستحاضه

م « ۹۲۸ » مستحاضه‌ای که روزه است لازم نیست از بیرون آمدن خون جلوگیری نماید.

م « ۹۲۹ » لازم است مستحاضه روزه ماه رمضان را بگیرد و روزه او در صورتی درست است که غسل‌هایی را که برای نماز گزاردن بر وی واجب می‌شود انجام دهد و به عنوان مثال، غسل نماز مغرب و عشای شبی را که در فردای آن می‌خواهد روزه بگیرد نیز بجا آورد.

م « ۹۳۰ » اگر برای نماز مغرب و عشا غسل نکند، ولی پیش از اذان صبح به قصد خواند نماز شب غسل کند و در روز نیز غسل‌هایی را انجام دهد که برای نماز گزاردن واجب است، روزه او درست است.

(۲۰۹)

م « ۹۳۱ » اگر روزه‌دار پس از نماز ظهر و عصر مستحاضه شود لازم نیست برای روزه آن روز غسل نماید.

م « ۹۳۲ » اگر مستحاضه یکی از کارهای واجب را انجام ندهد؛ هرچند عوض کردن پنبه و نوار بهداشتی باشد، انجام ندهد، نماز وی باطل است.

م « ۹۳۳ » اگر مستحاضه قلیله یا متوسطه بخواهد کاری غیر از نماز را انجام دهد که به وضو ساختن نیاز دارد؛ برای نمونه، بخواهد با خط قرآن تماس داشته باشد، در صورتی که پس از پایان نماز است، باید دوباره وضو بگیرد، و با وضویی که برای نماز ساخته است نمی‌تواند آن کار را انجام دهد.

م « ۹۳۴ » زن مستحاضه می‌تواند وارد مسجد مکه و مدینه شود یا در مسجدهای دیگر بماند یا سوره‌ای بخواند که سجده واجب دارد یا نزدیکی نماید، ولی مستحب است غسل‌هایی را که به سبب استحاضه واجب شده است انجام دهد.

م « ۹۳۵ » اگر بخواهد در استحاضه کثیره یا متوسطه، پیش از وقت نماز با خط قرآن کریم تماس داشته باشد یا بخواهد نزدیکی نماید، لازم است غسل کند و وضو نیز بگیرد.

م « ۹۳۶ » گزاردن نماز آیات بر مستحاضه نیز واجب است و برای انجام آن باید همه احکامی را که برای نمازهای روزانه در هر یک از سه حالت: قلیله، متوسطه و کثیره گفته شد، انجام دهد.

م « ۹۳۷ » هرگاه نماز آیات در وقت نماز یومیه بر مستحاضه واجب شود؛ هرچند باید برای نماز آیات نیز همه کارهایی را که برای گزاردن نمازهای روزانه بر او واجب است انجام دهد، ولی اگر بخواهد هر دو را پی در پی بجا آورد، می‌تواند هر دو نماز را با یک غسل و وضو بگزارد.

م « ۹۳۸ » اگر مستحاضه بخواهد نماز قضای خود را بخواند، باید برای هر نماز، کارهایی را که برای نماز ادا بر او واجب است انجام دهد. البته، برای خواندن چند نماز قضا می‌تواند یک وضو بگیرد؛ چنان‌که برای خواندن نافله‌های روزانه به همان

(۲۱۰)

وضوی نماز واجب بسنده می‌شود. هم‌چنین برای گزاردن همه رکعت‌های نماز شب به شرط این‌که نماز شب را پشت سر هم بجا آورد، یک وضو کافی است.

م « ۹۳۹ » اگر زن بداند خونی که از او بیرون می‌آید خون زخم، دُمل و مانند آن نیست و حکم شرعی حیض و نفاس را نیز ندارد، لازم است برابر احکام استحاضه رفتار کند و نیز اگر شک داشته باشد که آن خون از استحاضه است یا چیزی دیگر، در صورتی که نشانه دیگر خون‌ها را نداشته باشد، آن را استحاضه بداند.

(۲۱۱)


 

۵ ـ بهداشت تخلی

درآمد

پیش از این گذشت که طهارت و نجاست شرعی پدیده‌ای متمایز از تمیزی و بهداشت عرفی و عقلایی است. اسلام، افزون بر این که به طهارت روح و نفس اهمیت بسیار داده است و احکامی را بدین منظور در ساختار طهارت، نجاست، وضو، غسل، تیمم و دیگر ابواب شرعی بیان داشته، بر بهداشت، نظافت، تمیزی و پاکی فردی و عمومی نیز تاکید فراوان نموده؛ به‌گونه‌ای که آن را از ایمان دانسته و مظهر تمامی کام‌یابی‌های دنیوی و سعادت اخروی معرفی نموده است.

از ارتباط متقابل و تنگاتنگ جسم ونفس و بدن و روح در بخش‌های آینده سخن گفته خواهد شد و در این بخش، تنها این نکته یادآور می‌گردد که پلیدی جسمانی در ابتدا روح را آزرده می‌سازد و با خوگرفتن به عنصر کثیفی، روح نیز آلوده می‌گردد. بنابر این، پلیدی جسمانی، آلودگی روحی را به همراه دارد؛ چنان‌که آلودگی نفسانی نیز خوگرفتن جسم و بدن آدمی به کثیف زیستن را به دنبال دارد و در نتیجه، وی را به انواع بیماری‌ها مبتلا می‌سازد؛ بیماری‌هایی که از بر

(۲۱۲)

شدن و عروج روح به عوالم برتر و بالاتر جلوگیری می‌نماید و دنیایی تنگ و پریشان‌خاطر را بر وی بار می‌نماید.

سفارش به پاکی و نظافت در سرتاسر فقه و احکام دیده می‌شود و شریعت هرگونه پلیدی و کثیفی را ناهنجاری و ضد ارزش می‌داند؛ هرچند این مهم در بخشی از جامعه اسلامی یا مسلمانان، جایگاه شایسته و اهتمام بایسته خود را باز نیافته است که این امر، فراهم آوردن بستر مناسب فرهنگی خود را می‌طلبد تا هرگونه کثیفی و پلیدی هم‌چون گزینه‌های غیراخلاقی یا امور ضد معنوی از چهره جامعه اسلامی و مسلمانان رخت بندد.

این در حالی است که اگر همه احکام اسلامی در زمینه بهداشت فردی واجتماعی در کنار هم گردآوری شود، خود از قوانین اساسی کشورهای پیشرفته و آن‌چه به نام حقوق بشر از آن یاد می‌شود، بیش‌تر خواهد بود. در این بخش احکام بهداشت تخلی می‌آید.


 

احکام تخلّی

پوشش شرم‌گاه

م « ۹۴۰ » واجب است به هنگام تخلّی و غیر آن، شرم‌گاه خود را از دیگران بپوشاند؛ خواه بیننده نامحرم و جنس مخالف باشد یا محرم؛ مانند: مادر و خواهر و خواه جنس موافق باشد؛ مانند: پدر و برادر، یا بیگانه؛ و خواه بالغ باشد یا نابالغ، یا کودکی که خوب و بد را می‌فهمد، و تنها زن و شوهرند که می‌توانند شرم‌گاه خود را از یک‌دیگر نپوشانند، و هم‌چنین پوشاندن آن از کودک و دیوانه‌ای که نیروی تمیز و تشخیص خوب و بد را در این زمینه ندارند، لازم نیست.


نوع پوشش

م « ۹۴۱ » پوشش شرم‌گاه نیاز به چیز یا شیوه ویژه‌ای ندارد، بلکه پوشش به هر

(۲۱۳)

شیوه و با هر چیز که باشد بسنده است؛ هرچند با دست باشد.


وضعیت بدن در هنگام تخلّی

م « ۹۴۲ » لازم است به هنگام تخلّی، جلوی بدن، مانند: شکم و سینه رو یا پشت به قبله نباشد؛ بر این اساس، زانوها و انگشتان پا می‌تواند رو یا پشت به قبله باشد.

م « ۹۴۳ » به هنگام تخلی نباید بدن یا شرم‌گاه رو یا پشت به قبله باشد و تنها برگرداندن این دو از قبله کافی نیست.

م « ۹۴۴ » احکام رو یا پشت به قبله بودن در حال استبرا مانند تخلّی است، ولی به هنگام شست‌وشو نیازی به رعایت نمودن این احکام نیست.

م « ۹۴۵ » اگر به سبب پوشاندن شرم‌گاه از دیگری یا به هر علتی ناچار شود در هنگام تخلی رو یا پشت به قبله باشد، اشکال ندارد و پوشاندن شرم‌گاه از دیگری مهم‌تر است، ولی اگر عقب انداختن آن زیان یا سختی برای وی نداشته باشد، لازم است به مقداری که می‌تواند آن را به تأخیر بیندازد تا پشت یا رو به قبله قرار نگیرد.

م « ۹۴۶ » لازم است کودکان را در هنگام تخلّی رو یا پشت به قبله ننشاند، ولی اگر کودک، خود به آن سو بنشیند، جلوگیری از آن واجب نیست.


حرمت تخلّی در مکان‌های ویژه

م « ۹۴۷ » تخلّی در کوچه‌ها، گذرگاه‌های همگانی، ملک دیگری بدون خوشنودی وی، مکان وقفی ویژه بدون داشتن شرایط استفاده از آن، و نیز در مکانی که سبب بی‌احترامی به مؤمن یا مقدّسات دینی یا باعث آزار مردم شود؛ مانند: قبرها، حرام است و به طور کلی در غیر شرایط اضطراری و ناچاری، تخلی باید در مکان‌های ویژه آن باشد تا نظافت و بهداشت در کمال آرامش و به‌گونه کامل انجام پذیرد.


 

پاک نمودن شرم‌گاه

م « ۹۴۸ » جای خارج شدن مدفوع را می‌توان به غیر از آب با چیزی مانند سه تکه سنگ یا کلوخ یا سه پهلوی یک سنگ یا کلوخ یا چیزهای دیگری؛ مانند: سه

(۲۱۴)

تکه پارچه یا کاغذ یا سه گوشه از یک تکه آن پاک نمود. این در صورتی است که همراه با مدفوع، نجس دیگری، مانند: خون، بیرون نیامده باشد یا نجاستی از بیرون به آن محل نرسیده باشد و هم‌چنین اطراف مخرج بیش از اندازه عادی آلوده نشده باشد که در سه مورد ذکر شده، تنها آب پاک کننده آن می‌باشد و در هر حال، شست‌وشوی آن با آب پسندیده‌تر است و در این احکام، تفاوتی میان زن و مرد نیست.

م « ۹۴۹ » محل خارج شدن ادرار، تنها با آب پاک می‌شود و پس از برطرف شدن ادرار کافی است یک‌بار شسته شود؛ هرچند آب شست‌وشو قلیل باشد، ولی اگر ادرار از مجرای غیرطبیعی بیرون می‌آید، لازم است آن را دوبار بشوید.

م « ۹۵۰ » اگر مخرج مدفوع از غیرمحل طبیعی آن باشد، تنها با آب پاک می‌شود و در این زمینه تفاوتی میان زن و مرد نیست.

م « ۹۵۱ » اگر مخرج مدفوع با آب شسته می‌شود، باید چیزی از مدفوع در آن نماند، ولی ماندن رنگ و بوی آن اشکال ندارد و نیازی به چند بار شست‌وشو نیست و اگر مدفوع به کلی پاک شده باشد، یک بار شستن کافی است.

م « ۹۵۲ » با سنگ، کلوخ، پارچه، دستمال کاغذی و مانند آن در صورتی که خشک و پاک باشد، می‌توان جای مدفوع را پاک نمود و ماندن ذرّه‌های خشک کوچک و ریز که تنها با آب پاک می‌شود، سبب نجس شدن لباس یا چیز دیگری که با آن برخورد دارد نمی‌گردد و می‌توان با آن نماز خواند.

م « ۹۵۳ » اگر تنها یک تکه سنگ یا کلوخ، مدفوع را از بین ببرد، تطهیر انجام گرفته و پاک شده است و در صورتی که یک تکه از آن‌ها سبب پاکی نمی‌گردد، باید سنگ‌های بیش‌تری به کار گیرد تا پاک شود.

م « ۹۵۴ » برای تطهیر نمودن به غیر از سنگ و کلوخ از مانند پارچه و کاغذ نیز می‌توان استفاده نمود، ولی به کار بردن چیزهای محترم؛ مانند: استخوان، حرام است؛ هرچند مخرج پاک می‌شود و نماز خواندن با آن درست است.

(۲۱۵)

م « ۹۵۵ » پاک نمودن مخرج مدفوع با چیزی که باید احترام آن را نگاه داشت، مانند: کاغذی که بر آن نام‌های مقدّس خداوند، پیامبران و ائمه معصومین علیهم‌السلام نوشته شده است، و نیز خاک تربت و دیگر مقدّسات حرام و گناه است و استفاده از آن در صورت توجّه، عمد و از روی عناد، سبب کفر و نجاست فرد می‌گردد، ولی در صورت غفلت یا بی‌توجهی یا ناآگاهی از حکم یا موضوع، جای مدفوع پاک می‌شود و نماز هم درست است.


شک در تطهیر

م « ۹۵۶ » اگر پس از تخلیه شک نماید که خود را پاک نموده یا خیر، لازم است خود را پاک نماید؛ هرچند عادت داشته باشد که همیشه خود را پس از تخلّی تطهیر نماید.

م « ۹۵۷ » اگر پس از خواندن نماز شک نماید که خود را پیش از نماز پاک کرده است یا خیر، نمازی را که خوانده صحیح است، ولی باید آن را برای خواندن نمازهای دیگر پاک کند.


 

استبرا

م « ۹۵۸ » استبرا کاری است که مرد پس از بیرون آمدن ادرار یا منی انجام می‌دهد تا از بیرون آمدن مانده آن اطمینان یابد.

م « ۹۵۹ » استبرا مستحب است و اگر پس از انجام آن رطوبتی بیرون آید، حکم ادرار یا منی را ندارد و بر این اساس، نجس نمی‌باشد و وضو و غسل را باطل نمی‌کند. مرد می‌تواند این کار را انجام ندهد، ولی در این صورت، رطوبتی که پس از تطهیر بیرون می‌آید، حکم ادرار یا منی را دارد و نجس است و وضو و غسل را نیز باطل می‌کند.

م « ۹۶۰ » استبرا شیوه ویژه‌ای ندارد و به هر روشی که اطمینان به بیرون آمدن مانده ادرار یا منی یابد، بسنده است؛ حتی اگر با سرفه نمودن باشد.

م « ۹۶۱ » استبرا از ادرار با خارج ساختن قطره‌های آن از مجرای ادرار صورت

(۲۱۶)

می‌گیرد و استبرای از منی با بیرون رفتن ادرار از مجرای آن تحقق می‌یابد و بدین‌گونه است که از خارج شدن مانده منی اطمینان می‌یابد و اگر پس از آن رطوبتی از مجرا بیرون آید، پاک است و در حکم منی نمی‌باشد، ولی اگر استبرا انجام نشود و غسل نماید و پس از آن ادرار نماید و سپس رطوبتی بیرون آید که نداند منی است یا نه، رطوبت بیرون آمده؛ خواه به تنهایی باشد یا همراه ادرار، نجس و در حکم منی است و غسل را هم باطل می‌کند و باید دوباره غسل جنابت کند.


استبرا و رطوبت‌ها

م « ۹۶۲ » همه رطوبت‌هایی که از انسان بیرون می‌آید ـ جز ادرار و منی ـ سه‌گونه است:

یکم ـ وذی؛ آبی که گاهی پس از ادرار بیرون می‌آید و کمی سفید رنگ و چسبنده است.

دوم ـ مذی؛ آبی که گاهی هنگام ملاعبه زناشویی بیرون می‌آید.

سوم ـ رذی؛ آبی که گاهی پس از بیرون آمدن منی بیرون می‌آید.

م « ۹۶۳ » همه این رطوبت‌ها، چنان‌چه مجرا آلوده به ادرار یا منی نباشد و استبرا نیز انجام شده باشد، پاک است و وضو یا غسل را باطل نمی‌کند.

م « ۹۶۴ » اگر پس از استبرا رطوبتی از انسان بیرون آید و نداند که ادرار است یا منی یا یکی از رطوبت‌های سه‌گانه، آن را پاک بداند و وضو یا غسل ندارد.

م « ۹۶۵ » اگر پیش از استبرای از منی شک نماید که رطوبت بیرون آمده ادرار است یا منی و آن رطوبت پس از بیرون آمدن منی و پیش از بیرون آمدن ادرار باشد، حکم منی را دارد و در صورتی که پس از بیرون آمدن ادرار باشد، در حکم ادرار است.


شک در رطوبت

م « ۹۶۶ » اگر رطوبتی بیرون آید و نداند که پاک است یا خیر، در صورتی که شک

(۲۱۷)

کند استبرا کرده است یا نه، نجس می‌باشد و وضو را باطل می‌نماید، ولی اگر رطوبتی از او بیرون آید و شک کند که استبرا درست انجام گرفته است یا خیر، که خود این شک سبب شک در پاک بودن آن رطوبت می‌گردد، آن را پاک بداند و وضویی که ساخته است باطل نمی‌باشد.

م « ۹۶۷ » اگر پس از ادرار نمودن استبرا نکند و اطمینان یابد که چیزی در مجرا نمانده است و سپس رطوبتی ببیند و شک نماید که ادرار است یا نه، آن را پیشاب نداند؛ بر این اساس، آن رطوبت پاک است و وضو را نیز باطل نمی‌کند؛ خواه مدتی از هنگام بیرون آمدن ادرار گذشته باشد یا نگذشته باشد.

م « ۹۶۸ » اگر پس از ادرار نمودن استبرا کند و وضو بگیرد و سپس رطوبتی ببیند و بداند که آن رطوبت یا ادرار است یا منی، لازم است غسل نماید و وضو نیز بسازد، ولی اگر پس از استبرا، وضو نساخته باشد، تنها وضو کافی است و لازم نیست غسل نماید.


زن و استبرا

م « ۹۶۹ » برای زن استبرا نیست و اگر رطوبتی ببیند و شک نماید ادرار است یا منی یا رطوبتی دیگر، آن را پاک بداند و چنین رطوبتی وضو و غسل را نیز باطل نمی‌نماید.


 

ویژگی‌های مکان تخلّی

م « ۹۷۰ » جای تخلّی نباید در دید و توجّه همگان باشد و بهتر است سرویس بهداشتی آن در دورترین نقطه از خانه مسکونی ساخته شود که متأسفانه، هم‌اینک مورد رعایت ساختمان سازان قرار نمی‌گیرد.

م « ۹۷۱ » اگر در جایی که پوشش شایسته‌ای ندارد، ناچار از تخلّی باشد، لازم است مکانی را که دور از دید دیگران است برگزیند.

م « ۹۷۲ » جای تخلّی نباید در مسیر انتقال هوا باشد تا از بوی ناخوش آن به‌اندازه‌ای که ممکن است جلوگیری شود.

(۲۱۸)

م « ۹۷۳ » شایسته است ورود به جای تخلّی با پای چپ و بیرون رفتن از آن با پای راست باشد؛ به عکس مسجد که ورود به آن با پای راست و بیرون آمدن از آن با پای چپ شایسته است.

م « ۹۷۴ » مستحب است تا ممکن است به هنگام تخلّی، سر را بپوشاند و بهداشت کامل جای تخلّی و تخلّی‌کننده و نیز شست و شوی لازم را رعایت نماید.


 

ناپسندها در تخلّی

م « ۹۷۵ » نشستن روبه‌روی باد و خورشید و ماه در هنگام تخلّی مکروه است.

نشستن در جاده، خیابان، کوچه، کنار یا مقابل در خانه‌ها و هر جای ناشایست دیگر برای تخلّی از بدترین کارهایی است که جز افراد ناآگاه انجام نمی‌دهند و نباید تنها عنوان «مکروه» را بر آن نهاد، بلکه حاکم می‌تواند برای ارتکاب آن تعزیر و جریمه نیز قرار دهد؛ خواه کسی او را در این هنگام ببیند یا نبیند و خواه آن‌جا مالکی داشته باشد یا نداشته باشد و خواه صاحب آن راضی باشد یا نباشد و خواه خود او مالک آن باشد یا دیگری. پی‌گیری پدیده یاد شده و تشویق جامعه به دوری از آن، از شؤون اجتماعی حکومت است و تنها یک امر شخصی به‌شمار نمی‌آید.

م « ۹۷۶ » تخلّی در کنار درخت میوه‌دار بسیار ناشایست است، مگر آن‌که در بیابان یا جای دیگری، مکان مناسبی برای تخلّی نیابد که در این صورت لازم است پس از تخلّی، برای از میان برداشتن آن بکوشد.

م « ۹۷۷ » خوردن یا سخن گفتن در هنگام تخلی خلاف بهداشت فردی و هنجار اخلاقی جامعه است؛ هرچند سخن، ذکر خدا باشد یا قرآن و آیة الکرسی، مگر آن‌که به صورت ذهنی و ذکر پنهانی و با دهان بسته انجام گیرد. سخن گفتن و ذکر نمودن با بیان لفظ در هنگام تخلّی سبب استنشاق کردن بیش‌تری از راه دهان می‌گردد. تنها سخن گفتن از روی ناچاری است که اشکال ندارد. هم‌چنین ماندن دراز مدّت و نابایست در جای تخلّی و تطهیر با دست راست در حال اختیار، شایسته نیست.

(۲۱۹)

م « ۹۷۸ » ادرار نمودن در آب؛ خواه راکد باشد یا روان و خواه فراوان باشد یا کم، ناپسند است؛ به‌ویژه اگر آب، راکد یا اندک باشد.

م « ۹۷۹ » ادرار نمودن به صورت ایستاده یا بر زمین سفت و سخت و در لانه حشرات و جانوران، بسیار ناپسند است.

م « ۹۸۰ » خودداری از انجام ادرار و مدفوع ناپسند است و زیان‌های بسیاری را به دنبال دارد.

م « ۹۸۱ » شایسته است پیش از ساختن طهارت، نماز گزاردن، خوابیدن، زناشویی کردن و پس از بیرون آمدن منی ادرار کند و خودداری از آن ناپسند است.

در پایان خاطرنشان می‌گردد برای رها کردن ناپسندی یا انجام دادن شایسته‌ها، عقل و سرشت همگانی حاکم است که خود، زبان شرعی به شمار می‌رود.

(۲۲۰)

(۲۲۱)

(۲۲۲)

مطالب مرتبط

موضوعات:

Ads

Advertising